ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق که اوست.

لژیون دوم همسفران شعبه امین گلی در روز دوشنبه 18/11/95 با راهنمایی همسفر لیلا و حضور گرم اعضای لژیون و با دستور جلسه سی دی نور راس ساعت 16:30 بر گزار شد.

در ابتدا استاد عزیز ضمن سلام و خوش آمد گویی٬ از چند تن  همسفران عزیز خواستند که بر داشت های خود را از سی دی نور بیان کنند...

در ادامه مطلب بخوانید...


همسفر فاطمه عمادی: مطلب حائز اهمیت در این سی دی مسئله حس است. که تعیین کننده همه چیز است و اطلاعات را به سیستم فیزیک جسم داده و آن سیستم با ارزیابی حس باعث ایجاد حال خوب یا بد در ما می شود. نکته دیگر این  که انسان ها در هر مقطعی  هستند باید در حرکت و تلاش باشند٬ حتی در بهشت و یا جهنم! یعنی  در جهان های دیگر این حرکت و تلاش نوعی آموزش است.


همسفر هاجر: آقای مهندس در این سی دی می گویند: هر انسانی قالبی دارد اما پیدا کردن قالب مشکل است زیرا فراز و نشیب های زیادی دارد که باید با طی کردن آن ها به جایگاه اصلی خود برسد. و اگر انسان به وظایف خود  عمل کند به مهمانی بزرگ و عظیمی دعوت می شود که همان بهشت موعود است.  


همسفر لیلا رحیمی: در این سی دی مثلثی مطرح است تحت عنوان نور٬ صوت و حس! صوت مانند اداره مخابرات٬ انتقال اطلاعات را به عهده دارد. نور در هستی فرمان می دهد و حس اولین قوه به کار گیری نیروی عقل است. هر چه نور و  صوت قوی باشند اما این حس است که به آن ها قوت می دهد. حس با خواسته و جسم انسان نیز در ارتباط است چرا که بر داشت ما نسبت به هر مسئله ای بستگی به خواسته و حس ما دارد. و تنها زمانی   می توانیم   به صلح و آسایش دست یابیم  که به مرحله ای از شناخت و آگاهی   رسیده باشیم  و بتوانیم برداشت درستی از حس خود داشته باشیم.


همسفر اکرم بیگی : منظور از اینکه می گوییم حس با خواسته در ارتباط است این است که اگر ما چیزی را بخواهیم حس ما نسبت به آن خوب است وبر عکس اگر چیزی را نخواهیم حس منفی  است و با جسم نیز در ارتباط است چون بر روی ناقل های عصبی  اثر می گذارد . خداوند می گوید من یک گنج مخفی بودم که برای نشان دادن خود انسان ها را خلق نمودم.


همسفر خدیجه : ما بیهود پا به هستی نگذاشته ایم وساکن نیستیم  ٬ همیشه در حال تلاش هستیم واین تلاش کردن حتی در بهشت برای رسیدن به طبقات بالاتر  وجود دارد. زیرا درجات ارتقاء یافتن  انسان بی نهایت است.


در ادامه استاد عزیز این چنین فرمودند : خداوند در کلام الله می گویید من نور  آسمان ها و زمین هستم  و تمام موجودات هستی  نور خود را از خداوند می گیرند. یعنی قرار نیست که فقط پیامبران و انسان های صالح از نور خداوند برخوردار باشند. اما  میزان  برخورداری از این نور  بستگی به تلاش و جایگاه انسان دارد. نکته مهم این است که خداوند می گوید  من یک گنج مخفی بودم و برای  تجلی خود انسان را  آفریدم. و این نشان دهنده ارزش و مقام انسان   روی کره خاکی است.

اینجا منظور از نور خداوند همان علم و دانشی است که خداوند دارد٬ و برای هدایت انسان در کتب آسمانی  و وجود پیامبران دمیده است.

آقای مهندس می گویند:  ما اگر  تمام  چشم ها و عقل های  دنیا را جمع کنیم  نمی توانیم به ذره  ای از نور خداوند که در کائنات وجود دارد پی ببریم و چه خوب است که بتوانیم در زندگی به خداوند اعتماد کنیم و آنچه را برای ما رقم میزند را بپذیریم.

نکته بعدی این است که در برخورد با انسان ها  ما با سه حالت مواجه می شویم ٬ یا از آن ها خوشمان می آید و یا بدمان می آید و یا این که نسبت به آن ها  بی تفاوت هستیم .یک سری از انسان ها هستند که ما از آنها دور هستیم وحس ما نسبت به  آن ها اهمیتی ندارد اما انسان هایی که با آن ها زندگی می کنیم ٬

 اینکه   در کدام گروه قرار دارند  بسیار حائز اهمیت است. اگر در گروهی باشد  که نسبت به آن ها کینه و نفرتی داریم  باید بدانیم اولین ضربه را به خودمان میزنیم.


سوال همسفر هاجر مبنی بر این که مرز بین بی تفاوتی و رها کردن چیست؟


راهنمای عزیز این چنین پاسخ دادند: زمانی که همسفر  به کنگره می آید به او گفته می شود که مسا فر خود را رها کن ٬ اما تشخیص  رها کردن با بی تفاوت بودن بسیار مهم است. ما انسان ها در وجود خود یک نیروی بسیار عظیمی داریم که اگر آن نیرو را فقط بر روی یک موضوع متمرکز کنیم به نتیجه می رسیم و تنها به این دلیل است که در دعاهای کنگره گفته می شود تنها یک خواسته و یا یک دعا! پس تمرکز کردن بر روی یک موضوع اثر فوق العاده زیادی دارد .سعی کنید درزندگی همیشه خواسته های خود را اولویت بندی کنید  و هدفمند زندگی کنید . و نیروی خود را تنها بر روی یک خواسته متمرکز کنید.


مثلا  یک سفر اولی باید تنها خواسته اش   رهایی مسافر خود باشد و بر روی آن تمرکز کند و یا یک سفر دومی  تمام تمرکزش  بر روی  رسیدن  به  جایگاه کمک راهنمایی باشد. حال چرا  همسفر با توجه به تمر کز خود بر روی مسافر باید آن را رها کند؟

به این دلیل که  همسفری که به کنگره می آید تمر کز ٬ انرژی و نیروی آن منفی است.


 و به همین دلیل  بر روی مسافر متمرکز می شود اما به حالت منفی ! یعنی مسافر را کنترل می کند و با حالات مختلف آن به هم می  ریزد ٬پس همسفری که آموزش ندیده و حس های او منفی است نمی تواند مسافر را حمایت کند و حتی می تواند اثرات مخربی روی آن داشته باشد.


به همین دلیل است که می گوییم مسافر را رها کنید چون توان و نیروی حمایت از آن را ندارید  و نه تنها  بال پرواز  برای او نیستید بلکه بند پای او می شوید٬ پس  فقط می توانید از طریق عشق و محبت به مسافر خود کمک  کنید اما بی تفاوت بودن به این معنی است که شما کلا تمرکز و نیروی خود را از روی مسافر بردارید یعنی هم نیروی مثبت هم نیروی منفی!


نیروهای منفی را کنار بگذارید چون با این کار اوضاع را بدتر می کنید اما نیروهای مثبت را نگه دارید مثلا اگر مسافر  حرکت درستی انجام داد خوشحال شوید٬ به  موقع تشویقش کنید ٬ به او امید و انگیزه ٬حرکت بدهید٬ پس  ما رها می کنیم که نگران ونا امید  نباشیم٬ مسافر هم درطول سفر به حمایت  همسفر نیاز دارد اما حمایت  عاطفی !


بعداز آن  لژیون  با دعای خالصانه همسفران به پایان رسد.


نویسنده: همسفر لیلا رحیمی

تصویرگر: همسفر فاطمه

 




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1395/11/19 ] [ 09:02 ب.ظ ] [ همسفر لیلا رحیمی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic