ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق که اوست.

لژیون دوم هم‌سفران شعبه امین گلی در روز دوشنبه 96/6/20 با استادی هم‌سفر لیلا، دبیری هم‌سفر اکرم و با دستور جلسه‌ی " بند محکم‌تر  " رأس ساعت 17:30 برگزار شد.

ما انسان‌ها آمده‌ایم که صعود کنیم، رشد کنیم و به آگاهی برسیم، مثل یک بذری که در خاک می‌کاریم، قرار نیست که در خاک و در تاریکی بماند، قرار است که رشد کند، سختی‌ها را تحمل کند و به نور برسد و این درست مثل بندهایی است که در انسان وجود دارد، که باید آن‌ها را کم‌کم باز کند تا مثل آن بذر به یک درخت پر شکوفه تبدیل شود

در ادامه مطلب بخوانید.

در ابتدا استاد عزیز از هم‌سفران خواستند برداشت‌های خود را از سی دی بند محکم‌تر بیان کنند...

هم‌سفر اشرف  : بعضی از بندها هستند که مانند طناب به دست‌وپای انسان بسته‌شده و مانع حرکت او می‌شوند. و مسئله دیگر این‌که گاهی انسان هدف را با وسیله اشتباه می‌گیرد که باعث پریشان‌حالی او می‌شود

هم‌سفر اکرم : بعضی از مقدسات مانند بند می‌مانند که مانع از پیشرفت و دیدن حقیقت می‌شوند. راهنما هیچ موقع به ره‌جوی خود سخت نمی‌گیرد و تنها به خاطر خود ره‌جو است که راهنما چنین برخوردی با ره‌جو دارد. راهنما زمانی که به ره‌جوی خود سقوط آزاد می‌دهد ، سختی این کار را می‌داند اما به دلایلی و برای حال خود ره‌جو چنین برخورد می‌کند. و گاهی خداوند هم‌چنین رفتاری را با بنده‌هایش انجام می‌دهد و نه زیاد بنده‌اش را آزاد گذاشته و نه زیاد در فشار ! چراکه اگر زیاد آزاد باشد از حد خود خارج می‌شود و اگر زیاد تحت‌فشار باشد کافر می‌شود. و خداوند تعادل را در اینجا حفظ کرده‌اند. و هر انسان بدی که در کنار توست باعث پیشرفت تو می‌شود

هم‌سفر مهناز : ما انسان‌ها هدف را با وسیله اشتباه گرفته‌ایم، مثلاً کلیسا یک وسیله است و هدف نیست اما این تصور غلط باعث شده کلیسا مانند یک‌بند به دست‌وپای انسان بپیچد.

هم‌سفر مریم :  بندهایی که به دست‌وپای انسان بسته می‌شود ممکن است خیلی چیزها  باشد. اما خداوند انسان را خلق کرد با اختیارات کامل ! که تلاش کند تا به بهشت برسد اما خیلی از مسائل مانند بند به دست‌وپای انسان پیچیده شده و مانع از حرکت شده است

هم‌سفر فاطمه : من قبلاً دید متفاوتی در ارتباط با اطرافیان داشتم که با این سی دی متوجه بندهای شیطانی و  خطای خود شدم. و نکته مهم این سی دی برای ما این بود که هستی کلاً دارای قوانین است . و طبق قوانین عمل کردیم موفق خواهیم بود

هم‌سفر شهلا: آقای مهندس بندها را به وسایل زندگی تشبیه کردند و فرمودند: آرامش خود را به وسایل زندگی از دست ندهید

هم‌سفر فاطمه : نکته مهم در مورد اشتباه گرفتن هدف با وسیله است. بعضی فکرمی‌کنند خانه خدا هدف اصلی است درصورتی‌که وسیله است و افراد تصور می‌کنند با رفتن به خانه خدا یک انسان رستگاری هستند درصورتی‌که منظور از رفتن به خانه خدا انجام یک سری کارهای نیک است. و یا این‌که بعضی از افراد فکر می‌کنند که کنگره هدف است درصورتی‌که کنگره یک وسیله است. تا بتوانیم با عملی کردن آموزش‌ها، ضد ارزش‌ها را از خود دور کنیم.

بندهایی که ما برای خود به وجودمی‌آورده‌ایم باعث سلب آرامش از ما و دیگران می‌شود. و باعث دور شدن انسان‌ها از یکدیگر می‌شود

زمانی که سختی در زندگی ما به وجود می‌آید به این دلیل است که به حکمت آن پی ببریم و یک سری آموزش‌ها را بگیریم درست مثل راهنمایی که به ره‌جوی خود سقوط آزاد می‌دهد و سختی این کار را می‌داند. این‌که بعضی از انسان‌ها می‌گویند ما فقط خداوند را دوست داریم، درست نیست چون عشق به خداوند با عشق به مخلوقین او به دست می‌آید. و عشق حقیقی مانند لباسی است که قابل روئیت است

هم‌سفر لیلا :

در ابتدای سی دی  گفته می‌شود که بندهای زیادی به دست‌وپای ما انسان‌ها زده می‌شود که بیشتر این بندها در صور پنهان است که ممکن است انسان از آن‌ها بی‌اطلاع باشد، مثلاً ممکن است ضد ارزش‌های زیادی در درون ما باشد اما متوجه آن‌ها نباشیم. و با حرکت کردن در مسیر کنگره این ضد ارزش‌ها کم‌کم مشخص می‌شوند. یکی از بندها این است که ما هدف را با وسیله اشتباه گرفته‌ایم. مثلاً خداوند گفته است نماز بخوانید ،به کلیسا یا مسجد بروید فقط به این خاطر که اتصال بین بنده و خداوند وصل بماند و به حال خوش، صلح و آرامش برسیم

مثلاً کنگره، راهنما و لژیون هدف نیستند ما به کنگره می‌آییم تابه‌حال خوش و خودشناسی برسیم.

راهنما هدف نیست بله راهنما انگشت اشاره‌ای است که ماه را به شما نشان می‌دهد پس شما باید ماه را نگاه کنید نه انگشت را

پس باید هرکسی به این باور برسد که هدفش از آمدن به کنگره چیست؟ 

اگر روزی کنگره نبود آیا ما به‌اندازه کافی آموزش گرفته‌ایم که با این آموزش‌ها یک‌عمری زندگی کنیم و حالمان خوب باشد؟ 

یک راهنما هدفش از پرورش ره‌جو، استاد است . استاد برای زندگی خودشان و برای کنگره ! و آقای مهندس می‌فرمایند: ره‌جوها امانت کنگره در دست راهنماها هستند

نکته دیگر این‌که: خداوند بازی زیبایی را راه انداخته است  که خود خداوند برای مادام و تله می‌گذارد ، ما درون آن دام می‌افتیم و بعد خودش ما را از آن دام نجات می‌دهد. خود خداوند  مسائل و مشکلات زیادی را برای ما به وجود می‌آورد، و در این مسیر که سراسر آتش است باید پا بگذاریم و قرار است ناخالصی‌های ما در این آتش سوخته شود، و بعد از خارج شدن از آتش یک آدم خالص‌شده باشیم، اما ما از قدم گذاشتن در این آتش می‌ترسیم ، درصورتی‌که خود خداوند به ما درگذشتن  از این مسیر کمک می‌کند. و باید از این مسیر عبور کرد تا به یک انسان کارآزموده  رها تبدیل شد.

چهارپایانی که به دنبال دست‌وپای اضافه می‌گردند اما نمی‌دانند که بدون دست‌وپا سر بر سجده الله بسیار آسان است...

یعنی هرچقدر انسان این بندها را داشته باشد، مثل دست‌وپای اضافی است که انسان را محکم در زمین نگه می‌دارد. درصورتی‌که ما انسان‌ها آمده‌ایم که صعود کنیم، رشد کنیم و به آگاهی برسیم، مثل یک بذری که در خاک می‌کاریم، قرار نیست که در خاک و در تاریکی بماند، قرار است که رشد کند، سختی‌ها را تحمل کند و به نور برسد و این درست مثل بندهایی است که در انسان وجود دارد، که باید آن‌ها را کم‌کم باز کند تا مثل آن بذر به یک درخت پر شکوفه تبدیل شود.

نکته بعدی سقوط آزادی است که راهنما به ره‌جو می‌دهد..

زمانی که راهنما به ره‌جو سقوط آزاد می‌دهد، هدف او آزار و اذیت ره‌جو نیست بلکه هدف این است که ره‌جو به رهایی، آزادی و حس و حال خوب برسد. و خداوند نیز به همین صورت است،خداوند اگر مشکلی در زندگی ما به وجود می‌آورد به این دلیل است که به بیداری و صلح و آرامش برسیم

هستی قانونمند است و اگر از این قوانین خارج شویم نمی‌توانیم از خداوند انتظار بخشش داشته باشیم

خداوند در کلام‌الله می‌گوید: سنت‌های الهی تغییرناپذیر است .و تحت هر شرایطی این قوانین اجرا می‌شود. مثل قانون عمل و عکس‌العمل.

و یا قانون دانه، که از هرچند دانه‌ای که روی زمین پاشیده نی سود ممکن است تنها یک یا دو دانه به درخت تبدیل شود، پس باید این‌قدر این کار را تکرار کنید تا موفق شوید.

یا قانون جبران،  مثلاً در برابر چیزی که هستی به ما می‌دهد باید چیزی را به هستی ببخشیم

آقای مهندس می‌فرمایند: یک راهنما هیچ موقع نمی‌تواند بی‌خیال ره‌جوی خود باشد و آن را نادیده بگیرد، ممکن است نسبت به ره‌جو کم‌توجه شود و یا به او سقوط آزاد بدهد اما همه این‌ها به خاطر خود ره‌جو است. اما راهنما با توجه به ظرفیت ره‌جو است که به او سخت‌گیری می‌کند

زمانی که بندهای شما پاره شد، بند محکم‌تری از جنس عشق و محبت به شما اهدا می‌شود. و تنها سرمایه‌ی درونی یک انسان محبت درونی خودش است. همان‌طور که در وادی چهاردهم می‌خوانیم که آنچه باور است محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است. یعنی انسان‌هایی که محبت ندارند مثل ظرف‌هایی هستند که خالی است و در وجودشان چیزی نیست

اگر کسی در زندگی شماست که باعث آزار شما می‌شود، بهترین نمونه‌ای است که خداوند در کنار شما قرار داده تا شما ساخته شوید

و نکته مهم این‌که: در هر شرایطی شکرگزار هم‌نشین خود باشید، چه یک هم‌نشین خوب باشد و چه بد

خانه بعضی‌ها میوه شهد و شیرین دارد و خانه بعضی‌ها میوه تلخ و زهرآگین! که منظور همان خصوصیاتی است که هر انسانی در درون خود دارد

از تلاش در صراط مستقیم هرگز ناامید نشوید. اگر درراه مسیر خیر هستید ناامید نشوید و گمان نکنید که بعد از خروج از تاریکی‌ها همه‌چیز درست می‌شود. درصورتی‌که تنها بند اعتیاد قطع‌شده است اما بندهای دیگر هنوز مانده است.

و در پایان لژیون با دعای خالصانه‌ی هم‌سفران به پایان رسید.

نویسنده: هم‌سفر لیلا رحیمی

عکاس: هم‌سفر فاطمه


طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1396/06/24 ] [ 05:05 ب.ظ ] [ همسفر لیلا رحیمی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic