ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام امواج عشق که از اوست.

لژیون دوم همسفران شعبهٔ امین گلی در روز دوشنبه 96/2/25 با استادی همسفر لیلا و دبیری همسفر یاسمن و با حضور گرم اعضای لژیون

و با دستور جلسه "وادی نهم" رأس ساعت 17:30 بر گزار شد

.

چه کنیم که طعنه و کنایه های دیگران ما را اذیت نکند؟

-زمانی که ما به فلسفهٔ خیلی از چیزها در زندگی خود پی می‌بریم٬ طعنه‌های دیگران کمتر ما را اذیت می‌کند. مثلاً فرض کنید که دلیل اعتیاد همسر خود را می دانم و به واسه اعتیاد او با بهشتی مثل کنگره آشنا شده‌ام ...

در ادامه مطلب بخوانید....

 

سخنان استاد محترم:

وقتی نیرویی از کم شروع بشود و به درجه بالا و بالاتری برسد نقطه تحمل پیدا می‌شود.

در اول وادی پیامی آمده است که می‌گوید:

پیام برای کسانی که به دنیایی تازه قدم نهاده‌اند و به خویش خویشتن توجه می‌نمایند٬ بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت بنمایید و بر زمین و سماء توجه کنید. با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد. آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم و دانه با ارزش٬ هم قوت کافی و هم سایبانهایتان بر افراشته خواهد شد. پس آن کنید که فرمان است.

همسفر فاطمه: این پیام برای کسانی است که به دنیای تازه‌ای قدم گذاشته‌اند و منظور از دنیای تازه٬ همان تفکر و اندیشه تازه است. و تاثیری که این وادی بر من داشت این بود که من بعد از چهار سال حضور در کنگره تازه متوجه شدم که بهای تمام مشکلات و مسائل گذشته٬ رهایی مسافرم بود. و من تازه به آن نقطه تحمل لازم رسیدم در صورتی که قبلاً در اعتیاد مسافرم و مشکلات پیش آمده اطرافیان را مقصر می‌دانستم. و من باتفکرات و اندیشه بهتر وارد مرحله ایی دیگر شدم که به آن دنیای تازه می گویند. چون جهان‌های قبلی ما٬ همگی جهان‌های آشفته ایی بودند اما در این دنیای تازه دیدگاه و اندیشه تغییر می‌کند. و در اینجا منظور از خویش خویشتن٬ نفس است که باید دید که با نفس خود چه کرده‌ایم. و بعد از آن بر ما واجب و ضروری است که سخن به نقطه عمل حرکت کنیم. یعنی تمام گفته‌ها و آموزش‌های خود راعملیاتی کنیم. و در کل این وادی می‌گوید: تمام وادی‌های قبل را نقطه به نقطه عملی کن تا بتوانی نقطه تحمل خود را بالا ببری.

و به رحمت ماوراء ایمان داشته باشید که درب‌های آسمان باز خواهند شد و نوبت باران محفوظ است. و قرار نیست که همیشه اوضاع چنین باشد و مطمئن باشید که نتیجه مطلوب حاصل می‌گردد.

و دانه یا بذر نیکو بکارید تا بتوانید از میوه و سایبان آن استفاده کنید. و آن کنید که فرمان است.

همسفر لیلا: زمانی که در می‌گوید٬ پیام برای کسانی که به دنیای تازه قدم گذاشته‌اند، یعنی کسانی که دیگر نمی‌خواهند مثل قبل زندگی کنند. شاید من تا الان زندگی خوبی نداشتم و یا تا الان خانواده همسرم را مقصر می‌دانستم اما از الان می‌خواهم تصمیم بگیرم که این طور نباشم٬ البته نباید تصمیم انقلابی گرفت چون با شکست مواجه خواهیم شد. بلکه آرام آرام و همین که من متوجه شدم یک سر این قضیه و مسائل که در زندگی من رخ داده٬ خودم هستم یک قدم و یک تغییر بسیار بزرگ است و این باعث می‌شود که هستی آرام آرام به کمک من آید. در این جا می‌گوید وقتی تو حرکت کنی از زمین و سماء به کمک تو خواهند آمد در زمین همان افرادی که سر راه تو قرار می‌گیرند و آموزگاران ما هستند و قرار است که به ما آموزش دهند و در سماء هم تمام نیروهای الهی با هم بسیج می‌شوند، زمانی که ببینند یک نفر می‌خواهد تغییر کند و مطمئناً به او کمک می‌کنند تا شرایط لازم برای به وجود آمدن تغییر پیش آید.

نکته بعدی این که می‌گوید با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید....

منظور از اندیشه ژرف یعنی در اعماق وجودت یک نور ایمانی روشن است که هیچ گاه خاموش نخواهد شد. و نشانه این نور ایمان حضور هر یک از ما در کنگره است و آن نور ایمان است که ما را به حرکت وا می‌دارد و اجازه نمی‌دهد که خسته راه شویم.

در ادامه آمده است: زمانی که انسان خلق شد و از آسمان به زمین رانده شد٬ موجودی بود که از نظر شعور ٬ بالاتر از هر حیوانی بود و مجموعه رذائل و فضائل به صورت قوه در او نهاده شده بود...

همسفر خدیجه: زمانی که انسان به همراه پرندگان و حیوانات دیگر به زمین رانده شد٬ از نظر دانایی و شعور در مرتبه بالاتری قرار داشت و خوبی و بدی هر دو در انسان به صورت قوه در انسان وجود داشت. و من قبلاً تصور می‌کردم که انسان بدی‌ها را طول زندگی از خانواده و اطرافیان خود به دست می‌آورد و با این وادی متوجه شدم تمام این مسائل در وجود انسان هست.

همسفر لیلا: انسانی که خداوند خلق کرد٬ موجودی بود که دو ویژگی داشت یک این که مجموعه رذائل و فضائل در درونش وجود دارد و دیگری این که دارای اختیار است. و انسان اگر به طرف خوبی و فضائل خودش حرکت کند می‌تواند به جایی برسد که حتی از فرشتگان هم برتر باشد، اما اگر برعکس این مسیر حرکت کند می‌تواند به جایی برسد که از شیطان هم پست‌تر باشد. آقای مهندس می گویند: ما نمی‌توانیم حتی بچه ایی که به دنیا می‌آید را بگوییم که پاک سرشت است. چرا؟

آن بچه خود پیشینه ایی دارد؛ یعنی همه ما مسیر خیلی طولانی را طی کرده‌ایم تا به این جا رسیده‌ایم و این در ضمیر ناخود آگاه ما هست و از آن اطلاعی نداریم، اما نفس ما هر بار سفر خود را در قالب یک چیزی شروع کرده است. و گاهی اتفاقاتی که برای ما می افتد ادامه همان زندگی و در بعد دیگر است. و زمانی که به بعد دیگر برویم فلسفه تمام این مسائل را متوجه خواهیم شد.

سؤال همسفر نسیم: آیا با رفتن به بعد دیگر ما گذشته خود را فراموش می‌کنیم؟

همسفر لیلا: خیر؛ چون تمام این مسائل در آرشیو ما ذخیره شده است و هستی برای تمام مسیری که ما طی کرده‌ایم زحمت کشیده است و اجازه نمی‌دهد که آن‌ها از بین برود، اما زمانی که ما وارد زمین می‌شویم باید معجون فراموشی را نوش جان کنیم و بعد به این دنیا بیاییم٬ چرا؟ چون اطلاعاتی که ما داریم در زندگی الان ما تأثیر می‌گذارد و زندگی ما را مختل می‌کند٬ بنابراین آن‌ها را فراموش می‌کنیم اما زمانی که از این بعد رفتیم تمام این مسائل دو مرتبه یاد آوری می‌شود. اما باید دانست که هر کدام از ما در هر جایگاهی که هستیم عین عدالت است و هر مشکل و مسئله ایی داریم عدالت خداوند است. و یک روز متوجه این موضوع خواهیم شد.

و مورد دوم در موردسرشت بچه این است که مجموعه رذائل و فضائل به صورت قوه در او نهاده شده است یعنی بی نهایت خوبی و بی نهایت بدی در وجود بچه ایی که به دنیا می‌آید نهفته است. و هیچ چیزی در بیرون از وجود ما نیست و هر چه که هست چه خوبی و چه بدی در درون ماست.

و جمله معروفی هست که می‌گوید آن چه در بیرون از وجود من باشد نمی‌تواند مرا آزار دهد و اگر کسی در بیرون ما را آزار می‌دهد قطعاً یک سر آن در درون خود ماست.

سؤال همسفر اکرم: آیا رفتار مادر در دوران بار داری بر روی بچه تاثیری می‌گذرد؟

همسفر لیلا: این همان بستر است که یک بذر در آن رشد می‌کند٬ و دانستن این که رذائل و فضائل در وجود ما هست باعث آرامش ما می‌شود و این که من بدانم همه چیز در درون من است..

و آن محیطی که من در آن زندگی و رشد کرده‌ام، حتی درون شکم مادر و افرادی که با آن‌ها بر خورد داشته‌ام ، همه آن‌ها بستر را برای من فراهم کرده است؛ یعنی من مثل یک دانه که نیمی از آن خوبی است و نیمی از آن بدی! و من در یک بستر مناسب قرار می‌گیرم و همه چیز خوب و عالی است بنابراین نیمه خوب من رشد می‌کند و بر عکس! پس هیچ وقت نباید در مورد هیچ انسانی قضاوت کنیم. جملهٔ معروفی است که می‌گوید: اگر می‌خواهی در مورد من قضاوت کنی ٬ کفش‌های مرا بپوش و با کفش‌های من راه برو٬ از مسیرهای من عبور کن و با مسائل و مشکلات من روبه رو شو. و بعد در مورد من قضاوت کن!

در ادامه آقای مهندس می گویند به انسان اختیار داده شد و انسان بر سر یک دو راهی قرار گرفت و دو پیامبر بر سر راه او قرار گرفت...

همسفر اشرف: انسان مختار الخطاست و با اختیاری که دارد می‌تواند مسیر را مشخص کند و این جا دو پیامبر سر راه او قرار داد٬ راهنمای درون که همان عقل و وجدان است و دیگری پیامبر بیرونی هستند که ما باید به دستورات آن‌ها عمل کنیم.

همسفر لیلا: پیامبر درون عقل است؛ اما این پیامبر چه زمانی می‌تواند خیلی خوب فرمان دهی کند؟ زمانی که به او اطلاعات خوب و درستی برسد. همان طور که قبلاً گفته‌ایم٬ حس خبر نگار عقل است یعنی عقل انسان آن قدر کامل و فر ایزدی داردکه هیچ وقت در فرمان دهی خودش اشتباه نمی‌کند مگر این که اطلاعات غلط و اشتباهی به او برسد و این اطلاعات غلط از طریق حس ما به عقل منتقل می‌شود٬ اما هر چه قدر تزکیه و پالایش کنیم حس‌های ما قوی‌تر می‌شود و می‌توانیم اطلاعات درستی به عقل برسانیم و باعث ‌شویم که این پیامبر درون بهتر ما را راهنمایی کند.

عقل اگر تنها از طریق پنج حس ظاهر اطلاعات دریافت کند ممکن است در فرمان دهی خودش اشتباه کند٬ و ممکن است عقل را با حساب گرانه بودن اشتباه بگیرید. اما اگر پنج حس درون خود را بیدار و قوی کنیم عقل از حالت حساب گرانه خارج می‌شود و ندای قلب با عقل یکی می‌شود.

پیامبران بیرونی هم همان افرادی هستند که خداوند آن‌ها را به سمت ما گسیل داده است که آن‌ها پیام‌هایی را برای ما دارند به عنوان مثال پیام می‌گوید:

1- گمان بد مبر: یعنی شک٬ تردید و گمان بد نداشته باش٬ چرا؟ چون خود ما بیشتر اذیت می‌شویم و فکر ما همیشه در گیر است. و زمانی که متوجه شویم کاری که انجام می‌دهیم ضد ارزش است نیمی از قضیه حل است و نباید آن را انجام دهیم. اما با گذشت زمان در طول مسیر می‌توان این ضد ارزش را کنار گذاشت.

2- در امور شخصی دیگران تجسس نکن: هر انسانی برای خود یک حریم شخصی دارد و هیچ کس اجازه ورود به این حریم را ندارد؛ حتی اگر آن شخص همسر شما باشد؛ مثلاً حق این که گوشی همسر خود را چک کنید را ندارید، چون حریم خصوصی اوست.

3- عیب جو و طعنه زن مباش: یک موقعی مجبور می‌شوید٬ غیر مستقیم یک سری از مسائل را به دیگران گوشزد کنید و این با طعنه زدن متفاوت است چون حس خوبی در آن نهفته است؛ ولی یعضی مواقع حسی که داریم حس بدی است؛ مثل حسادت٬ نفرت٬ یا.... و این موقع است که آن طعنه اذیت می‌کند و مانند نیشی است که در بدن تو فرو می‌رود.

سوال همسفر حبیبه: چه کنیم که طعنه و کنایه های دیگران ما را اذیت نکند؟

همسفر لیلا: زمانی که ما به فلسفهٔ خیلی از چیزها در زندگی خود پی می‌بریم٬ طعنه‌های دیگران کمتر ما را اذیت می‌کند. مثلاً فرض کنید که دلیل اعتیاد همسر خود را می دانم و به واسه اعتیاد او با بهشتی مثل کنگره آشنا شده‌ام و چیزهایی را یاد گرفته‌ام که قبلاً نمی‌دانستم٬ اما مثلاً همسایه من چنین موقعیتی ندارد اما من فرصت این را دارم که آموزش بگیرم و چیزی برای آن دنیای خودم داشته باشم٬ پس این اعتیاد در زندگی من برکت بوده و متوجه این حکمت شده‌ام. حالا که به فلسفه آن پی برده‌ایم پس طعنه دیگران هیچ اثری ندارد.

و اما خمر چیست؟

همسفر خدیجه: آن چه روی شخصیت٬ اندیشه و تفکر ما پرده یا حجاب یا پوشش می‌کشد و یا در جسم ما تخریب ایجاد می‌کند.

همسفر لیلا: انواع مواد مخدر٬ مشروبات الکلی٬ افکار منفی٬ اضطراب٬ استرس و ... می‌توانند جزء خمر محسوب شوند، چون روی سیستم شبه افیونی ما پوشش می‌کشند. این که آقای مهندس می گویند سیستم شبه افیونی ما از دو طریق بهم می‌ریزد٬ هم از طریق مواد مخدر و هم از طریق بی سیم و افکار منفی خودمان! پس ممکن است همسفر هم با زندگی در کنار یک مصرف کننده سیستم او هم تخریب شده باشد، اما چون از طریق بی سیم تخریب شده نیازی به داروی ot ندارد. و راه‌ترمیم این سیستم آمدن به کنگره است و آن خمری که بر روی شخصیت او حجاب گذاشته درست شود.

نکته بعدی در این وادی این است که ضد ارزش‌ها خیلی جذاب و زیباست و ارزش‌ها به نظر سخت و دست نیافتنی است. و شما زمانی که ضد ارزشی را درون خود پیدا می‌کنید نمی‌توانید به سرعت آن را حل کنید و هیچ وقت نباید اقدام انقلابی انجام دهید. و ما قادر نیستیم که ضد ارزش‌ها را به صورت تک شاخه ایی اصلاح کنیم و باید همه این‌ها با هم اصلاح شود.

مطلب بعدی در مورد نقطه تحمل است:

همسفرلیلا رحیمی: هر چیزی که در هستی وجود دارد دارای یک نقطه تحملی است که اگر از آن نقطه تحمل خارج شود دچار دگرگونی می‌شود و یا نظام و سیستم او بهم می‌ریزد که این بهم ریختن سیستم با یک آشوبی همراه است٬ مثل فلزات که اگر از نقطه تحمل آن‌ها خارج شود به مرحله ذوب می‌رسد. و باید سعی کرد مانند آموزش‌های کنگره که هیچ پایانی ندارد؛ کسب نقطه تحمل هم پایانی ندارد و باید همواره سعی کنیم نقطه تحمل خود را در همه زمینه‌ها بالا ببریم.

همسفر فاطمه: هر کسی یک نقطه آشوبی دارد که اگر از این حد عبور نکنیم قطعاً مشکلی پیش نخواهد آمد.

همسفر خدیجه: کلیه هتک حرمت‌ها٬ جدایی‌ها٬ حرکت به سمت ضد ارزش‌ها ٬ و .... زمانی اتفاق می افتد که در آستانه آشوب قرار می‌گیریم. که باید آن‌ها را بشناسیم و از آن‌ها پرهیز کنیم.

همسفر لیلا: آقای مهندس می گویند کسی که به کنگره می‌آید و آموزش می‌گیرد باید رفتارش نسبت به کسی که به کنگره نمی‌آید متفاوت باشد. کسانی که به کنگره می‌آیند باید نقطه تحملشان نسبت به دیگران بیشتر باشد. و نکته جالب این است که آقای مهندس می‌گوید نقطه آشوب دیگران دست ماست! یعنی هر انسانی دو رو دارد ٬ یک روی سگی و خوی وحشی گرانه دارد و یک روی خیلی خوب و فرشته گانه و عالی! و من تعیین می‌کنم کدام روی شخص ٬ طرف من قرار بگیرد. مثلاً اگر کسی به من بی احترامی می‌کند این دقیقاً در اثر رفتارهایی است که خود انجام داده‌ایم.

ادامه وادی جلسه آینده....

بعد از آن لژیون با دعای خالصانهٔ همسفران به پایان رسید.

نویسنده: همسفر لیلا رحیمی

عکاس: همسفر فاطمه




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1396/02/27 ] [ 09:02 ب.ظ ] [ همسفر لیلا رحیمی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic