ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق که اوست...

روز یکشنبه 24 آبان ماه 1394، اولین جلسه ی لژیون در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان در ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

دستور جلسه ی لژیون: آغاز سفر

تعداد حاضرین: 4 نفر

سخنان استاد:

امروز اولین روزی ست که من به عنوان کمک راهنما شروع به کار می کنم و شماهایی که امروز در این لژیون حضور پیدا کردید هم شاید اولین باری ست که خود را به عنوان رهجو می شناسید. و انسان هیچ گاه اولین ها را فراموش نمی کند، چون هر اولینی تجربه ای ناب و جدید است.

انسان همیشه دوست دارد نقش ها و تجربه های جدیدی در زندگی کسب کند، چون به او حس زنده بودن می دهد، اما نکته ای که بسیاری از انسان ها فراموش می کنند "ادامه دادن" است. چون بعد از گذشت مدتی، هیجان شروع نقش جدید به پایان می رسد و تو می مانی و راهی که آغاز کرده ای و نقشی که پذیرفته ای...

می خواهم بگویم یک مرحله از کار"آغاز" است و مرحله ی دیگر "ادامه دادن" است و بعضی از انسان ها در مرحله ی دوم لنگ می زنند! و مسیری که شروع کرده اند را به پایان نمی رسانند و همین موضوع است که آن ها را با شکست مواجه می کند. پس برای موفقیت در هر مقطع از زندگی  باید کاری را که آغاز کرده اید، به سرانجام برسانید،آن وقت است که پیروزی نصیب شما می شود.

امروز آغاز سفر شماست و نقش جدیدی به عنوان "همسفر" بر دوش شما گذاشته می شود و در کنار این نقش، در کنگره نیز نقش "رهجو" را  خواهید داشت و باید این دو نقش را به بهترین شکل ممکن ایفا کنید. در ادامه به بررسی کوتاهی از این دو نقش می پردازیم و در ادامه ی سفر می توانید برداشت بهتری نسبت به آن ها داشته باشید.

نقش همسفر: همسفر به معنای همراه بودن، هم قدم بودن و هم پا بودن با یک مسافر است که در حال طی کردن سفری ست. ما سفرهای بسیاری داریم، سفرهای درونی و سفرهای بیرونی. اما سفر در کنگره 60 به طور مشخص و تعریف شده عبارت است از: خارج شدن از تاریکی و ظلمت اعتیاد و حرکت به سمت دنیای نور و یک زندگی سالم و متعادل.

انسان ها تاریکی های زیادی را در زندگی خود تجربه می کنند که اعتیاد یکی از آن هاست. و ما که در کنگره 60 حضور داریم، خواهان خارج شدن از تاریکی اعتیاد هستیم که در جلسات آینده به شناخت آن خواهیم پرداخت.

اما مسافر در کنگره به چه معناست؟ مسافر کسی ست که با مصرف مواد مخدر به جهان تاریکی قدم گذاشته، سال ها در تاریکی زندگی کرده و اکنون خواهان خارج شدن از دنیای اعتیاد است و به کنگره قدم گذاشته و سفر خود را آغاز نموده.

که در کنگره 3 سفر داریم:

سفر اول: از مصرف مواد مخدر تا قطع آن.

سفر دوم: از قطع مواد مخدر تا رسیدن به خود.

و سفر سوم: از رسین به خود تا رسیدن به خالق خود.

و اما علت حضور من به عنوان همسفر در کنگره چیست؟

یکی از بهترین مثال هایی که برای اعتیاد می شود زد این است که اعتیاد مثل انفجار یک بمب است. شهری را در نظر بگیرید که در یکی از خانه هایش بمب بزرگی کار گذاشته شده است و بعد از انفجار نه تنها خود بلکه خانه های اطرف را نیز نابود کرده است. اعتیاد هم به همین شکل عمل می کند. اما تخریب آن آرام آرام و در طول سالیان است و این تخریب و نابودی هم در دنیای بیرون است و هم در دنیای درون. و نه تنها فرد مصرف کننده، بلکه خانواده و نزدیکان او را نیز،آرام آرام به تخریب و نابودی می کشاند.

ما می توانیم تخریب های اعتیاد را در دنیای بیرون به خوبی ببینیم. مثل مشکلات مالی، اجتماعی، خانودگی و... اما تخریب های اعتیاد در دنیای درون که بسیار هم با اهمیت هستند، از دیده ی ما پنهان است. که در صورت مسئله ی اعتیاد به آن خواهیم پرداخت. اما فعلاً این مثلث را در ذهن خود داشته باشید؛

مثلث درمان اعتیاد که شامل سه ضلع جسم، روان و جهانبینی است.

و در این جلسه توضیح مختصری در مورد آن می دهم و بحث کامل را به جلسه ی بعد موکول می کنم:

ضلع جسم، که در دنیای بیرون است و تخریب آن واضح و آشکار؛ به خصوص در وجود کسی که مصرف کننده ی مواد مخدر است. ضلع روان، که در دنیای درون است و از دیده ی ما پنهان. مثل عقل، ذهن، روح، نفس و... و ضلع جهانبینی که تعریف ساده ی آن نوع نگاه ما به جهان درون و بیرونمان است.

جهانبینی یک فرد مصرف کننده افیونی ست، یعنی از پشت عینک اعتیاد به جهان می نگرد و همه چیز را با آن می سنجد. اما جهانبینی منِ همسفر چیست؟ شاید جهانبینی ترس، ناامیدی، منیت یا جهانبینی شِکوِه و شکایت از آن چیزی ست که ندارم، یا جهانبینی انگشت اشاره به طرف دیگران گرفتن و مقصر شمردن آن هاست.

و ما همانگونه که جهانمان را می بینیم همان طور هم آن را خلق می کنیم. حالا فکر کنید آیا در ظلمات و تاریکی می توان جهان زیبایی ساخت؟ حتی اگر هم امکان داشته باشد و من بتوانم در تاریکی ها جهان زیبایی خلق کنم، آیا بدون نور می توانم آن را ببینم؟

پس ما مسافران و همسفرانی به مقصد نوریم. راهی سفریم تا دوباره همه چیز را از نو بسازیم و بال پروازی باشیم برای مسافرمان،  نه بند پای او.

پس برای کمک و یاری مسافرم و برای خارج شدنش از جهان اعتیاد لازم است که در نقش همسفر به خوبی به ایفای نقش بپردازم.

اما نقش بعدی نقش رهجوست؛ رهجو یعنی جوینده ی راه. رهجو کسی ست که به دنبال دانستن و آموختن است، به دنبال یادگیری ست، نه برای دیگران بلکه برای خودش. و یکی از بزرگ ترین ویژگی های رهجو این است که باید به مسیری که در آن قدم گذاشته و همچنین به راهنمایی که انتخاب می کند ایمان کامل داشته باشد و در این صورت است که به موفقیت خواهد رسید.

انشالله....

= = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = =

 سپس لژیون با دعای اعضاء پایان یافت.

"خداوندا به تمام مصرف کنندگانی که خواهان رهایی از دام اعتیاد هستند، راه و مسیر درست را نمایان کن و کمک کن تا مسافرانی که به کنگره قدم می گذارند، به رهایی برسند."

آمین

دستور جلسه ی هفته ی آینده:

مقاله ی صورت مسئله ی اعتیاد




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1394/08/26 ] [ 12:16 ب.ظ ] [ همسفر لیلا (راهنمای لژیون) ]
نظرات
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic