ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق که اوست...

لژیون دوم هم‌سفران شعبه‌ی امین گلی روز دوشنبه 96/1/26 با استادی هم‌سفر لیلا، دبیری هم‌سفر یاسمن و با دستور جلسه‌ی «سی دی بهشت و جهنم» رأس ساعت 16:30 برگزار شد.


خداوند سریع الحساب است؛ خداوند جواب خوبی را همان موقع می‌دهد؛ منتها پاداش‌هایی که خداوند می‌دهد شاید آن  چیزهایی نباشد که من انتظارش رادارم و شاید اصلاً آن‌ها را حس نکنم؛ مثلاً قدم‌هایم را در کنگره محکم‌تر می‌کند یا درجایی که قرار است گناهی مرتکب شوم به ما اجازه‌ی گناه نمی‌دهد  و به خاطر همین نمی‌توانیم قضاوت کنیم  که خداوند من را نمی‌بیند و من را رها کرده است.

در ادامه مطلب بخوانید....

 

استاد در ابتدا سؤال یکی از هم‌سفران را پاسخ دادند در مورد اینکه: زمانی که به دیگران اعتماد می‌کنیم و آن‌ها از اعتماد ما سوءاستفاده می‌کنند چه اتفاقی برای عزت‌نفس ما می‌افتد؟

اول این‌که عزت‌نفس یعنی احترامی که برای خودمان قائل هستیم؛ اما زمانی که دیگران از اعتماد ما سوءاستفاده می‌کنند دو اتفاق برای ما می‌افتد.

1: حس ما نسبت به آن شخص عوض می‌شود؛ ممکن است نسبت به او تنفر پیدا کنیم و یا تصمیم بگیریم دیگر به او اعتماد نکنیم.

 2: حس ما نسبت به خودمان عوض می‌شود؛ ممکن است خود را سرزنش کنیم که من چقدر ساده بودم که به او اعتماد کردم.

فعلاً با بخش اول کاری نداریم، اما با این حسی که به نسبت خودم دست می‌دهد باید چه‌کار کنم؟ در این‌گونه مواقع اگر عزت‌نفسم واقعی باشد، یعنی باور داشته باشم که این توانایی‌ها رادارم، هرگز حسم نسبت به خودم عوض نمی‌شود. مثلاً اگر تمام دنیا بگویند تو نامهربانی من می‌گویم من مهربانم! چون خودم را می‌شناسم، پس قرص و محکم سر باورم می‌ایستم و از آن دست نمی‌کشم. در این صورت اگر کسی از اعتماد من سوءاستفاده کند عزت‌نفس من از بین نمی‌رود؛ اما در اگر عزت‌نفسم از بین رفت یا آسیب دید، مقصر خودم هستم که باورهای خود را تقویت نکرده‌ام. پس در این‌گونه مواقع باید خودمان را ببخشیم و راحت به کسی اعتماد نکنیم.

آدم‌ها یا در بهشت زندگی می‌کنند یا در جهنم؛ آن‌هایی که در بهشتند، بهشت آن‌ها دو نوع است:

1: بهشتی که همه می‌توانند به آن وارد شوند؛ چه آدم‌های خوب و چه آدم‌های بد.

2: بهشتی که هرکس اجازه ندارد وارد آن شود. حتی خداوند هم اجازه نمی‌دهد هرکسی وارد بهشت او شود.

بعضی از انسان‌ها هستند یک بهشتی درون خوددارند که هیچ‌کس نمی‌تواند وارد آن شود و آن را خراب کند. ما می‌توانیم به مرحله‌ای برسیم که به هرکسی اجازه ندهیم بیاید و بهشت ما را خراب کند. وقتی کسی که از اعتماد ما سوءاستفاده می‌کند، فرقی نمی‌کند آن فرد نزدیک به ما باشد یا دور از ما؛ اگر از ما دور باشد ارتباطمان را با او کمتر کنیم و اگر فرد نزدیک به ما باشد باید بخشش را انجام دهیم، اما در اعتماد دوباره دقت کنیم.

سؤال هم‌سفر خدیجه: بعضی‌ها روی حس ما خیلی تأثیر می‌گذارند؛ وقتی حالشان بد باشد، حال ما هم بدمی‌شود و وقتی حالشان خوب باشد حال ما هم خوب می‌شود. در این‌گونه مواقع باید چه‌کار کنیم؟

هم‌سفر لیلا: وقتی بین دو نفر پیوند محبت برقرار باشد، اگر یکی از دیگری غالب‌تر باشد و حس او از دیگری بیشتر و قوی‌تر باشد، روی تو تأثیر می‌گذارد؛ و باحال بد و خوب او، شما هم‌تغییر می‌کنید. پس شما باید حس‌هایتان را تقویت کنید تا شما روی او تأثیر بگذارید.

و اما سی دی بهشت و جهنم:

هم‌سفر فاطمه: آقای امین ابتدا در مورد روح صحبت کردند و فرمودند روح تحت امر رب است؛ روح باعث یادگیری علم در انسان است و اگر تحت امر رب باشد باعث تقویت نیروهای او می‌شود و اگر از تحت امر رب خارج شود به سستی می‌رود و اگر عصیان کند نیروهای خود را از دست می‌دهد. در کنگره اگر از دستورات راهنما اطاعت کنیم نیروهای ما تقویت می‌شود و در غیر این صورت به‌طرف سستی می‌رویم.

هم‌سفر لیلا: شما برای شناخت روح ابتدا باید تفاوت نفس باروح را بدانید، چون روح بانفس متفاوت است و یکی نیستند. زمانی که فردی می‌میرد نفس او را فرشتگان می‌گیرند و نفس او به جهان دیگر انتقال می‌یابد. روح جمع بسته نمی‌شود، چون بخشی از صور پنهان ماست، اما نفس جمع بسته می‌شود. همه موجودات زنده نفس دارند، اما روح فقط در انسان وجود دارد. توانایی یادگیری علم و هنر و خلاقیت به‌واسطه‌ی روح اتفاق می‌افتد و حیوان چون روح ندارد پس نمی‌تواند علم یا هنر یاد بگیرد.

روح یک نیرویی است در انسآن‌که اگر در جهت صراط مستقیم برود خلاق‌تر می‌شود و اگر در جهت ضد ارزش‌ها برویم کم‌رنگ می‌شود و این نیرو کاهش می‌یابد.

اما بهشت و جهنم کجاست؟

هم‌سفر اکرم: بهشت و جهنم مکان نیستند که ما بعداً به آن منتقل شویم، بلکه جایگاهی است که ما انسان‌ها داریم؛ چون ما باید در لحظه زندگی کنیم؛ مثلاً اگر کسی نشئه باشد، هرکجا برود برایش بهشت است و اگر خمار باشد، بهترین جا هم برای او جهنم است. کودکان چون موادشبه افیونی آن‌ها خیلی خوب کار می‌کند، با کمترین امکانات خیلی خوب بازی می‌کنند و اگر بچه‌ها محبت دریافت کنند نشئه و اگر دریافت نکنند خمار بار می‌آیند.

هم‌سفر لیلا: چرا قرآن بهشت و جهنم را به حالت تمثیل به‌کاربرده است؟

هم‌سفر نسیم: چون درک ما انسان‌ها پایین است. مثلاً شربت ot را تا خود شخص نخورد باشد نمی‌توان مزه‌ی واقعی آن را برایش بیان کرد و فقط می‌گوییم مثل زهرمار تلخ است، اما زمانی که خودش شربت را خورد می‌فهمد که مزه‌ی واقعی آن چیست.

سؤال هم‌سفر نسیم: ما در این دنیا سختی می‌کشیم به امید این‌که آن‌طرف پاداش بگیریم، ولی وقتی در این سی دی می‌گوید بهشت و جهنمی وجود ندارد  و همه‌چیز در درون خود ماست و جایگاه و مکان نیست، پس تکلیف این سختی‌ها چه می‌شود؟

پاسخ هم‌سفر لیلا رحیمیهمان‌طور که در سی دی آقای امین گفتند خداوند پاداش  کارهای انسان‌ها را  نقدی می‌دهد و خداوند نمی‌گذارد که انسان کاری را انجام دهد به امید آن‌که بعدها جوابش را بگیرد.

پاسخ هم‌سفر خدیجه: من در سفر اول که بودم  سختی‌های زیادی کشیدم  و همیشه می‌گفتم پس چرا خداوند جواب سختی‌هایم را نمی‌دهد،  ولی زمانی که وارد سفر دوم شدم  و مسافرم از دام اعتیاد رها شد،  جبران تمام این سختی‌ها برایم شد  و آن موقع وارد بهشت درونیم  شده بودم.

هم‌سفر لیلا: وقتی‌که انسان کار خوبی انجام می‌دهد، وظیفه‌ی خودش را در مقابل خداوند  انجام داده است؛ انسانی که راه درست را می‌رود  و فرمان‌های خداوند را  اطاعت می‌کند  و کار درست را در هر شرایطی انجام می‌دهد،  وظیفه‌ی بندگی خودش را انجام می‌دهد  و نباید منتی سر خدا بگذارد و انسان نباید به امید رفتن به بهشت  یا ترس از رفتن به جهنم  کاری را انجام دهد یا ندهد؛  چون آن موقع دیگر آن کار ارزشی ندارد  و فقط انسان  همیشه باید فرمان‌بردار خداوند باشد ضربه‌هایی که ما در زندگی می‌خوریم یا آموزش است یا مجازات؛ اگر آموزش بود برای رشد و ارتقای خودمان است و اگر مجازات بود باید بدانیم که یک‌زمانی کاری کرده‌ایم که حالا باید تاوان آن را بدهیم.

از آن گذشته خداوند سریع الحساب است؛ خداوند جواب خوبی را همان موقع می‌دهد؛ منتها پاداش‌هایی که خداوند می‌دهد شاید آن  چیزهایی نباشد که من انتظارش رادارم و شاید اصلاً آن‌ها را حس نکنم؛

مثلاً قدم‌هایم را در کنگره محکم‌تر می‌کند یا درجایی که قرار است گناهی مرتکب شوم به ما اجازه‌ی گناه نمی‌دهد  و به خاطر همین نمی‌توانیم قضاوت کنیم  که خداوند من را نمی‌بیند و من را رها کرده است.

گاهی رنج‌هایی که در زندگی می‌کشیم به خاطر این است که خداوند می‌خواهد بداند که به او اعتماد می‌کنم یا خیر؟ گاهی اوقات برایمان یک سری سختی‌ها به وجود می‌آید که باعث می‌شود یک سری ادعاهایی کنیم. مثلاً من خیلی آدم درستی هستم و خوبم و به خاطر همین ادعاهایی که می‌کنیم خداوند ما را مورد آزمایش  قرار می‌دهد.

همان‌طور که خداوند در کلام‌الله می‌گوید من انسان را آفریدم و او را آزمایش می‌کنم  و گمان نکنید که من شمارا رها کرده‌ام و خداوند هم در این آزمایشات به ما کمک می‌کند.  ولی مهم این است که ماتحت هر شرایطی کار درست را انجام دهیم و اصلاً هم مهم نیست که نتیجه چه می‌شود  چون نتیجه را خود خداوند می‌دهد.

سؤال هم‌سفر فاطمه: آیا گناهان و بدی‌های پدر مادر باعث  رسیدن مجازات به فرزندان می‌شود؟

هم‌سفر لیلا: وقتی فرزندی به دنیا می‌آید  مسیر خود را از قبل انتخاب نموده است. مثلاً یک بچه وقتی به دنیا می‌آید  و مشکل جسمی دارد و از مشکل رنج می‌برد،  این برای رشد و ارتقای خودش است  و بچه خودش مسیر خودش را از قبل انتخاب نموده و هیچ‌گاه خداوند کسی را به خاطر گناه کس دیگر مجازات نمی‌کند.

سؤال هم‌سفر هاجر: وقتی‌که یک پدرش مصرف‌کننده است،  پس چگونه است که فرزند او هم مصرف‌کننده می‌شود باوجود این‌که عواقب مواد را می‌بیند؟

هم‌سفر لیلا: کسی که می‌خواهد از دام اعتیاد خارج شود باید سه ضلع مثلث او یعنی جسم، روان و جهان‌بینی او  کامل شود. حال کسی هم که می‌خواهد وارد وادی اعتیاد شود  باید هر سه ضلع او یعنی جسم و روان و جهان‌بینی او خراب شود.

ضلع جسم همان ژن اعتیاد است و کسی که مصرف‌کننده است ژن اعتیاد او  به فرزندش انتقال می‌یابد  ولی بااین‌وجود اگر تنها همین ضلع خراب باشد جای نگرانی نیست، زیرا دو ضلع دیگر آن سالم است. ضلع روان همان محیطی است که فرزند در آن بزرگ می‌شود و در آن زندگی می‌کند. ضلع جهان‌بینی  همان افکار و جهان‌بینی اوست.

حال اگر این دو ضلع هم خراب باشد و نامناسب  این باعث می‌شود سه ضلع او خراب‌شده باشد و به اعتیاد برسد. ولی خوب این موضوع قطعی نیست و نمی‌شود گفت که هر کس در خانواده‌ی مصرف‌کننده هست دچار اعتیاد می‌شود.

حالا بگویید آقای امین  با توجه  به قوانین فیزیک چگونه ثابت می‌کنند که بهشت و جهنم تابع درون است؟

هم‌سفر اشرف: آقای امین می‌فرماید می‌توان گفت انسان‌های خوب بار مثبت و انسان‌های بد دارای بار منفی هستند و هرکدام از این‌ها یک محیطی را در اطراف خود به وجود آوردند به نام میدان.

مثلاً دیده‌ایم که می‌گویند فلانی آن‌قدر حالش بد است که نمی‌توان با او حرف زد یا طرفش رفت؛  یا تا او را می‌بینی حالت بد می‌شود و یا جایی رفتیم که نمی‌توان در آنجا ایستاد و ماند  این به خاطر این است ک ما به میدانی منفی وارد شدیم.

یا وقتی‌که حال بدی داریم وارد مکانی می‌شویم حالمان خوب می‌شود  و این به خاطر ورود ما به میدان مثبت است . اگر در یک اجتماع ساختار منفی باشد وقوع جرم در آن بیشتر است و خلاف کردن در آن راحت‌تر است و برعکس.

قانون چشمه می‌گوید هر نقطه از فضا می‌تواند از خودش میدان  به سمت بیرون درون و یا خنثی داشته باشد. اگر موجودی از درونش تجمع بار مثبت زیادی باشد این موجود تبدیل می‌شود به چشمه و از آن امواج به وجود می‌آید  و اگر منفی باشد بار منفی متصاعد می‌شود و تبدیل می‌شود به حفره  و اگر خنثی باشد اتفاقی نمی‌افتد. چشمه بودن یا حفره بودن  به درون خودمان بستگی دارد،  اگر ذرات درون ما مثبت باشد تبدیل می‌شویم به چشمه و اگر منفی باشد تبدیل می‌شویم به حفره.

سؤال هم‌سفر اکرم: اگر انسانی همه بارش منفی بود با او چکار کنیم؟

هم‌سفر لیلا: امکان ندارد یک نفر سراسر بدی باشد؛ ما باید نوع نگاه خودمان را نسبت به دیگران تغییر دهیم و در فرد مقابل یک ویژگی خوب پیدا کنیم و آن را تقویت کنیم و این را بدانیم که اگر چیز بدی درون من نباشد من ناراحت و آشفته نمی‌شوم؛ یعنی چیزی خارج از وجود من، نمی‌تواند من را به هم بریزد و هر چه هست درون خود ماست؛ و همیشه برای چنین افرادی دعا و طلب خیر کنیم.

اما چگونه می‌توانیم در تبدیل‌شدن خودمان به چشمه تأثیر گزار باشیم؟

هم‌سفر یاسمن: از دیدگاه من زمانی ما می‌توانیم خودمان را به چشمه تبدیل کنیم که  دیدگاهمان را نسبت به مطالب عوض کنیم؛ مثلاً اگر کسی امروز چیزی به من داد و آن چیز ارزش زیادی نداشت من می‌توانم برای خودم این ماجرا را به جهنم یا بهشت تبدیل کنم. 

و ما زمانی می‌توانیم به چشمه تبدیل شویم که فقط و فقط آن چیزی که درونمان داریم را به دیگران ببخشیم و بخشیدن فقط بخشش مالی نیست؛ بخشش چیزهای معنوی هم هست مثل چیزی را به دیگران یاد دهیم، عشق و محبت و برعکس این هم وجود دارد؛ مثلاً وقتی من چیزی دارم و به دیگری نمی‌بخشم این باعث می‌شود که به حفره تبدیل شویم.

و اما تأثیری که محیط روی چشمه بودن یا حفره بودن  ما می‌گذارد این است که محیط می‌تواند  باعث شود چشمه در وجود ما جوشش بیشتری پیدا کند و یا این‌که خشک شود.

بعدازآن لژیون با دعای هم‌سفران به پایان رسید.

دستور جلسه‌ی هفته آینده: ادامه‌ی سی دی بهشت و جهنم به‌اضافه‌ی سی دی نامردمی‌ها

نویسندگان: هم‌سفر نسیم و هم‌سفر یاسمن

تصویرگر: هم‌سفر اکرم

ویرایش و تنظیم: هم‌سفر لیلا 




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1396/01/31 ] [ 06:12 ق.ظ ] [ همسفر یاسمن ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic