ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق که اوست...

کمک راهنمایی مرحله ی جدید، همراه با حس و حال تازه و تغییرات بسیار مثبت و زیبایی ست... به همراه عشقی که در لحظه به لحظه ی این جایگاه نهفته است و هر دم جریان می یابد و جان تازه ای به کالبد تشنه ی خود و دیگر همنوعان می بخشد...

در این بین مدیریت زمان و وقت و انرژی بسیار مهم است و دقیقاً به علت کبود فرصت و دسترسی نداشتن به اینترنت، دستور جلسات هفتگی لژیون، به موقع و سروقت ارسال نمی شد و امروز که فرصتی دست داد، تصمیم گرفتم تا بخشی از گزارشات لژیون را به صورت خلاصه منتشر کنم. امیدوارم در وقت و حوصله ی شما نازنینان و خوبان بگنجد و از این طریق نیز خدمتی هر چند کوچک انجام داده باشم.

پس با من همراه باشید..

با سی دی های "ایمان" ، "فرمان الهی" و " وادی 1، 91


هفتمین جلسه ی لژیون در تاریخ 6 دی ماه 1394 با حضور 10 نفر از همسفران شعبه ی امین گلی و با موضوع ایمان کار خود را آغاز نمود.

 و ما از ایمان گفتیم و یاد گرفتیم که ایمان یعنی امنیت، یعنی باور و اعقاد راستین و قلبی داشتن به چیزی یا به کسی. و گفتیم که ایمان در مورد 3 موضوع می تواند مطرح شود. 1: ایمان به خدا... 2..ایمان به خود و 3: ایمان به اطرافیان و آن کسانی که دوستشان داریم.

1:ایمان به خدا... اگر به تصویر روی جلد کتاب نگاه کرده باشید، نام زیبای "الله" با زیبایی و ابهت خاصی در حال درخشش است. این درخشش، نماد قدرت خداوند است. که هر چیزی و هر نیرویی و هر قدرتی چه خیر و چه شر، هیچ کدام از قدرت خداوند برتر و بالاتر نیست. اگر شما خواسته ای داشته باشید و تمام عالم با آن موافق باشند و خدا نخواهد، به آن نمی رسید و برعکس، اگر خواسته ای داشته باشید و تمام عالم با آن مخالفت کنند و روبروی شما قرار بگیرند، اما خدا "بله" بگوید تمام است و به آن خواهید رسید. خداوند در یکی از آیات کلام الله می فرمایند:

دری که من به روی بنده ای باز کنم را، احدی نمی تواند ببندد و دری که من ببندم را احدی نمی تواند باز کند.

2:ایمان به خود... هر انسانی و با هر جایگاهی، قطعاً یک سری توانایی های منحصر به فردی دارد که با آن می تواند نقش خود را در هستی به بهترین و زیباترین شکل ایفا کند و اگر به توانایی های خودش ایمان داشته باشد، می تواند از پس انجام هر کاری بر آید. چرا من از مشارکت می ترسم؟ چون به توانایی سخن گفتن خودم ایمان ندارم. چرا یک جلسه به کنگره می آیم و دیگر نمی آیم؟ چون به قدم هایی که در این مسیر بر می دارم ایمان ندارم. پس با تقویت ایمان به خود، می توان بر هر مسئله و مشکلی غلبه نمود و پیش رفت و به هدف و خواسته ی خود رسید.

3: ایمان به اطرافیان و آن کسانی که دوستشان داریم... اطرافیان ما هم در هر جایگاهی که باشند یک سری توانایی ها و ویژگی های خاصی دارند و نقش ما این است که به آن ها و توانایی هایشان ایمان داشته باشیم. مثلا به مسافرمان و به قدم هایی که در کنگره بر می دارد باید ایمان کامل داشته باشیم و او را به خداوند و راهنمایش بسپاریم.

در کلام الله نیز آیات بسیاری در زمینه ی ایمان وجود دارد. آیاتی که در مذمت و نکوهش و سرزنش انسان هاست و می گوید که انسان ها موجوداتی زیانکار و ناسپاسند و همیشه در خسرانند، به جز کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام می دهند. پس کسانی که ایمان دارند، از گروه زیانکاران و ناسپاسان جدا می شوند.

و به همان اندازه که ایمان برای خداوند بسیار مهم است، آزمایشات ایمان هم از بقیه سخت تر است و در خیلی جاها ایمان ما محک می خورد. پس شاید بعضی از مسائل و مشکلاتی که در زندگی دارید، آزمایش ایمان شماست و امیدوارم از این آزمایشات سربلند بیرون بیایید.

در این جا سوالی پیش آمد که اگر همه چیز دست خداست و قدرت او از همه بالاتر است، پس تکلیف اختیار انسان چه می شود؟ برای پاسخ به این سوال، به سراغ سی دی فرمان الهی رفتیم و ...

 در روز یکشنبه 13 دی ماه 1394 و در هشتمین جلسه ی لژیونمان در مورد سی دی "فرمان الهی" صحبت کردیم، با حضور 8 نفر از همسفران شعبه:

و  گفتیم که بعضی انسان ها می گویند زندگی جبر است و بعضی می گویند زندگی تنها اختیار است. اما آقای مهندس اعتقاد دارند که زندگی از هر دو این موضوعات سرچشمه می گیرد و با ترسیم یک مثلث به زیبایی این موضوع را برای ما تفسیر می کنند. مثلثی با سه ضلع: خواست، تقدیر و فرمان الهی.

1-خواست: اولین مسئله در زندگی و حیات انسان ها"خواست" اوست. که به هر چیزی که می خواهد ، قطعا خواهد رسید.  ممکن است بگویید که چرا من هر چه می خواهم به دست نمی آورم؟ این موضوع دلایل متعددی دارد.

1: هنوز زمان، زمانِ من نیست؛ و آنچه می خواهم قطعا در بهترین زمان ممکن به من خواهد رسید.

2: شاید من هنوز ظرفیت لازم را برای به دست آوردن آن خواسته ندارم. و با حل مسائل و مشکلات پیش رویم، ظرفیت لازم را برای رسیدن به خواسته ام پیدا می کنم.

3: ممکن است رسیدن به آن خواسته، به خیر و صلاحم نباشد و من از آن آگاهی نداشته باشم که در صورت ادامه ی تلاش، یا چیزی معادل آن و یا بهتر از آن به من عطا خواهد شد.

4:شاید من آن را با تمام وجود و از ته دل، نخواسته ام و آن چه می خواهم آلوده به ناخالصی و غل و غش است که در این صورت هم کائنات من را در مسیری قرار می دهند که تزکیه و پالایش شوم و ناخالصی هایم از بین برود و به خواسته ام برسم.

2-تقدیر: تقدیر از نظر لغوی از قدر می آید که به معنی مقدار و اندازه است. در کاربرد عامیانه به آن سرنوشت و نامه ی پیشین هم می گویند. نامه ی پیشین یعنی نامه ای که از قبل نوشته شده است، آن هم توسط شخص شخیص خودمان!

بله.. ما با اعمالی که در گذشته انجام داده ایم، تقدیر امروزمان را نوشته ایم و با اعمالی که امروز انجام می دهیم، تقدیر فرایمان را می نویسیم و این یک حقیقت است. اگر امروز بدون مزد و منت قدمی برای کسی بردارم، این تقدیر را برای خودم رقم می زنم که در آینده موقع گرفتاری، کسی به داد من برسد، یا اگر به دوستی خیانت کنم، یا در موردش قضاوت کنم، این تقدیر را برای خودم رقم می زنم که سال ها بعد کسی به من خیانت کند یا در موردم قضاوت کند. و این در فرهنگ عامیانه با مثال های مختلفی بیان می شود:

-از این دست بدهی، از آن دست پس می گیری...

-هر عملی عکس العملی دارد...

- تو نیکی می کن و در دجله انداز.. که ایزد در بیابانت دهد باز...

و اما نکته ی بسیار بسیار مهم و حائز اهمیت دیگری که در این سی دی مطرح می شود بخشی از سخنان سردار است که می فرماید:

"ما همیشه فکر می کنیم که باید آن پیش آید که ما می گوییم؛ و قضا و قدر حتماً باید از نوع عالی باشد! اما در قضا و قدر هم نقطه هایی به فرمان نهاده اند، که در آن اگر با چشم بینای دیگر نظر بیندازیم، خواهیم دید که آن ها همه برای این است که رنج حاصل از آن اتفاقات را با بالاترین غنیمت ها نمی توان مقایسه کرد."

=======================================================

این درست که قصه نویس زندگی، خودم هستم.. این درست که تقدیرم را خودم می نویسم، اما با گفته های سردار متوجه می شوم که از این تقدیر تا تقدیر بعدی که من برای خود رقم می زنم، "نقطه هایی" قرار داده شده است، که این نقطه ها نه با خواست من و تقدیر من، بلکه به اذن و فرمان الهی در مسیر زندگی من قرار داده می شوند.

رسم یک خط، با یک نقطه آغاز می شود. یعنی من برای رسم یک خط، یا کشیدن یک نقاشی، باید مداد را بردارم و آن را روی کاغد بگذارم و شروع به ترسیم خط و در ادامه نقش دلخواهم شوم. این نقطه ها به فرمان و اذن الهی در زندگی من قرار داده می شوند و شاید به اختیار من نباشد، اما خطی که در ادامه ی آن نقطه رسم می کنم ، کاملاً در اختیار من است.

من می توانم از این نقطه به سمت صراط مستقیم حرکت کنم، یا در مسیر خلاف جاده بروم. من می توانم از این نقطه به بالاترین نقطه صعود کنم و یا به پایین ترین نقطه سقوط کنم. همان جمله ی معروفی که در کنگره زیاد به گوشمان می خورد:

غم بزرگ می تواند انسان را به بالاترین نقطه ی الهی، یا به پایین ترین نقطه ی تاریکی سوق دهد.

مثل سکته ی قلبی آقای مهندس که منجر به کشف روش درمان سیگار شد؛ یک نقطه ی سیاه و یک اتفاق بد، که منجر به هزاران اتفاق خوب شد. یا اعتیاد آقای مهندس که پایین ترین نقطه ی تاریکی بود، اما ایشان را به بالاترین جایگاهی سوق داد که در حال حاضر هزاران نفر به واسطه ی این متد و روش به درمان رسیده اند.

پس ما نمی تونیم در فرمان الهی دخالت کنیم و در طول مسیر ما، خواه ناخواه نقطه هایی به اذن و اراده ی خداوند در مسیر زندگی ما قرار داده خواهد شد؛ اما رسم خط آن و ادامه ی آن نقطه کاملاً در اختیار ماست و زندگی ما را به آن جهت سوق خواهد داد.

و اعتیاد یک نقطه است؛ یک نقطه ی تاریک و سیاه!  این نقطه ی سیاه را چگونه می شود ادامه داد و ترسیم نمود؟

سردار می گوید اگر با چشم بینا به این نقطه ها نگاه کنیم، رنج حاصل از آن را با بالاترین غنیمت ها هم نمی شود مقایسه کرد... آری.. می شود نقطه ی تاریک و سیاه اعیتاد را ادامه داد و با آن به بالاترین رشد رسید و بزرگ شد و قد کشید و ناب و خالص و صاف و صیقلی شد.

چرا که ما به این دنیا آمده ایم که با زندگی قیمت پیدا کنیم، اگر انتظار داشته باشیم که همه چیز خوب و عالی و مطابق میل ما باشد، هرگز رشد نمی کنیم، هرگز قیمت پیدا نمی کنیم. نقطه ها و ترسیم آن ها، ادامه ی مسیر من را مشخص می کنند.

خدا نقطه می گذارد و تو ادامه ی آن را رسم می کنی، خدا نقطه می گذارد و تو خط می کشی و تمام این خطوط مسیر زندگی تو را مشخص می کند.

پس هرگز حق نداری از خداوند گله و شکایت کنی، چون درست است که نقطه ها کار اوست، اما رسم خطوط در دست توست... پس رسم کن آن چه دوست داری و آرزویش را داری...

و بعد از این که از این حیات و از این دنیا رفتیم، تازه نگاهی به پشت سر خودمان می اندازیم و خطوط زندگیمان را می بینیم که با آن چه رسم کرده ایم؟ و روی صفحه ی سفید زندگیمان چه رسم کرده ایم؟ آیا یک نقاشی و یک اثر زیبا و بی نظیر است یا خطوطی سیاه و زشت که زندگیمان را به نابودی سوق داده است؟

در کلام الله از نامه ی اعمال زیاد سخن می گوید. نامه ی اعمال چیست؟ همین خطوطی ست که ما رسم کرده ایم و نامش را زندگی گذاشته ایم.

آدمی زاده طرفه معجونیست    از فرشته سرشته تا حیوان

گر رود سوی این شود پس از این     ور کند میل آن، شود به از آن

اگر در گذر زندگی با مسائل و مشکلاتی مواجه هستید، باید بدانید که ممکن است نتیجه ی این مشکلات، غنیمت هایی باشد که نتوانیم آن را با هیچ چیز دیگری مقایسه کنیم.

3- و اما فرمان الهی: فرمان الهی همان خواست و اراده ی خداوند است. اما فراموش نکنید که همیشه در جهت خیر و صلاح ما  و همچنین بر مبنای خواست و تقدیر ما صادر می شود.

در این جلسه از رسم و خط و کشیدن نقاشی روی بوم زندگی گفتیم و تصمیم گرفتیم که در جلسه ی بعد سری به "وادی اول" بزنیم و ببینیم که در این وای چه چیزی در انتظار ماست....

و روز یکشنبه 20 دی ماه 1394  در نهمین  جلسه ی لژیون، قدم به وادی اول گذاشتیم، با حضور 10 نفر از همراهان همیشگی، که با آمادگی کامل و با گوش دادن به سی دی وادی اول 91 در لژیون حاضر شده بودند. خلاصه ی این گزارش نیز این چنین بود:

برای خروج از تاریکی و ظلمت و رسیدن به سلامتی و رهایی و حال خوش، باید از 14 وادی بگذریم که با تفکر شروع می شود و در نهایت به محبت می رسد. تفکر یک حرکت قدرتمند درون انسان است و با تفکر همه چیز آغاز می شود و نیروهای دیگری مثل القاء و احیاء و تحرک هم به کمک من می آیند. و تفکرات ما در به وجود آوردن زندگی ما نقش بسیار مهمی دارند . هر چیز که به آن می اندیشی، مطمئن باش که همانی.

اگر فکر می کنی که یک انسان بدبخت و فلک زده هستی که سرنوشتت را بد نوشته اند، دقیقا درست فکر کرده ای! و اگر فکر می کنی یک انسان موفق هستی که سرنوشتش در دست خودش است، باز هم درست اندیشیده ای!

پس تصویر زندگی تو اگر خوب یا بد است، توسط خود تو کشیده شده است. انسان هایی که حالشان خراب است و هنوز به آن تفکر و اندیشه نرسیده اند، تقصیر را گردن دیگری می اندازند و می گویند خدا لعنت کند آن کسی را که باعث ازدواج من با یک مصرف کننده شد، یا خدا لعنت کند آن کسی را که برای اولین بار به من مواد مخدر را داد. در صورتی که هیچ کدام از این ها درست نیست، هر کس در هر نقطه از زندگی که قرار گرفته است، خودش با تفکرات خودش آن را خالق نموده است.

پس دیگران را لعنت نکن، حتی خودت را هم لعنت نکن! با دیگران و با خودت، در صلح و آرامش قرار بگیر و ببین از اینجا به بعد را می خواهی چه کنی...

و اصلا مهم نیست که چرا این مشکل به وجود آمده است، مهم این است که چگونه می خواهی آن را حل کنی. در این مرحله باید نقشه ای بکشیم که بتوانیم به آرامی مشکلاتمان را حل کنیم، نه یک نقشه ی بزرگ و انقلابی.

در موانع زندگی، مثل آبی باشید که قطره قطره می چکد و با نرمی و انعطاف و حرکت و تلاش خودش، سنگ سخت مشکلات را در هم می شکند و از سر راه بر می دارد و این را هم بدانید که با اراده ی تنها نمی شود همه چیز را حل کرد. بسیاری از انسان ها فکر می کنند با اراده ی تنها می شود همه چیز را حل کرد، مثلا می گویند کمی اراده داشته باشد و دیگر مواد نکش، یا کمی اراده داشته باشد و دروغ نگو و... اراده خوب است، اما به تنهایی کافی نیست، در کنار اراده باید چیزهای دیگری هم باشد؛ مثل: فوت و فن آن کار، انگیزه، تلاش، تمرین و ...

آقای مهندس می فرمایند در هر جایی که هستید، ببینید پشتتان به نور است یا به ظلمت؟ اگر پشت ما به ظلمت است یعنی داریم به طرف نور حرکت می کنیم، و اگر پشت ما به نور است، یعنی داریم به طرف ظلمت حرکت می کنیم، اما هر موجودی خودش تعیین می کند که در چه نقطه ای قرار دارد.

نتیجه: آقای مهندس می فرمایند هر کاری که می خواهید انجام دهید، اول در مورد آن تفکر کنید، حتی اگر می خواهید به یک نفر ناسزا بگویید ، اول در مورد آن تفکر کنید ، چون اگر این کار را انجام ندهید، پشیمان خواهید شد.

در یکی از وبلاگ های کنگره با خانم مرجان، مصاحبه ای انجام داده بودندو از ایشان پرسیده بودند: آیا هنوز هم در زندگی با مشکلاتی مواجه می شوید؟ و ایشان پاسخ داده بودند که: بله... معلوم است... چون مشکلات همیشه هستند؛ اما  الان اگر مشکلی برایم پیش بیاید، اول از همه خدا را شکر می کنم که هنوز می توانم تفکر کنم و این قدرت را دارم.

و من از صحبت های خانم مرجان این را یاد گرفتم که قدرت تفکر، یکی از بزرگ ترین نعمت هایی ست که خداوند به ما عطا کرده است، که اکثر ما آن را نمی بینیم و شاید هرگز خدا را به خاطرش شکر نکرده ایم.

خدایا به خاطر نعمت عظیم تفکر، شکر... شکر... شکر.

و اما دهمین جلسه ی لژیونمان هم با سی دی زیبای "سم" پیش رفت. در روز یکشنبه 27 دی ماه 1394 و با حضور 17 نفر از همسفران عزیز شعبه....

که در پست بعدی به سمع و نظر شما عزیزان خواهد رسید...

از همراهی شما با وبلاگ "تو فقط لیلی باش" بسیار سپاسگزارم...

 




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1394/11/12 ] [ 05:30 ب.ظ ] [ همسفر لیلا (راهنمای لژیون) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic