به نام خدایی که در این نزدیکی است

لژیون «تو فقط لیلی باش» شعبه امین گلی روز دوشنبه  96/3/8 با استادی هم‌سفر لیلا و حضور تعدادی از هم‌سفران با دستور جلسه «پایان وادی نهم» و «سی دی سرنوشت» رأس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.


 سخنان هم‌سفر لیلا:

ما اکثر اوقات مشکلات را لعنت خدا  می‌دانیم  درصورتی‌که گاهی  ممکن است رحمت  خداوند باشند. آقای مهندس می‌فرمایند:  خداوند زمانی که  به ما شری می‌دهد  که در آن خیری نهفته باشد؛ یعنی زمانی که  خداوند  می‌خواهد به ما خوبی عطا کند به ما شری می‌دهد و ما فکر می‌کنیم این بدترین اتفاق ممکن است و ناامید می‌شویم.  اما بعد از حل مشکل متوجه می‌شویم که خیری در آن نهفته بوده است.  مثل اعتیاد که باعث شد ما  از تاریکی‌ها  خارج شویم و هدفمند زندگی  کنیم.

جهان بر پایه‌ی اضداد بناشده است و چهارعنصر مخالف آب‌وآتش و باد و خاک هستی را به وجود آورده‌اند و انسان هر چیزی را با ضدش می‌شناسد، تاریکی را با روشنایی و شادی را با اندوه و...   مثلاً زمانی سفیدی را درک می‌کنیم که سیاهی  را دیده باشیم. نیروهای تخریبی و بازدارنده با تمام خصوصیات منفی خودشان نقش نیروهای مکمل را در هستی به عهده‌دارند.

هم‌سفر خدیجه:

ما باید از این نیروهای تخریبی درس بگیریم و در جهت آن‌ها حرکت کنیم تا به ارتقا برسیم، در غیر این صورت این نیروها به ما آسیب می‌رسانند  .            

هم‌سفر لیلا:

آقای مهندس می‌گوید اگر ما جای خدا بودیم جهان را چطور خلق می‌کردیم و در مورد مبارزه‌ی حیوانات توضیح دادند.

هم‌سفر اکرم:

گورخرها علف می‌خورند و کارشان راحت است، اما شیر و پلنگ باید تلاش کنند و یک هفته گرسنگی بکشند تا غذایی برای خود تأمین کنند، اما اگر خدا آن‌ها راهم علف خوار خلق کرده بود گورخر و آهو و یا گوزن آن‌قدر می‌خوردند و می‌خوابیدند که دیگر قادر به حرکت نبودند و گرفتار انواع بیماری‌ها می‌شدند و اتحاد خود را هیچ  موقع حفظ نمی‌کردند و نمی‌توانستند از گذرگاه‌ها عبور کنند  و آن‌هایی که آمادگی لازم را نداشتند  و خود را قوی نکرده بودند  طعمه‌ی درندگان می‌شدند  و این عین عدالت است و عدالت یعنی هر چیزی در جایگاه خودش باشد.

هم‌سفر لیلا:

آقای مهندس توضیح دادند این مبارزه از زمان شکل‌گیری تخمک آغازشده است. وقتی جنین تشکیل می‌شود هزار اسپرم به سمت تخمک می‌روند، هر اسپرمی که قوی‌تر است  زودتر به تخمک می‌رسد و تبدیل  به جنین می‌شود و بقیه محکوم‌به نابودی هستند.  در هستی هم این‌گونه است آن‌هایی  که قوی نیستند محکوم‌به نابودی هستند و این عین عدالت است و عدالت به معنی برابری نیست، اگر منِ نوعی امروز استاد شده‌ام این عدالت است، چون من تلاش کرده‌ام و سلسله‌مراتبی را پشت سر گذاشته‌ام و خدمتگزاران کنگره از قبل توسط نیروهای الهی انتخاب‌شده‌اند.                                            

هم‌سفر حبیبه:

عدالت یعنی تعادل اگر عدالت نباشد جنگ و آشوب به وجود می‌آید در انسان‌ها هم همین‌طور است نمی‌توانند مشکلات خود را حل کنند و باهم سازگاری ندارند و محکوم‌به نابودی هستند.      

هم‌سفر اشرف:

عدالت یعنی هر چیزی سر جای خود باشد.

هم‌سفر خدیجه:

اگر به جایگاه کمک  راهنمایی رسیدی این عدالت است چون سلسله‌مراتب را پشت سر گذاشته‌ای و اگر من که تازه‌وارد کنگره شده‌ام راهنما شوم عدالت نیست  و نمی‌توانم راهنمای خوبی شوم.                                                                                                                                

هم‌سفر لیلا:

زمانی که  خدمتی به سراغ شما می‌آید  هیچ‌وقت آن را رد نکنید چون ممکن است دیگر به سراغ شما نیاید. این خدمت‌ها به زندگی برکت می‌دهند.  در کنگره هیچ‌کس در خدمت‌گزاری جای دیگری را نمی‌گیرد و به نفع دیگری کنار نمی‌رود.

برای بالا بردن نقطه‌ی تحمل باید از سختی‌ها و نیروهای تخریبی عبور کنیم و این کار هم سخت است و هم سهل!

هم‌سفر خدیجه:

برای بالا بردن نقطه‌ی تحمل باید با نیروهای تخریبی مبارزه کنیم  تا تحمل ما بالا رود مثلاً برای رسیدن به شجاعت باید از ترس عبور کنیم.                                                                        

هم‌سفر نسیم:

چرا من که عاشق مسافرم هستم تابه‌حال از ضد آن یعنی از نفرت به مسافرم عبور نکرده‌ام و تابه‌حال از او متنفر نشده‌ام؟                                                                                              

هم‌سفر خدیجه:

زمانی که به‌یک‌باره عاشق شویم هنوز به ایمان کامل نرسیدیم و باید ضدش را تجربه کنیم تا به ایمان برسیم.

هم‌سفر لیلا رحیمی:

این عشق نبوده بلکه دوست داشتن بوده چون در عشق نباید حسمان تغییر کند ولی ما با اعتیاد مسافرمان حسمان نسبت به او تغییر کرده است.

هم‌سفر لیلا:

برای رسیدن به عشق نیاز نیست نسبت به همان فرد نفرت داشته باشیم تا به عشق به آن فرد برسیم؛ اگر در کل تجربه‌ی نفرت را در زندگی داشته باشیم آن‌وقت عشق را می‌فهمیم؛

هم‌سفر فاطمه:

من در زندگی با شخصی مشکلی داشتم و او را بخشیدم اما او هنوز با من رفتارش خوب نیست دلیلش چیست؟

هم‌سفر لیلا:

هر اتفاقی دو سر دارد اگر او با شما خوب نیست چون شما هم مقصر بوده‌اید و اگر شما کسی را بخشیدید هیچ تضمینی وجود ندارد که او هم شمارا ببخشد ولی شما باید برای آرامش خودتان او را ببخشید.

هم‌سفر خدیجه:

من چندین سال یک نفر را نبخشیده بودم و خودم بیشتر در عذاب بودم ولی وقتی او را بخشیدم به آرامش رسیدم.

هم‌سفر لیلا:

برای بالا بردن نقطه‌ی تحمل باید از مرزهای مختلفی عبور کرد و با سختی‌های گوناگون دست‌وپنجه نرم کرد و اگر زمانی که  مشکلاتمان را   حل کردیم    برگردیم   به پشت سرمان نگاه کنیم متوجه می‌شویم  که لعنت نبوده بلکه رحمت خداوند بوده است بنابراین نیروهای تخریبی آمده‌اند تا ما را کامل کنند. شیطان مأمور شده تا ما را فریب دهد و در این بعد دشمن قسم‌خورده‌ی ماست و اگر خودمان را در برابرش قوی نکنیم او خودش را قوی می‌کند و ما را له می‌کند    .

هم‌سفر شهربانو:

انسان چیزی را به دست نمی‌آورد مگر با تلاش خودش و هر مصیبتی که به ما وارد می‌شود خود  آن را برای خود فراهم کرده‌ایم  و انسان با حیوانات درنده متفاوت است چون از عقل و شعور و اختیار برخوردار است

هم‌سفر لیلا:

هیچ‌وقت به کسی حسادت نکنید چون اگر چیزی را به دست آورده یا برایش زحمت‌کشیده که نوش جانش یا اگر زحمت نکشیده که آن  را از دست می‌دهد.

هم‌سفر اشرف:

یک خانمی برای پیروزی فرزندش دعا می‌کرد، وقتی پوریای ولی این موضوع را فهمید با جوانمردی خودش باعث شد که فرزندش پیروز شود بنابراین باید جوانمردی داشته باشید تا بتوانید به دیگران کمک کنید

هم‌سفر لیلا:

زندگی قانون جنگل است یعنی هرکه قوی‌تر است پیروز است و هر که قوی نباشد له می‌شود. هرروز صبح هم آهو و هم شیر باید بدوند آهو برای این‌که شکار نشود و شیر برای این‌که غذایش را فراهم کند؛ هر که بیشتر بدود برنده است مهم نیست که آهو هستی یا شیر؛ باید آماده‌ی دویدن باشی و درست است که قانون جنگل وجود دارد اما انس آن‌ها  چیزی دارند که بزرگ‌ترین ارزش آن‌هاست که فتوت و جوانمردی است و همین فتوت است که کنگره را سر با نگه‌داشته و هیچ‌کس به دیگری زور نمی‌گوید و اگر  راهنما به ره‌جو حرفی می‌زند برای خود اوست تا به ارتقا برسد

هم‌سفر اکرم:

اگر حس ما قوی شود ولی تحمل آن را نداشته باشیم در ما انفجار به وجود می‌آید و انفجار با تخریب همراه است. مثلاً اگر ما در منطقه‌ی گرمسیر زندگی می‌کنیم و یک‌باره به منطقه‌ی سردسیر برویم منجمد می‌شویم و افرادی که با رفتن به کلاس حس‌های خود را قدرتمند می‌کنند تا به اسرار آگاهی یابند و روحشان را به پرواز درآورند چون نقطه‌ی تحمل و آگاهی آن‌ها در این مسائل پایین است دچار بیماری‌های روانی می‌شوند.

هم‌سفر خدیجه:

یک هاله‌ی تابان دور انسان است که از ورود نیروهای منفی جلوگیری می‌کند و افراد با رفتن به کلاس‌های احضار روح این هاله را تخریب می‌کنند.

هم‌سفر لیلا:

این هاله با سه چیز خراب می‌شود 1: مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر به‌خصوص شیشه  2: رفتن به کلاس‌های انرژی‌درمانی 3: افکار منفی.

هم‌سفر نسیم:

این هاله چگونه بازسازی می‌شود؟

هم‌سفر لیلا:

با حرکت کردن در جهت عکس آن و شرکت در کلاس‌های  کنگره و افکار مثبت و شربت ot.

نکته‌ی پایانی سی دی وادی نهم: اگر اشتباهی را از کسی دیدید جایی جار نزند.  باید مثل خدا ستارالعیوب باشید؛ مثلاً عیب مسافر خود را به هرکسی  نگویید و فقط به کسی بگویید که  بتواند مشکل شمارا حل کند.

پایان وادی نهم

و اما سی دی سرنوشت:

هم‌سفر شیرین:

سرنوشت با خواست انس آن‌ها رقم‌زده می‌شود و سازمان الهی سازمانی است که همه‌چیز با دقت و نظم و حساب‌کتاب است و خدایی که برای یک مورچه و کرم و پروانه برنامه‌ریزی کرده است  امکان ندارد که روی پیشانی شخصی   چیز بدی  بنویسد.  بنابراین نباید سرنوشت را مقصر  مشکلات زندگی خود دانست.

هم‌سفر هاجر:

اگر از عارف یا فیلسوف بپرسید  چطور به اینجا رسیدید؟  می‌گوید تلاش کردم اما اگر از فرد تنبلی بپرسید؛  می‌گوید سرنوشت من این‌گونه است

هم‌سفر مریم:

تقدیر از قدر می‌آید و قدر یعنی اندازه.  شما سرنوشت را خودتان ایجاد می‌کنید. ما  دو نوع تقدیر داریم یکی از روز الست تا تولد و دیگری از تولد تا الآن

هم‌سفر هاجر:

وقتی کسی تفریحی مواد را شروع می‌کند در زمان حالش این‌گونه است ولی تقدیرش این است که در آینده معتاد می‌شود بنابراین معتادی را روی پیشانی‌اش ننوشته‌اند

هم‌سفر یاسمن:

پروتئین‌ها در بدن مثل یک راهنما عمل می‌کنند همان‌طور که راهنما ما را کنترل می‌کند و راه را به ما نشان می‌دهد و اگر راه درست را انتخاب نکردیم  ما را به راهنمای دیگری می‌دهد و  اگر خوب نشد آن را اخراج می‌کنند.  پروتئین‌ها هم همین‌گونه عمل می‌کنند و  اگر از کنترل خارج شوند مقدارشان زیاد می‌شود و بیماری‌هایی مثل ام‌اس ایجاد می‌شود و اگر از نظام خارج شوند دیگر با او کاری ندارند. وقتی یک سلول در بدن ما این‌گونه حساب‌کتاب دارد دیگر طبیعت چگونه است

هم‌سفر لیلا رحیمی:

حرکت ما در هستی مثل دایره است مثل‌اینکه دور میدان می‌چرخیم اگر به چاهی در مسیر خود بکنیم یا میخ بریزیم یا مانع بگذاریم و رد شویم تمام نمی‌شود چون دور می‌زنیم و دوباره خودمان در آن چاه می‌افتیم تقدیر حساب‌کتاب دارد و هرچقدر تلاش کنیم  بر مبنای آن تقدیر را می‌نویسند. ذره‌ای خیر یا بدی انجام بدهیم  باید پاسخ‌گو باشیم.  اگر کسی خوب در کارش عمل کند فرمان می‌آید که ارتقایش بدهید و اگر کسی در کارش خیانت کند وجوب عمل نکند فرمان سقوطش می‌آید. پس ما امروز تقدیر فردا را می‌نویسیم و با گریه و زاری و دعا درست نمی‌شود.

هم‌سفر لیلا:

ما در تاریکی برای کسی چاه می‌کنیم می‌چرخیم و خودمان در آن می‌افتیم. هر اتفاقی در زندگی ما می‌افتد بر مبنای سه چیز است:  1: خواست 2: تقدیرات 3: فرمان الهی

تقدیر را نمی‌توان تغییر داد چون مربوط به گذشته است و ما نمی‌توانیم به گذشته برگردیم. فرمان الهی و تقدیر بر مبنای خواست خودمان رقم‌زده می‌شود.

هم‌سفر نسیم:

کسی که از اشتباهی توبه کند آیا تقدیرش عوض می‌شود؟

هم‌سفر لیلا:

وقتی از مشکلی توبه کنیم به ما برمی‌گردد اما خدا به ما فرصت می‌دهد تا در این فاصله دانایی خود را بالا ببریم تا کمتر اذیت شویم و تحمل آن را داشته باشیم

هم‌سفر اکرم:

اگر در بعد زمان خودمان سخت تلاش کنید از هیچ‌چیز نترسید اگر در صراط مستقیم باشید   هیچ اتفاقی نمی‌افتد.  تنها چیزی که خوف دارد نیروی الهی است قتی تقدیر یا فرمان الهی باشد ما نباید با بدی و خوبی آن کار داشته باشیم چون ممکن است ازنظر ما بد باشد ولی در آن‌یک راز نهفته باشد مثل مصرف سیگار!  

آقای مهندس زمانی که دچار سکته قلبی شدند و راز نهفته درون آن   این بود که به روش درمان سیگار پی بردند یا گردو که در زیرخاک است و در تاریکی است اما بعد جوانه می‌زند و به درخت گردو تبدیل می‌شود. آقای مهندس می‌فرمایند: خداوندا بده شری که خیر من در آن باشد و باید به اعمال خود نگاه کنیم و همیشه اعمال خود را ارزیابی کنیم و هر اتفاقی که می‌افتد به اعمال خود نگاه کنیم. اگر چیزی را می‌دانید نباید آن را همه‌جا مطرح کرد باید ببینید که طرف ازنظر تفکر به این مرحله رسیده که برایش مطرح کنید یا نه؟  در مسائل خود نباید تأسف بخورید و باید به انتقادات یکدیگر احترام بگذاریم و به یاد خدا و نیروهایی باشید که از آن‌ها انرژی دریافت می‌کنید فکرتان را روی موضوعات منفی نگذارید که انرژی شمارا می‌گیرند.

بعدازآن لژیون با دعای خالصانه‌ی هم‌سفران به پایان رسید.

نویسنده: هم‌سفر نسیم

عکاس: هم‌سفر فاطمه



طبقه بندی: گزارشات لژیون،

تاریخ : 1396/03/16 | 03:26 ب.ظ | نویسنده : همسفر لیلا رحیمی | نظرات


  • paper | وب یـــران پـــازل | رپرتاژ آگهی
  • فروش تبلیغ متنی | نوین 2