ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ
به نام یکتای بی همتا

لژیون" تو فقط لیلی باش" شعبه امین گلی روز دوشنبه 96/7/10 با استادی هم سفر لیلا و حضور گرم اعضا  و با دستور جلسه
<< سی دی گردباد سبز>> راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

برای تغییر وحرکت هر فردی یک زمانی در نظر گرفته شده است و تا زمان آن فرا نرسد این تغییرات اتفاق نمی افتد...

در ادامه مطلب بخوانید....


برداشت هم سفران از سی دی گردباد سبز :

هم سفر فاطمه : آقای مهندس می فرمایند پروازی که طبق فرمان باشد دارای فر الهی یا اهورایی است . بزرگانی که از دروازه پنج حس عبور می کنند . می توانند به جهان های دیگر پرواز کنند . وقتی یک فرمان داده می شود این یک فر یا امری خدادادی است که در فرهنگ ما هم هست .
فر به انسان زمانی داده می شود که  فرد  لیاقت  ارزش و جایگاه دریافت این فر را داشته باشد  و این به صورت شانس و یا نذر نیست . فرد باید از پنج حس بیرونی عبور کند . یعنی باید بدانیم که زبان یا چشم ما لایق گفتن و یا شنیدن هر چیزی نیست و این گونه است که فرد می تواند یک آشیانه ای امن برای خودش بسازد .
نکته دیگر درمورد عقاب است که ما در جسم خود عقاب نداریم . چون عقاب که یک آشیانه ای در بلندترین نقطه کوه ها می سازد تا دست کسی به آن نرسد ما هم می  توانیم با اعمال خود (چون غیبت نکردن و تهمت نزدن ) اجازه ندهیم هر کسی  حال ما را خراب نکند. 
هم سفر لیلا  : 
در مورد کلمه شانس باید بگویم در جامعه ما مرسوم شده است اگر کسی پولی بدست آورد یا با فرد خوبی ازدواج کرد می گویند طرف شانس آورده و او یک فرد خوش شانس است .
در واقع شانس همان رفتار و اعمال و افکار ماست .
فرد در دو حال می تواند یک فرد خوش شانس باشد .
یک این که به  قدری اعمال خوب داشته باشد و در صراط مستقیم قدم بردارد تا خداوند در جواب اعمالش به اوکمک کند و باعث یک اتفاق خوب در زندگی فرد شود .
دو به وسیله افکار مثبت  و حال خوش آن قدر انرژی به سمت کائنات بفرستیم تا انسان های خوب و اتفاقات خوب را به سمت خود جذب کنیم .  با افکار منفی نیز افراد منفی و اتفاقات ناخوشایند را به طرف خود جذب می کنیم.

هم سفر اشرف : انسان ها با رفتارها و اعمال و کنش های خود یک آشیانه ای را برای خود می سازند و همچنین جایگاه خود را به دست می آورند .
بعضی ها می گویند چرا دیگران به ما گیر می دهند ؟ 
دلیلش رفتار خود ما هست و هر فردی با خطاها و اشتباهات خود اجازه می دهند که دیگران به حریم او وارد شوند
هر کسی از چهره اش مشخص است که چگونه شخصیتی دارد .
یک فرد اعتیاد خود را می تواند پنهان کند . ولی رهایی خود را نمی تواند پنهان کند چون بعد از رهایی  اگر بخواهد گریز بزند  دیگران متوجه می شوند .

هم سفر مهناز : آقای مهندس می گویند هم گردباد خوب داریم هم گردبادی که مخرب باشد.
گردبادی که مثل یک دایره می چرخد و همه چیز را جذب خود می کند اجسامی که وزن سنگین تر دارد داخل گردباد می ماند و اجسامی که سبک تر باشند به بیرون پرتاب می شوند. کنگره نیز به یک گردباد تشبیه شده است که اگر فردی راه درست را در پیش بگیرد در کنگره می ماند و اگر سفر خوبی نداشته باشد از کنگره جدا می شود .

هم سفر اشرف : به جز جسم خود مابقی وجود خود را می توانیم  به عقاب تشبیه کنیم که این جمله من را تحت تاثیر قرار داد و فهمیدم که انسان چون نتوانسته شخصیت خود را محکم کند دیگران از او ایراد می گیرند . و ما تا زمانی که  بد گویی و یا غیبت کسی را نکنیم کسی هم به ما کاری ندارد . اگر ما یک سری خطوط قابل مشاهده و تعیین شده را رد نکنیم زندگی ما هم در امنیت خواهد بود. 

همسفر اکرم : یکی از مشکلاتی که ما داریم این است که کارهایمان بر اساس تفکر و تعقل  نمی باشد و فقط بر اساس احساس است  که همان گوش کردن به نفس اماره است . و این امر باعث به وجود آمدن بندهایی می شود که مانند غل و زنجیر به دست و پای ما زده می شود . زمانی که بخواهیم این بندها را رها کنیم کاری مشکل را در پیش داریم مانند فردی که با مصرف مواد خود را دچار غل و زنجیر کرده و رهایی از آن بسیار مشکل است . 
اگر توانستیم چنین بندهایی را رها کنیم به یک بند محکم تری به نام عشق و محبت وصل می شویم . 
انسان هر چه نادان تر و جاهل تر بند های اهریمنی برای او بیشتر است .


سخنان همسفر لیلا استاد گرامی :

آقای مهندس در مورد عقاب صحبت می کنند و می گویند عقاب پرنده ای است که آشیانه خود را دور از دسترس موجودات می سازد و این تمثیل انسان است .
اگر من انسانی هستم که به هر کسی اجازه می دهم در زندگی من دخالت کند و برای من تصمیم بگیرد مقصر مشکلاتی هم که به وجود می آید خود من هستم . 
من باید آن قدر قوی و محکم باشم که اگر فردی در زندگی من دخالت کرد با احترام و آرام آرام با رفتار خود به فرد مقابل بفهمانم که این زندگی از آن من است  و خودم می توانم در مورد زندگی ام تصمیم بگیرم .
پس ما نباید تمام مسائل خود را برای دیگران مطرح کنیم چون باعث می شود دیگران به خود اجازه دهند که در زندگی ما دخالت کنند و یا از صحبت های ما سوء استفاده کنند .
ما باید سعی کنیم مسائل را خودمان حل کنیم و برای خالی شدن خود از روش هایی مثل گریه کردن استفاده کنیم، نه با گفتن مشکلاتمان برای دیگران .
اگر برای کسی هم مساله ای را باز گو می کنیم فردی باشد که مورد اطمینان باشد و بتواند راه حل خوبی برای مشکلات ما داشته باشد .
گاهی ما مساله ای را برای یک نفر باز گو می کنیم و او با جملات منفی از قبیل این که تو چه قدر سختی می کشی و یا چه قدر زندگی تو سخت است باعث شود حال ما خراب تر شود .

بنابر این فردی که شخصیت ضعیفی داشته باشد دیگران به خود اجازه می دهند در مورد زندگی او تصمیم گیری کنند . منظور از شخصیت همان مجموعه رفتارها و افکار و گفتار و احساسات ما هست که انسان ها را خاص و منحصر به فرد می کند .

همان طور که حضرت علی فرمودند : مراقب افکارت باش که گفتارت می شود، یعنی هر چه را که فکر کنی در گفتارت نشان داده می شود . مراقب گفتارت باش که  رفتارت می شود. وقتی که  به این فکر کنید که دیگران در زندگی شما  دخالت می کنند و مداوم به زبان بیاورید باعث می شود داری یک شخصیت ضعیفی بشوید. مراقب رفتارت باش که عادتت می شود اگر من مکرر از مشکلات خود برای دیگران حرف بزنم و حس کنم این گونه حالم خوب می شود این برای من یک عادت می شود و باعث بروز مشکلات زیادی می شود .
مراقب عادتت باش که شخصیت تو می شود. تمام این ها شخصیت فرد را می سازد و باید مراقب شخصیت خود بود که سر نوشت تو را می سازد .

آقای مهندس می فرمایند ما یک بند الهی  و یک بند اهریمنی داریم که نشان بند اهریمنی این است که ما بر مبنای احساس خود حرکت می کنیم  بدون این که در مورد آن تفکر داشته باشیم و شاید این حس ها ، حس های سالمی نباشند  و باعث  بندهایی بر جسم ما باشند از قبیل بند غیبت ، تجسس ، تهمت و هر عمل ضد ارزشی دیگر که همه این ها بند اهریمنی هستند .
اما بند الهی که نشان آن داشتن تفکر و تعقل است و نیاز به آموزش دارد . مثلا برای داشتن نفرت نیازی به آموزش نیست، ولی برای بخشیدن نیاز است ما آموزش بگیریم .

استاد عزیز فرمودند :

من فکر می کنم تا وقتی بند ضد ارزشی در وجود ما هست  بند  ارزشی یا الهی جایگزین آن نمی شود . وقتی در وجود من پر از کینه باشد بند بخشش و عشق جایگزین آن نمی شود چون دنیای ما دنیای اضداد است و باید نفرت از بین برود تا عشق جایگزین آن بشود .
پس فرد باید خاصیتش به طور کامل عوض شود تا بند الهی به وجود آید و هنگامی که این بند الهی آرام آرام جایگزین شد بندی محکمتر به وجود می آید که همان بند عشق است بین ما و خداوند و گسستن آن کار هر کسی نیست .

سوال همسفر اکرم:
ما با آمدن به کنگره و یا گوش دادن به سی دی ها مطلبی را دریافت کرده و باعث تغییر و حرکت ما می شود حال افراد دیگر خانواده که در کنگره حضور ندارند چگونه این تغییر برایشان اتفاق می آفتد ؟

پاسخ همسفر لیلا :
برای تغییر و حرکت هر فردی یک زمانی در نظر گرفته شده است و تا زمان آن فرا نرسد این تغییرات اتفاق نمی افتد و لازم نیست فرد حتما در کنگره حضور داشته باشد .  نشانه هایی که باعث تغییر فرد می شود به وقت خود، از زبان فردی یا با یک اتفاق خاصی به او می رسد .

آقای مهندس کنگره را به یک گردباد سبز تشبیه می کنند و می گویند هر چه سنگین تر باشید داخل گردباد می روید و دیگر حذف نمی شوید . ولی هر چه سبک تر باشید از داخل گردباد به بیرون پرت می شوید . منظور از سبک بودن  دانش کم فرد و کم خدمت کردن است که باعث می شود در کنگره نماند . و مقاومت کردن در مقابل آموزش ها علت طرد شدن فرد از کنگره است .
هیچکس در کنگره دیگری را نصیحت نمی کند  در این جا از تجربیات گفته می شود و آموزش می دهند ولی  تصمیم نهایی  با فرد است .
در هستی هر چیزی بهایی دارد و تلاش هایی که انجام می دهید و سختی هایی که برای رسیدن به خواسته خود متحمل می شوید بهای آن خواسته است .

در پایان لژیون با دعای اعضا به پایان رسید .

نویسنده و تصویرگر: همسفر فاطمه



طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1396/07/13 ] [ 02:12 ق.ظ ] [ همسفر فاطمه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات