ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ
به نام قدرت مطلق الله

لژیون دوم همسفران شعبه امین گلی در روز دوشنبه 96/3/22 با استادی  همسفر اکرم و راهنمایی همسفر لیلا و با حضور گرم اعضای لژیون و با دستور جلسه سی دی "طلب ظلم 2 " راس ساعت 17:30 بر گزار شد.

انسان تنها زمانی باید به خاک بیفتد که بخواهد از خداوند سپاس گزاری کند حتی زمانی که پر از درد و غصه هستید و در برابر خداوند به خاک افتاده اید هم باید این حس سپاس گزاری را داشته باشید. پس همان طور که به خاطر خوبی ها؛ سلامتی؛ نعمتها و شادی هایی که دارید خداوند را شکر می کنید در زمان غم و غصه هم باز خداوند را شاکرباشید...

 در ادامه مطلب بخوانید...
سخنان استاد محترم:

همسفر اکرم:  شهر به یکباره به طغیان دچار می گردد...

همسفر یاسمن: در این پیام منظور از شهر؛ شهر وجودی ماست وهمان طور که در ماه مبارک رمضان با روزه گرفتن تعادل جسم ما بر هم می ریزد و بعد از این ماه سلول ها و جسم ما دومرتبه به تعادل و آرامش می رسند و یا مسافران قبل از ورود به کنگره جسم وجودی آنان بر اثر مصرف مواد مخدر دچادر آشوب شده است و در ابتدای سفر در کنگره با سختی روبه رو می شوند اما بعد از رسیدن به درمان به آرامش می رسند.

همسفر مریم: در کنگره به نگهبانان معلمان گفته اند که برای هر چیزی ما به معلم نیاز داریم. 

همسفر اکرم: در واقع همه معلمان یک هدف دارند و همه ما در راه صراط مستقیم حرکت می کنیم و   این معلمان مراقب این هستند که ما به بیراهه نرویم و کسی از این برنامه خارج نشود. و ما در کنگره تغییرات را در افراد می بینیم.   
و اینان جذب رحمت خداوند می شوند و خداوند را درک می کنند....  

همسفر حبیبه: زمانی که در کنگره قرار می گیریم هر لحظه با دوستان پیوند محبت بر قرار می کنیم و با حال خوش می رسیم و خدمت می کنیم و اینان کسانی هستند که مورد رحمت خداوند قرار می گیرند و خداوند را درک می کنند و به دیگران نیز کمک می کنند تا مجذوب رحمت خداوند شوند و با درک نیروی الهی به ارتقاء می رسند و به صراط مستقیم راه پیدا می کنند.
  
همسفر هاجر: یک سری از افراد  به سور چرانی مشغول هستند و اینان نصیبی نمی برند و همیشه باید در برابر نیروی الهی مراقب رفتار و اعمال خود باشیم که به بیراهه نرویم و در غیر این صورت به سور چرانی مشغول می شویم. عده زیادی از افراد به جای استفاده کردن از لحظات  آن ها را نابود می کنند؛ تبدیل می شوند و پلی می شوند برای استفاده دیگران! 

همسفر اکرم عابدی:  کنگره برای ما هدف نیست  بلکه وسیله ایی است برای رسیدن به هدف! و خیلی از افراد بعد از درمان در صدد این هستند که دین خود را به کنگره ادا کنند که آقای مهندس می فرمایند: شما هیچ دینی به کنگره ندارید و کنگره فقط وسیله ایی بود برای درمان  شما.  

همسفر اکرم: آقای مهندس می فرمایند: ما برای بهتر شدن زندگی خود و درمان است که به کنگره می آییم و اگر هدف داشته باشیم این هدف ما مقدس بوده و زمانی که بر سر دو راهی انتخاب کنگره یا خانواده قرار گرفتیم؛ چنان چه در سفر دوم باشیم باید خانواده را انتخاب کنیم.  
انسان ها دو پا دارند اما کسانی که به سور چرانی مشغول هستند به دنبال پاهای اضافی می گردند....

همسفر خدیجه: منظور از چهار پایانی که به دنبال پاهای اضافی می گردند انسان هایی است که به آن چه دارند راضی نیستند و به دنبال مطالب بیشتر هستند. آقای مهندس می فرمایند:  گفتیم که پایه های مالی خود را مستحکم کنید اما این به این معنی نیست که اگر مثلا شما یک میلیارد پول دارید دبنال بقیه اش بروید چون ما آمده ایم که زندگی کنیم نه این که  فقط به دست آوریم اما مصرف نکنیم.

همسفر لیلا رحیمی: آنان نمی دانند که بدون دست و پا سر بر سجده الله گذاشتن بسیار آسان است وفقط تمنای دل می خواهد که با آن فاصله بسیار دارند. یعنی آن کار های نیکی که انجام می دهیم و اجرای فرامین الهی و حتی احترام گذاشتن به طبیعت همگی نوعی سجده کردن است و خدمت کردن به خلق نیز نوعی عبادت است و سر به سجده الله گذاشتن  تنها نماز خواندن نیست. و ذکر نام الله تنها به دلیل دور شدن شیطان از انسان است. 

همسفر شیرین: مانند نا بینایان در روز به دنبال شب می روند آن کس که باید بداند می داند و آن می کند که باری تعالی می کند...
بعضی از افراد فقط بدی ها را می بینند و به خوبی ها توجه ایی ندارند مثلا به جای نگاه کردن به زیبایی های طاووس تنها پاهای زشت او را می بینند. و به دنبال عیب جویی هستند گاهی حتی در درون خود به دنبال ایراد می گردند. و دو چیز است که ما قدر آن ها را نمی دانیم یکی سلامتی است و دیگری امنیت!    

سوال همسفر لیلا رحیمی: در مسیر کنگره افرادی هستند که نمی توانند تغییرات ما را بپذیرند؛ ما باید چگونه با این دسته از افراد بر خورد کنیم؟

پاسخ همسفر لیلا: پیامی در کتاب عبور از منطقه 60 درجه هست به اسم با نادان سخن مگوی..این پیام بسیار می تواند به ما در حل چنین مسائلی کمک کند و آنان می خواهند با جهل و ناآگاهی خودشان مسیری که ما انتخاب کرده ایم را زیر سوال ببرند. نیازی به توضیح دادن نیست و او خودش تغییرات مثبت ما را متوجه خواهد شد ممکن است در ابتدا عکس العمل نشان دهند اما اگر ما به قدم های خود  اعتقاد داریم اصلا به تایید دیگران نیازی نداریم. 

همسفر اکرم: در ادامه آقای مهندس می فرمایند : افطاری دادن در کنگره هم نوعی عبادت محسوب می شود و در زنجیره کائنات هم هر روز این زنجیره محکم تر می شود و این ارزشمند است. و باید دانست کسانی که در مسیر صراط مستقیم قدم بر می دارند مورد امتحان قرار می گیرند تا وفا داری خود را ثابت کنند و برعکس این قضیه در ضد ارزش ها هم هست.      
 
همسفر اشرف: زمانی که فرامین الهی به نقطه آغاز برسد پیشگامان سفر دیگری را آغاز می کنند ؛ یعنی زمانی که به بعد دیگر  سفر می کنیم پیشگامان سفری  دیگر را آغاز می کنند و این فرمان خداوند است  و اگر به  فرامین الهی را عمل نکنیم و یا نقص فرمان کنیم باران لعنت خواهد بارید چون ظلم بسیار؛ ظلم و سختی بسیار را می طلبد. 

همسفر اکرم: در این جا نتیجه می گیریم که هر عمل نیک یا بدی که در زندگی انجام دهیم به ما بر خواهد گشت و چه خوب است که نیکی کنیم. 

همسفر لیلا: آقای مهندس می فرمایند: زمانی که ما ظلم می کنیم این ظلم انواع مختلفی دارد؛ مثلا ظلم به طبیعت؛ دیگران و حتی خودمان!  
چگونه می توان به دیگران ظلم کرد؟ با غیبت کردن و تجسس در امور دیگران و با کینه و نفرت گرفتن و....و این ها همگی ظلم است و زمانی که ما این ظلم را می کنیم مجوز صادر می کنیم که این ظلم به ما بر گردد. ما باید مواظب رفتار خود با دیگران باشیم این که کسی را نرنجانیم و یا دل کسی را نشکنیم .   
چگونه می شود به طبیعت ظلم کرد؟ با آلوده کردن محیط؛ آشغال ریختن در طبیعت و رود خانه ها!

هر چیزی در هستی هم صور آشکار دارد و صور پنهان! حتی حرف زدن هم صور پنهان دارد. مثلا کسی ساعت ها با ما صحبت کند اما متوجه نشویم چون پشت حرف هایش صور پنهانی وجود ندارد اما ممکن است یک نفر فقط یک جمله به ما بگوید اما همان یک جمله می توان راه گشای مسائل و مشکلات ما باشد و یا حال ما را خوب کند؛ چرا؟ چون پشت آن جمله یک صور پنهانی وجود دارد این صور پنهان می تواند صداقت باشد و یا به حرفی که  می زند عمل کرده باشد و... 
زباله ها هم صور پنهان دارند یعنی چی؟ یعنی این که ما منزل خود را تمیز کنیم  و  زباله های خود را در کوچه و خیابان بریزیم ؛ صور آشکار زباله را در منزل خود جمع کرده ایم اما صور پنهان آن با ما می ماند. چگونه می ماند؟ با آشفتگی های ذهنی !   
چگون ما به خودمان ظلم می کنیم؟ با افکار منفی ؛ درد و غصه های بی جا؛ چون بسیاری از غصه ها و درد های ما در گذشته اتفاق افتاده و کاری نمی توانیم  انجام دهیم و الان حسرت گذشته را می خوریم. کسی که افسردگی دارد کسی است که زیاد به گذشته اش فکر می کند یا به آینده فکر می کنیم و از آینده می ترسیم که باز این ترس بی مورد است.کسی هم که زیاد استرس دارد کسی است که به آینده زیاد فکر می کند اما  کسی که در در لحظه زندگی می کند کمتر درد و غصه دارد.  
نکته دیگر این که: آقای مهندس می گوید نگویید که ایران و حکومت  برای من چه کرده است ؟ شما برای ایران چه کرده اید؟منظور آقای مهندس این است که نباید از هیچ  کسی  حتی حکومت توقع داشته باشد چرا؟ چون توقع داشتن از دیگران حال آدم را بد می کند یعنی زمانی که از دیگران انتظاری دارید و شخص مقابل آن را بر آورده نمی کند حال یا نمی خواهد و یا نمی داند و این طوری حال ما بد می شود و اگر ما بتوانیم این گزینه را از زندگی خود حذف کنیم و این توقع را به خودمان بر گردانیم حال ما بهتر می شود مثلا به جای این که بگوییم همسر من برای من چه کرده است از خود بپرسیم من برای همسرم چه کرده ام؟ آیا من در قالب همسر وظایفم را به خوبی انجام داده ام ؟

در این جا پیامی از رعد آمده است به این عنوان:

آنانی که مجذوب رحمت قدرت مطلق می شوند به ارتقاء می رسند و آنانی که فقط به سور چرانی مشغولند هیچ نصیبی ندارند میفهمی که چه می گویم ؛ چهار پایانی که به دنبال پا های اضافی می گردند تا خود را محکم در زمین نگه دارند اما نمی دانند  بدون دست و پا سر بر سجده الله بسیار آسان است. فقط تمنای دل می خواهد که با آن فاصله بسیار دارند. مانند نا بینایان در روز به دنبال شب می روند آن کس که باید بداند می داند و آن می کند که حق می کند....    

وقتی می گوید مجذوب رحمت خداوند می شوند یعنی این که خداوند سراسر رحمت؛ عشق و گذشت است. و نسیم خوش رحمت و عشق او همیشه در حال وزیدن است و همیشه این باران رحمت در حال باریدن است و این ما هستیم که تعیین می کنیم در معرض این نسیم خوش قرار بگیریم یا نگیریم؟ 

با اعمال ارزشی که انجام می دهم ؛ اگر به سمت نور و خداوند قرار بگیرم مجذوب رحمت او می شوم و برعکس اگر بر خلاف نور بایستم رحمت و گذشت خداوند هست و این من هستم که در مسیر خلاف حرکت می کنم. پس نباید از نبودن خداوند گله کنیم که چرا نیستی؟

چرا بعضی از مسافران به محض ورود به کنگره چهره آنان از هم باز می شود؟ به این دلیل که چرخشی انجام داده و روبه روی نور ایستاده است.  
و چه خوب است که بدانیم خداوند سریع الحساب است یعنی هر کاری و هر قدم خیری که بر دارید خداوند پاداش آن را به شما می دهد. سریع الحساب بودن او یعنی این که چیزی را به می دهد که از چشم ما پنهان است یعنی برای دیدن آن به چشم دل نیاز داریم. 
کسانی که به سور چرانی مشغولند نصیبی ندارند ؛ یعنی چهار پایانی که به دنیال پا های اضافی می گردند تا خود راد محکم در زمین نگه دارند ....  
و منظور از این جمله این است که   به جای این که به اصل هستی و خلقت پی ببرید اسیر ماده و مادیات و حاشیه ها شده ایید. یعنی   انسان در هر جایگاهی که قرار دارد به یک دلیل خاصی به هستی آمده است و ما  به جای پرداختن و رسیدن به هدف تعیین شدهدر گیر  حاشیه ها شده ام و این ها دست و پا های اضافی هستند که ما را محکم در زمین نگه دارند در صورتی که به زمین آمده ایم که رشد کنیم و اوج بگیریم و ارتقاء پیدا کنیم تا زمانی که به مکانی که از آن جا انشعاب یافته ایم برگشتیم با کوله باری از آموزش ها بر گردیم. درد ها و شادی های زندگی گذرا هستند و آن چیزی که بر داشت کرده ایم آن می شود جزئی از کوله بار ما! در ادامه می گوید بدون دست و پا سر سجده الله گذاشتن بسیار آسان است یعنی این که فارق از بند ها و چیز هایی که تو را در زمین نگه می دارد باشید و به در گاه خداوند سجده کنید. و تمنای دل یعنی این که شما چیزی را با تمام وجود و از اعماق دل بخواهید . انسان ها خواسته های زیادی دارند اما باید بدانیم که اصلی ترین و مهم ترین آن ها کدام است. و این می شود تمنای دل! 
و باید با تمام وجود به  سمت  آن خواسته و یا تمنای دل حرکت کنید یعنی باید بتوانید از تمام خواسته های دل بگذرید تا به یک خواسته برسید.

هر انسانی یک نیمه تاریک دارد و یک نیمه روشن! پس به هیچ انسانی به شکل یک نیمه روشن و سفید نگاه نکنید. پس سعی کنید فقط خوبی های انسان ها را ببینید . 
نکته دیگر این که زمانی که شما در صراط مستقیم قرار می گیرید مورد آزمایش و امتحان قرار می گیرید باید بها و وفا داری تو ثابت شود تا نیرو های الهی تو را در صراط مستقیم بپذیرند.

و باید بدانید که کنگره برای ما هدف نیست بلکه وسیله ای است که ما را به هدف می رساند. هدف رسیدن به حال خوش ؛ آرامش  و صلح و رسیدن به انسانیت است اما در بدو ورود به کنگره به خاطر حال خرابی که داریم باید به کنگره به چشم یک هدف نگاه کنیم؛ به کنگره چنگ بزنیم و با تمام وجود کنگره را بخواهیم در سفر اول الویت اصلی کنگره است اما در سفر دوم الویت اول خانواده است و بعد کنگره! کسانی در کنگره هستند سه دسته هستند: در کنگره ؛ با کنگره ؛ خود کنگره!  و باید سعی کنیم که خود کنگره باشیم.

آخرین نکته در مورد سجده کردن است: این که انسان تنها زمانی باید به خاک بیفتد که بخواهد از خداوند سپاس گزاری کند حتی زمانی که پر از درد و غصه هستید و در برابر خداوند به خاک افتاده اید هم باید این حس سپاس گزاری را داشته باشید. پس همان طور که به خاطر خوبی ها؛ سلامتی؛ نعمتها و شادی هایی که دارید خداوند را شکر می کنید در زمان غم و غصه هم باز خداوند را شاکرباشید. 

نویسنده : هم سفر لیلا رحیمی

عکاس: هم سفر فاطمه



طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1396/03/28 ] [ 01:28 ب.ظ ] [ همسفر لیلا رحیمی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic