ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام خداوندگار عشق

لژیون «تو فقط لیلی باش» شعبه امین گلی  روز دوشنبه 96/5/30 با استادی هم‌سفر لیلا و با حضور گرم اعضا لژیون و با دستور جلسه ادامه وادی دهم و سی دی هزاران لباس رأس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.

آنچه که انسان‌ها را از پای درمی‌آورد رنج‌ها و سرنوشت نامطلوبشان نیست بلکه بی‌معنا شدن زندگی است که مصیبت‌بار است. معنای زندگی تنها در لذت و شادمانی و خوشی نیست حتی گاهی درد و رنج هم می‌تواند معنایی یافت.

انسانی که دیگر زندگی برای او بی‌معنا شده است هیچ هدف و انگیزه و مقصودی ندارد و چیزی او را به زندگی گره نمی‌زند و به اینجا که برسد کارش ساخته است.

در ادامه مطلب بخوانید...

هم‌سفر لیلا:

وادی دهم به ما می‌گوید صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری یست.

انسان هر صفتی که از بهترین‌ها تا بدترین‌ها به دست آورده است همیشگی و ماندگار نیست. هر فردی در زندگی اگر جایگاه و صفات و ویژگی‌های خوبی دارد، نباید به آن مغرور شود، چون این جایگاه همیشه برای او باقی نمی‌ماند.

ولی می‌تواند باکارهای ارزشی از جایگاه خود  مواظبت کند تا به تکامل برسد. همچنین فردی که صفت یا ویژگی بدی دارد قرار نیست همیشگی باشد و با اعمال و رفتار ارزشمند می‌تواند این صفات را تغییر دهد.

تمام این‌ها به دلیل درحرکت بودن انسان است، چراکه هیچ انسانی  دچار سکون نیست؛ حتی اگر فردی دچار روزمرگی باشد، بازهم درحرکت است؛ یا در حال سقوط است یا در حال صعود است

هر ره‌جویی باید برای آغاز سفر، صفات خوب و بد خود را روی کاغذ بیاورد؛ در این صورت حل مسائل برای او راحت‌تر می‌شود. چون آقای امین می‌فرمایند ۵۰ درصد راه برای تغییر دادن خود پیدا کردن صفات ضد ارشی است که در وجود خود دارید و ۵۰ درصد دیگر حل کردن آن مسائل است.

همه‌چیز در هستی جاری است و درحرکت است و هیچ‌چیز را نمی‌توان در هستی و ماوراء آن پیدا کرد که در حال سکون باشد، چون مسیر تکامل تغییر و تبدیل و ترخیص است.

معنا و مفهوم تغییر و تبدیل و ترخیص را می‌توان با مثالی از یک کرم ابریشم بیان کرد: وقتی کرم ابریشم بخواهد تبدیل به پروانه شود، اول پیله‌ای به دور خود می‌تند  و در درون این پیله کم‌کم تغییرات صورت می‌گیرد و مراحل رشد را طی می‌کند تا تبدیل به پروانه شود و در این هنگام می‌تواند از پیله‌ی خود بیرون بیاید و درواقع مرحله ترخیص صورت می‌گیرد

زندگی انسان هم به همین‌گونه است تا خود را تغییر ندهد و به تکامل نرسد به مرحله تبدیل نمی‌رسد  و به دنبالش مرحله ترخیص هم انجام نمی‌شود و ممکن است تمام ویژگی‌های خوب یا بد را با خود  به حلقه‌های بعدی ببرد.

پس زندگی و زنده‌بودن و تمامی مسائلی که برای ما اتفاق می‌افتد، خود یک معجزه است؛ اما ما انسان‌ها نسبت به خداوند ناسپاس هستیم و فقط خوشی‌ها و چیزهایی که به دست آوردیم را جزو معجزات خداوند می‌بینیم؛ اما یک روز متوجه می‌شوید که هر اتفاقی که تاکنون برای شما پیش‌آمده است، به نفع شما بوده است.

زندگی جمع اضداد است و بر مبنای آن بناشده چون ما هر چیزی را با ضد آن می‌توانیم بشناسیم؛ مثلاً محبت را در کنار نفرت می‌شناسیم، یا شجاعت را در برابر ترس می‌شناسیم.

در هستی سه مؤلفه‌ی اصلی وجود دارد که جهان و جهانیان را به وجود آورده است.

اول نور است که لطیف‌ترین چیزی است که در هستی وجود دارد و بزرگ‌ترین نور عالم خداوند است که در کلام‌الله هم می‌گوید که خداوند بزرگ‌ترین نور آسمان‌ها و زمین است که تمام موجودات از وجود او نور می‌گیرند.

نور دیگر نور خورشید است. در شب‌هنگام خواب نفس ما از جسم جداشده  که حالتی همانند مرگ است، با این تفاوت که در مرگ نفس به‌طور کامل از جسم جدا می‌شود، ولی در خواب با  طلوع خورشید و بیدار شدن باز نفس ما به جسم برمی‌گردد و در یک روز جدید باید سعی کنیم نار وجودی را با تزکیه و پالایش به نور وجودی تبدیل کنیم.

مؤلفه دوم صوت است. افراد نباید تحت اصوات مخرب قرار بگیرند. اصواتی مانند آهنگ‌های منفی  و کلمات منفی و یا افرادی که همیشه حرف‌های ناامیدکننده می‌زنند، برای شما مخرب است.

هم‌سفر اشرف:  فرزند من همیشه مداحی گوش می‌کند آیا این آهنگ‌ها منفی نیست؟

پاسخ هم‌سفر لیلاهرکسی در این دنیا اعتقادات خاص خود را دارد و بعضی از افراد هستند که با آهنگ‌هایی مثل مداحی می‌توانند به حال خوش و آرامش برسند؛ اما در کل فراموش نکنید که ما نباید دل‌خوشی‌های دیگران را از آن‌ها بگیریم.

مؤلفه سوم حس است که همانند خداوند در تمام هستی وجود دارد و ما نمی‌توانیم ببینیم؛ ولی حس‌های هم نام را می‌توانیم درک کنیم مثلاً فردی که عشق و محبت در وجودش است می‌تواند عشق و محبت را از وجود فرد مقابل خود دریافت کند.

حس اولین نیرویی است که قوه عقل را به کار می‌اندازد. حس اطلاعات را به عقل می‌رساند و عقل هم با توجه به آن پیام‌ها تصمیم‌گیری می‌کند. پس از طریق حس می‌توان کل هستی و پیام‌های نور و صوت را درک کرد و انتقال داد.

زیباترین حس‌های دنیا حس دوست داشتن و یاری‌رساندن به انسان‌ها و عبد خداوند بودن است.

انسان پنج حس ظاهر و پنج حس باطن دارد که اگر حس‌های خارج از جسم را تقویت کنید از دروازه پنج حس درون عبور خواهید کرد. در کنار این ده حس یک حس ششم نیز وجود دارد که در کل انسان یازده حس دارد.

اما چرا بعضی از انسان‌ها نمی‌توانند بعضی از حس‌ها را دریافت کنند؟

پیام اول وادی دهم می‌گوید چهارپایانی که دنبال پای اضافی می‌گردند که خود را در زمین محکم نگه‌دارند. ما انسان‌هایی هستیم که از عالم بالا به زمین آمده‌ایم و باید مراحل رشد و تکامل خود را در زمین طی کنیم و باز به‌جایی که از آن آمده‌ایم برگردیم. ما با حس‌های بد خود به جایگاهی می‌رسیم که حس می‌کنیم زندگی معنایی ندارد.

فراموش نکنید که: آنچه که انسان‌ها را از پای درمی‌آورد رنج‌ها و سرنوشت نامطلوبشان نیست، بلکه بی‌معنا شدن زندگی است که مصیبت‌بار است. معنای زندگی تنها در لذت و شادمانی و خوشی نیست، حتی گاهی در درد و رنج هم می‌توان معنایی یافت. انسانی که دیگر زندگی برای او بی‌معنا شده است، هیچ هدف و انگیزه و مقصودی ندارد؛ و چیزی او را به زندگی گره نمی‌زند و به اینجا که برسد کارش ساخته است.

در ادامه استاد گرامی نکاتی از سی دی هزاران لباس را بیان نمودند:


در سی دی هزاران لباس که گفتگویی بین آقای مهندس و دوستشان رعد است در مورد  عشق و محبت  سخن می‌گویند: محبت به معنای دوست داشتن است، وقتی انسانی از یک مسئله و یا شخصی خوشش بیاید، نسبت به آن محبت پیدا می‌کند و هنگامی‌که این محبت و دوست داشتن  به اوج خود برسد، یعنی یک عشق واقعی در وجود او پدید آمده است.

وقتی انسان عاشق شود، آن عشق اولویت زندگی‌اش می‌شود و هر کاری برای او انجام می‌دهد؛ مثلاً افرادی که به کنگره می‌آیند و از دوست داشتن به عشق رسیده باشند و عاشق کنگره و آموزش‌ها شوند، به رشد و تکامل می‌رسند، چون تحت هیچ شرایطی جلسات کنگره را از دست نمی‌دهند.

انسان‌ها می‌توانند سه نوع برخورد با فردی که در مسیر زندگی‌شان قرار می‌گیرد داشته باشند.

1- می‌تواند نسبت به آن فرد بی‌تفاوت باشند.

2- دوستش داشته باشند  و برای آن‌ها جذاب باشد.

3- می‌توانند نسبت به آن فرد  نفرت داشته باشند.

آقای مهندس می‌گویند:

یک گل به‌واسطه بوی خوش دیگران را به سمت خود جذب می‌کند. ولی یک توالت به‌واسطه بوی بد دیگران را از آن مکان دور می‌کند.

انسان هم به همین‌گونه است به‌واسطه صداقت و عشق و محبت  دیگران را جذب خود می‌کند؛ و با اعمال زشت و ناپسند افراد را از خود دور می‌کند. هیچ‌کس با دیگری دشمنی ندارد بلکه تمام برخوردها بستگی به اعمال و رفتار خود ما دارد.

انسان یک سری منافعی در زندگی دارد که به خاطر این منافع به سمت دیگران گرایش پیدا می‌کند یا از آن‌ها دور می‌شود؛  برفرض وقتی کسی به شما آرامش می‌دهد نفع شما در جذب شدن به سمت او می‌باشد.

در مسائل معنوی دوست داشتن معنا نامیده می‌شود و در مسائل مادی دوست داشتن ماده نامیده می‌شود  .

اگر فردی در هنگام سختی در کنارتان بود، او یک دوست داشتن واقعی و عشق حقیقی و معنوی می‌شود و اگر این‌گونه نباشد فقط به خاطر منافع اش هست که به سمت شما می‌آید. چون دوست داشتن به لفظ و قرارداد نیست؛ بلکه عشق و محبت باید خود به وجود بیاید به‌گونه‌ای که در نبود او دل‌تنگ و ناراحت شوید.

آقای مهندس می‌گویند: در فیلم گوزن‌ها بهروز وثوقی می‌گوید آیا شما به من خوبی‌ها و محبت را یاد دادید و من یاد نگرفتم؟

منظور این‌که افراد یاد نگرفته‌اند رفتار خوبی داشته باشند و محبت کردن را یاد نگرفته‌اند؛ وقتی آموزش گرفتند و محبت نکردند ما حق‌داریم از آن‌ها دلخور شویم.

اولین چیزی که ما در کنگره یاد می‌گیریم عشق و محبت است و از عشق مخلوق به مخلوق می‌توان به عشق خداوند رسید.

و نکته آخر این‌که در جهان همه‌چیز چرخشی است و ما مالک چیزی نیستیم. مثلاً در کنگره اگر من راهنما هستم، مالک ره‌جوهای خود نیستم، زیرا بعد از تمام شدن زمان خدمت من یک راهنمای دیگر جایگزین می‌شود و اگر کسی حس مالکیت نسبت به خدمتی در کنگره پیدا کند، مسلماً یک ایرادی در او می‌باشد.

در پایان لژیون با دعای خالصانه اعضا به پایان رسید.

نویسنده و تصویرگر: هم‌سفر فاطمه


طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1396/06/3 ] [ 03:23 ب.ظ ] [ همسفر لیلا رحیمی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic