ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام پروردگار عشق و محبت

لژیون دوم هم‌سفران شعبه امین گلی در روز دوشنبه 96/6/6 با استادی هم‌سفر لیلا و دبیری هم‌سفر اکرم و با حضور گرم اعضای لژیون و با دستور جلسه "سی دی پادزهر" رأس ساعت 17:30 برگزار شد.


هر چیزی یک‌زمان مشخصی دارد حتی خداوند هم یک‌زمان بندی و محاسباتی برای خود دارد که بازمان بندی و محاسبات ما متفاوت است. مثلاً موقع که ما چیزی را می‌خواهیم آن را دیر به ما می‌دهد و برعکس! به این خاطر که خداوند ناظر بر همه‌چیز است و خیلی خوب تشخیص می‌دهد که چه چیزی برای ما خوب است و چه چیزی بد! آقای امین می‌گویند من علت قبول نشدنم در دانشگاه را در درون خودم جست‌وجو کردم و آن چیزی نبود جز خواسته نامعقول خودم! و در ادامه می‌گویند که خدا به من رحم کرد که در دانشگاه قبول نشدم.

در ادامه ی مطلب بخوانید....

سخنان استاد محترم:

در ابتدای سی دی آقای امین کسی که مسافر است باکسی که مصرف‌کننده است را به رابطه یک زن و شوهر یا یک زن و مرد تشبیه کرده‌اند.

هم‌سفر شیرین: رابطه مسافر با مواد مانند رابطه زن‌وشوهری است که با یکدیگر پیوند محبت دارند و به یکدیگر احترام می‌گذارند اما رابطه بین مصرف‌کننده با مواد مثل رابطه بین زن و مردی است که تنها به خاطر نیازهایشان یکدیگر را تحمل می‌کنند.

هم‌سفر لیلا: آقای امین می‌فرمایند زن و مردی که به یکدیگر گره‌خورده‌اند و بین آن‌ها پیوند محبت به وجود آمده اما در مقابل یکدیگر هیچ تعهد و یا مسئولیتی ندارند و این مانند مصرف‌کننده‌ای است که هر زمان و به هر میزآن‌که دلش می‌خواهد مواد مصرف می‌کند. و این تخریب زیادی را برای او به همراه دارد. و ما در کنگره به این مسئله می‌گوییم بازی در ناآگاهی! یعنی نسبت به کاری که انجام می‌دهد آگاه نیست. حال اگر بین یک زن و مرد پیوند محبت به وجود آید و نسبت به یکدیگر تعهد و مسئولیت داشته باشند شبیه مسافری است که به کنگره آمده و همان ماده‌ای که باعث تخریب او شده الآن محکم دارو و درمان را دارد. چرا؟ چون نوع نگاه مسافر نسبت به آن تغییر کرده است. قبلاً بازی او در ناآگاهی بوده اما الآن‌که مسافر شده و می‌داند که چه‌کاری می‌خواهد انجام دهد بازی او در آگاهی است. و آن شربت ot که مصرف می‌کند نه‌تنها تخریب ایجاد نمی‌کند بلکه در حکم دارو و شفاست. و این تفاوت بین نگاه یک مصرف‌کننده است با نگاه یک مسافر!

آگاهی به چه معناست؟ یکی به معنای کسب دانش؛ اطلاعات و آگاهی است و دیگری به معنای بیداری و هوشیاری است. که ما بامعنای دوم آن در کنگره بیشتر کارداریم. یعنی این‌که ما هرلحظه بدانیم که چه می‌کنیم. آقای مهندس اصطلاحی دارند به نام بکش و ‌بکش! یعنی حتی مصرف‌کننده‌ای که به کنگره نمی‌آید و قصد درمان ندارد لااقل آگاه باشد که چه‌کار می‌کند و مواد خودش را حساب‌شده و به‌اندازه مصرف کند.

در ادامه آقای امین می‌فرمایند کسی که وارد وادی اعتیاد شده بسیار شبیه به کسی است که برده شده است.

هم‌سفر اکرم عابدی: در قدیم یک سری از افراد که ازنظر مثلاً رنگ پوست با دیگران متفاوت بودند را در یک درجه پایین قرار می‌دادند و می‌گفتند اینان جهنمی هستند و ارزش انسان بودن ندارند. و آن‌ها را به‌عنوان برده می‌فروختند و با کشتی به سرزمین‌های دیگر منتقل می‌کردند و آن‌ها اصلاً ازنظر خوراک و پوشاک در شرایط خوبی نبودند. تا این‌که شخصی خواست با برده‌داری مقاومت کند اما موفق نشدند. بنابراین از مقامات دولتی خواست تا به کشتی برده‌ها بروند و با دیدن وضعیت این برده‌ها توسط مقامات بالاتر؛ دید افراد نسبت به برده‌داری تغییر کرد و آن‌ها متوجه شدند که برده‌ها هم حق زندگی دارند و همه‌چیز به دید انسان‌ها بستگی دارند.

هم‌سفر لیلا: زمانی که آقای امین در مورد برده‌داری صحبت می‌کنند و برده‌داری را به اعتیاد تشبیه می‌کنند به این منظور است که زمانی که ماهیت چیزی برای ما مشخص نباشد و نسبت به آن اطلاع و آگاهی نداشته باشیم ممکن است آن کار را ادامه دهیم و زمانی برده‌داری از بین رفت که ماهیت آن مشخص شد. بعضی از انسان‌ها هستند که از یک تفکر و باور غلط پیروی می‌کنند به دلیل این‌که ماهیت آن را نمی‌دانند. یک مصرف‌کننده تا زمانی اعتیاد را قبول دارد و در وادی اعتیاد است که ماهیت آن را نمی‌داند اما زمانی که ماهیت آن برایش مشخص شد دیگر قادر به ادامه مسیر در وادی اعتیاد نخواهد بود. و این پی بردن به ماهیت مواد در هر مسافری متغیر است.

در ادامه آقای امین می‌فرمایند خداوند تمام مخلوقینش را دوست دارد و ازنظر علم و ثروت هیچ محدودیتی ندارد. پس چراگاهی اوقات آنچه را که می‌خواهیم به ما نمی‌دهد؟

هم‌سفر اشرف: در زندگی زمانی که می‌خواهیم به یک نتیجه یا چیزی برسیم باید ظرفیت آن را داشته باشیم. خداوند تمام بنده‌هایش را به یک‌شکل آفریده و تفاوتی بین آن‌ها قائل نیست مثل پدر و مادر که تمام فرزندان خود را به یک‌میزان دوست دارند و تفاوتی بین آن‌ها نمی‌گذارند و همه‌چیز را به‌طور مساوی بین آن‌ها تقسیم می‌کنند. اگر بعضی مواقع به خاطر شرایط زندگی از خداوند گله و شکایت می‌کنیم به خاطر نداشتن ظرفیت خودمان است. چراکه ممکن است با داشتن همه‌چیز برای خود و اطرافیان تخریب ایجاد می‌کردیم.

هم‌سفر لیلا: خداوند اگر بخواهد یک کهکشان را به ما بدهد و بگوید اداره کن؛ از ثروت او چیزی کم نمی‌شود. اما مهم این است که آیا ما ظرفیت آن چیز راداریم یا نداریم؟


هم‌سفر فاطمه عمادی: آقای امین می‌فرمایند من چند سال درس خواندم تا در دانشگاه قبول شوم اما موفق نشدم چون می‌خواستم در شهر خودم درس بخوانم. می‌گویند هر مسئله‌ای را در ذهن خود تصویرسازی کنید تا به آن برسید. اما مهم فرمان است! و بعدها متوجه شدم که اگر در دانشگاه قبول می‌شدم و دکترا می‌گرفتم ظرفیت آن را نداشتم.

هم‌سفر لیلا: آقای امین می‌گویند من تمام تلاشم را کردم تا در دانشگاه قبول شوم اما موفق نشدم و نکته مهم این‌که هر کاری که از دستم برمی‌آمد را انجام دادم اما زمان؛ زمان من نبود. مثل میوه درختی که قرار است سه ماه دیگر برسد و هنوز کال است و من می‌خواهم با دعا کردن میوه آن زودتر برسد و این غیرممکن است. هر چیزی یک‌زمان مشخصی دارد حتی خداوند هم یک‌زمان بندی و محاسباتی برای خود دارد که بازمان بندی و محاسبات ما متفاوت است. مثلاً موقع که ما چیزی را می‌خواهیم آن را دیر به ما می‌دهد و برعکس! به این خاطر که خداوند ناظر بر همه‌چیز است و خیلی خوب تشخیص می‌دهد که چه چیزی برای ما خوب است و چه چیزی بد! آقای امین می‌گویند من علت قبول نشدنم در دانشگاه را در درون خودم جست‌وجو کردم و آن چیزی نبود جز خواسته نامعقول خودم! و در ادامه می‌گویند که خدا به من رحم کرد که در دانشگاه قبول نشدم.

 این‌که همه می‌گویند بخواه و تصویرسازی کن ...اما یک موقع هایی هم باید نخواهی؛ باید صبر کنی. چون شاید به صلاح تو نباشد. خواسته و فرمان! درست است که من خواسته معقولی دارم مثل کمک راهنمایی اما به من داده نمی‌شود؛ چون فرمان صادر نشده است. چون برای رسیدن به هر چیزی باید اذن خداوند صادر شود.

باید ما انسان‌ها به آن نقطه بیداری برسیم. نقطه بیداری یعنی این‌که بگردیم و علت را پیدا کنیم. یعنی من که فلان خواسته رادارم ولی خداوند به من نمی‌دهد بگردم و علت را پیدا کنم. و زمانی که علت را پیدا کنم و نقطه بیداری رسیده‌ام. و اگر علت را پیدا نکردم؛ آن‌وقت بپذیرم. آقای امین می‌فرمایند اگر به خواسته خود نرسید بهتر از این است که به نقطه‌ای برسید که ندانید باید چه‌کار کنید.

هم‌سفر اشرف: آقای امین می‌گویند بذری کاشته بودم که می‌خواستم خیلی زود بزرگ شود و زمانی متوجه شدم که اگر آن بذر بیش‌ازاندازه بزرگ می‌شد دیگر کاری نمی‌توانستم انجام دهم مانند انسانی که اطلاعات غلطی دارد را خیلی سخت می‌توان تغییر داد.

هم‌سفر لیلا: انسانی که چیزی بلد نباشد و خودش هم بداند که نمی‌داند...باید اول به آن نقطه برسد که چیزی نمی‌داند و زمانی که به این نقطه رسید آن زمان به نقطه آموزش رسیده است. مثلاً کسی که تا قبل از ورود به کنگره کلاس خاصی نرفته است و اولین باری باشد که چنین کلاس‌هایی می‌آید؛ به‌راحتی می‌شود به این شخص آموزش داد. اما یک سری هستند که از انجیو های دیگر می‌آیند و آموزش دادن به چنین افرادی فوق‌العاده سخت است.

هم‌سفر فاطمه زابلی: اگر ما دو جسم متفاوت داشته باشیم؛ زمانی که نیرویی بر آن‌ها وارد می‌شود آن‌که سبک‌تر است انرژی‌اش دو برابر می‌شود و آن‌که سنگین‌تر است انرژی کمتری دریافت می‌کند. انسان نیز به همین صورت است و نتایجی که به دست می‌آورد به دانایی آن ربطی ندارد. مثل دونده‌ای که هرچه قدر سطح انرژی آن بیشتر باشد موفق‌تر است. مقاومت در برابر تغییرات جهل و نادانی است. و هر چه قدر که جهل و نادانی فرد بیشتر باشد آسیب بیشتری می‌بیند.

هم‌سفر اکرم بیگی: استعدادهای انسان ثابت نیست و اگر حرکت اشتباهی انجام دهیم ممکن است قدرت یادگیری را از دست بدهیم اما اگر حرکت درستی داشته باشیم قدرت یادگیری ما زیادتر می‌شود. پس یک انسان می‌تواند به یک نابغه و یک نابغه هم می‌تواند به یک نادان تبدیل شود. پس اگر حرکت در جهت جهل باشد مطالب کمتری را یاد می‌گیرد و برعکس! اگر چیزی از من گرفته شد و من توانستم تحمل‌کنم یعنی ظرفیت آن رادارم اما اگر نتوانستم تحمل‌کنم یعنی ظرفیت آن را ندارم. مثلاً ممکن است شخصی با دست‌فروشی بهترین زندگی را داشته باشد اما اگر همین شخص پول زیادی به دست آورد زندگی او دچار دگرگونی می‌شود. پس باید این پارامترها را بتوان تغییر داد. و اگر انسان بتواند ساختارهای خود را تغییر دهد اتفاقات جدیدی برای او خواهد افتاد.

هم‌سفر لیلا: آقای امین می‌گویند: اگر به دو جسم نیرو وارد کنیم آن جسم که کوچک‌تر است مقاومت کمتری در برابر تغییرات دارد. مقاومت برابر است با جهل! یعنی آن شخصی که می‌گوید من چیزی نمی‌دانم و در برابر تغییرات مقاومت و جهل کمتری دارد خیلی زود تغییر می‌کند. مثل کسانی که زود به جایگاه کمک راهنمایی می‌رسند. چون این‌ها سریع آموزش‌ها را می‌بینند و در آن‌ها اثر می‌کند. هر چه قدر جهل و نادانی فرد کمتر باشد دانایی آن بالاتر می‌رود. این‌که آقای امین می‌فرمایند: باید ساختارها را تغییر داد به وادی اول برمی‌گردد.

چون درون انسان پر از ساختار است و ما در کنگره یاد می‌گیریم که به خواسته‌های نامعقول خود نه بگوییم و به‌صورت ساختارهای ما تغییر می‌کند. طبق آیه کلام‌الله که می‌گوید: خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر این‌که آن قوم خواسته‌های نامعقول خود را تغییر دهند.

            بعدازآن لژیون با دعای خالصانه‌ی هم‌سفران به پایان رسید.

نویسنده: هم‌سفر لیلا رحیمی

تصویرگر: هم‌سفر فاطمه زابلی




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1396/06/11 ] [ 09:57 ب.ظ ] [ همسفر لیلا رحیمی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic