ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق که اوست...

مشارکت مکتوب هم‌سفران لژیون دوم شعبه امین گلی

« کمک من به کنگره و کمک کنگره به من »


با هر کمک یا خدمتی در کنگره، زندگی‌ام معنای جدیدی پیدا کرد، معنایی که تا آن زمان هرگز تجربه‌اش نکرده بودم؛

مثل باز شدن مسیری از نور، در تاریکی مطلق!

در ادامه مطلب بخوانید.....


مشارکت همسفران:

هم‌سفر اکرم: من خیلی چیزها از کنگره گرفتم. اولین آن رهایی مسافرم است که هیچ جای دنیا نمی‌توانستم به این امر برسم. از زمانی که وارد کنگره شدم، دانایی و آگاهی من نسبت به خیلی موضوعات بالا رفته و دیدگاه من نسبت به زندگی تغییر کرده است؛ من در کنگره یاد گرفتم که با مشکلاتم چگونه برخورد کنم، کنگره بدون هیچ هزینه‌ای و کاملاً رایگان به من و مسافرم آموزش داد و با عملی کردن این آموزش‌ها در زندگی‌ام به آرامش رسیدم.

من در حد توانم به کنگره خدمت می‌کنم و خواهم کرد. انشالله در آینده برای امتحان کمک راهنمایی تلاش می‌کنم  تا به امید خدا به جایگاه کمک راهنمایی برسم و بتوانم به کسانی که مثل خودم هستند خدمت کنم تا آن‌ها هم به آرامش برسند. ایمان ‌دارم که خدمت‌های کوچکی که انجام می‌دهیم، ما  را به خدمت‌های بزرگ‌تر خواهد رساند.

 

هم‌سفر مژگان: در این مدت کوتاهی که در کنگره هستم، تغییرات بزرگی در زندگی من رخ‌داده است. کنگره باعث شد که من خودم را پیدا کنم، در لابه‌لای مشغله‌های زندگی‌ام، صبر، نشاط و شادابی و امید بیشتری در زندگی من ایجادشده است و ایمان ازدست‌رفته‌ام به من بازگشته است و در آرامش قرارگرفته‌ام. کنگره نه‌تنها به من، بلکه به تک‌تک اعضای خانواده‌ام روشنایی و نور امید بخشیده است.

و اما کمک من به کنگره: من به کنگره بسیار مدیون هستم. من با قدم گذاشتن به کنگره و با شروع سفرم، با عشق و علاقه، خدمت کردن را آغاز کردم. هرچند نوع خدمت برای من مهم نبود و هر چه بود بادل و جان و در حد توانم انجام دادم. و در جشن گل‌ریزان در حد توان و با عشق کمک کردم و بازهم انجام می‌دهم، زیرا بیشتر از این‌ها مدیون کنگره هستم و خوشحالم که تابه‌حال فرمان‌بردار خوبی بوده‌ام. به امید روزی که به همه‌ی اهدافم برسم و بتوانم به همه‌کسانی که نیاز به کمک دارند نور امید ببخشم.

 

هم‌سفر شهلا: اولین کمک کنگره به من این است که بدون هزینه، مکانی امن در اختیار من گذاشته تا آموزش بگیرم و با آموزش چهارده وادی، درراه صراط مستقیم قرار بگیرم و به خداوند برسم. کنگره به من یاد داد که چگونه دعا کنم و همچنین به من یاد داد که چگونه با مسافرم که در سفر اول است برخورد کنم. کنگره به‌سلامتی من و مسافرم اهمیت می‌دهد و این برای من خیلی باارزش است.

کمک من به کنگره: من مدت کمی است که سفر اول را شروع کرده‌ام و از زمان آمدنم هر خدمتی که در توانم بوده انجام داده‌ام  و انجام خواهم داد. روز گل‌ریزان در حد توان کمک کردم. همیشه دعاگوی بنیان کنگره آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان و تمام خدمت گذاران کنگره هستم. همیشه سعی می‌کنم با همه عزیزان کنگره با احترام برخورد کنم و بااخلاق و منش خوب باعث شوم هرکسی قدم به کنگره می‌گذارد و حال خوشی ندارد، جذب کنگره شود و انشاالله به درمان برسد.

 

هم‌سفر اشرف: کنگره کمک‌های زیادی به من کرده است و خیلی آموزش‌های خوبی از کنگره گرفتم و در زندگی خود از آن‌ها استفاده کردم. از وقتی به کنگره می‌آیم هم خودم و هم مسافرم تغییرات بسیار خوبی کرده‌ایم و زندگی‌مان خیلی بهتر و آرام‌تر شده است. بزرگ‌ترین کمک کنگره به من این است که هم‌اکنون مسافرم در کنگره در حال درمان است.

کمک من به کنگره: تنها کاری که من می‌توانم برای کنگره انجام دهم، خدمت کردن است و می‌دانم که این خدمتم بسیار ناچیز است در مقابل کاری که کنگره برای من انجام می‌دهد.

 

هم‌سفر مهناز: من با آموزش‌های کنگره و راهنمای عزیزم کم‌کم دارم به حال خوش می‌رسم. من مدت شش ماهی است که وارد کنگره شده‌ام  و در این مدت کم، چیزهای بسیار باارزشی آموختم. یاد گرفتم بر ترس‌های خود غلبه کنم و همچنین قبل از انجام دادن هر کاری اول تفکر کنم، یاد گرفتم که هیچ‌کسی جز خودم نمی‌تواند به من کمک کند و نباید همیشه گوشه‌ای بنشینم و منتظر باشم تا خدا کمکم کند، بلکه خودم باید با تلاش و پشتکار مشکلاتم را حل کنم و به خواسته‌هایم برسم.

تنها کاری که من می‌توانم برای کنگره انجام دهم  خدمت کردن است، هرچند آن خدمت کوچک باشد.  امیدوارم در آینده بتوانم خدمت‌های بزرگ‌تری انجام دهم.

 

هم‌سفر شیرین:  اولین و بزرگ‌ترین کاری که کنگره برای من انجام داد که هیچ جای دنیا نمی‌توانست، رهایی مسافرم از دام اعتیاد است. اعتیادی که رهایی از آن بزرگ‌ترین آرزوی من بود. تغییر یک سری از اخلاق و رفتار مسافرم  یکی دیگر از معجزات کنگره است که واقعاً قابل‌تحسین است. آموزش‌های کنگره که در هیچ جا و در هیچ دانشگاهی نمی‌توانستم دریافت کنم. من در کنگره تعادل، پس‌انداز کردن، تفکر صحیح، غلبه بر ترس‌هایم، روش صحیح  معاشرت با دیگران و... را یاد گرفتم که بسیار برای من ارزشمند است؛ کار دیگر کنگره برای من  آرامشی ست که سال‌ها آرزویش را داشتم و آن را با کمک راهنمای عزیز و دلسوزم دریافت کردم.

واقعاً نمی‌توانم و خجالت‌زده هستم که تابه‌حال هیچ کاری برای کنگره نتوانسته‌ام انجام دهم و حسرت این رادارم که نزدیک به دو سال است به کنگره می‌آیم و هیچ خدمتی انجام نداده‌ام.

ولی الآن به لطف خدا و تمامی عزیزان کنگره، تصمیم گرفته‌ام  شروع به خدمت کنم.  هرچند کوچک باشد، ولی هر خدمتی از دستم برآید انجام می‌دهم. انشالله بتوانم از لحاظ مادی هم به کنگره کمک کنم تا شاید کمی از کمکی که کنگره برای من انجام داده را جبران کنم. انشاالله

 

هم‌سفر لیلا (راهنمای لژیون): وقتی‌ خوب فکر می‌کنم که کمک کنگره به من چه بود، آنچه به ذهنم می‌رسد این‌ پارامترهاست: آموزش‌های نابی که در هیچ کجای این جهان نمی‌توانستم پیدا کنم، آشنایی با استاد بزرگوار و عاشقی چون مهندس دژاکام و فرزند گرامی‌شان آقای امین دژاکام، راهنمایی دلسوزتر از مادر که تمام توان خود را برای آموزش به من به کار بست، فرصت خدمت در جایگاه‌های مختلف؛ از شستن زمین کنگره گرفته تا مسئول پذیرایی بودن، چیدن صندلی‌ها، میکروفن گردانی، مهمانداری، دبیری، نگهبانی، استادی، مرزبانی و کمک راهنمایی. که تمام این خدمت‌ها به من حس بودن و زندگی کردن می‌دادند، آشنایی با دوستان و یارانی که تک‌تک آن‌ها دریایی از محبت هستند و ره‌جویانی که هرکدام به‌نوعی معلم و آموزگار من هستند، تغییر نگاهی که در من، در مورد افراد مصرف‌کننده به وجود آمد، که دیگر آن‌ها را حقیر و کوچک نمی‌بینم، آموزش این‌که بیهوده آفریده نشده‌ام و قطعاً هدفی در زندگی پیش روی من است، آموزش این‌که هر بار زمین خوردی برخیز و دوباره به راهت ادامه بده و هیچ‌وقت ناامید نشو، و همچنین توانی که با ذره‌ذره خدمت وبلاگ نویسی به قلم من داده شد و هزاران هزار کمک دیگر که در این مجال نمی‌گنجد، تمام این‌ها کمکی بود که کنگره به من کرد.

و مهم‌تر از تمام این‌ها، در کنگره بود که خدا را پیدا کردم و بند عشق من با او، محکم‌تر و عمیق‌تر از هر زمان دیگری شد.  تا قبل از آن ارتباط من با او، تنها گله و شکایت و درنهایت قهر کردن بود، اما در کنگره او را پیدا کردم و با بند عشق عجیبی به او متصل شدم و دیگر هرگز با او قهر نکردم و سعی کردم فلسفه‌ی تمام مسائل و مشکلات و معنای موانع و گذرگاه‌های سخت و آسان زندگی‌ام را پیدا کنم و اگر تفکر کردم و به‌جایی نرسیدم، صبر کنم تا معنای آن‌ها را در زمان مناسب خودش درک کنم.

و اما کمک من به کنگره: به جرات می‌توانم بگویم هیچ! اگر هم کمکی برای کنگره انجام دادم، درنهایت به این نتیجه رسیدم که آن کمک تنها برای خودم بوده است و بس! و با هر کمک یا خدمتی در کنگره، زندگی‌ام معنای جدیدی پیدا کرد، معنایی که تا آن زمان هرگز تجربه‌اش نکرده بودم؛

مثل باز شدن مسیری از نور، در تاریکی مطلق! جایی که احساس می‌کنی گم‌شده‌ای و فکر می‌کنی هرگز به مقصد نمی‌رسی، و اینجاست که کنگره به کمک تو می‌آید و خط بطلانی بر تمام ناامیدی‌ها و ترس‌ها و بی‌ایمانی‌هایت می‌کشد و به تو می آموزد که پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری ست....

تایپ متن: هم‌سفر شیرین

ویرایش و تنظیم: هم‌سفر لیلا


طبقه بندی: پرسش و پاسخ در لژیون، 
برچسب ها: کمک کنگره به من و کمک من به کنگره؛ کنگره 60 درمان اعتیاد؛ کنگره 60 در خمینی شهر اصفهان،  
[ 1396/10/13 ] [ 08:25 ب.ظ ] [ همسفر شیرین ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic