ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام خالق عشق

لژیون »تو فقط لیلی باش« شعبه امین گلی، روز دوشنبه 96/11/02 با حضور جمعی از هم‌سفران و با استادی هم‌سفر لیلا، دبیری هم‌سفر فاطمه و دستور جلسه "سی دی گره عشق 2" رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

درهای گشایش خداوند زمانی به روی ما باز می‌شود که رها کنیم و ببخشیم و انتقام نگیریم.

رنج‌ها و دردهای زندگی ما مثل آتشی است که طلا را حرارت می‌دهد تا خالص شود؛ این دردها هم همین‌طور است، پس نباید ناامید شوی و باید تلاش کنی و ......

در ادامه مطلب بخوانید

در ابتدا هم‌سفر لیلا، از اعضای لژیون خواستند که در مورد سی دی مشارکت کنند.

و اما مشارکت هم‌سفران:


هم‌سفر اکرم: سی دی گره عشق خیلی روی من تأثیر گذاشت، بعد از سال‌ها توانستم به آرامش برسم؛ و فهمیدم آنچه بر من گذشته فقط برای این بوده که ناخالصی‌هایم بسوزد و بتوانم صفاتی که داشتم و ازدست‌داده بودم را دوباره به دست آورم و این بار محکم و مقاوم آن را بسازم.


هم‌سفر مینا: طبق وادی دهم «صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری ست» در این سی دی می‌گوید برخی از افراد با ورود به تاریکی صفاتی را از دست می‌دهند، در این صورت اگر فردی را ببیند که این صفات را دارد عاشقش می‌شود و اگر به عشق خود نرسد احساس خماری در او به وجود می‌آید. انسان خاصیتی دارد که اگر از جایی ضربه بخورد خود را مقاوم می‌سازد، در این شکست عشقی این‌که فرد چه‌کاری انجام دهد به دانایی او بستگی دارد؛ اگر دانایی بالایی داشته باشد خود را می‌سازد، اگر هم دانایی او پایین باشد به دنبال انتقام می‌رود. 


هم‌سفر اشرف: وقتی مشکلی در زندگی ما به وجود می‌آید، به دانایی ما بستگی دارد؛ اگر دانایی ما پایین باشد مثل این است که سنگ داغی که در دستمان است را می‌خواهیم به‌طرف دیگران پرتاب کنیم و فرقی نمی‌کند چه کسی باشد، فقط می‌خواهیم آن را از خود دور کنیم،  اما اگر دانایی ما بالا باشد با خود می‌گوییم اگر آن را به‌طرف دیگران پرتاب کنیم آن‌ها هم می‌سوزند، پس آن را در دست نگه می‌داریم؛  بنابراین باید در برابر مشکلات صبر داشته باشیم و در جهت حلش تلاش کنیم و نگوییم که لیاقت ما نبوده است. آتش عشق از درون ما را می‌سوزاند و باعث می‌شود ضد ارزش‌های ما سوزانده شود، اما اگر انتقام بگیریم نمی‌توانیم رشد کنیم.


هم‌سفر زهرا: وقتی مشکلات را بشناسی دیگر قربانی نیستی و اگر کسی شمارا اذیت کرد و شما بدون این‌که وارد انتقام شوی صفات بد درون خود را از بین بردی، آن‌وقت می‌توانی رشد کنی.


هم‌سفر مهناز: اگر آتش عشق از درون ما را بسوزاند، صفات بد درون ما سوزانده می‌شود، اما اگر به بیرون پرت شود دیگران را می‌سوزاند.


هم‌سفر مژگان: عشق می‌تواند هم زیبا باشد هم خشن؛ اگر به عشق خود برسیم زیباست، اما اگر نرسیم به نفرت تبدیل می‌شود؛ اما اگر راه چاره‌ای پیدا کند می‌تواند به درجه‌ی بالایی برسد؛ اما اگر نتواند راهی بیابد خود و اطرافیان را درون آن آتش می‌سوزاند. آقای امین در این رابطه داستانی را  این‌گونه نقل کردند: یکی از دانشجویان ما که خیلی خوب بود در دانشگاه عاشق دختری شد، خیلی تلاش کرد که به او برسد، اما نرسید؛ چون آن دختر به او احساسی نداشت، پسر افسرده شد و به سراغ پدر آن دختر رفت و خواست که انتقام بگیرد؛ پس شکست عشقی باعث می‌شود که فاز خیلی از افراد عوض شود و اگر دانایی نداشته باشند به سراغ انتقام می‌روند.


هم‌سفر شهلا: زندگی با یک مصرف‌کننده خیلی سخت است، به‌خصوص وقتی می‌بینی که مواد جای ما را در زندگی گرفته؛ به‌جای محبت به‌طرف مقابل بیشتر نسبت به او کینه می‌ورزیم؛ من خیلی سنگدل شده بودم، اما از وقتی‌که به کنگره آمدم فهمیدم که باید عشق بورزم.


هم‌سفر لیلا هـ: من خیلی مسافرم را دوست داشتم، اما از وقتی‌که فهمیدم جایگزین مواد شدم دلم می‌خواست که تلافی کنم و او را اذیت کنم، اما با گوش دادن به این سی دی فهمیدم که باید آن آتش را درون خود نگه‌دارم تا ناخالصی‌هایم بسوزد.


هم‌سفر لیلا (راهنمای لژیون): آقای امین می‌گوید وقتی کسی را به خاطر صفاتش دوست داشته باشی و بعد که او را از دست دادی، به‌جای انتقام، آن صفات را درون خود احیا کن و اشکالات درون خود را پیدا کن؛ اما به خودت برچسب نزن؛ برچسب زدن با پیدا کردن اشکال خیلی تفاوت دارد، من اگر که بدانم که درونم کینه دارم و بدخواه دیگران هستم، اگر به چشم ایراد به آن نگاه کنم، آن را برطرف می‌کنم، اما اگر به چشم برچسب به آن نگاه کنم و بگویم من همیشه همین‌طور هستم آن را برطرف نمی‌کنم.

از یکجایی به بعد نباید در زندگی به یک نفر وابسته شوی، در کنار انسان‌ها باش، همه را دوست داشته باش، اما وابسته نباش و اگر فردی را از دست  دادی آن صفات را درون خود پیدا کن و سعی کن آن را به دیگری ببخشی؛

گاهی انسان حاضر نیست برای اصلاح خود کاری کند؛ مثل دندانش تا وقتی کمی درد می‌کند هیچ کاری انجام نمی‌دهد، اما وقتی‌که درد آن شدت گرفت به فکر ترمیم آن می‌افتد، ما هم در زندگی برای خود حاضر نیستیم قدمی برداریم، اما وقتی مشکلی برایمان پیش آمد بعد تلاش می‌کنیم تا آن را درست کنیم.

مثل آمدن ما به کنگره که در ابتدا فقط به خاطر اینکه مسافرمان خوب شود آمدیم، اما بعد متوجه شدیم که خودمان بیشتر به کنگره و آموزش‌هایش احتیاج داریم؛ پس مسافر ما باعث شد که برای خودمان قدمی برداریم.

و در شعر می‌گوید تا رها نکنی به حال خوش نمی‌رسی و تا وقتی‌که شروع به گرفتن انتقام می‌کنی، به صلح و آرامش نمی‌رسی؛ باید بخشش را انجام دهی تا حالت خوب شود. 

گاهی بخشیدن برای ما سخت است، اما اگر نمی‌توانی ببخشی، در این صورت باید رها کنی، زمانی که رها می‌کنی چیزی جایگزین آن می‌شود و می‌توانی ببخشی و زمانی می‌توانی ببخشی که چیزی بهتر به ما داده شود.

اما درهای گشایش زمانی به روی ما باز می‌شود که رها کنیم و ببخشیم و انتقام نگیریم.

رنج‌ها و دردهای زندگی ما مثل آتشی است که طلا را حرارت می‌دهد تا خالص شود؛ این دردها هم همین‌طور است، پس نباید ناامید شوی و باید تلاش کنی و احساس قربانی شدن نداشته باشی.

گاهی درون ما پر از کینه و ناخالصی است و خدا شخصی را وارد زندگی ما می‌کند  و بعد او را از ما می‌گیرد تا در این آتش عشق بسوزیم و ناخالصی‌های ما سوزانده شود.

پس باید صبر کنید و شاهد سوختن ناخالصی‌های خود باشید، بعدازآن است که درهای گشایش خداوند به روی ما باز می‌شود.

بعدازآن لژیون با دعای هم‌سفران به پایان رسید.

نویسنده‌ی گزارش: هم‌سفر نسیم

تصویرگر: هم‌سفر فاطمه




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1396/11/7 ] [ 11:43 ق.ظ ] [ همسفر نسیم ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic