ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ
 
به نام خدایی که به نگاهی آرام کننده دلهاست

لژیون همسفران "تو فقط لیلی باش" شعبه امین گلی روز دوشنبه 95/11/11 با استادی همسفر لیلا و با حضور گرم اعضای لژیون وبا دستور جلسه "سی دی احیاء" راس ساعت 16:30  آغاز به کار نمود.

استاد محترم در ابتدای جلسه به چند نکته در ارتباط با مسائل و  مشکلات همسفران اشاره نمودند. 
استاد محترم فرمودند: همسفرانی حرکت خوبی در لژیون دارند که چشم گفتن به راهنما را خیلی خوب یاد گرفته اند. این چشم گفتن به شخص راهنما نیست بلکه چشم گفتن به  کنگره است و هم چنین فر مانبرداری و اعتماد کردن به راهنما به معنی فرمانبردار بودن و اعتماد داشتن به کنگره است . افرادی که این اعمال را خوب انجام می دهند موفق خواهند بود.

در ادامه مطلب بخوانید...

نکته دوم: این که هر یک از همسفران   نقاشی و شاهکار  زیبای خداوند هستند .  این اثر زیبا در  بر خورد با مسائل و مشکلات زندگی شکل قطعات  یک پازل را به خود گرفته است . همسفر به کنگره می آید  تا تکه های گمشده پازل خود را پیدا کند و دوباره با در کنار هم قرار دادن آن ها نقاشی زیبای خداوند که از اول خلق نموده بود شود . 
بدانید مسافر یک بهانه است و مصرف کننده شدن و حال خراب و تخریب او   بهانه ای است برای این که همسفر وارد کنگره  شود و خداوند این فرصت  را در اختیار او قرار دهد تا قطعات پازل گمشده وجودی  خود را پیدا کرده و  آن را  از نو بسازد . حال قطعات این پازل در کنگره  چیزی جز به موقع حاضر شدن  در جلسه و لژیون ، مشارکت کردن ،خدمت کردن ،پوشیدن لباس سفید ، خرید و گوش دادن به سی دی  نیست و باید این تکه های اصلی پازل  در کنار هم قرار گیرد تا شخصیت اصلی همسفر ساخته شود . 
پس کسانی که حر کت خوبی دارند روی تمام قطعات پازل وجودی خود کار  کرده و فقط به یک موضوع اکتفا نکرده اند. کسی که روی این قطعات کار نمی کند بعد از مدتی این سوال برایش پیش می آید که چرا حال من  خوب نمی شود  و به آرامش نمی رسم؟  پس لازم است در حین سفر گاهی بایستیم  و از خود بپرسیم  که در کجای راه هستیم  و آیا حرکت ما درست است یا خیر  ؟ باید در کنگره هدفمند حرکت کرد و اگر قدر دان این لحظات نباشیم هر لحظه امکان   دارد که این جایگاه یعنی بودن در کنگره از ما سلب شود.

نکته سوم : در مورد مادران می باشد . مادرانی که نگران حالات پرخاش گرانه و نا امیدی در فرزندان خود می باشند . حال خوب یا بد فرزندان ارتباط مستقیمی با حال مادر دارد  و این ارتباط  در رابطه با پدر کمتر اتفاق می افتد . یعنی حال فرزند تحت تاثیر حس مادر است .  احتیاجی نیست فرزند ما در مسیر آموزش های کنگره قرار بگیرد  چرا که از حال و هوای کودکی دور می ماند و این در آینده ممکن است   مشکل  ساز شود  . تنها راه این است که مادران روی حس خود کار کنند تا فرزندان نیز از حال خراب به دور باشند . هرگز سعی نکنید فرزندان خود را تغییر دهید. علت تمام این پرخاشگری ها و نا امیدی ها را در خود ریشه یابی کنید .

استاد گرامی در جواب سوال یکی  از همسفران  مبنی بر این که   چرا مسافر من دوست ندارد به کنگره بیایم و یا از او جلو تر باشم . فرمودند: ما همسفران به عنوان یک انسان حق زندگی کردن داریم . حق داریم که آموزش ببینیم رشد وپیشرفت داشته باشیم .  یک مسافر  زمانی که در می یابد همسفر او  با به کنگره  آمدن حالش خوب می شود و به آرامش می رسد  و این آرامش باعث بهتر شدن زندگی آن ها می شود محال است  از آمدن همسفر به کنگره جلو گیری کند . ولی اگر همسفر با به کنگره آمدن دچار منیت شده و یا به محض این که اتفاقی در خانه رخ دهد بخواهد دانش کنگره  و   برتر بودن  از مسافر را به رخ او بکشد باعث می شود مسافر اجازه  آمدن به کنگره را به او ندهد. ما می توانیم به گونه ای رفتار کنیم که در عین احترام به مسافر ، خود نیز در کنگره پیشرفت کنیم. این هنر همسفر است که با وجود حرکت خوب در کنگره به گونه ای رفتار کند  که مسافر احساس نکند همسفر یک قدم از او جلوتر است . 

نکته چهارم :یکی دیگر از مشکلات همسفران قهر با خداوند است.   یک فرد  زمانی یا دیگری قهر می کند که  چیز با ارزشی در وجودش داشته باشد یعنی یک گوهر با ارزش در وجودش باشد که از قهر او طرف مقابل ناراحت شود . مثلا همسفری با مسافر خود قهر می کند که باعث شود تلنگری به او  زده شود نه این که اهل غر زدن و گیر دادن باشد که با قهر او مسافر خوشحال هم  شود  و فقط محیط خانه را خراب کند .

حال این قهر اگر با خدا باشد چگونه است ؟ زمانی که ما خواسته ای از خداوند داریم و  به  خواسته خود نمی رسیم  با او قهر می کنیم .مگر ما چقدر به خیر و صلاح خود آگاه هستیم ؟  حتی اگر ما دانشمند بزرگی  هم باشیم در  برابر علم عظیم خداوند مثل قطره ای  هستیم در مقابل اقیانوس و او خیر و صلاح ما را بهتر از خود ما می داند .ویژگی ای که خداوند دارد این است که حتی با قهر کردن  ما نظرش عوض نمی شود و خواسته  ایی را  که به اجبار می خواهیم اجابت نمی کند .ولی اگر هم اجابت شد حکم تنبیه را دارد و شاید همان خواسته باعث تخریب در ما شود. پس همیشه در راه رسیدن به خواسته ها تلاش کنید اما نتیجه را به خداوند بسپارید و همیشه در دعاها یتان خیر و صلاح خود را بخواهید . قهر با خدا بد ترین درد دنیاست . چون حرکت انسان ها با توکل به خداوند است .

نکته پنجم : وظیفه شما به عنوان یک همسر و یا همسفر این است که فضای خانه را آرام نگه دارید تا مسافرتان بتواند به خوبی سفر کند حال چه در سفر اول باشد و  چه در سفر دوم  . یعنی نقش همسفر فقط به کنگره ختم نمی شود این نقش باید در خانه پر رنگ تر باشد که بتواند فضای خانه را  خوب و آرام نگه دارد . وقتی همه چیز در خانه آرام  و همسفر هم آرام باشد هنر نیست بلکه هنر به این است که در طوفان و آشوب زندگی یک همسفر بتواند از دانش کنگره برای آرام کردن  محیط خانه استفاده کند . همسفران سفر اول تا جایی که می توانند  اجازه ندهند که مشکلات بر روی مسافر تاثیر بگذارد چرا که همسفر قوی تر است و مشکل جسمی حاصل از مصرف مواد را ندارد و راحت تر می تواند به مسافر خود کمک کند اما نه به  اندازه ایی  که مسافر در جریان مشکلات قرار نگیرد و یک  ناز درمانی به وجود آید . یک همسفر خوب باید بتواند در بر خورد با موج های زندگی سوار بر آن ها از زندگی لذت ببرد و اجازه ندهد این امواج باعث اذیت و آزار او شوند.

نکته ششم : در سفر اول پیام کنگره را به کسی ندهید  چرا که شما با حال خراب نمی توانید کس  دیگری  را یدک بکشید و این باعث تخریب بیشتر در مسافر می شود ولی می توانید برای او دعا کنید زیرا دعا برای یک مصرف کننده بسیار موثر است .

نکته هفتم: هیچ وقت کنگره را به چشم یک لباس سفید نگاه نکنید  و گمان نکنید اینجا چون یک مکان مقدس است پس افراد خدمتگزار  در آن نیز عالی و به دور از خطا هستند . چون این تفکر اشتباه است  و   وجود خطا  در یک فرد ،باعث می شود تمام سیستم کنگره  زیر سوال برود و دید افراد نسبت به کنگره عوض شود .درست است افراد کنگره ای یک برتری از نظر تفکر  نسبت به افراد دیگر دارند ولی قرار نیست پاک و معصوم باشند.

نکته آخر : استاد فرمودند: من به همسفرانی که از مکان های دیگر مثل ان ای یا کلاس های دیگر به این جا می آیند می گویم هر دانشی  دارید را پشت در کنگره بگذارید و وارد شوید چون آن دانش قبلی به درد نمی خورد. ولی به همسفرانی که از شعب دیگر می آیند این را نمی گویم چرا که همان چیزی که من آموزش می دهم را آن راهنما هم  آموزش داده است ولی اگر همسفری خود را متعلق به این لژیون و این راهنما نداند و بخواهد با راهنمای قبلی ارتباط داشته باشد   دچار مشکل می شود و نمی تواند آموزش بگیرد.

در ادامه تعدادی از  همسفران در مورد دستور جلسه که سی دی احیاء می باشد مشارکت کردند .

همسفر شیرین : کلمه احیاء که در  کنگره  به عنوان  جمعیت احیای انسانی کنگره 60   بکار رفته است ،بیانگر این است که کنگره 60 کارش احیای انسان ها است.
در قرآن هم کلمه احیا  آمده است که می فرماید شما مرده بودید ما شما را احیا کردیم یعنی زنده کردیم . احیاء به معنی زنده شدن یا بیدار شدن کسی است که در خواب بوده است . آقای مهندس می فر مایند کسی که مصرف کننده است دست کمی از مرده ندارد . چون هر چه مصرف بیشتری داشته باشد تخریب های زیادی در او به وجود می آید . احیاء کردن روش خاص خود را دارد.پس اگر افراد مصرف کننده را  بخواهیم در یک مکان برای مدتی  نگه دایم بدون این که به  آن ها  آموزش  دهیم  بی فایده است. چرا که احیاء کردن شرایط خاص خود را دارد و از همه مهمتر تثبت آن است یعنی باید درمان مصرف کننده به گونه ای باشد که با دیدن مواد وسوسه نشود و  احیا کردن  فقط در  قسمت جسم صورت نمی گیرد بلکه در روان و جهان بینی نیز  باید انجام  شود .  کسی که می خواهد احیا کند باید چند ویژگی داشته باشد . ۱- تمایل به احیا داشته باشد ۲- توان احیا کردن داشته باشد ۳- علم احیا کردن  را داشته باشد .

همسفر اشرف : کسی که می خواهد احیا شود باید چند ویژگی را داشته باشد .
۱-تمایل به احیا داشته باشد .یعنی اینکه خود بخواهد و دوست داشته باشد که درمان  شود . ۲- تسلیم احیا  شود .  یعنی باید تسلیم راهنما باشد و مقررات را رعایت کند .۳- قابل درمان و احیاء باشد .  یعنی در محدوده و توان ما باشد تا بتوان  آن را درمان کرد. پس در کنگره یک ا حیا کننده داریم یک احیا شونده و یک طعام احیاء که همان روش  Dst  و شربت Ot است و جهان بینی و سی دی ها و اجرای فرمان های   راهنما .

همسفر اکرم : در احیاء مکان و زمان هم باید وجود داشته باشد. مکان همان کنگره می باشد و زمان هم  زمانی  است که مصرف کننده به شرایط لازم برای درمان رسیده باشد . فرد احیاء شده مانند کسی است که از یک خواب طولانی بیدار شده   در این زمان باید دقت کرد که به بیراه نرود .انسان ها به  خاطر این که می خواهند سریع به هر چیزی دسترسی پیدا کنند راه را اشتباه می روند .مثلا می خواهند نیاز های جنسی خود را بر طرف کنند ممکن است از راه های نا مشروع  برای رسیدن به این خواسته اقدام کنند . یک مصرف کننده در کنگره یاد می گیرد برای رسیدن به هر چیزی راه درست را در پیش بگیرد . آقای مهندس می  فرمایند:  در هر چیزی اگر افراط شود  مشکل  پیش می آید .مثلا در مورد مسائل جنسی باعث می شود فرد به هم جنس گرایی روی بیاورد و موجب بی بند و باری و بیماری هایی از جمله ایدز  شود .منشا همه این مسائل این است که انسان می خواهد هر چیزی را به صورت غیر طبیعی و سریع بدست آورد.

در پایان استاد عزیز فرمودند:  یک همسفر نمی تواند نقش یک احیا کننده را داشته باشد  چون  علم  و توان آن را ندارد ولی چون عشق آن را دارد   قطعا می تواند به مسافر خود کمک کند .

بعد از آن لژیون با دعای خالصانه همسفران به پایان رسید.

نویسنده و تصویرگر: همسفر فاطمه

ویرایش: همسفر لیلا رحیمی



طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1395/11/13 ] [ 01:44 ب.ظ ] [ همسفر لیلا رحیمی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic