ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام خدایی که در این نزدیکی است

لژیون «تو فقط لیلی باش» شعبه امین گلی روز دوشنبه  96/3/1  با استادی هم‌سفر لیلا و حضور تعدادی از هم‌سفران با دستور جلسه «ادامه وادی نهم» و «سی دی پردازش» رأس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود

.

استاد گرامی فرمودند: طبق گفته آقای مهندس کسی که در کنگره حضور دارد باید رفتار و نقطه تحمل او با افراد بیرون از کنگره متفاوت باشد. مثلاً اگر فردی عصبانی کنار ما ایستاده باشد  و باحالتی عصبی با ما رفتار کرد نباید ما هم رفتاری شبیه او داشته باشیم

در ادامه مطلب بخوانید.

کسب کردن نقطه تحمل و بالا بردن آنچه سودی دارد؟

فرد نقطه تحمل خود را بالا می‌برد چراکه مشکلات تمامی ندارند. اگر فرد به این امید زندگی می‌کند که یک روز مشکلاتش تمام می‌شود و کاملاً به حال خوش می‌رسد  سخت در اشتباه است و به این نقطه نخواهد رسید. پس مشکلات تمام‌شدنی نیست فقط نقطه تحمل ما برای پذیرفتن  مشکل بالا می‌رود؛ مانند عقابی که هنگام طوفان بر فراز طوفان حرکت می‌کند درصورتی‌که پرندگان دیگر دنبال آشیانه هستند. با بالا رفتن نقطه تحمل فرد، او هم مانند عقاب می‌ماند و مشکلات او را بر هم نمی‌ریزد بلکه یاد می‌گیرد، در مقابله با مشکل چه‌کاری انجام دهد.

و اما نقطه‌ی آشوب:

هم‌سفر لیلا: بعضی از حرف‌هایی که ما فکر می‌کنیم بیهوده است  ممکن است این سخن یک نفر را به زندگی امیدوار کند و یک نفر را ناامید کند. موقعی که همدیگر را می‌بینید  سؤال تلخ  نپرسید  و با پرسیدن سؤالات مثبت  به دیگران انرژی بدهیم

آقای مهندس می‌گویند باید نقطه آشوب دیگران را در نظر بگیریم مثلاً شناخت نسبت به همسر یا فرزند خود داشته باشیم.

هم‌سفر نسیم: مواقعی هست که ما حرف‌های دیگران را تحمل می‌کنیم و ناراحت نمی‌شویم ولی آن‌ها سوءاستفاده می‌کنند و  باز به رفتار خود ادامه می‌دهند.

هم‌سفر لیلا رحیمی: با تکرار اشتباهات دیگران نقطه تحمل ما بیشتر می‌شود وقتی فردی حرفی به من می‌زند  من جوابی نمی‌دهم و به ارتباط خود با او  ادامه می‌دهم ولی کمی خشک‌تر با آن‌ها برخورد می‌کنم و همین باعث می‌شود که فرد بداند باوجود ناراحت شدنم رفتار خوبی با او دارم  و از رفتار من درس می‌گیرد و دست از رفتار ناپسند خود برمی‌دارد

هم‌سفر خدیجه: ناراحت شدن من از رفتار دیگران بستگی به دیدگاه من دارد اگر من بدانم که فرد از روی نادانی و یا درد و غمی این رفتار را نسبت به من داشته است او را بهتر درک می‌کنم

هم‌سفر لیلا:  ما نقطه تحمل خود به خاطر دیگران بالا نمی‌بریم بلکه به خاطر وجود  خودمان است برای اینکه از نگاه و حرف‌های اطرافیان کمتر آسیب ببینیم. رفتار دیگران بخش دیگر قضیه است. اگر کسی به ما توهینی می‌کند  آن لحظه عکس‌العملی نشان نمی‌دهیم اما بعد باید تفکر کنیم تا راهی متناسب با وضعیت موجود پیدا کنیم.

نقطه تحمل کسب کردنی است وقتی یک مشکل برای کسی پیش می‌آید با خود می‌اندیشیم او چگونه این مشکل را پذیرفته است. بعد از مدتی همان مشکل برای خودتان پیش می‌آید و متوجه می‌شوید که توانایی حل آن را دارید. پس نقطه تحمل برای یک مشکل در طول زمان برای ما به وجود می‌آید بعد دچار آن می‌شویم.

گاهی خود باعث بالا رفتن نقطه تحمل خود می‌شویم مثل زمانی که ورزش می‌کنیم و یا از برنامه‌ی رژیم غذایی استفاده می‌کنیم.

گاهی هم خداوند نیروهای الهی  نقطه تحمل و ظرفیت ما را بالا می‌برند تا بتوانیم پذیرای مشکلات جدید باشید و سختی‌ها را تحمل‌کنید مصداق همان جمله هر چه مرا نکشد قوی‌ترم کرد؛ مانند الماس درون ما که وقتی تراش  می‌خورد دردناک است اما از بین نمی‌رود بلکه تبدیل به یک الماس ناب‌تر می‌شود.

نقطه تحمل در  مسائل ارزشی و ضد ارزشی متفاوت است.

هم‌سفر یاسمن: در مسائل ضد ارزشی، کسی که مصرف مشروبات الکلی یا مواد مخدر را دارد نیازی به نقطه تحمل بالایی ندارد و راحت است پس برای بالا بردن نقطه تحمل خود در برابر مسائل ضد ارزشی که لذت‌بخش و بدون تفکر و اندیشه است فقط باید به عواقب آن فکر کنیم.

هم‌سفر لیلا: تفاوت بین بالا رفتن نقطه تحمل در مسائل ارزشی و مثبت و مسائل ضد ارزشی این است که ما نیاز به تفکر و تجربه  و آموزش داریم و با فشار و سختی همراه است  مثلاً برای غلبه بر ترس و خشم و منیت باید آموزش ببینیم و تجربه کسب کنیم ول در مسائل منفی این‌گونه نیست و با لذت و راحتی همراه است.

استاد گرامی فرمودند:

می‌توانیم ضد ارزش‌ها را کاهش دهیم زمانی که دانایی ما بالا رفته باشد.

اگر یک انسان در مورد موضوعی دانایی بالایی نداشته باشد

و آگاهی کسب نکرده باشد ممکن نیست بتواند مسائل ضد ارزشی را کنار بگذارد  پس باید اول به  همه انسان‌ها آگاهی داد و بعد انتخاب را به عهده خودشان بگذاریم و به اختیار افراد احترام بگذاریم.

هم‌سفر هاجر: اذن خداوند در این میان چه نقشی دارد؟

هم‌سفر لیلا: وقتی یک هم‌سفر درسی که باید از مشکل به وجود آمده و ماندن در تاریکی‌ها گرفته باشد اذن خداوند هم صادر می‌شود.

استاد عزیز در ادامه فرمودند

یک مصرف‌کننده وقتی به کنگره می‌آید و مواد خود را به یک‌پنجم  می‌رساند باید یک‌پنجم  دانایی او هم  بالا برود و اگر این‌گونه نباشد  رهایی اتفاق نمی‌افتد. پس باید به هرکسی اول  آگاهی  و بعد آزادی عمل داد.

ما در اثر جهل و ناآگاهی ممکن است یک مسائله را تکرار کنیم و امکان ندارد نتیجه مطلوبی از آن بگیریم. فقط با تکرار آن پله‌ای می‌سازیم برای فرورفتن در تاریکی‌ها.

انسانی که خطا می‌کند برای بار اول اشکال ندارد ولی تکرار آن برایش مشکل‌ساز می‌شود ونمی‌توان حقی برای او قائل شد.

تکرار یک موضوع اشتباه همان تکرار تاریخ است

انسان‌هایی که به نقطه منفی بالایی دست پیداکرده‌اند همه را به‌جز خودشان مقصر می‌دانند.

کسی که در ضد ارزش‌ها غرق است نمی‌تواند سریع از آن خارج شود. مثلاً فقط بگوید من توبه کردم و نمی‌خواهم فلان کار انجام دهم.

توبه به چه معناست؟ توبه یعنی بازگشت. بازگشت نه‌فقط به زبان باشد و بگوید من این کار ضد ارزشی مانند دروغ یا غیبت را انجام نمی‌دهم بلکه آقای مهندس می‌فرمایند توبه، یعنی مسیری که رفته‌ای را برگردید مثلاً من در یک  تاریکی  فرورفته‌ام موقع برگشت از آن باید با همان سختی‌ها و همان افراد روبه‌رو شوم و همان اتفاقات برایم تکرار شود.

اگر فردی می‌خواهد نقطه تحمل خود را در زمینه‌ای بالا ببرد باید آن را تکرار بکند.

اگر می‌خواهید به‌جای خشمگین شدن فرد صبوری باشید باید به‌طور منظم روی صبر خودکار کنید و جلوی خشم را خود بگیرم.

همان‌طور که کلاس‌های کنگره منظم و سروقت است و این منظم بودن و به‌موقع سر لژیون حاضر شدن باعث می‌شود خیلی از مسائل و مشکلاتمان حل شود اما غیبت کردن باعث می‌شود اتصال ما با آموزش‌ها قطع شود و برای اتصال مجدد زمان ببرد. اجازه بدهیم مشکلات ما در اثر گذر زمان حل شود و انتظار نداشته باشیم مسائل یک‌دفعه حل شود.

نکاتی در مورد سی دی پردازش.

هم‌سفر شیرین: آقای مهندس می‌گویند بسیاری از مشکلات ما در اثر ندانستن و یا نداشتن تعریف درستی از موضوع است برای همین دچار گمراهی می‌شویم.

انسان با ربات متفاوت است ما هر برنامه‌ای به  ربات می‌دهیم را انجام می‌دهد پس چیزی به نام ربات هوشمند نداریم چون از قبل برنامه‌ریزی‌شده است. ولی ما در کنگره به افراد آموزش می‌دهیم و آن‌ها را در انجام عمل آزاد می‌گذاریم و مسئولیت حل مشکل با خودشان است.

هم‌سفر لیلا: راهنما نمی‌تواند مشکلات یک ره‌جو را حل کند  زیرا راهنما توانایی چنین کاری را ندارد و جواب حل مشکل هر ره‌جویی پیش خود اوست و راهنما فقط الفبای آن را به ره‌جو یاد می‌دهد و ره‌جو با استفاده از آن کتاب خود را می‌نویسد.

در زندگی هم همین‌گونه است یکی از دلایلی که انسان زمین می‌خورد همین امر اختیار است که به او داده می‌شود  و او بر سر دوراهی قرار می‌گیرد و راهی که خود بخواهد را انتخاب می‌کند.

روان چیست؟ 

هم‌سفر مریم: روان خلق‌وخو است. آقای مهندس می‌فرمایند افراد پیش روان شناسان یا جادوگران می‌روند و نمی‌توانند صد در صد کارهایی را که می‌گویند انجام دهند.

هم‌سفر لیلا: شما وقتی پیش جادوگر و دعانویس می‌روید مجوز ورود افراد را به زندگی خود صادر می‌کنید که عواقب بدی به دنبال دارد.

روان با تفکر و اندیشه درست می‌شود.

پردازش چیست؟

هم‌سفر نسیم: وقتی یک تصمیمی را می‌گیریم باید روی آن تفکر کنیم و نتیجه و عواقب آن را بسنجیم بعد انجام دهیم.

هم‌سفر لیلا: ما باید روی یک موضوع تفکر داشته باشیم  و مرحله بعد پردازش است که باید موضوع را تجزیه‌وتحلیل کنیم و بفهمیم این آموزشی که گرفتیم آیا برای حل مشکل ما اثری دارد که بتوان برای رفع مشکل از آن استفاده کرد. آقای مهندس می‌گویند خاصیت انسان تفکر و تعمق و پردازش می‌باشد و بااین‌وجود می‌توان جلوی اشتباهات را گرفت.

مرحله بعد از پردازش که به معنی ارزیابی هم هست، مرحله عمل است که حالا باید عمل کنیم تا بدانیم انسان سالم و صالحی شده‌ایم یا خیر.

آقای مهندس می‌فرمایند: انسان از صراط مستقیم دیر به مقصد می‌رسد ولی برای همیشه می‌رسد. استاد فرمودند  این جمله یادآور پیام سفر اول برای من است که می‌گوید هم‌سفر تو بر مرکبی نشسته‌ای  که دیر به مقصد می‌رسی ولی کامیاب و سالم می‌رسی. من همیشه فکر می‌کردم این پیام فقط برای سفر اول و درمان اعتیاد است ولی حالا متوجه شدم وقتی فرد در مسیر صراط مستقیم قرار بگیرد سختی‌ها و مسائل زیادی به وجود می‌آید ولی در عوض کامیاب و سالم به مقصد می‌رسد.

سیستم کائنات هوشمند است و نمی‌تواند آن را فریب  داد.

نبردی تنگ با خود نیروهای تخریبی دارید.

هم‌سفر لیلا رحیمی: به مرحله عمل و پذیرفتن که وارد می‌شویم وقتی به افراد می‌گویند همه مسئولیت‌ها به عهده خودتان است فرد به وحشت می‌افتد و با نیروهای درون خود نبردی را شروع می‌کند که نیروها به کمک او بیایند تا بتواند مسئولیت‌ها را خود بپذیرد یعنی به‌جایگاهی می‌رسد که نمی‌تواند آن مسئله را نادیده بگیرد و تنها راه‌حلش ماندن است و جنگیدن با آن موضوع تا بتواند حلش کند؛ مانند اعتیاد مسافران که نمی‌توانستیم از آن‌ها بگذریم پس در کنار آن‌ها سختی‌ها را تحمل کردیم و پیروز شدیم که به نظر من پیروزی ما همان پیدا کردن راه کنگره است  . مرحله‌ای دیگر از نبرد این است که آیا کاری را انجام بدهند یا خیر؟ مانند همان مسافران که  برای مصرف  کردن مواد با خود درگیر بودند. این نبرد بین انسان نیروهای تخریبی است.

خداوند می‌گوید کائنات در مسیر انسان قرار می‌گیرند  تا انسان از این مرحله نبرد نیز عبور کند

هم‌سفر لیلا: مرحله دیگر در مورد مشکلات است.

وقتی از مشکلی عبور کنید قدرتمند می‌شوید  ولی اگر در مقابل آن زانو بزنید یعنی بدبختی بیچارگی به همراه دارد.

هم‌سفر فاطمه: از مشکلات نباید ترسید و به خدا توکل داشت و دعای شما وقتی مستجاب می‌شود که همراهش از شما حرکتی صورت گیرد.

هم‌سفر لیلا: آقای مهندس می‌گویند وقتی می‌خواستم حق‌وحقوق  خود را بگیرم احتمال وقوع هر چیزی را دادم. حتی کتک خوردن و به دادگاه رفتن.

وقتی می‌خواهید کاری را شروع کنید به بدترین حال آن فکر کنید و آمادگی هر اتفاقی  را داشته باشید

اگر حرکتی نداشته باشید  مشکلات حل نمی‌شود بنابراین باید همه وجودت حرکت شود و سختی بکشید و بدانید که بهشت را به بها می‌دهند نه به بهانه.

و باوجود تلاش افراد اذن خداوند هم صادر می‌شود

وقتی درحرکت سرعت می‌گیرید می‌توانید موانع را از سر راه بردارید

هم‌سفر فاطمه: در مورد نکته آخر سی دی گفتند ما می‌توانیم دیو را به فرشته تبدیل کنیم یعنی بدترین چیزها را به بهترین چیز تبدیل کنیم همان‌طور که پیامبر با استفاده از دانایی خود توانست به معراج برسد ما هم می‌توانیم با درجه‌ای پایین‌تر از پیامبر به معراج برسیم.

در پایان لژیون با دعای خالصانه هم‌سفران به پایان رسید.

نویسنده و عکاس: هم‌سفر فاطمه



طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1396/03/5 ] [ 08:09 ب.ظ ] [ همسفر لیلا (راهنمای لژیون) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic