ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام اولین عاشق که اوست...

لژیون "تو فقط لیلی باش" شعبه امین گلی روز دوشنبه 96/6/13 با استادی هم‌سفر لیلا و حضور هم‌سفران و با دستور جلسه "بخش پایانی وادی دهم " و " ادامه سی دی پادزهر" رأس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.

ما در کنگره نمی‌توانیم کسی را تغییر بدهیم ولی می‌توانیم دیدگاه او را عوض کنیم.

اگر یک مسافر خواسته درمان داشته باشد سفر می‌کند و اگر خواسته درمان را نداشت. کنگره هم به اختیار و انتخاب او احترام می‌گذارد. ولی به هم‌سفر می‌گوید اگر مسافر شما قصد ندارد سفر کند شما دیدتان را نسبت به مسائل و مشکلات زندگی تغییر بدهید که در این صورت تمام مشکلات هم برای شما شیرین خواهد بود و متوجه می‌شوید که در حال رشد و تکامل هستید.

روزی که بدون مشکل باشید بدانید دیگر در این بُعد نخواهید بود. چراکه آقای مهندس می‌فرمایند پایان هر مشکل سرآغاز مشکل دیگری است.

در ادامه مطلب بخوانید.....

ابتدا استاد عزیز خانم لیلا، رهایی هم‌سفر اشرف و هم‌سفر حبیبه را تبریک گفتند و آرزو کردند که همه‌ی هم‌سفران سفر اولی این جایگاه را تجربه کنند؛ و در ادامه در مورد قسمت پایانی وادی دهم فرمودند:

نور و صوت و حس هستی را به وجود آورده‌اند و همان‌طور که سازنده هستند تحت شرایطی هم می‌توانند مخرب و زیان‌بار  باشند. حال این موضوع به صفات انسان چه ارتباطی دارد؟

هر صفت زشتی که در وجود انسان هست باعث می‌شود حس‌های انسان آرام‌آرام  تغییر کند؛ و تحت تأثیر  آن امواج موجود در انسان و درنهایت حس گیرنده و فرستنده  فرد تغییر می‌کند. مثلاً اگر فرد دروغ‌گویی باشیم، امواج افرادی را به سمت خود جذب می‌کنیم که آن‌ها نیز صفت دروغ‌گو بودن را دارا هستند

اگر حس کردید فردی صفاتی چون منیت و حسادت در وجودش دارد مطمئناً شما هم‌چنین صفتی را در وجود خوددارید و نشان‌دهنده این است که امواج ما امواج خوبی نیستند. پس باید این صفات را تغییر دهیم، زیرا در وادی دهم می‌گوید صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است.

ما در کنگره یاد می‌گیریم که صفات خوب و مثبت را جایگزین صفات منفی کنیم. برای این امر باید اول حس ما از طریق تزکیه و پالایش که همان دیدن تاریکی‌ها و زدودن آن‌هاست تغییر کند

برای تغییر و تحول یک حس باید یک تفکر سالم داشت؛ یعنی به مسائل مثبت و ارزشی فکر کرد تا به ایمان سالم برسیم.

ایمان تجلی نور خدا در وجود انسان است، چراکه وقتی تفکرات سالمی داشته باشیم و اجازه ندهیم افکار منفی ذهن ما را درگیر کند، خودبه‌خود به یک ایمان سالم می‌رسیم و به راهی که در آن قدم برمی‌داریم ایمان می‌آوریم. هرچند آن راه با سختی‌ها و مشکلات زیادی روبه‌رو باشد، ولی باز به یک باور حقیقی خواهیم رسید و همین باعث می‌شود به یک عمل سالم دست پیدا کنیم؛ یعنی عملی که نتیجه مثبت داشته باشد و این امر یک حس خوب و سالم را در فرد به وجود می‌آورد، چون‌که افکار ما احساس ما را به وجود می‌آورند، مثلاً  اگر فکر کنید آمدن شما به کنگره بی‌فایده است، این فکر باعث حس ناامیدی در وجود شما می‌شود.

بعدازاین‌که حس سالم به وجود آمد، چون این حس خبرنگار عقل است و عقل فرمانروای وجودی انسان‌هاست و مستقیماً از طرف خداوند هدایت می‌شود هیچ‌وقت فرمان اشتباه صادر نمی‌کند، مگر وقتی‌که حس خوب  و سالمی نداشته باشیم.

مثلاً وقتی دو نفر باهم صحبت می‌کنند و نگاهشان به من باشد و  حس کنم آن‌ها در مورد من گفتگو می‌کنند، اینجا یک حس آلوده به وجود می‌آید و  پیام را به عقل می‌رساند و عقل هم فرمان اشتباه صادر می‌کند و می‌گوید که در مقابل آن‌ها رفتار خوبی نداشته باشد.

در این چرخه قسمت آخر عشق سالم است که همان عشق عام است.

همه انسان‌ها عشق و محبت را در وجود خوددارند،  ولی اگر ما بتوانیم  هستی را با تمام خوب و بدش دوست داشته باشیم این‌یک عشق سالم خواهد بود.

سؤال هم‌سفر اکرم: ما در زندگی با مشکلات زیادی روبه‌رو هستیم و خودبه‌خود از این بابت ناراحت می‌شویم؛ بااین‌وجود چطور می‌توان یک حس خوب داشت؟

هم‌سفر لیلا: قرار نیست همه‌ی مشکلات ما حل‌شده باشد که به حال خوش برسیم.

انسان باید از بین مشکلات و سختی‌ها،  آن مسئله‌ای که بیشتر از همه اذیتش می‌کند را پیدا کند و با تمرکز بر روی آن، برای حل آن تلاش کند و در مسیر حل مشکلات همان‌طور که آموزش می‌گیرد و می‌فهمد که چگونه باید با آن برخورد کند کم‌کم به حال خوش می‌رسد  و اگر هم متوجه شد راه‌حلی ندارد آن را بپذیرد و این پذیرش و شاکر خدا بودن حال خوش را به همراه دارد.

یعنی باید حتی در اوج مشکلات و غم‌ها هم معنای زندگی را پیدا کرد و باوجوداین مسائل شاد و  خوش‌حال بود.

ما در کنگره نمی‌توانیم کسی را تغییر دهیم، ولی می‌توانیم دیدگاه او را عوض کنیم.

اگر یک مسافر خواسته درمان داشته باشد سفر می‌کند و اگر خواسته درمان نداشت، کنگره به اختیار و انتخاب او احترام می‌گذارد و به هم‌سفر می‌گوید اگر مسافر تو قصد ندارد سفر کند تو دیدت را نسبت به مسائل و مشکلات زندگی تغییر بده که در این صورت تمام مشکلات هم برای شما شیرین می‌شود و متوجه می‌شوید که در حال رشد و تکامل هستید.

بدانید روزی که بدون مشکل باشید دیگر در این بعد نخواهید بود، زیرا آقای مهندس می‌گویند پایان هر مشکل آغاز مشکل دیگری است.

در پایان وادی می‌گوید ما در مقابل رفتار دیگران بر مبنای شرایط می‌توانیم عکس‌العمل نشان دهیم.

مثلاً اگر حقی از ما گرفته‌شده است و ما توان پس گرفتن آن راداریم، باید از حق خود دفاع کنیم. ولی اگر توان آن را نداریم و باعث ناراحتی و آسیب بیشتر شود باید سکوت کنیم  و یا مواقعی توان و شرایط گرفتن حق خود راداریم، ولی ارزش ناراحت کردن دیگران را ندارد، پس می‌توان بخشید.

نکته آخر وادی:

یک عشق سالم هیچ‌وقت به نفرت تبدیل نمی‌شود. اگر شما یک نفر را دوست داشته باشید و این دوست داشتن بر مبنای شناخت و آگاهی باشد هیچ‌گاه به نفرت تبدیل نمی‌شود، اما این عشق اگر از سرخود شیدایی و یک‌شور و هیجان باشد ممکن است به نفرت هم تبدیل بشود.

و اما در ادامه استاد عزیز سی دی پادزهر را این‌گونه توضیح دادند:


آقای امین می‌گویند این دنیا، دنیای اضداد است و هر چیزی را بر اساس ضد آن می‌شناسیم و هر زهری را پادزهری و هر ویروسی را آنتی‌ویروسی هست.

مثلاً واکسنی که به بدن تزریق می‌شود، ویروس ضعیف شده بیماری است. آن را وارد بدن می‌کنند تا سیستم دفاعی بدن پادزهر آن را بسازد و در مقابل بیماری قوی شود که این پادزهر برای همیشه در بدن خواهد ماند. این مسئله مربوط به صور آشکار انسان است.

در صور پنهان نیز وقتی زهری وارد بدن ما می‌شود، پادزهر آن نیز ساخته می‌شود. حال این نمونه ضعیف شده ویروسی که خداوند به انسان می‌دهد همان مسائل و مشکلاتی است که در زندگی به وجود می‌آید و انسان نیز شروع به ساختن پادزهر  آن می‌کند.

خداوند در قرآن می‌فرمایند: هیچ‌کس را بیش از توانش تکلیف نمی‌کنم. خداوند به‌اندازه‌ای به انسان‌ها درد و رنج می‌دهد که بتواند تحمل کند؛ اگر بیشتر از ظرفیت انسان باشد نابود می‌شود.

پس افرادی که غم و درد زیادی در زندگی تجربه کرده‌اند، در حد توان و ظرفیت آن‌ها بوده و به همان اندازه هم قابلیت شاد بودن در زندگی را دارا هستند. درصورتی‌که بدانند از این دردها و رنج‌ها چگونه باید عبور کنند و حلشان کنند و اگر راه‌حلی نداشت آن را بپذیرند تا بتوانند به آن شادی و حال خوش‌دست پیدا کنند.

افراد به همان اندازه که سختی‌ها و رنج‌ها را تحمل می‌کند درکشان از مشکلات نیز بیشتر می‌شود.

مثلاً کسانی می‌توانند کمک راهنما بشوند که بتوانند مسائل و مشکلات مربوط به یک فرد مصرف‌کننده را درک کنند و خود درد اعتیاد را تجربه کرده باشند. چراکه وقتی ره‌جو باراهنما صحبت می‌کند همین‌که متوجه می‌شود  راهنما حال او را درک می‌کند به حال خوش می‌رسد.

انسان‌های توانا و بزرگی مانند پیامبران، کسانی بودند که برحسب اختیار، این مسیر زندگی را انتخاب کرده‌اند و بر مبنای آن پادزهر سختی‌ها در آن‌ها ساخته سده است تا به این جایگاه رسیده‌اند.

دردها و رنج‌ها و صفاتی چون ترس و حسادت که در وجود انسان است، مسائل بدی نیستند درصورتی‌که سعی کنیم آموزش ببینیم و از آن‌ها عبور کنیم تا یک انسان قوی و محکم شویم.

آقای امین می‌گویند یکی از ویژگی‌های قدم برداشتن در صراط مستقیم این است که انسان‌ها در کنار خواسته خود چیزهای دیگری هم به دست خواهند آورد. مثلاً آقای مهندس قصد درمان اعتیاد را نداشتند فقط می‌خواستند به مصرف مواد خود نظم دهند که باعث شد روش درمان اعتیاد را پیدا کنند  و هزاران نفر را نیز از دام اعتیاد نجات دهد.

آقای امین می‌فرمایند اگر فردی به خواسته خود نرسید باید ببیند پشت این خواسته چه امر نامعقولی وجود دارد. همان‌طور که قرآن نیز به این موضوع اشاره می‌کند و می‌گوید سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهم مگر آن‌که خودشان دست از خواسته‌های نامعقول خود بردارند.

پس اگر مسئله‌ای در زندگی دارید که باوجود سعی و تلاش شما بازهم حل نمی‌شود ببینید چه خواسته نامعقولی در تصورات ذهنی خوددارید. آقای امین می‌گویند من می‌خواستم در دانشگاه قبول شوم برای این‌که مورد تائید دیگران قرار بگیرم و در آینده این موضوع باعث تخریب زیادی در وجود من می‌شد.

حال اگر  علت این‌که چرا خواسته شما انجام نمی‌شود را در درون خود پیدا کردید راه‌حل آن‌هم پیدا می‌شود و این با تزکیه و پالایش امکان‌پذیر است.

فردی از آقای امین سؤال می‌کند چرا وقتی من از عملی که انجام داده‌ام راضی هستم و از آن لذت می‌برم آن کار  خراب می‌شود  ؟

ایشان گفتند احتمالاخودتان را چشم می‌زنید و یا دیگران شمارا چشم می‌زنند. در قرآن هم به چشم‌زخم اشاره‌شده است. ولی نه به صورتی که فردی چشمش شور باشد و به شما ضربه بزند. بلکه وقتی شما خودنمایی می‌کنید، چشم می‌خورید. مثلاً از طلای زیادی استفاده می‌کنید ولی برای لذت بردن خود نیست بلکه برای  این‌که دیگران ببینند و همین امر باعث چشم خوردن یا چشم‌زخم می‌شود.

این خودنمایی باعث می‌شود کائنات فکر کند شما یک‌چیز اضافه‌دارید و آن را از شما می‌گیرد

اگر شما قبول کنید هر چیز مادی  یا معنوی که در دست دارید را خداوند به شما بخشیده است و متعلق به شما نیست دیگر خودنمایی نمی‌کنید  و از چشم‌زخم هم  دور می‌مانید.

و راه دیگر دور بودن از چشم‌زخم اینکه شما از امواج منفی دیگران به خود یا متعلقاتتان  نترسید تا آسیبی هم به شما نرسد

در پایان لژیون با دعای اعضا به پایان رسید.

نویسنده و تصویرگر: هم‌سفر فاطمه




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1396/06/18 ] [ 07:20 ب.ظ ] [ همسفر فاطمه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic