به نام خالق زیبایی‌ها

لژیون «تو فقط لیلی باش» شعبه امین گلی روز دوشنبه 96/12/07 با حضور جمعی از هم‌سفران و با استادی هم‌سفر لیلا و دبیری هم‌سفر فاطمه و دستور جلسه‌ی «وادی دوازدهم» رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.



همیشه همه‌چیز ختم به خیر می‌شود؛ اگر در زندگی‌ات مشکلی وجود دارد، یا مسئله‌ای پیش‌آمده است، قرار است که در پایان ختم به خیر شود.
چون خداوند خیر مطلق است و درنهایت این خیر به همه‌ی انسان‌ها می‌رسد، خداوند بسیار بخشنده است و به بندگانش عشق می‌ورزد و فرصت جبران خطا را به انسان می‌دهد
و اگر آن‌ها را در سختی قرار می‌دهد چون می‌خواهد آنچه نمی‌دانند را آموزش بگیرند...

در ادامه مطلب بخوانید....

سخنان هم‌سفر لیلا: خوش‌آمد می‌گویم به تک‌تک هم‌سفران عزیز. امیدوارم هفته‌ی خوبی را گذرانده باشید و هفته‌ی خوبی هم در پیش رو داشته باشید. از دیدن تک‌تک شما عزیزان خیلی خوشحالم.

تبریک می‌گویم به خانم فاطمه بابت انتخاب شدن در جایگاه نگهبانی و خدا قوت می‌گویم به خانم فاطمه به خاطر گذراندن ۱۴ جلسه نگهبانی و همچنین تبریک به خانم شیرین بابت گذراندن دوره‌ی دبیری. امیدوارم برکت این خدمت‌ها را در زندگی خودتان ببینید.

و اما دستور جلسه لژیون وادی دوازدهم از کتاب عشق است:

زمانی که خداوند انسان را خلق کرد، به ساکنین دستور داد که به او سجده کنند و ابلیس نافرمانی ‌کرد و سجده نکرد و از آن روز انشعاب بزرگی آغاز ‌شد. قبل از آن خداوند ساکنین را جمع می‌کند و می‌گوید موجود جدیدی که من خلق کرده‌ام انسانی است با اختیارات کامل بر سرنوشتش و حالا هرچه که می‌خواهید از او سؤال کنید.

وادی دوازده پرسش و پاسخی ست بین جانشین و ساکنان؛ اما چرا اسم شخصی که خداوند خلق کرد جانشین است؟


هم‌سفر مهناز: چون انسان خلیفه‌الله یا جانشین خداوند روی زمین است و البته اگر به سمت فطرت خداوند قدم بگذارد می‌شود جانشین خداوند.


هم‌سفر لیلا: از جانشین سؤال می‌کنند که خداوند چگونه جهان خاکی را به وجود آورد؟


هم‌سفر اکرم: ابتدا قدرت مطلق امواجی را متراکم کرد و جهان خاکی بنیان کرد که مجموعه ستارگان و کهکشان‌ها هستند و از ذرات تشکیل‌دهنده جهان خاکی که شامل پتاسیم، فسفر و... شهر وجودی انسان را بنا نهاد، به نام جسم یا کالبد خاکی که طی یک فرایند خاص به وجود آمد و ما را در این جهان ساکن کرد.


هم‌سفر لیلا: قبل از این‌که جهان خاکی به وجود بیاید همه‌چیز به شکل موج بود؛ و ماده یا ذره‌ای وجود نداشت. پس باید این امواج متراکم می‌شدند و فشرده می‌شدند تا ماده به وجود آید. خداوند عشق را در آن‌ها دمید و امواج به هم نزدیک شدند و جهان خاکی خلق شد. به همین این خاطر است که عشق در همه‌چیز وجود دارد.

انسان هم از خاک به وجود آمد و تمام ذرات تشکیل‌دهنده خاک در کالبد او هست، مثل پتاسیم، منیزیم و... در مورد انسان هم این موضوع صدق می‌کند که او هم از امواجی که به هم متراکم شده به وجود آمده و در ذرات وجودش عشق قرار دارد، برای این است که کوچک‌ترین محبت‌ها از دل کم‌حافظه ترین انسان‌ها هم پاک نمی‌شود، چون عشق و محبت را خیلی خوب احساس می‌کند.

به وجود آمدن انسان در جهان خاکی به کاشتن گردو تشبیه شده است. وقتی‌که ما بذر درخت گردو را در دل خاک می‌کاریم تغییرات در درونش به وجود می‌آید و فشار زیادی را تحمل می‌کند و پوسته‌ی سختش شکافته می‌شود و از دل خاک جوانه می‌زند و نهال گردو به وجود می‌آید و بعد رشد می‌کند و به ثمر می‌رسد و دوباره گردو می‌دهد. این همان آخر امر است که در اول هم اجرا می‌شود.

از همان اول که می‌خواستیم گردو بکاریم، گردو داشتیم و حالا در آخر بازهم گردو داریم؛ ولی آن گردویی که آخر کار به دست می‌آید با گردوی اول خیلی اولی فرق دارد؟ چرا؟


هم‌سفر مژگان: چون علم و آگاهی‌اش بیشتر است.


هم‌سفر لیلا: آن گردوی اولیه که کاشتیم اطلاعات خاص خودش را دارد و زمانی که آن را در دل خاک کاشتیم، یکسری تغییرات برای آن پیش می‌آید، مثل خشک‌سالی، مقابله با طوفان‌ها، آفت‌ها و ... پس یکسری تجربیاتی کسب می‌کند و تمام این تجربیات در درونش نهفته باقی می‌ماند، به همین دلیل است که آن گردو با گردوی اولیه تفاوت دارد.

و انسان هم همین صورت است، ما از جهانی دیگر آمده‌ایم و دوباره به آنجا برمی‌گردیم. برگردیم به همان‌جایی که از آن انشعاب یافته‌ایم. شاید پیش خودمان بگوییم این چه‌کاری است؟ من را خداوند فرستاده روی زمین و این‌قدر گرفتاری و مشکلات را تحمل کردم و حالا دوباره برگردم به همان نقطه‌ای که بودم؟

نه اصلاً... منِ انسان، مثل همان گردو، تجربیات خیلی زیادی کسب کرده‌ام، آگاهی‌ام بالا رفته است، دانشم افزوده‌شده است و همه‌ی این‌ها در نقطه باقی می‌ماند؛ یعنی در وجود من و آن‌ها را با خودم می‌برم به‌جایی که از آن انشعاب یافته‌ام و اینجا مشخص می‌کند که آمدن ما بیهوده نبوده است و در مسیر انسان بودن تجربیات بسیار ارزشمندی کسب کرده‌ایم.

انسان چه ویژگی‌هایی دارد؟


هم‌سفر فاطمه ع: انسان موجودی است که بیشترین صفات خداوند در درونش تعبیه‌شده است، در اندازه‌های کوچک.


هم‌سفر لیلا: وقتی‌که انسان می‌خواهد سفرش را آغاز کند و روی کره‌ی خاکی قدم می‌گذارد همه‌چیز را فراموش می‌کند؛ قبلاً گفتیم که نفس ما عمری بسیار طولانی دارد و در طول مسیرش ممکن است اطلاعات و آگاهی‌های زیادی کسب کرده باشد، اما بعد که در قالب انسان قرار می‌گیریم، همه‌چیز فراموش می‌شود، درصورتی‌که آن‌ها در آرشیو من وجود دارد. دلیل این فراموشی چیست؟


هم‌سفر مژگان: چون هنوز ما به آن علم و آگاهی که باید برسیم نرسیده‌ایم؛ تا زمانی که شناخت و معرفت و علم و آگاهی‌مان بالا برود شاید بتوانیم به بخشی از آرشیو خود دست پیدا کنیم.


هم‌سفر لیلا: به‌غیراز مطالبی که الآن اشاره شد اگر مدام تجربیات و اطلاعات نفس از گذشته‌های دور در ابعاد دیگر، به یاد من بیاید در زندگی فعلی من اختلال ایجاد می‌کند و باعث می‌شود که نتوانم آن سیر تکامل و رشد را داشته باشم.

برای این‌که به آخر امر برسیم باید از مراحل تغییر، تبدیل و ترخیص عبور کنیم.


هم‌سفر مهناز: این سه مرحله می‌تواند هم در صور پنهان باشد و هم در صور آشکار؛ حالا چه انسان، چه حیوان و چه گیاه؛ در همه وجود دارد. در انسان در کردار و رفتارش مشخص می‌شود و اگر از این مراحل گذر کند تبدیل به یک فرد خردمند می‌شود.


هم‌سفر لیلا: وقتی‌که یک اسپرم به تخمک می‌رسد، مراحل تغییر آرام‌آرام شروع می‌شود و بعد از گذشت زمان تبدیل می‌شود به یک بچه که وقتی مراحل تغییر تمام شد ترخیص صورت می‌گیرد و نوزاد به دنیا می‌آید. در کره‌ی زمین هر چیزی این سه مرحله را می‌گذراند و برای این‌که تغییرات انجام شود باید خاصیت آن‌ها عوض شود.

تغییر خاصیت من را یاد یک شعر می‌اندازد:

آدمی‌زاده طرفه معجونی است      کز فرشته سرشته و ز حیوان

گر کند میل این بود کم از این       ور کند میل آن شود به از آن

انسان دونیمه دارد؛ یکی نیمه الهی است که اگر سمت این نیمه برود از فرشته‌ها برتر است و می‌تواند مقام والایی پیدا کند و اگر به سمت نیمه حیوانی برود از حیوان هم پست‌تر می‌شود. تغییر خاصیت یک‌شبه ممکن نیست، مثل یک مصرف‌کننده که بگوید من از فردا مصرف نمی‌کنم و می‌شوم یک انسان رها از بند اهریمن؛ این غیرممکن است. یا من بگویم از فردا دیگر غیبت نمی‌کنم.

ذرات وجودی ما از هر جنسی که باشد به‌سوی همان هم تمایل پیدا می‌کند؛ یعنی اگر ذرات وجودی شما غیبت را بخواهد، خودبه‌خود در جمع‌هایی قرار می‌گیرید که غیبت می‌کنند. ولی اگر آموزش بگیرید و دید و حستان نسبت به این ضد ارزش تغییر کند، خودبه‌خود دیگر در چنین جمع‌هایی قرار نمی‌گیرد، یا اگر هم قرار گرفتید دیگر هیچ حسی به این قضیه ندارید.

ما همیشه در کنگره می‌گوییم که هیچ‌وقت حرکت‌های انقلابی نمی‌کنیم. بلکه در مورد آن موضوع یا ضد ارزش آن‌قدر آموزش می‌گیریم که حسمان عوض شود؛ باید خاصیت ما تغییر کند و جنس ذرات وجودی‌مان عوض شود.

اما چرا خداوند اجازه داد که نیروهای بازدارنده به وجود بیایند؟

چون آن‌ها مکمل ما هستند، چون ما هر چیزی را از روی ضد آن می‌توانیم تشخیص دهیم و اگر نیروهای بازدارنده یا تخریبی وجود دارند ما با آن‌ها نبرد بسیار سختی داریم؛ نیروهای بازدارنده ما را راحت نمی‌گذارند، آن‌ها همچنان مسیری را جلوی راهمان می‌گذارند که ما را منحرف کنند و اگر ما قدرتمند نشده باشیم ما را از پا درمی‌آورند و باید خیلی حواسمان جمع باشد؛ و انسان اختیار دارد که در هر گروهی که می‌خواهد قرار بگیرد، حالا یا آن گروه درستکاران هستند یا گروه نیروهای منفی.

و اما نکته‌ی مهمی که در وادی دوازدهم به آن اشاره می‌شود این است که همه‌چیز ختم به خیر می‌شود؛ این جمله واقعاً امیدبخش است و حس و حالمان را خوب می‌کند؛ این‌که اگر در زندگی‌ات مشکلی وجود دارد، یا مسئله‌ای پیش‌آمده است، قرار است که در پایان ختم به خیر شود. چون خداوند خیر مطلق است و درنهایت این خیر به همه‌ی انسان‌ها می‌رسد، خداوند بسیار بخشنده است و به بندگانش عشق می‌ورزد و فرصت جبران خطا را به انسان می‌دهد و اگر آن‌ها را در سختی قرار می‌دهد چون می‌خواهد آنچه نمی‌دانند را آموزش بگیرند.

و اما مثلث القاء، احیاء و تحرک. القاء به چه معناست؟


هم‌سفر فاطمه ع: انتقال‌دهنده‌ی اطلاعات چه مثبت باشد چه منفی. یک روز به من القاء شد که الآن آب جوش داخل ظرف واژگون می‌شود و همین‌طور هم شد که من توانستم خودم را با این القاء نجات بدهم.


هم‌سفر مینا: قبل از این‌که مسافرم در دام اعتیاد بیفتد آدم خیلی مذهبی بود و ایمان قوی داشت و این ایمان و اعتقاد او روی من هم تأثیر و القا پیداکرده بود و باعث شد که حس خیلی خوب و آرامشی در زندگی‌ام به وجود آید.


هم‌سفر لیلا: القاء یعنی انتقال اطلاعات به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم. مثلاً من یک حرف مثبت به شما می‌گویم و حالتان خوب می‌شود، یا یک حرف منفی می‌گویم و شما به هم می‌ریزید، این القاء است. گاهی اوقات هم هست من حرفی به شما نمی‌زنم، ولی شما از حس من متوجه می‌شوید و این القاء غیرمستقیم است.

یک شعر هست که می‌گوید:

در محفل خود راه مده همچو منی را        افسرده‌دل افسرده کند انجمنی را

در این وادی تأکید می‌کند که دقت کنید که با چه کسانی هم‌نشین می‌شوید. به‌خصوص سفر اولی‌ها؛

شجره خبیثه که در وادی به آن اشاره می‌شود، انسان‌هایی هستند که در گروه شیطان و یارانش هستند که انسان‌های منفی نگری هستند. حتی اگر پیش خودتان بگویید که من هیچ صحبتی با او نمی‌کنم، ولی این را بدانید که القاء از طریق حس هم انجام می‌گیرد و در روحیاتتان تأثیر می‌گذارد، پس در انتخاب هم‌نشین خود خیلی دقت کنید.

ضلع بعدی احیاست. احیا یعنی زنده کردن و بزرگ‌ترین احیاکننده قدرت مطلق است و نیروهای احیاکننده کسانی هستند که انسان‌هایی که در تاریکی فرورفته‌اند را احیا می‌کند.


هم‌سفر اکرم: البته نیروهای احیاکننده در تمام سطوح هستی، برای تغییرات و تبدیلات به‌صورت کاتالیزور وارد عمل می‌شوند و این برنامه عظیم را پیش می‌برند.


هم‌سفر لیلا: در علم شیمی ماده‌ای که باعث فعل‌وانفعالات شیمیایی مواد دیگر می‌شود، بدون این‌که به‌صورت مستقیم در فعل‌وانفعالات آن دخالت کند، کاتالیزور نام دارد؛ یعنی اثرش را می‌گذارد، بدون این‌که دخالت کند.

دقیقاً یک راهنما در کنگره مثل یک کاتالیزور عمل می‌کند، یعنی هیچ‌وقت به‌صورت مستقیم وارد مسائل ره‌جو نمی‌شود و سعی می‌کند به ره‌جو ماهی گیری یاد دهد که با آموزش‌هایی که در کنگره دریافت می‌کند بتواند خودش مشکلش را حل کند. یک کاتالیزور خودش هیچ تغییری نمی‌کند ولی باعث تغییرات می‌شود. راهنما هم این توانایی را دارد که بدون این‌که به هم بریزد، به صحبت‌های ره‌جوهایش گوش کند و راه را به آن‌ها نشان دهد. شال کمک راهنمایی با خودش ظرفیت به همراه می‌آورد.

و اما بخش بعدی تحرک است؛ تحرک به چه معنا است؟


هم‌سفر اکرم: حرکت اساس هستی و اساس تغییرات و تبدیلات می‌باشد. اگر در هستی حرکت نباشد، تمامی ستارگان در یک‌لحظه در هم فرو خواهند ریخت؛ برای همین گفته‌شده، رکود بر هیچ موجودی جایز نیست. انسانی که فاقد حرکت می‌باشد مانند صخره‌ای گلی فرو خواهد ریخت. با حرکت راه نمایان خواهد شد و بدون حرکت هیچ تغییری و هیچ تبدیلی شکل نمی‌گیرد. فردی که در اعماق تاریکی قرار دارد و صورتش به‌طرف تاریکی‌ها است کافی است با ذره‌ای تفکر با یک حرکت، چرخش ۱۸۰ درجه‌ای به خود بدهد و صورتش به‌طرف نور قرار بدهد. در ابتدا شاید به‌اندازه‌ی جرقه‌ای از نور را مشاهده کند، حال بایستی با حرکت به‌طرف مسیر، همان جرقه خودش را به منبع روشنایی برساند؛ با این حرکت بلافاصله نیروهای مثبت و الهی از زمین و آسمان برای تغییر و تبدیل به یاری او خواهند آمد و انسان بایستی با حرکت شروع به تغییر نماید و این تغییر بایستی در اندیشه، گفتار و کردار او باشد. هرچه تغییرات بیشتر باشد، نیروهای بیشتری به یاری او خواهند آمد تا درنهایت و به‌مرورزمان، این تغییرات به مرحله لازم برسند و تبدیل انجام پذیرد و آنگاه آن انسان خود تبدیل به نیروهای الهی یا مثبت خواهد شد و آماده خدمت به سایر انسان‌ها می‌گردد. در تمامی مراحل، نیروهای مختلف به ما یاری خواهند رساند ولی بار مسئولیت همیشه بر عهده‌ی خود شخص می‌باشد و دست‌های آسمانی فقط القای افکار را انجام می‌دهند و انجام عمل بر عهده خود انسان است.


هم‌سفر لیلا: ساکنین می‌پرسند اگر برویم زمین امکان ارتکاب خطا یا فساد هست؟ جانشین جواب می‌دهد بله چون انسان موجودی است که سرخودش هم کلاه می‌گذارد. مثلاً هیچ‌وقت یک فرد مصرف‌کننده نمی‌گوید می‌روم دنبال مصرف مواد تا معتاد شوم، بلکه می‌گوید من مواد مصرف می‌کنم تا حالم بهتر شود، یا بهتر کارکنم ... و هیچ عمل ضد ارزشی و یا فسادی انجام نمی‌گیرد، مگر ملبس به لباس زیبایی از تقوا گردد.

ساکنین می‌پرسند آیا مجازات هم می‌شویم؟ جانشین جواب می‌دهد: بله چون باید یاد بگیرید از خطوط قرمز عبور نکنید؛ چون عبور از خطوط قرمز زندگی، خودبه‌خود چنان بلایی بر سر انسان نازل می‌کند که خدا می‌داند! و وقتی ما خطایی می‌کنیم این نیست که بگوییم کسی الآن مارا مجازات می‌کند، بلکه هر خطایی کنم خودم یک‌جوری خودم را مجازات می‌کنم؛ مثلاً اگر پشت سر کسی غیبت‌کنم یعنی این اجازه را به سیستم کائنات دادم که این اتفاق برای من هم بیفتد و...

-ساکنین می‌پرسند اگر بخواهیم به زمین برویم توصیه ای برای ما ندارید؟


هم‌سفر زهرا: در زمین زندگی کنید و بگذارید دیگران هم زندگی کنند. هر چه بر خود نمی‌پسندید برای دیگران هم روا مدارید. در زمین به طبیعت، گیاهان جانوران و به سایر انسان‌ها خسارت وارد نکنید. زمین را آلوده نکنید. آب‌ها را لجن آلود نکنید. دیگران قبل از شما کاشتند و شما خوردید، بایستی شما هم بکارید تا دیگران بخورند؛ و توصیه آخر من برای آبادانی زمین و محیطی پاکیزه و سالم برای خودتان این است که همه‌ساله یک درخت بکارید، از هر نوع که باشد و در هرکجا که بروید تا شاید ذره‌ای از فرمان در آخر امر، امر اول اجرا می‌شود را با بزرگ شدن درختانی که خود کاشته‌اید، رؤیت کنید.


هم‌سفر لیلا: بخش آخر وادی می‌گوید که طبیعت را حفظ کنیم و بچه‌های کنگره یاد گرفتند که هرگز زباله‌ای روی زمین نمی‌ریزند، ما در کنگره و با آموزش های آقای مهندس یاد گرفته ایم که طبیعت را آلوده نکنیم، زیرا حالا دیگر می دانیم که زمین مادرش ماست و یکی از راه‌های تشخیص یک کنگره‌ای همین است که به طبیعت بسیار احترام می‌گذارد.


بعدازآن لژیون با دعای هم‌سفران به پایان رسید.

نویسنده‌ی گزارش: هم‌سفر مژگان

تصویرگر: هم‌سفر فاطمه

دستور جلسه ی هفته ی آینده: سی دی احترام





طبقه بندی: گزارشات لژیون،

تاریخ : 1396/12/10 | 10:15 ق.ظ | نویسنده : همسفر مژگان | نظرات


  • paper | وب یـــران پـــازل | رپرتاژ آگهی
  • فروش تبلیغ متنی | نوین 2