ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام قدرت مطلق الله

لژیون » تو فقط لیلی باش» شعبه امین گلی، روز دوشنبه 96/11/16 با حضور جمعی از هم‌سفران و با استادی هم‌سفر لیلا، دبیری هم‌سفر فاطمه و دستور جلسه «بخش پایانی وادی یازدهم + سی دی قیاس» رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

هر اطلاعات و آگاهی بستر مناسب و خواسته فرد را می‌طلبد. اگر خواسته در ما وجود داشته باشد کلام راهنما به دل ما می‌نشیند ولی اگر خواسته وجود نداشته باشد کلام راهنما در ما نفوذ نمی‌کند.

گزارش کامل را در ادامه مطلب بخوانید....

در ابتدای جلسه راهنمای عزیز خانم لیلا سخنان خود را این‌گونه آغاز نمودند: به همه‌ی شما هم‌سفران عزیز خوش‌آمد می‌گویم، امیدوارم حال و احوال همه‌ی شما خوب باشد؛ امروز از مشارکت‌های زیبای شما بی‌نهایت لذت بردم، به‌خصوص خانم شهلای عزیز که در تمام مشارکت‌هایی که انجام می‌دهند، عشق به آقای مهندس دژاکام موج می‌زند و آرزوی من این است که تک‌تک شما به درک و شناخت بهتری نسبت به آقای مهندس برسید و عشق به ایشان و به کنگره در وجودتان روزبه‌روز بیشتر شود.


و اما دستور جلسه‌ی اول لژیون که وادی یازدهم است: ما انسان‌ها مانند چشمه جوشان و رودهای خروشان هستیم. یک چشمه در طبیعت باید دویژگی داشته باشد: یکی منابع ذخیره‌شده و دیگری اختلاف ارتفاع و اختلاف‌پتانسیل. ما هم در کنگره آموزش‌هایی که می‌بینیم و سی‌دی‌هایی که گوش می‌دهیم، هرکدام یک منبع دانایی محسوب می‌شوند و اما اختلاف ارتفاع یعنی این‌که در جایگاه‌های مختلفی خدمت کنی و بالاتر بروی تا بتوانی انرژی کافی را دریافت کنی و به حرکت ادامه دهی. اگر انسان چه ازنظر درونی و چه ازنظر بیرونی جایگاه خود را تغییر دهد، آرام‌آرام یک نوع انرژی در وجودش ذخیره می‌شود و می‌تواند به آن سمت حرکت کند.

همین عشقی که الآن در موردش صحبت کردیم که خانم شهلا نسبت به آقای مهندس دارند، یا عشق به کنگره و راهنما و به آموزش‌ها، همه و همه می‌توانند یک انرژی پتانسیل قوی باشند که در درون شما ذخیره می‌شود. گاهی اوقات هست که یک ره‌جو سرش را می‌اندازد پایین، آرام و بی‌صدا می‌آید و می‌رود و تمام این انرژی‌ها را در خود ذخیره می‌کند تا در ادامه بتواند با استفاده از آن حرکت کند. پس در کنگره نمی‌توان تشخیص داد که یک نفر که خیلی پرانرژی و خدمتگزار است، آیا تا آخر همین‌طور می‌ماند یا نه؟ چون بستگی به انرژی درونی او دارد که آیا نیروی پتانسیل ذخیره‌شده در وجودش هست یا نه؟ 

یک نفر که در کنگره خیلی خوب حرکت می‌کند و می‌خواهد همین‌طور باقی بماند، باید دانایی خود را بالا ببرد و آموزش‌ها را دنبال کند و انرژی را در خود ذخیره کند، وگرنه خیلی زود خسته می‌شود و نمی‌تواند به حرکت ادامه دهد. برای همین است که یک راهنما نمی‌تواند راجع به ره‌جوی خود قضاوت کند که چون این ره‌جو خوب خدمت می‌کند، پس تا آخر همین‌طور باقی می‌ماند و یا اگر ره‌جویی حرکت نمی‌کند، او تا آخر همین‌گونه است. برای این‌که این انرژی پتانسیل در وجود شما نهادینه شود، باید آموزش‌ها و خدمت‌ها را دنبال کنید و اجازه ندهید که قطع شود.

وجود نیروهای منفی و تخریبی در برابر ما به این دلیل است که آن‌ها نیروی مکمل ما هستند که انرژی پتانسیل را در ما قوی می‌کند و هر چه ما با نیروهای منفی روبرو شویم و به‌خوبی حرکت کنیم و بتوانیم از آن‌ها گذر کنیم، آن انرژی در وجود ما بیشتر و بیشتر می‌شود.

نکته پایانی وادی یازدهم این‌ است که شما باید همیشه به دنبال بازپرداخت بدهی و زکات خود نسبت به کنگره باشید، مخصوصاً سفر دومی‌ها که به رهایی رسیدند خدمت کنند؛ و زمانی که چشمه جوشان شدی، می‌توانی تبدیل به رود خروشان شوی. رود خروشان رودی است که در حال حرکت است و می‌داند که همیشه راهش هموار نیست، ولی ترس و واهمه‌ای ندارد و به راه خود ادامه می‌دهد.


و اما سی دی قیاس:

کسانی که به سفر دوم می‌رسند تسخیر شدن را تجربه می‌کنند. تسخیر شدن شبیه مصرف مواد مخدر است، یعنی پرده و حجابی روی شخص مصرف‌کننده می‌کشد؛ و در سفر دوم هم یک چنین اتفاقی می‌افتد، اما به‌نوعی دیگر؛ و برای هرکسی به‌نوعی این تسخیر به وجود می‌آید.


مشارکت یکی از هم‌سفران: بااین‌وجود، ما از رسیدن به سفر دوم می‌ترسیم، چون این‌طور که معلوم است، فقط بند اعتیاد قطع می‌شود و مشکلات دیگر همچنان وجود دارد!


هم‌سفر لیلا: در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر، می‌گوید کسی که وادی اعتیاد را پشت سر می‌گذارد، مثل عقابی است که بر فراز طوفان‌ها پرواز می‌کند. درست است که در سفر دوم همچنان طوفان‌های زندگی ادامه دارد، ولی شما مثل یک عقابی شده‌اید که بر فراز طوفان پرواز می‌کند و می‌تواند از پس هر مشکلی برآید.

تسخیر شدن یک پرده و حجابی روی حس ها ما انسان‌ها می‌کشد و باعث می‌شود که ما یک سری اعمال ضد ارزشی را  انجام می‌دهیم، برای اینکه ما تسخیر این نیروها نشویم، باید سنت‌های الهی را بشناسیم. سنت‌های الهی چه چیزهایی هستند؟


هم‌سفر مژگان: سنت‌های الهی همان داستان‌هایی هستند که در قرآن آمده است؛ مثل داستان یعقوب و لوط. خداوند یک سری آزمون و خطاهایی در مقابل پیامبران گذاشته است که آن‌ها باید این مراحل را طی کنند و از آن آزمایش‌ها به‌سلامت خارج شوند و این‌ها فقط برای پیامبران نیست، بلکه برای همه افراد است. خداوند بااین‌همه عظمتی که پیامبران داشتند بازهم آن‌ها را آزمایش می‌کند، پس این آزمایشات برای ما هم وجود دارد و ما باید از آن‌ها درس بگیریم و راه درست را انتخاب کنیم.


هم‌سفر لیلا: سنت‌های الهی همان قوانین خداوند هستند، قوانینی مثل دروغ نگو، غیبت نکن، گمان بد مبر و ... .یا قانون عمل و عکس‌العمل که می‌گوید تو هر عمل درست یا نادرستی انجام دهی بازخورد آن به سمت تو برمی‌گردد. اگر ما این سنت‌ها و قوانین را بشناسیم می‌توانیم خیلی راحت با این نیروها روبرو شویم.

در سی دی قیاس آقای امین داستانی را تعریف می‌کنند از حس حسادت یک آهنگساز و نوازنده به اسم "سالیری" نسبت به نوازنده‌ی معروف "موتزارت" و مشکلات بی شماری که در اثر قیاس و حسات سالیری برای موتزارت پیش می آید و می‌گویند شخصی که دچار قیاس می‌شود به این دلیل است که همین مقطعی که در آن زندگی می‌کند را نگاه می‌کند و کاری به تلاشی که آن شخص برای رسیده به آن جایگاه انجام داده، ندارد. قیاس بر روی عملکرد و تصمیم‌گیری عقل ما چه تأثیری می‌گذارد؟


هم‌سفر مژگان: ما همیشه می‌گوییم دودو تا ازنظر عقلانی چهارتا می‌شود، ولی وقتی آن داده‌های ما ناقص و اشتباه باشد، عقل در تصمیمی گیری دچار اشتباه می‌شود و باعث می‌شود که ما دچار حس حسادت شویم.


هم‌سفر لیلا: ما یک عقل جزئی داریم و یک عقل کلی. عقل کلی خود خداوند است که دانای کل هستی هست و ما انسان‌ها مثل خانه‌ای هستیم که از یک روزنه نوری به آن می‌تابد و هرکدام از ما برحسب آن دانش و آگاهی خود، یک بخش از این عقل را می‌توانیم دریافت کنیم. آقای امین می‌گویند نه عقل کلی اشتباه می‌کند و نه عقل جزئی؛ اما به خاطر داده‌های اشتباهی که به آن می‌دهیم، عقل ممکن است دچار اشتباه شود. حس خبرنگار عقل است و ما با حس‌هایی که در درون خودداریم برای عقل اطلاعات جمع‌آوری می‌کنیم و عقل برحسب آن‌ها تصمیم می‌گیرد. پس وقتی حس من آلوده است و با همین حس آلوده به عقل اطلاعات می‌دهم و او هم فرمان‌های اشتباه صادر می‌کند. وقتی شما همسر خود را با همسر فرد دیگری مقایسه می‌کنید و می‌گویید مقدار درآمد آن چقدر است ولی همسر من درآمد کمتری دارد و چرا باید این‌گونه باشد و یا چرا فلانی در درس موفق‌تر از من است، دلیلش اطلاعات ناقص ماست و ما بر مبنای آن داریم حرکت می‌کنیم.


هم‌سفر فاطمه: همه‌ی انسان‌ها پیشینه دارند که پیشینه برمی‌گردد به بُعدهای قبل؛ یعنی فرد یک سری اخلاق و رفتارهایی داشته است و ما از آن بی‌اطلاع هستیم و فقط ظاهر زندگی  او را می‌بینیم.


هم‌سفر لیلا:  پیشینه‌یعنی این‌که زندگی ما فقط از بدو تولد شروع نمی‌شود. مثلاً من بگویم من و خواهرم در یک‌خانه بزرگ‌شده‌ایم پس چرا او فلان استعداد را دارد، یا چرا زندگی او از من بهتر است؛ و نفس ما هزاران هزار سال عمر دارد که در حال حاضر در حیات و در بُعد مادی قرارگرفته است. پس ما انسان‌ها قبل از این‌که به دنیا بیایم یک پیشینه طولانی داشته‌ایم و به همین دلیل یک سری دردها و رنج‌ها را در زندگی تحمل می‌کنیم که نمی‌دانیم فلسفه آن چیست؟ شاید از خداوند هم گله و شکایت کنیم که چرا من؟

وقتی یک انسان موفق را می‌بینید بدانید پیشینه‌ی او با پیشینه‌ی شما متفاوت بوده و این‌که او در درون خودش تزکیه و پالایش زیادی داشته و تلاش زیادی کرده است. مثلاً یک پزشک که انسان موفقی است و درآمد زیادی دارد، شاید وقتی‌که من به دنبال خواب و استراحت و تفریح بودم، او از تمام این‌ها می‌گذشته و زحمت‌کشیده تا به این جایگاه رسیده است، اما من بدون دانستن این موضوعات خودم را با او مقایسه می‌کنم و می‌گویم چرا او باید چنین جایگاهی داشته باشد و من نه.

وقتی‌که یک نفر از شما جلوتر باشد و شما خود را با او قیاس کنید نسبت به او دچار نفرت می‌شوید و این نفرت سه مرحله دارد.


هم‌سفر آمنه: وقتی آدم قیاس انجام می‌دهد، اول نسبت به آن فرد متنفر می‌شود، بعد نسبت به خودش نفرت پیدا می‌کند و بعد نسبت به خدا.


هم‌سفر لیلا: هدف ما در مسیر زندگی رسیدن به صلح و آرامش است و این صلح فقط برای این‌که دو نفر دعوایشان شده نیست، یا صلح میان دو کشور نیست، بلکه منظور صلح و آرامش درونی ست. اگر فرد بهترین زندگی را هم داشته باشد، وقتی درونش پر از جنگ و آشوب باشد، هیچ‌وقت حالش خوب نیست، ولی یک نفر هم هست که هیچ‌چیزی در زندگی ندارد، اما حال دلش خوب است و با خودش به صلح و آرامش رسیده است.

در زندگی همیشه مشکلات وجود دارند، بعضی از آن‌ها راه‌حل دارند و بعضی ندارند، یا شاید هنوز زمان حل آن‌ها نرسیده است، ما باید آن دسته از مشکلات که راه‌حل دارند را حل کنیم و با آن دسته از مشکلات که راه‌حلی ندارند به صلح برسیم.

پس این قیاس‌ها بهانه‌ای است برای این‌که نفس اماره قدرت را به دست بگیرد. انسان وقتی توسط نفس خود بایکوت می‌شود در دوراهی انتخاب قرار می‌گیرد. سالیری هم در دوراهی انتخاب قرار گرفت و می‌دانست که موتزارت یک آهنگ‌ساز فوق‌العاده است، ولی وقتی‌ موتزارت که دچار مشکلات فراوان شده بود از او تقاضای کمک کرد، سالیری از نفس اماره‌ی خود پیروی کرد و به او کمک نکرد.

چرا موتزارت باوجود مشکلات فراوانی که سالیری برای او به وجود آورد محبوب قلب‌ها شد، ولی سالیری نه؟


هم‌سفر مینا: موتزارت با این‌که فقیر بود، ولی هزینه کنسرت خود را صرف کمک به فقرا می‌کرد، ولی سالیری دنبال جاه و مقام بود.


هم‌سفر لیلا: این دو آهنگ‌ساز درست است که هر دو استعداد داشتند، ولی نیت سالیری این بود که نفر اول باشد و همه از او تعریف کنند ولی نیت موتزارت این نبود. او فردی بود که دوست داشت به مردم کمک کند.

قیاس و حسادتی که در قلب سالیری وجود داشت، یک خواسته‌ی نامعقول بود که او در جهتش حرکت کرد و برای موتزارت مشکلاتی به وجود آورد و وارد بازی انتقام شد.

وقتی‌که شروع می‌کنی برای شخصی که نسبت به او حس حسادت داری، مشکلاتی به وجود آوری و شروع به اذیت و آزار او می‌کنی، بعد از گذشت مدتی، تمام این‌ها تمام می‌شود و تو می‌مانی و یک عذاب وجدان، آن زمان است که می‌خواهی برگردی، اما نمی‌توانی؛ چون در اثر قیاس‌ها و حسادت‌ها، بندهایی با تو و نیروهای منفی برقرارشده است که قطع این پیوند به‌راحتی ها نیست؛ و به همین دلیل برای بازگشت از مسیر ضد ارزش‌ها توبه تنها کافی نیست، چون همچنان این بندها را با نیروهای منفی دارید و برای قطع آن باید تلاش کنید و در مسیر درست حرکت کنید.

چه در مسیر درست پیش بروی و چه در مسیر اشتباه، خدا و شیطان با تو معامله می‌کنند؛ خداوند می‌گوید اگر یک کار خوب انجام دهی من ده برابر به تو پاداش می‌دهم، اما تو باید اول آن کار را انجام دهی، اول برادری‌ات را ثابت کنی تا من بعد به تو پاداش بدهم. ولی شیطان برعکس عمل می‌کند، اول آن چیزی که می‌خواهی را به تو می‌دهد و بعد بهایش را می‌گیرد و این بها هم ده برابر بیشتر از کاری است که انجام داده‌ای. مثل مصرف‌کننده‌ای که مواد مصرف می‌کند و این کار لذت و انرژی به او می‌دهد، ولی بعد تخریب‌های زیادی در او به وجود می‌آورد که جبران آن بسیار سخت است. پس از معامله کردن با خدا نترسید، وقتی در مسیر درست قرار می‌گیرید و مشکلی پیش می‌آید، نگویید چرا خداوند مرا نمی‌بیند.

در تمام لحظاتی که انسان لغزش پیدا می‌کند به خاطر دوراهی‌هایی است که سر راهش قرار می‌گیرد. این دوراهی انتخاب خیلی سخت است؛

من همیشه در دوراهی به ندای قلبم گوش می‌دادم، ولی به این نتیجه رسیدم که همیشه هم گوش دادن به ندای قلب درست نیست، چون نفس اماره همیشه در پی برآورده کردن خواسته‌های نامعقول خود است؛ و زمانی که من به ندای قلبم گوش می‌کنم معلوم نیست نفس من در چه مرحله‌ای است. اگر در مرحله نفس اماره باشد ندای قلبی هم که می‌شنوم ممکن است درست نباشد. زمانی می‌توان به ندای قلب گوش داد که تزکیه و  پالایش را انجام داده باشم.


در این هستی اطلاعات زیادی هست که ما از درک آن ناتوان هستیم و فقط فردی که به یک درجه بالایی از فهم و درک رسیده باشد، می‌تواند درک کند. انسانی که رشد کرده باشد مثل کوهی است که ابرها را جذب خودش می‌کند و اطلاعات و آگاهی به سمتش می‌آید و کسی که حرکت نکرده باشد مثل یک زمین صاف و هموار است که هیچ بارانی در آنجا نمی‌بارد. مثل قرآن که در خانه‌ها، برای استخاره و رد کردن مسافر از زیر آن و یا سر سفره هفت‌سین از آن استفاده می‌شود. درحالی‌که آن کتاب پر از اطلاعات و آگاهی ست و باید به آن درجه‌ای برسیم که بتوانیم مطالب آن را بفهمیم و درک کنیم.

یعنی هر اطلاعات و آگاهی بستر مناسب و خواسته فرد را می‌طلبد. اگر خواسته در ما وجود داشته باشد کلام راهنما به دل ما می‌نشیند ولی اگر خواسته وجود نداشته باشد کلام راهنما در ما نفوذ نمی‌کند. انسان‌ها در تمام چیزهایی که خداوند به آن‌ها داده است مشترک هستند. همه حس دارند همه عقل و نفس دارند؛ اما تفاوت آن در چیست؟ در این است که عقل فرد در چه مرحله‌ای باشد یا مثلاً نفس او در چه مرحله‌ای است یا چه دانایی را به دست آورده است، یا چقدر تزکیه و پالایش انجام داده است.

امیدوارم همه ما به نقطه‌ای برسیم که متوجه شویم کجای کارمان اشتباه است و این اتفاق در همین بُعد حیات صورت بگیرد و هیچ‌گاه باطن زندگی خود را با ظاهر  زندگی دیگران مقایسه نکنیم


تهیه‌کنندگان گزارش: هم‌سفر فاطمه و هم‌سفر شیرین

تصویرگر: هم‌سفر فاطمه

دستور جلسه‌ی هفته‌ی آینده: جزوه‌ی جهان‌بینی 1 و سی دی مراتب نفس




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1396/11/18 ] [ 11:22 ب.ظ ] [ همسفر شیرین ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات