به نام قدرت مطلق الله

لژیون دوم هم‌سفران شعبه امین گلی در روز دوشنبه 96/7/17 با حضور گرم جمعی از هم‌سفران سفر اول و دوم به استادی خانم لیلای عزیز و با دستور جلسه سی دی حقه‌های نفس رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

قوی‌ترین حس این جهان عشق است و زمانی که شما آن را به دیگران می‌بخشید چندین برابر آن به خودتان باز می‌گردد. شخصی که از دل خود عشق بورزد از همه جا پاسخ دریافت می‌کند. و عشق ورزی شما در کائنات بی پاسخ نمی‌ماند، چون عشق هیچ وقت بی ثمر نیست به شرط آن که در مسیر درست آن حرکت کنید.


در ادامه مطلب بخوانید..........


سخنان استاد گرامی:

در ابتدا استاد عزیز توضیحاتی را در مورد ذهن انسان بیان نمودند...

ذهن انسان همیشه سؤالی می‌پرسد و آن این است که: آیا دیگران من را دوست دارند؟ مثلاً ذهن یک خانم از او می‌پرسد که آیا همسرم مرا دوست دارد؟ یا همسر از خودش می‌پرسد آیا خانمم مرا دوست دارد؟ شما همیشه در ذهن خود در مورد دیگران سؤال می‌کنید و این کار درست نیست و ما را در جهت اشتباه هدایت می‌کند. و به دیوار برخورد می‌کنید و هیچ دری را پیدا نمی‌کنید. اما جایگزین این سؤالات این چنین است؛ آیا من همسرم را دوست دارم؟ آیا من فرزندان و خانواده خود را دوست دارم؟

آیا من به دیگران عشق می‌ورزم؟ یعنی نوع سؤال که عوض شود کلاً سیستم زندگی انسان در این زمینه تغییر می‌کند. چون دوربین ما به سمت خودمان گرفته می‌شود. این کار یک رازی دارد و آن این که اگر عاشق همه باشید و همه را دوست داشته باشید، خواهید دید که دیگران هم عاشق شما شده‌اند و شما را دوست دارند. اما تا زمانی که منتظر باشید که دیگران این عشق و دوست داشتن را به شما بدهند، بی نصیب خواهید ماند.


مثل دو گدایی که روبه روی هم قرار می‌گیرند و هیچ کدام چیزی را برای بخشش ندارند. اما به محض بخشش عشق دیگری هم آن را به شما می‌بخشد.  قوی‌ترین حس این جهان عشق است و زمانی که شما آن را به دیگران می‌بخشید چندین برابر آن به خودتان باز می‌گردد. شخصی که از دل خود عشق بورزد از همه جا پاسخ دریافت می‌کند. و عشق ورزی شما در کائنات بی پاسخ نمی‌ماند، چون عشق هیچ وقت بی ثمر نیست به شرط آن که در مسیر درست آن حرکت کنید.

و گرنه همه این سؤال را در ذهن خود دارند که آیا دیگران مرا دوست دارند و دیگران نیز این سؤال را دارند. آن وقت دیگر کسی عشق نمی‌ورزد و عشق یک افسانه و در زمین نا پدید می‌شود. همان طور که تا کنون نا پدید شده و تنها در شعر شاعران و افسانه‌ها وجود دارد.

چون با یک سؤال خطا مواجه هستیم و به جای آن سؤال خطا این سؤال را از خودتان بپرسید؛ آیا من عشق می‌ورزم؟ این سؤال مانند کلیدی است که شما قادر هستید هر دری را باز کنید و آرام آرام یک هنرمند شوید تا بتوانید با آن کلید کل هستی را باز کنید. آن زمان است که عشق شما، یک نیایش است. چرا که عشق می‌ورزید بدون این که از دیگران توقعی داشته باشید. کائنات برکات و نعمت‌های فراوانی برای شما دارد اما باید دریچه ورودی شما باز باشد. و این زمانی اتفاق می افتد که شروع کنید به عشق ورزیدن و گر نه بسته می‌شود.

در ادامه استاد عزیز در مورد سی دی حقه‌های نفس این چنین ادامه دادند:

در ابتدای سی دی آقای امین می‌فرمایند: انتقال صفات تابع فعل است نه فاعل....

همسفر مهناز: منظور این است که زمانی که شخصی مثلاً در دانشگاه قبول می‌شود من خوشحال و یا از ازدواج دیگری من ناراحت شوم. این نشان می‌دهد که حس قبول شدن در دانشگاه در وجود من هست اما خوشبخت شدن دیگران نیست و این یعنی انتقال صفات! و این جز صور پنهان انسان است. و کائنات نیز آن چه را که ما دوست نداریم به ما نمی‌دهند.

همسفر فاطمه: انتقال صفات در انسان تابع فعل است نه فاعل! مثلاً اگر از شادی دیگران شاد شوید، این حس شادی چندین برابر به شما باز می‌گردد. هر گاه از خوشحالی دیگران ناراحت شدید و با ناراحتی دیگران، خوشحال! باید به درون خود بروید و مشکل را جست و جو و حل کنید. زیرا نشان دهنده بودن در تاریکی‌هاست.

همسفر لیلا: نکته مهم این قسمت این که آقای امین می‌فرمایند: تمام هستی بر پایه دوست داشتن و عشق بنا شده است. یعنی در هستی هر چه را دوست دارید به شما داده می‌شود. حال اگر یک نفر به یک موفقیتی دست پیدا می‌کند و شما از این موضوع ناراحت شوید و یا بر عکس، و شما خوشحال شوید؛ هستی و کائنات به خوشحالی شما نگاه می‌کنند و همان چیزی را که شما بابتش خوشحال شده‌اید را به شما می‌دهد.

مثلاً اگر از ناراحتی دیگران شاد شدید، این یک موج عظیمی به کائنات می‌فرستد که دقیقاً پیشرفت و موفقیت از خودتان هم گرفته می‌شود. این که می گوییم همیشه برای هم طلب خیر کنید و حتی برای دشمن خود نیز دعا کنید به همین منظور است. چون این جهان کوه است و فعل ما ندا... آید سوی ما نداها را صدا...

یعنی این جهان مانند یک کوه است که شما در مقابل آن می‌ایستید و صدا می‌زنید و دقیقاً همان پژواک صدا به شما باز می‌گردد. پس زمانی که شما برای دیگران خیر و خوشحالی بخواهید دقیقاً همان خیر به شما باز می‌گردد. و برعکس! حضرت علی می فرایند: اگر شما می‌خواهید کار خیری انجام دهید اما نمی‌توانید، ادای آن را در آورید تا آرام آرام به خواسته خود برسید. مثلاً اگر از پیشرفت دیگران ناراحت می‌شوید حداقل در کلام ابراز خوشحالی کنید. این همان قانون جذب است!

یک سری از انسان‌ها هستند مسائل و مشکلاتی که برایشان پیش می‌آید را به مسائل مختلف ربط می‌دهند. مثلاً می گویند: اگر شرایط من این چنین است به خاطر این است که جامعه من این چنین بود. اگر من معتاد یا دزد شدم به خاطر این است که در یک جامعه اشتباهی زندگی کرده‌ام. و در این جا آقای امین قانون چشمه را مطرح می‌کنند....

همسفر اکرم: اگر شما یک نقطه در فضا داشته باشید، این نقطه اگر بخواهد به محیط اطراف خود تابش داشته باشد و مثل یک خورشید بر محیط اطراف خود نوری را انتقال دهد، هیچ ارتباطی به وجود بارهای مثبت و منفی اطرافش ندارد. یعنی چگالی آن بار است که مشخص می‌کند آن یک ستاره باشد یا یک چشمه و یا یک سیاه چاله! محیط اطراف میدان‌های قوی ایجاد می‌کنند اما در خاصیت آن بار تاثیری ندارند.

اگر انسان مانند آن چشمه باشد کاری به این که اطراف آن چه نیرو و بارهای مثبت و منفی وجود دارد، ندارد. در این جا سوالی مطرح می‌شود: پس آدم‌های اطراف ما چه تاثیری دارند؟ زمانی که آن نقطه که همان انسان است شروع کند به کار کردن و افکار او مثبت باشد، بارهای مثبت را جذب می‌کند. حتی اگر تعداد بارهای منفی زیاد باشد! اما اگر افکار منفی باشد چگالی و بارهای منفی را جذب می‌کند. و آرام آرام بارهای منفی از نقطه مورد نظر وارد این سیستم می‌شود. و بر روی افکار و اتفاقات بد متمرکز می‌شود؛ اما اگر بار او مثبت باشد، مثل یه چشمه جوشش و مثل یک ستاره می‌درخشد. تفاوت محیط خوب و بد در این است که: زمانی که محیط بد باشد پیدا کردن بارهای مثبت سخت می‌شود. برای این که در چنین جامعه ایی بتوان بارهای مثبت جمع آوری کرد باید بیشتر تلاش و جست و جو کرد.

همسفر لیلا: منظور از مطرح کردن قانون چشمه این است که: ما نمی‌توانیم بگوییم که چون محیط، محیط خوبی نبوده پس من حق این را داشتم که بد باشم. چون خانواده و فامیل من خوب نبودند. اما این حق را هیچ کس نمی‌تواند به خود بدهد؛ چون یک ستاره هم زمانی که در آسمان می‌درخشد اطرافش ممکن است پر باشد از بارهای منفی! زندگی در یک جامعه مثبت خیلی راحت و رشد کردن در آن آسان‌تر است. حال اگر محیط و اطراف ما منفی بود باید ویژگی‌ها و نکات مثبت بیشتری را در خود تقویت و پرورش دهیم. عبور کردن از شرایط دشوار و گذر کردن از میان بارهای منفی، یک خوبی دارد و آن این است ....

همسفر اشرف: تبدیل به انسانی می‌شود که از درون خود تزکیه شده است و چنین انسانی اگر به یک کشور خارجی برود دلیلش این است که مثلاً در علمی که کسب کرده است پیشرفت کند و نه برای انزجار و فرار از کشور برود. کسی که از زندگی در جامعه ایی بیزار است زمانی که برای فرار یا رهایی به یک جامعه دیگر می‌رود، باز در آن جامعه مشکلاتی را دارد.

همسفر لیلا: ترک یک محیط باعث تغییر افکار نمی‌شود. کسانی که در جامعه خود خسته شده‌اند و به یک جامعه دیگر می‌روند چون افکارشان هم با آنان است مسلماً در آن جامعه نیز با یک چنین افکاری زندگی و مشکلاتی در انتظارشان خواهد بود. اما کسی که به عنوان رشد و توسعه علم خود از جامعه برود موفق می‌شود. و آقای امین با مطرح کردن این موضوع می‌فرمایند: ترک یک محیط به خاطر انزجار و فرار کاری را درست نمی‌کند. مثل انسان به جای این که مشکلاتش را حل کند از آن‌ها فرار می‌کند.

اگر کسی نداند که در اطرافش چه می‌گذرد آدم هالویی نیست....

همسفر شیرین: در این قسمت آقای امین می‌فرمایند: اگر کسی نداند که اطرافش چه می‌گذرد به معنای هالو بودن نیست بلکه به معنای بدی‌ها را ندیدن است. مثلاً اگر شخصی ضعفی را در خانواده می‌بیند؛ این که مادر خانواده وسواس دارد و هر روز آن را تکرار می‌کند مثل موبایلی است که هر روز باید شارژ شود. زیرا سیستم منفی برای این که بتواند به کار خود ادامه دهد هر روز در حال تلاش است. و در محیط اطراف مدام ساختار منفی می‌سازد. و نیاز به شارژ دارد و این شارژ کردن تکرار کارهای منفی و توجه کردن به مسائل و مشکلات جامعه است. مثلاً در یک جامعه اگر می‌بینید که همه معتاد هستند به جای تکرار این موضوع باید راهی را برای پیشگیری اعتیاد پیدا کرد.

همسفر لیلا: اگر من از وقایع اطرافم بی اطلاع هستم منظور این نیست که من آدم هالویی هستم. مثلاً کسی که در فامیل مدام پرس و جو می‌کند و از همه چیز خبر دارد، پس من که بی اطلاع هستم هالو هستم. در صورتی که این اشتباه است. و خیلی از آن‌ها منفی می‌باشد.

ذهن و ضمیر نا خود آگاه ما، برنامه ریزی می‌خواهد. یعنی بر مبنای برنامه ایی که ما به ذهن و ضمیر نا خود آگاه خود می‌دهیم حرکت می‌کند. حال چه کسی به ذهن برنامه می‌دهد؟ اگر ما خودمان برنامه بدهیم ذهن بر مبنای برنامه ما حرکت می‌کند. اما اگر شما به ذهن خود برنامه ندهید دیگران برنامه می‌دهند. یعنی این که باید یک روز به این توجه کنیم که چه اطلاعاتی و از کجا به ذهن داده می‌شود؛ از طریق تلویزیون، تلفن، فامیل یا..... پس باید تلویزیون، ماهواره، تصاویر و یا آهنگ‌های منفی و انسان‌های منفی را از زندگی خود حذف کنیم.

 

بعد از آن لژیون با دعای خالصانه هم‌سفران به پایان رسید.

نویسنده : هم سفر لیلا رحیمی

تصویرگر: همسفر فاطمه




طبقه بندی: گزارشات لژیون،

تاریخ : 1396/07/23 | 04:34 ب.ظ | نویسنده : همسفر لیلا رحیمی | نظرات


  • paper | وب یـــران پـــازل | رپرتاژ آگهی
  • فروش تبلیغ متنی | نوین 2