ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق که اوست...

یکشنبه 22/ آذر / 1394 پنجمین جلسه ی لژیون ما، در شعبه ی امین گلی و با حضور 6 نفر از همسفران راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

دستور جلسه: حفره سیاه

یعنی یکی از نشانه های خالص بودن هر کاری، از رهایی گرفته تا هر عمل دیگری که انجام می دهیم این است که هر دو شخصیت یا پیکره ی ما در خواب و بیداری، آن عمل ضد ارزشی را انجام ندهند.

اگر یک عمل ضد ارزشی دارید که دوست دارید برای همیشه حل شود، اگر بتوانید پیکره ی خواب را تغییر دهید، مطمئن باشید که در پیکره ی بیداری هم انجامش نخواهید داد که تنها راه برای این کار تزکیه و پالایش است.

تزکیه و پالایش یعنی دیدن تاریکی و زدودن تاریکی.

در ادامه مطلب بخوانید....


در ابتدا اعضای لژیون برداشت خود را از سی دی حفره سیاه  بیان کردند و سپس استاد این گونه ادامه دادند:

در این سی دی آقای مهندس از 2 شخصیت انسان صحبت می کنند. و این موضوع را به ما یادآور می شوند که هر انسانی حداقل 2  شخصیت یا پیکره دارد. یکی همین شخصیتی که در ظاهر و در بیداری می بینیم و دیگری شخصیتی که پنهان است و ما در خواب آن را می بینیم.

و یک انسان زمانی به صلح و آرامش می رسد که این دو شخصیت کاملاً با هم یکی شوند. اما وقتی که ما در مسیر ضد ارزش ها حرکت می کنیم، از صراط مستقیم خارج می شویم، خواه ناخواه هر دو شخصیتمان با هم فاصله می گیرند و از هم دور می شوند و شاید من در ظاهر آن عمل ضد ارزشی را انجام ندهم، اما این دلیل نمی شود که شخصیت من در صور پنهانم نیز آن کار را انجام ندهد.

اما چه اتفاق می افتد که من در شخصیت بیداری یک عمل ضد ارزشی را انجام نمی دهم، اما در شخصیت خواب آن را انجام می دهم؟ به خاطر این که انجام ندادن و ترک آن ضد ارزش از ته دل و خالصانه نیست!

مثلا یک شخصی مواد مخدر مصرفی خود را ترک می کند. شاید در بیداری مواد مصرف نمی کند، اما در خواب همچنان به مصرف خود ادامه می دهد. و این در گروه های دیگر که درمان را اصولی و منطقی انجام نمی دهند، خیلی اتفاق می افتد. چرا؟ چون جسم و روان و جهانبینی شخص درمان نشده است؛ او فقط یک موادی را مصرف می کرد و حالا مصرف آن را قطع کرده است و الان فقط زور می زند که مواد را مصرف نکند، جلوی خودش را می گیرد که مصرف نکند. او فقط در بیداری این کار را می کند، اما اگر در خواب یک نفر به او مواد تعارف کند، می گیرد و مصرف می کند و تازه بعد از خواب که بیدار شد می گوید خدا را شکر که خواب دیدم! خدا را شکر که در واقعیت مصرف نکردم. در صورتی که همانی که تو در خواب دیده ای هم واقعی ست و تو 2 تا شخصیت داری. یک در بیداری مواد مصرف نمی کند، دیگر در خواب مواد مصرف می کند. پس تو 2 شخصیت متفاوت داری و زمانی که انسان 2 شخصیت متفاوت داشته باشد درونش آشوب است، اصلا آرام نیست، دنیایش دنیای صلح و آرامش نیست و این باعث می شود که در جهنم زندگی کند.

این موضوع در کنگره هم ممکن است اتفاق بیفتد. یعنی یکی از نشانه هایی که یک نفر به معنای واقعی کلمه در کنگره به درمان رسیده است، همین است که که اگر در خواب هم مواد ببیند مصرف نمی کند.

یعنی یکی از نشانه های خالص بودن هر کاری، از رهایی گرفته تا هر عمل دیگری که انجام می دهیم این است که هر دو شخصیت یا پیکره ی ما در خواب و بیداری، آن عمل ضد ارزشی را انجام ندهند

و این نه تنها در مورد مسافران، بلکه در مورد ما همسفران هم صدق می کند. اگر برای انجام ندادن یک ضد ارزشی زور بزنید، بدانید که آن را فقط در بیداری انجام نمی دهید.

من عمداً از کلمه ی زور زدن استفاده می کنم. چون شما با زور زدن می توانید شخصیت بیداری خود را درست کنید، ولی زور زدن شخصیت خواب ما را عوض نمی کند. مثلاً من در بیداری زور می زنم که غیبت نکنم و اگر هم در جمع کسانی رفتم که غیبت می کنند آن جا را ترک می کنم و جلوی خودم را می گیرم که غیبت نکنم، اما در خواب اگر در یک جمعی قرار گرفتم که در حال غیبتند این کار را انجام می دهم! یا در بیداری زور می زنم که دروغ نگویم، قضاوت نکنم، اما در خواب در موقعیت آن که قرار بگیرم خیلی راحت آن کار را انجام می دهم. حالا کدام یک از این دو پیکره یا شخصیت به دنیای دیگری منتقل می شود؟ همان پیکره ای که در خواب می بینیم.

اگر یک عمل ضد ارزشی دارید که دوست دارید برای همیشه حل شود، اگر بتوانید پیکره ی خواب را تغییر دهید، مطمئن باشید که در پیکره ی بیداری هم انجامش نخواهید داد که تنها راه برای این کار تزکیه و پالایش است.

تزکیه و پالایش یعنی دیدن تاریکی و زدودن تاریکی.

یعنی من درون خودم را جستجو کنم، یک ضد ارزشی که دوست ندارم را پیدا کنم وآرام آرام در طول زمان، با آموزش گرفتن در مورد آن موضوع آن را درست کنم و انجام ندهم.

مثلا فرض کنید که من تصمیم گرفته ام که از فردا غیبت نکنم، روش های مختلفی را به کار می برم؛ مثلا مدام به خودم نهیب می زنم که غیبت نکن، یا یک کِش به دست خود می بندم و هر وقت خواستم غیبت کنم آن را می کشم تا به یاد بیاورم که غیبت نکنم، یا در جمعی هستم که مشغول غیبت هستند سریع بر می خیزم و می روم.

این روش ها بد نیستند؛ اما تنها می توانند مسئله ی غیبت را در پیکره ی بیداری من حل کنند و من اگر در خواب و در شرایطی قرار گرفتم، آن کار را انجام می دهم. این یعنی شخصیت خواب من هنوز آن ضد ارزش را با خود حمل می کند.

حالا من اگر بخواهم آن را در صور پنهان خود، یا در پیکره و شخصیت خواب خود حل کنم، باید چه کاری انجام دهم؟

قدم اول، پیدا کردن آن ضد ارزش است، این که بدانم مثلا صفت غیبت را با خودم حمل می کنم.

قدم دوم، خواسته ی واقعی برای حل آن را داشته باشم و از ته دل بخواهم که آن ضد ارزش حل شود.

قدم سوم، در مورد آن به تحقیق بپردازم، آموزش ببینم و اطلاعات کافی به دست آورم.

و قدم چهارم این است که آموزش هایم را آرام آرام به عمل تبدیل کنم.

و در صورت ادامه دادن و ناامید نشد، می توانم آن ضد ارزش را درون خودم حل کنم(هم در پیکره ی بیداری و هم در پیکره ی خواب).

وقتی که این اتفاق افتاد "ذرات وجودی" من تغییر می کنند. ذرات وجودی چیست؟ همان طور که پیکره ی ظاهری از ذرات کوچکی به اسم سلول تشکیل شده است، شخصیت خواب یا صور پنهان هم از ذرات ریزی که به چشم نمی آید تشکیل شده است که به آن ذرات وجودی می گوییم.

این کلمه ی "ذرات وجودی" را خوب به خاطر بسپارید چون با آن زیاد کار داریم! و اگر این ذرات وجودی تغییر کنند، کارهای بسیاری می توانند انجام دهند.

حتی رسیدن به بعضی از خواسته ها در سایه ی همین "ذرات وجودی" امکان پذیر است. این که گاهی اوقات من خواسته ای دارم، اما به آن نمی رسم، شاید به این دلیل باشد که در شخصیت بیداری آن را می خواهم و طلب می کنم، اما در شخصیت خواب، هنوز به آن جایگاه خواستن واقعی نرسیده ام و زمانی به آن خواسته ی خودم می رسم که در شخصیت خواب و هم در بیداری، با تمام وجود آنرا بخواهم. آن وقت است که رسیدن به آن خواسته امکان پذیر خواهد بود.

سوال: چگونه یک خواسته و آرزو را هم در شخصیت و پیکره ی بیداری و هم در پیکره ی خواب طلب کنیم؟

پاسخ: این موضوع بستگی کامل به نیت انسان دارد. شخصیت بیداری را می شود گول زد، می شود سر آن شیره مالید، اما شخصیت خواب را نمی شود!

به فرض مثال من در حال تلاش برای رسیدن به جایگاه کمک راهنمایی هستم و در شخصیت بیداری می گویم که من فقط برای خدمت کردن به دنبال جایگاه کمک راهنمایی هستم، اما در شخصیت خواب قضیه طور دیگری ست. نیت من در شخصیت خواب این است که همه مرا ببینند و به به و چه چه بگویند! پس نیتم خالص نیست و سیستم هستی و کائنات که این موضوع را بهتر از خودم می دانند، جلوی رسیدن من به آن خواسته را می گیرند. چون من اگر با این نیت به آن جایگاه برسم، در آن جایگاه نمی توانم خوب عمل کنم و حتی ممکن است تخریب به وجود آورم.

پس این که آقای امین در یکی از سی دی هایشان می گویند که گاهی اوقات ما یک خواسته ای داریم و خداوند به ما رحم می کند که آن را به ما نمی دهد! یک حقیقت است. چون تنها خداست که از صور پنهان ما آگاهی کامل دارد و می داند که اگر ما با آن نیت به آن برسیم در ما تخریب به وجود می آید.

پس اگر خواسته ای دارید، آن را خالصانه و از ته دل طلب کنید.


در خلوت خود، کلاهتان را قاضی کنید، ببینید آن چه می خواهید و در پی آن هستید، چقدر ناب و خالص است؟ چقدر در خدمت خدا و اهداف بشر است؟ ذرات وجودی تان به کدام سمت و سو گرایش دارند؟ هر انسانی می تواند با اندکی تفکر به این موضوع پی ببرد.

و اگر ناخالصی ها را از خواسته ی خود بزدایید، قطعا راه رسیدن به آن هموارتر خواهد شد.

در بخش دیگری از سی دی آقای مهندس می فرمایند آن چه در خواب می بینیم مقدمه ای است برای جهان دیگر که بعد از مرگ به آن جا خواهیم رفت. اگر در خواب در یک مکان آرام باشیم، در بُعد دیگر هم آرامش خواهیم داشت. اما اگر در خواب مدام دچار کابوس های وحشتناک می شویم و ترس داریم، در جهان دیگر هم وضعیت همین است و خواب به قول معروف پیش پرده ای است از فیلم اصلی که قرار است در جهان دیگر نمایش داده شود.

پس باید تا در این حیات فرصت داریم، رفتار و کردارمان را اصلاح کنیم.

و هرگز فکر نکنید که با مرگ مشکلاتتان تمام خواهد شد. من تمام آن ویژگی ها و صفاتی را که با خودم حمل می کنم، به خصوص در پیکره ی خواب، با خود به جهان دیگر انتقال خواهم داد و اگر ضد ارزشی را در همین حیات حل نکنم، در حیات دیگر هم گرفتار آن خواهم بود.

حالا اگر یک انسان به معنای واقعی کلمه تزکیه و پالایش را انجام دهد، به مرحله ای می رسد که هر دو شخصیتش با هم یکی می شوند، یعنی مرز بین آن ها از بین می رود و زبانشان با هم یکی می شود. دیگر آن وقت حتی اگر هم بخواهد نمی تواند عمل ضد ارزشی را انجام دهد، نمی تواند بد باشد، نمی تواند دزد باشد، نمی تواند رشوه بگیرد، نمی تواند خیانت کند.

دیده اید به یک نفر اگردنیا را هم بدهید، حاضر نیست خیانت کند، حاضر نیست دزدی کند، حاضر نیست دروغ بگوید.

چون این تطابق کاملآً در وجودش انجام شده است. با تمام ذرات وجودی اش به این حس رسیده است که خیانت بد است، پس خیانت نمی کند، دروغ بد است، پس دروغ نمی گوید، بدی بد است، پس بدی نمی کند.

اما یک نفر هم هست که در حرف و سخن، اداعای بسیار زیادی دارد، اما پای عمل که می رسد ، کم می آورد. چه بسیار ایمان هایی که با یک کلمه و با یک حرف، از بین رفت!

مثلا همیشه می گوییم محیط زیست را آلوده نکنید، در خیابان و طبیعت آشغال نریزید، اما انگار نه انگار. ولی دقت کنید بچه های کنگره آن قدر از ته دل این درس را می آموزند و به طور عملی آن را در کنگره اجرا می کنند که تحت هیچ شرایطی حاضر نیستند در خیابان و طبیعت آشغال بریزند. وقتی که یک لیوان یکبار مصرف یا ته سیگار را در کنگره می بینند آن را از روی زمین بر می دارند. در زندگی خارج از کنگره هم آرام آرام این موضوع را رعایت می کنند و سر انجام به جایی می رسند که حاضر نیستند تحت هیچ شرایطی در زمین و خیابان و طبیعت آشغال بریزند.

و شما اگر دیدید که یک لیوان کف زمین افتاد و منتظر نشوید که کس دیگری آن را بردارد و خودتان این کار را کنید، مطمئن باشید که ذرات وجودی شما در این زمینه در حال تغییر است و این خبر بسیار خوبی ست.

و اگر انسان بتواند به این مراحل برسد، دیگر نیروهای منفی نمی توانند در او اثر کنند و در او نفوذ کنند و او را از صراط مستقیم خارج کنند و دام های مختلفی که سر راه انسان پهن می شود، شاید برای انسان های دیگر جذابیت داشته باشد، اما این انسان را نمی تواند اسیر کند.

و منظور از حفره ی سیاه، همان دام های شیطان است که به گونه های مختلف سر راه انسان پهن می کند.

بعد از آن لژیون در ساعت 18 با دعای همسفران به پایان رسید.

دستور جلسه ی هفته ی آینده: زخم عشق

شاد و پیروز باشید.




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1394/09/23 ] [ 03:29 ب.ظ ] [ همسفر لیلا (راهنمای لژیون) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic