ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق که اوست..

لژیون دوم همسفران شعبه امین گلی در روز دوشنبه 25/11/95 با راهنمایی همسفر لیلا، دبیری همسفر یاسمن و استادی همسفر خدیجه و با دستور جلسه "سی دی خانواده" راس ساعت 16:30 بر گزار شد.


همسفر اگر به مسافر خود احترام نگذارد چطور می تواند توقع داشته باشد که جامعه به او احترام گذارد؟ بودن مسافر در اعتیاد دلیل بر این نیست که با او بد رفتاری کنیم و باید بدانیم   فرد مصرف کننده یک بیمار است نه یک مجرم و یا انگل اجتماع!       

فرض کنید مسافر شما دچار بیماری سرطان شده است٬ چطور به او احترام می گذاریم؟!  چطور از او  مراقبت می کنید؟  

اعتیاد هم به همین صورت است  و چه بسا بدتر از آن٬ چون روح و روان آن را هم آلوده کرده است پس باید نهایت احترام را به مسافر گذاشت گویی که...

گزارش کامل در ادامه مطلب...

در ابتدا راهنمای عزیز خانم لیلا از اعضای لژیون  که در جشن دیده بان شرکت  و از دیده بانان محترم قدر دانی کردند٬ تشکر نمودند و فرمودند شرکت در چنین جشن هایی واقعا سعادت می خواهد.  در ادامه راهنمای عزیز چند نکته را  بیان نمودند: آقای امین می فرمایند کسی که زود رنج است یعنی خیلی زود از یک  مسئله ای ناراحت می شود نشانه این است که هنوز در عمق تاریکی هاست، پس اگر هنوز از کوچکترین حرف و سخنی در کنگره می رنجید، بدانید که باید حرکت بهتری داشته باشید تا بتوانید از تاریک خارج شوید.  

و نکته بعدی این که٬ هر خدمتی را که در کنگره و یا در لژیون انجام می دهید ٬ نه برای شخص راهنماست و نه برای کنگره و آقای مهندس و نه برای هیچ شخص دیگری ! بلکه هر خدمتی که انجام می دهید فقط برای رسیدن به حال خوش خودتان است. و این را بدانید که در کنگره هیچ خدمتی روی زمین نمی ماند. پس هیچ منتی نیست.  


راهنمای گرامی، بعد از صحبت های اولیه از همسفر خدیجه دعوت نمودند که استادی و  اداره لژیون را بپذیرند.


 همسفر خدیجه: خدا را سپاس می گویم و از خانم لیلا هم تشکر می کنم که این فرصت را به بنده دادند تا جایگاه استادی و اداره ی لژیون را تجربه کنم. حالا از اعضای لژیون درخواست می کنم که برداشت خود را از سی دی خانواده بیان کنند.   

 

 

همسفر اکرم عابدی: آقای امین در ابتدای سی دی  ماه مبارک رمضان را با ذکر یک مثال این چنین  مطرح کردند: فرض کنید ماشینی دارید با تمام امکانات ٬ که  همه جا با آن میروید و خیلی راحت هستید٬ حال این ماشین را به مدت  یک ماه به دست مکانیک می سپارید یعنی   در این یک ماه اصلا ماشین ندارید و برای رفتن به هر جایی باید از  آژانس استفاده کنید  و یا پیاده بروید٬ درست است که در این یک ماه با ید یک سری از سختی ها را تحمل کنید اما مطمئن هستید که بعد از آن ماشین سالمی را تحویل خواهید گرفت. و ماه مبارک رمضان هم برای جسم چنین وضعیتی دارد٬ یعنی درست است که باید گرسنگی و تشنگی را تحمل کنید اما بعد از آن جسم سالم تری دارید و سیستم ایکس شما بهتر کار می کند. اما اگر شخص دچار بهم ریختگی درون باشد٬ نمی تواند روزه بگیرد در این صورت تمام سلول های جسم ٬ علیه او شورش کرده و شخص مجبور می شود روزه خود را بخورد. حتی اگر کسی  عقاید ما را برای روزه گرفتن قبول نداشت نباید پرخاشگری کرد چون بهترین رفتار خوش خلقی است اما در بعضی موارد جدیت هم لازم است.  

            

همسفر حبیبه: اگر انسان در بر خورد با هر مسئله ای خوش خلق و خوش رفتار باشد می تواند حتی بر رفتار دیگران نیز تاثیر بگذارد و  می تواند در آن ها نقطه تفکری ایجاد کند. چون انسان با اختیار آفریده شده و نباید از اختیارات خود خارج شود. ما همیشه از طبیعت الگو می گیریم و در این جا نیز انسان را به یک درخت تشبیه کرده که خانواده مثل ریشه های درخت هستند و املاح را از خاک می گیرند و به درخت می رسانند و این ریشه ها  هستند که در مقابل هر طوفانی از درخت مواظبت می کنند. یکی از ارکان اصلی جامعه٬ خانواده است. که ریشه آن پدر و مادر هستند  و مانند ریشه های درخت ٬ تمام امکانات را برای رشد و پیشرفت فرزند خود فراهم می کنند و این خانواده است که در مقابل هر تخریبی بیشترین آسیب را می بیند .   


همسفر خدیجه: اگر مسافر که همان ریشه  است از خانواده جدا شود این وظیفه اعضای خانواده است که آن پیوند محبت را حفظ کنند و اجازه جدا شدن ریشه ها از یک دیگر را ندهند و از یک دیگر فاصله نگیرند و به فرزندان خود نیز از همان سن کم یاد بدهند  که چطور از این ریشه ها مراقبت کنند.  


همسفر اشرف: اگر ما بهترین کار خانه ٬ با بهترین مهندسان و مدیران هم داشته باشیم اما مواد اولیه و مرغوب به کار خانه نرسد هیچ فایده ایی ندارد و خانواده هم بهترین مواد را در اختیار فرزندان قرار می دهد. و اگر شخص نتواند   از خانواده خود محبت دریافت کند ٬ سعی می کند برای این کمبود محبت جایگزین پیدا کند و محبت را از جای دیگر  توسط اشخاص دیگری دریافت کند . و مسئله بعدی این که در فرایند پالایش٬ قسمت مهم شناخت خود مان است اما زمانی که یک پدر سال ها در وادی اعتیاد بوده ممکن است نتوانسته باشد به فرزند خود محبت کند و بیشتر بار مسئولیت بر عهده سایر اعضا بوده است بنابراین بعد از درمان باید به احیاء کردن خانواده آسیب دیده خود بپردازد.         


همسفر خدیجه: بعد از رسیدن به رهایی در کنگره٬ باید تعادل بین خانواده و کنگره بر قرار شود نه این که تنها جذب کنگره شوید ٬ درست است که بودن در کنار اعضای کنگره و لژیون حال خوشی به  شما می دهد اما نباید این فرصت را نیز از خانواده دریغ کرد. و منظور از احیاء  کردن خانواده یعنی  زنده کردن احساسات و محبت های واقعی است.     


همسفر مریم: خانواده مانند ریشه یک درخت است و در مسئله اعتیاد خانواده بیشترین آسیب را می بیند. اگر بهترین درخت را در بهترین مکان هم داشته باشیم اما ریشه های آن روی خاک باشد آرام آرام آن درخت خشک می شود و در مورد  انسان نیز این چنین است یعنی اگر در بهترین کشور و در بهترین شهر با بهترین آب و هوا زندگی کنیم٬ اما از خانواده خود جدا باشیم مسلما از خیلی نعمت ها محروم هستیم. حال ممکن است این سوال پیش آید که کسانی هم بوده اند که یتیم بوده اما به موفقیت های بزرگی رسیده اند؟ باید گفت به عنوان مثال درخت خرما در یک منطقه محروم و با آب خیلی کم آبیاری می شود اما میوه بسیار مقوی و مفید دارد.                


همسفر خدیجه: انسان ممکن است به هر دلیلی از ریشه های خود دور باشد و کمبودی را در نفس خود احساس کند٬ اما باید موج سواری را بلد باشد و از مشکلات درس بگیرد٬ نداشتن خانواده و محرومیت ها غم و اندوه و مشکلات زیادی را به همراه دارد ٬ اما انسان های بزرگ و دانا سوار بر این موج می شوند و خود را به اوج می رسانند. مثل درخت خرما که کمترین امکانات را دارد اما تنومند ترین درخت است که حتی طوفان هم نمی تواند به آن اسیب برساند.       


همسفر یاسمن: برای من همیشه سوال بود که خانواده هایی که مشکل دارند فرزندان آن ها چگونه و در چه شرایطی بزرگ می شوند؟ در صورتی که فرزند آن ها هیچ مشکلی ندارد؟ اما در این سی دی متوجه شدم که نداشتن یکی از اعضای خانواده واقعا یک محرومیت است و غم و اندوه زیادی به همراه دارد. این غم و اندوه می تواند ظرفیت و نقطه تحمل فرد را بالا ببرد و آن  را به اوج رساند و یا بر عکس٬ آن را به پایین ترین نقطه سوق دهد.  


همسفر خدیجه: انسان باید به آن درجه از دانایی برسد که هر کجا احساس کرد ریشه ها از هم فاصله گرفته اند ٬ پیوند محبت را بر قرار و محکم تر کند. نه این که با تیشه ریشه ها را جدا کند و این در مورد ما همسفران صادق است که هنرمندانه بازی  کنیم. 

 

همسفر لیلا رحیمی: این سی دی برای من ادامه سی دی شمشیر در سنگ بود. محبت بین پدر و مادر و سایر اعضای خانواده به   یک میزان است اما میزان دریافت آن عشق و محبت بستگی به خود شخص دارد. این که می گویند  نداشتن یکی از اعضای خانواده محرومیت خیلی بزرگی است٬ واقعا من این را با تمام وجود حس کرده ام. زمانی که پدرم را از دست دادم به خاطر آن عشق و محبت و وابستگی شدیدی که به پدرم داشتم ٬ برایم غیر قابل تحمل بود و هر لحظه  نبودنش برایم درد آور بود٬ اما هیچ وقت هیچ محبت  و احساسی جایگزین حس پدری برایم نشد . و امیدوارم کسانی که از چنین نعمت بزرگی بر خوردار هستند٬ قدر آن را بدانند و به نقطه ایی نرسند مه برای جبران کردن دیر شده باشد.    

      

همسفر خدیجه: فرصت ها را نباید از دست داد باید قدر یک دیگر را بدانیم٬ پیوند محبت بین پدر و دختر دو طرفه است و زندگی بعد از مرگ از بین نمی رود. مسلما بیقراری دختر پدر را نیز نا آرام میکند. پس باید به آرامش برسی و پدرت را در بعد های دیگر ببینی.                            

همسفر هاجر: آقای امین می فرمایند: یکی از ارکان به وجود آمدن جامعه وجود شخصیت  در انسان است. و جامعه نیز از خانواده تشکیل شده است و اگر از خانواده خود فاصله گرفته و جدا شویم زندگی کردن در جامعه مشکل می شود.      

اما چگونه یک خانواده از نظر احساس ورشکسته می شود؟ خانواده ایی که از حال یک دیگر بی خبر هستند ٬ با هم صحبت نمی کنند و سر یک سفره غذا نمی خورند٬ یک خانواده ورشکسته هستند .     

اما چطور این خانواده ورشکسته به وجود می آید؟ اگر مسئله اعتیاد را در نظر بگیریم مسافران قبل از ورود به کنگره در وادی اعتیاد بودند و تنها  در گیر مواد !  و اعتیاد هم یک حجاب و پوشش برای آن ها شده بود و به گونه ایی حتی زبان همسفر را هم٬ متوجه نمی شدند . اما با ورود به کنگره به مسافر و همسفر  آموزش داده شد  که زبان گفتاری  یک  دیگر را به هم نزدیک کنند. همسفر فاطمه: یک خانواده ورشکسته حتی نمی توانند به مسافرت بروند و ساعاتی که از یک دیگر فاصله دارند  بیشتر در آرامش هستند. اما این خانواده از ابتدا این چنین نبوده بلکه در اثر یک اتفاق مثل اعتیاد به خانواده ورشکسته تبدیل شده است. و کار لژیون و کنگره یکی کردن زبان آن هاست.


همسفر عفت: اگر مسافر احساس همسفر را نا دیده بگیرد٬ چه باید کرد؟


همسفر خدیجه: هر عملی یک عکس العملی دارد. ممکن است شما با نظر مسافر خود مخالفت  و صحبت های آن را نقص کنید٬ اما باید بدانید همان طور که شما برای خواسته خود دلیلی دارید مسافر نیز دلایلی دارد. و اگر نتوانید در یک موضوع به تفاهم برسید نشان دهنده این است که به درک متقابل نرسیده اید٬ و این هنر همسفر است که خواسته خود را به موقع و در شرایط مناسب مطرح کند.    

با این سی دی متوجه شدیم که خانواده اهمیت خیلی زیادی دارد اما  با وارد شدن به وادی اعتیاد٬ نبیان خانواده سست شد !  و در کنگره به محکم کردن ریشه ها و احیاء کردن خانواده پرداختیم. و یکی از دلایل سست شدن بنیان خانواده٬ اختلاف فاز است. که مسافر بنا به اعتیاد خود در دنیایی دیگر است و همسفر نیز در یک دنیای دیگر! و باید دانایی و نقطه تحمل خود را بالا ببریم و بدانیم که دانایی ناقص ما را به خداوند نزدیک نمی کند.  

زمانی که مشکلی برای مسافر پیش می آید ٬ آن را تمام وجود و قلب خود درک کنیم وبه یاد داشته باشیم که با درک متقابل می توانیم بر مشکلات غلبه کنیم. اما نباید در برابر هر مشکلی حالت دافعه داشت. زیرا مسافر از لحاظ سیستم ایکس آسیب دیده و همسفر از لحاظ احساس و اندیشه!       

در سفر اول باید محکم و با استوار قدم بر داشت و خوب آموزش گرفت تا در سفر دوم اختلاف فازی وجود نداشته باشد. و در اخر این که سعی  کنید برای فرزندان خود مانند یک خورشید باشید نه یک  مهتاب!       

پایان سی دی.


در ادامه راهنمای عزیز خانم لیلا٬ به چند نکته اشاره نمودند:


از خدیجه ی عزیز بسیار تشکر می کنم که امروز به بهترین شکل ممکن، لژیون را اداره کرد و امیدوارم به زودی او را در جایگاه کمک راهنمایی ببینم.


دراین سی دی در مورد بنیان خانواده صحبت می شود که از نظر کنگره خانواده اهمیت زیادی دارد. آقای مهندس می فرمایند: در درمان اعتیاد٬ خانواده الویت دارد یعنی اگر قرار باشد بعد از درمان٬ شخص از خانواده خود جدا شود ترجیح می دهیم در اعتیاد باقی بماند چون شخصی که مثلا هرویین مصرف می کند ارجح تر است از کسی که به درمان رسیده است، اما خانواده ی او از هم پاشیده است. حتی در کنگره و خدمت کردن ٬ خانواده باید در الویت اول باشد و کنگره در الویت دوم! و تک تک همسفرانی که به کنگره می آیند و روی این صندلی ها می نشینند و تلاش می کنند تا خانواده خود را حفظ کنند٬ قطعا الویت آن ها خانواده بوده است.      

این را بدانید که کنگره هدف نیست٬ کنگره وسیله است. هیچ وقت به کنگره به چشم یک هدف نگاه نکنید و گمان نکنید که با ورود به کنگره همه چیز تمام شده و به جعبه آرزو ها رسیده اید. در کنگره درست زندگی کردن را یاد می گیریم و باید آن را در خانواده خود عملی کنیم٬ و این خیلی مهم است. کنگره مثل یک دانشگاه است ٬ در این جا تمرین می کنیم که بتوانیم در خانواده خود آن را اجرا نماییم.  

هفته ی پیش یکی از همسفران پرسید که چگونه می شود مسافر خود را به کنگره آورد و او را جذب کنگره کرد؟   

اولا این که هرگز فراموش نکنید که باید به اختیار مسافر خود احترام بگذارید. حتی اگر انتخاب کرده است که به کنگره نیاید. و اما شاید  به این دلیل مسافر به کنگره نمی آید که تغییرات را در همسفر ندیده است یعنی اگر همسفر در کنگره عاشقانه خدمت می کند و به حرف راهنما گوش می دهد در خانه نیز باید این چنین باشد. اگر همسفر فقط یک مقدار از آموزش های کنگره را در خانه عملی کند٬ نه تنها مسافر مانع از آمدن او به کنگره نمی شود بلکه کنجکاو و تشویق می شود که بداند مکانی که همسفر  را به این حال خوش و آرامش رسانیده٬ کجاست؟           

اگر مسافر در سفر دوم به همسفر اجازه آمدن به کنگره را ندهد٬ مقصر اصلی خود همسفر است، چون مسافر تغییرات را در همسفر خود ندیده است و اگر ببیند قطعا اجازه خواهد داد.  



زن و مرد ستون های خانواده هستند  و خانواده بر این دو ستون استوار است٬ و نمی شود بار مسئولیت تنها بر عهده یک نفر باشد اما زمانی که یک خانواده از نظر احساسی ورشکسته شود می توان گفت که 90 در صد آن به  همسفر ربط دارد. وهمان طور که تخریب  همسفر بر اعضای خانواده  بیشتر از مسافر است،  درنتیجه همسفر در  به وجود آمدن  ورشکستگی نیز  نقش دارد. مثلا زمانی که مسافر وارد وادی اعتیاد می شود همسفر به او بی احترامی می کند و به خود حق می دهد که چنین رفتاری داشته باشد. اما دقیقا مسافری هم هست که همان شرایط را دارد و همسفر او با کمال محبت و عشق با او رفتار می کند.

همسفر اگر به مسافر خود احترام نگذارد چطور می تواند توقع داشته باشد که جامعه به او احترام گذارد؟ بودن مسافر در اعتیاد دلیل بر این نیست که با او بد رفتاری کنیم و باید بدانیم   فرد مصرف کننده یک بیمار است نه یک مجرم و یا انگل اجتماع!       

فرض کنید مسافر شما دچار بیماری سرطان شده است٬ چطور به او احترام می گذاریم؟!  چطور از او  مراقبت می کنید؟  

اعتیاد هم به همین صورت است  و چه بسا بدتر از آن٬ چون روح و روان آن را هم آلوده کرده است پس باید نهایت احترام را به مسافر گذاشت گویی که آن پادشاه خانواده است.  

و اما در مورد این که چطور می توانیم خانواده خود را از ورشکستگی خارج کنیم؟  باید گفت اولین کاری که باید انجام داد این است که سر یک سفره شام بخوریم٬ حتی اگر مسافر نباشد و دیر بیاید باید منتظر ماند. و با همین کار کوچک آرام آرام پیوند محبت ایجاد می شود و همین مسائل کوچک است که آن ها را در نظر نمی گیریم و بعد شاهد کم شدن محبت هستیم.  .   

سوال دیگر این که: از کجا بدانیم ماندن در کنار یک مصرف کننده کار درستی است و چند سال دیگر پشیمان نمی شویم؟ نشانه آن این است که  همسفر در کنار یک مسافر رشد کند و به اوج برسد؛  اما اگر همسفر فقط  تحمل کند٬  یعنی مسیر را اشتباه رفته است. پس سوختن و ساختن کار درستی نیست، باید در هر شرایطی که هستید، بیشتری بهره را برای رشد خود به کار ببرید و از آن فرصت استفاده کیند.  

 آقای امین می فرمایند: باید از طریق عشق و محبت وارد شویم و شفا دهیم. محبت و شفا از طریق قلب ما اتفاق می افتد و هر کجا قادر به محبت کردن نبودیم لااقل احترام بگذاریم. و در کنار آن احترام سعی کنیم  یک خوبی کوچک هم انجام دهیم. حس های مسافران بسته است اما مطمئن باشید محبت بر آن ها تاثیر گذار است.  زمانی که خوبی و محبت می کنید منتظر پاسخ نباشید چون به این می گویند عشق بلا عوض!


آن خدایی که  باید خوبی ٬ محبت و تلاش های شما را ببیند قطعا خواهد دید و به موقع دست شما را خواهد گرفت.


بعد از آن لژیون با دعای خالصانه ی همسفران به پایان رسید.


نویسنده: همسفر لیلا رحیمی


تصویرگر: همسفر فاطمه

 




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1395/11/27 ] [ 03:58 ب.ظ ] [ همسفر لیلا رحیمی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic