ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ
                        به نام او که هم عاشق است و هم معشوق...

لژیون " تو فقط لیلی باش " شعبه امین گلی روز دوشنبه 96/8/15  با حضور جمعی از هم‌سفران و با استادی هم سفر لیلا و دستور جلسه ((عشق یا وابستگی)) رأس ساعت 16:30  آغاز به کار نمود.

 عشق رازی است، که تنها و تنها در سینه و قلب خودت جای دارد. با آن زندگی می‌کنی با آن می‌خندی، با آن اشک می‌ریزی و با آن رشد می‌کنی. اما چون گوهری با ارزش آن را در سینه‌ات حفظ می‌کنی .....

در ادامه مطلب بخوانید... 

 

 مشارکت همسفران در مورد عشق و وابستگی

هم سفر اکرمعشق یعنی دوست داشتن یک فرد و انجام کارهایی که طبق خواستهٔ او باشد.

و هم چنین ناراحت نکردن، تکیه گاه او بودن، در غم وشادی او شریک بودن و اعتماد داشن به اوست.

اما وابستگی: بدون وجود کسی که دوستش داریم نتوانیم کارهای روزانهٔ خود را انجام دهیم و دچار مشکل وحال خرابی شویم. من وقتی از لژیون راهنمای قبلی خود جدا شدم خیلی ناراحت بودم و همین باعث شد از آموزش‌ها دور بمانم و این نوعی وابستگی من به راهنمایم بود

 

هم سفر مژگانعشق ورزیدن به کسی که او را دوست داریم بلاعوض است و معشوق خود را اسیر و بندهٔ خود نمی‌کنیم. مواقع ناراحتی حرف بیهوده‌ای به او نمی‌زنیم.

اما در وابستگی، انسان به نوعی خودخواه است و با رفتار خود باعث ناراحتی معشوق خود می‌شود.

هم سفر زیباما عشق‌های زیادی را در زندگی تجربه می‌کنیم. مانند عشق به پدر ومادر، عشق به فرزند، عشق به همسر. وقتی من تمام مشکلات همسر مصرف کننده را می‌پذیرم و در کنار او می‌مانم و از عیب‌ها و کمبودهای  او نزد دیگران سخن نمی‌گویم این نشان دهنده عشقی است که به همسرم دارم

همسفر فاطمه: عشق خاصیت‌های محال در فرد به وجود می‌آورد. کسی که عاشق واقعی باشد با تمام وجود می‌تواند حالات معشوق را درک کند.

این خاصیت عشق است که از معشوق دور هستی ولی می‌توانی حس کنی که او ناراحت است یا خوشحال! مگر می‌شود متوجه شوی کسی که با تمام وجود دوستش داری  ناراحت است و تو ناراحت نشوی؟ 

اگر من وابسته کسی باشم شاید متوجه ناراحتی او نشوم و یا از ناراحتی او نگران شوم فقط به خاطر این که گمان کنم او  نتواند به خوبی به من محبت کند

در عشق، من دوست دارم معشوق خود در اوج باشد چرا که لیاقتش را دارد اما در وابستگی دوست دارم او در اوج و عالی  باشد چرا که در کنارش من هم دیده شوم و به گونه‌ای برای خودنمایی است  .

در عشق، من از معشوق خود ناراحت می‌شوم ولی هیچ وقت کینه به دل نمی‌گیرم.

اما در وابستگی اگر مشکلی پیش آمد احتمال دارد من از او کینه به دل  بگیرم.

در عشق، معشوق تکه‌ای از وجودت می‌شود اما در وابستگی چیزی جدای از توست و احساس مالکیت نسبت به او داری و اگر این فرد همسر باشد همیشه ترس از دست دادن او را داری و به او شکاک هستی و بر او نظارت داری.

در عشق، هیچ وقت از نقاط ضعف و اشتباهات معشوق بر علیه او استفاده نمی‌کنی ولی در وابستگی تا مشکلی پیش آمد، احتمال دارد به خاطر اشتباهاتش بر علیه او اقدام  کنی.

در عشق، معشوق هیچ وقت خسته کننده و تکراری نمی‌شود اما در وابستگی بعد از مدتی فرد برایت عادی می‌شود و آن حس اولیه را نسبت به او نداری.

اگر عشق در طی زمان و با شناخت و آگاهی به وجود آمده باشد سختی‌های عشق هم برایت زیبا و شیرین است. در عَشق،  همیشه باید واقع بین بود و خوبی‌ها وبدی های فرد را در کنار هم دید.

سخنان استاد عزیز

عشق یعنی حال خوش ....

 اگر کسی را دوست دارید و به خاطر دوست داشتن او بهم می‌ریزید. این نشان وابستگی استو این وابستگی می تواند نسبت به مسافرتان، فرزندتان و یا حتی راهنمایتان باشد....

چند تفاوت بین عشق و وابستگی

1. وقتی به یک فردی وابسته هستید نبودن و ندیدن او  و بی خبری از او حتی اگر برای چند ساعت باشد شما را بسیار بهم می‌ریزد.

اما در عشق این گونه نیست و شما می دانید که حتی اگر مسافت‌ها و روزها از آن شخص مورد نظر دور باشید هرگز دچار به هم ریختگی نمی‌شوید و همیشه آرام خواهید بود.

2. در وابستگی، هر لحظه می‌ترسید و نگران هستید که او را از دست بدهید. یا برای او اتفاقی بیفتد و یا شخص دیگری از راه برسد و او را از شما بگیرد. اما در عشق هیچ ترسی وجود ندارد. چون شما به این باور رسیده‌اید که عاشق را حساب با عشق است، با معشوق چه کار

3. در وابستگی میزان خوش حالی و شادی شما به بودن و نبودن و حضور داشتن و خوش حال بودن شخص مورد نظر بستگی دارد و به همان میزان تغییر می‌کند. اما در عشق شادی و خوش حالی و آرامش به صورت عمیق و درونی در شما وجود دارد.

به علت این که لایق گوهر بی بدیل عشق شده‌اید و بودن و نبودن معشوق شما را آشفته نمی‌کند، چرا که خود عشق در وجود شما استوار و راسخ است.

4. در وابستگی شخص مورد نظر اولین اولویت شما در زندگی خواهد شد. و هر چیزی از قبیل خوردن، خوابیدن و بودن در کنار خانواده، تفریح، مسافرت و دوستان در اولویت‌های بعدی شما قرار می‌گیرد.

در عشق اصلاً این گونه نیست  و با خیال راحت و با دل قرص به تمام امورات روزانه می‌پردازید و هر چیزی در جای خود قرار دارد و معشوق هرگز اولویت اول نیست. چون تو مطمئنی که عشق را هم چون یک گوهر در قلب خودت، به هر کجا بخواهی می‌توانی ببری و عشق  بخش جدا نشدنی زندگی توست و نگران نیستی.

 

5. در وابستگی تمام تأثیرهای شما به بودن یا فکر کردن به معشوق قفل شده است.

در عشق، هم چنان که عشق را با خود دارید و به معشوق می‌اندیشید، اما هرگز قفل او نیستید.

 

6. وابستگی به صورت یک عادت و رفتار غلط، در ذهن شما نهادینه شده است

در حالی که در عشق، قلب شما، منزلگاه عشق است نه ذهن  و این گونه  همیشه آرام و خوشحالید

 

7. در وابستگی، عقل شما از کار افتاده است و تنها رضایت معشوق برای شما مهم است و هر کاری به خاطر او انجام می‌دهید حال چه معقول چه نامعقول!

اما در عشق، عقل و تفکر، دو نیرویی هستند که همیشه به یاری می‌آیند.

 

.8 در زمان وابستگی  احساس و تک تک حرف‌ها و ثانیه‌های با او بودن یا به یاد او بودن را به همه می گویید و دوست دارید عالم و آدم را از وجود او با خبر کنید.

و اما  عشق رازی ست تنها و تنها در سینه و قلب خودت. با آن زندگی می‌کنی، با آن می‌خندی، با آن اشک می‌ریزی و با آن رشد می‌کنی. اما هم چون گوهری با ارزش آن را در سینه‌ات حفظ می‌کنی و به احدی از آن نمی‌گویی.

 

9. در وابستگی حرف زیاد می‌زنید و گاهی بعد از ساعت‌ها سخن، می‌بینی که اکثر آن‌ها بیهوده بوده و گاهی حس می‌کنی هر چه بیشتر می گویی طرف مقابل کمتر تو را می‌فهمد.

در عشق، حس اولین نیرویی است که سخن می‌گوید، حتی از مسافت دور، و یا در مسافت نزدیک چشم‌ها سخن می گویند. اگر گاهی زبان نیز شروع به سخن گفتن کند هرگز نقض و بیهوده و طولانی سخن نمی‌گوید

 

10. عمر  وابستگی بسیار کوتاه است. چون جنجالی است و همیشه باعث به وجود آمدن مشکلات بی شمار می‌شود و یکی از همین مشکلات،  کار او را می‌سازد و تمام می‌کند.

اما در عشق چون آرام و متین است. می‌تواند سال‌های سال و حتی قرن‌ها و عصرها پایدار و ماندگار باقی بماند و از خود به خوبی محافظت کند.

 

11. در وابستگی میزان توقع روز به روز بالا می‌رود و هر چه این توقعات بر آورده نشود، تو غمگین و خشمگین و عصبانی می‌شوی.

اما در عشق هر توقعی خط بطلان روی آن کشیده می‌شود و اگر هم توقعی باشد تنها و تنها از خودت داری و نه از دیگری.

 

 12.  در وابستگی از معشوق بت می‌سازی و روز به روز او را بالاتر می‌بری و با بالاتر رفتن او توقعت هم از او بیشتر می‌شود.

اما در عشق می دانی طرف مقابل تو مخلوقی است مثل سایر مخلوقین و تنها واسطه‌ای است  که تو با آن  عشق را تجربه کنی و در مسیر عشق قدم بگذاری.

 

13. در وابستگی روز به روز ضعیف و ضعیف‌تر می‌شوی و تمام قدرتت را از دست خواهی  داد.

اما در عشق روز به روز پر قدرت‌تر ظاهر خواهی شد.

 

14. در وابستگی ظرفیت تو کمتر و کمتر می‌شود.

اما در عشق روز به روز ظرف وجودی تو بزرگ‌تر و عمیق‌تر می‌شود.  و تو آمادهٔ درک مسائل جدید خواهی شد.

 

15. در وابستگی زندگی تو مختل می‌شود.

اما در عشق این گونه نیست و عشق یک موتور محرک قوی برای به حرکت در آوردن تو می‌شود.

 

16. در وابستگی عجول هستی و بی احتیاط. اما در عشق صبوری ست و احتیاط و آرامش.

 

17. در وابستگی دو قانون مهم را از یاد برده است.  قانون رهایی و وابستگی

اما در عشق این دو قانون را به خوبی به یاد دارد

قانون وابستگی: به هر شخصی یا چیزی که وابسته شوی از تو دور و دورتر می‌شود.

قانون رهایی:  نسبت به هیچ چیز و هیچ شخصی  احساس مالکیت نداشته باش و بدان و آگاه باش که مالک اصلی تمام هستی، فقط خداوند است.

سپس آنچه که در قلب توست و با اعماق وجودت خواهان آن هستی را رها کن و تمام و کمال به خداوند بسپار

تنها در آن صورت است که خداوندآن را به تو خواهد بخشید

در نهایت این که:  هیچ عشقی به یک باره به پایان نمی‌رسد و این تو هستی که با وابستگی عشق را از مسیر اصلی زندگی‌ات منحرف و به نابودی می‌کشانی.

عشق مراقبت می‌خواهد و اگر از آن مراقبت نکنی، جنس آن تغییر کرده و به وابستگی تبدیل می‌شود و خیلی زود از بین می‌رود. زودتر از آنچه فکر کنی

 

در پایان لژیون با دعای خالصانه همسفران به پایان رسید.

نویسنده و تصویرگر: هم سفر فاطمه

 




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1396/08/19 ] [ 07:47 ب.ظ ] [ همسفر فاطمه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic