ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ
سال 1397 هم از راه رسید و من در روزهای آغاز فصل بهار، باز هم مثل هر سال به این فکر می‌کردم که چه‌کاری انجام دهم که سال پربارتری در پیش رو داشته باشم و در پایان سال رضایت نسبی از خود داشته باشم؛ به یاد سال گذشته و سال‌های گذشته و برنامه‌های خودم افتادم. این‌که در انجام آن‌ها تا چه حد موفق یا ناموفق بودم و کدام یک از آن‌ها را به دست فراموشی سپردم و در انجام کدام یک تلاش بیشتری کردم.

در همین روزها بود که یک فایل صوتی بسیار با ارزش شنیدم که درست از دغدغه‌های من برای آغاز سال جدید سخن می‌گفت.

حیفم آمد که آن را ننویسم و با شما عزیزان به اشتراک نگذارم...

به شما پیشنهاد می‌کنم این مطلب را با دقت و حوصله بخوانید و به تک‌تک جملات آن فکر کنید و درس‌های عمیق نهفته در آن را با جان و دل دریابید...

در ادامه ی مطلب با من همراه باشید...

خیلی موقع ها گفته‌ام که خیلی به عید و سال نو و تاریخ تولد و این‌طور سالگردها که بر اساس روز و ماه و سال سنجیده می‌شود اعتقادی ندارم و فکر می‌کنم که این‌ها مال آن دورانی است که هفته و ماه و سال یک معنای عمیق طبیعی برای انسان داشت، اما الآن که دوران صنعت و فرا صنعت شده، جنس زمان هم عوض‌شده است؛ زمان نه آن حلقه‌ی تکرار پذیرش را دارد و نه آن سرعت یکنواختش را ...

ساعت‌هایی وجود دارند که به‌اندازه‌ی هفته‌ها می‌ارزند، هفته‌هایی که به‌اندازه‌ی سال‌ها ارزش‌دارند، گاهی هم سال‌هایی هستند که به‌اندازه‌ی یک روز حرکت نمی‌کنیم و ثابت می‌مانیم و ...

در یک چنین وضعیتی، شاید خیلی ژست تمیزی باشد که آدم بگوید: بابا اول سال چیه؟ این بحثا کجاست و ...

شاید هم قراری با خودمان بگذاریم و یک چیزهایی بگویم، اما فردا دوباره روز از نو، روزی از نو!

اما وقتی داشتم با خودم فکر می‌کردم، احساس کردم که چرا نباید قدر یک چنین عادتی را بدانیم؟ به هر حال این یک قابلیت ارزشمندی ست که ما آدم ها اول سال، خودمان را ریسِت می‌کنیم، یا فکر می‌کنیم که همه‌چیز می‌تواند ریسِت شود.

ما خیلی خوب می‌دانیم که فردا ادامه‌ی دیروز است و قرار نیست اتفاق بزرگ و عجیب‌وغریبی بیفتد، اما همین‌که ما یک چنین باوری را داریم، چنین حسی داریم که اول سال، اول ماه، همه‌چیز ریسِت می‌شود، انگار همه‌چیز از نو شروع می‌شود، پس کاملاً می‌شود از آن استفاده کرد.

و این ویژگی مال تمام انسان‌هاست... این قرار و مدارهایی که اول سال با خودمان می‌گذاریم که امسال یک آدم دیگر شویم، یک اتفاق دیگر بیفتد و یک‌جور دیگر زندگی کنیم، در تمام فرهنگ‌ها وجود دارد.

پس قرار و مدارهای ما در ابتدای سال، یک موضوع جهانی ست.

همه‌ی این‌ها را گفتم تا یک سری نکته و پیشنهاد به شما ارائه دهم که شاید در این روزهای اول سال که می‌خواهیم با خودمان خلوت کنیم، قرار بگذاریم و تصمیم بگیریم مفید و قابل استفاده باشد.

اول سال همه‌ی ما احساس می‌کنیم که امسال می‌شود خیلی کارهای دیگر کرد، می‌شود خیلی تغییر کرد، امسال می‌تواند متفاوت باشد و همین‌که می‌بینیم بالاخره 12 ماه فاصله وجود دارد تا سال بعد، انگار دچار یک خطای ذهنی می‌شویم که در این زمان طولانی، به هر حال هر هدفی برای خودمان مشخص کنیم عملی است.

ما معمولاً هدف‌هایی که برای دوره‌های زمانی نسبتاً طولانی می‌گذاریم، کمی جنبه‌ی خیال‌پردازی‌اش پررنگ‌تر است، کمی بیشتر از دنیای واقعی دور می‌شود و شور و هیجان بیشتر خودش را در آن منعکس می‌کند و همین است که اوایل سال هدف‌هایی برای خودمان انتخاب می‌کنیم که اواخر سال که مرور می‌کنیم می‌بینیم خیلی نتوانسته‌ایم به آن‌ها نزدیک شویم و نتوانسته‌ایم آن‌ها را عملی کنیم.

من یک پیشنهاد دارم که با توصیه‌های رایج متفاوت است.

بیایید اول سال به‌جای هدف‌گذاری یک تِم سالیانه برای خودمان تعریف کنیم و برای سالمان یک اسم انتخاب کنیم.

تم سالیانه خوبی‌های زیادی دارد.

یکی این‌که به هر حال من در طول سال یک کارهایی در مورد آن انجام می‌دهم، بنابراین آخر سال احساس شکست ندارم.

ویژگی دیگر تِم این است که خیلی راحت‌تر در ذهن می‌ماند و می‌توانم آن را به در و دیوار اتاقم بچسبانم، می‌توانم مدام به خودم یادآوری کنم و ساده‌تر از تمرکز کردن روی اهداف است.

من تعدادی تِم پیشنهادی به شما می‌دهم و شما می‌توانید یک عنوان از بین این‌ها، یا تِم هایی که مدنظر خودتان است را انتخاب کنید و در طول سال جدید روی آن متمرکز شوید.


1. تِم نظم. نظم بیرونی یا نظم درونی. نظم بیرونی همین است که من دقت کنم به ساعت، به زمان، به‌موقع رفتن، به‌موقع برگشتن؛ این‌که چه کاغذی را کجا می‌گذارم، چه فایلی را کجا ذخیره می‌کنم.

نظم درونی: به این معناست که هیچ قراری با خودم نمی‌گذارم، مگر این‌که آن را انجام دهم، هیچ قولی به کسی نمی‌دهم، مگر این‌که بدانم آن را انجام می‌دهم؛ اگر می‌دانم کاری را قرار نیست انجام دهم، از همان اول به خودم و دیگران قول ندهم. امسال می‌خواهم به خودم و دیگران ثابت کنم که به هر چیزی که متعهد می‌شوم آن را انجام خواهم داد. ممکن است لازمه‌اش این باشد که به خیلی‌ها، خیلی قول‌ها را ندهم، یا خیلی جاها به آدم ها نه بگویم؛ اما لااقل خودم به‌جایی می‌رسم که حرفم حرف می‌شود.


2. تِم حذف زوائد. مثل سنت خانه‌تکانی که می‌تواند مصداق‌های مدرن تری هم داشته باشد. هر چیزی زیادی در زندگی‌ام را حذف کنم، امسال می‌خواهم زندگی‌ام خلوت‌تر باشد، امسال در دور ریختن راحت‌ترم، امسال در پاک کردن فایل‌های اضافی کامپیوترم دست و دل بازانه تر عمل می‌کنم؛ همیشه بیرون ریختن جایی باز می‌کند برای این‌که چیزهای دیگر وارد زندگی ما شوند و ما همه این را می‌دانیم.


3. تِم رشد. البته رشد زمانی معنا پیدا می‌کند که من یک چیزی دارم و می‌خواهم از آن فراتر بروم. اگر شرکت من این‌قدر درآمد دارد، می‌توانم هدفم را بگذارم درآمد بیشتر. اگر روزی 10 صفحه کتاب می‌خوانم می‌توانم تم خودم را بگذارم رشد میزان مطالعه و ...


4. تِم یادگیری. من چیزی را نمی‌دانم و می‌خواهم امسال بفهمم.


5. تِم اصالت. این روزها از خودمان فاصله گرفته‌ایم. ژست‌هایمان، عکس‌هایمان، حرف‌هایمان همه و همه عوض‌شده. جنس حرف زدنمان با مردم، با زمانی که خود واقعی‌مان هستیم زمین تا آسمان فرق دارد. این نقاب زدن و اصیل نبودن هزار جور هزینه دارد، خسته‌مان می‌کند، زندگی را به بازی تبدیل می‌کند، میزان اعتماد دیگران را نسبت به ما کاهش می‌دهد، معمولاً کاریزما را از ما می‌گیرد. پس امسال حرفی را می‌زنم که واقعاً آن را قبول دارم، عکسی را منتشر می‌کنم که واقعاً منعکس‌کننده‌ی بخش مهمی از زندگی من است؛ ژستی را می‌گیرم که واقعاً مال خودم است. تصمیم بگیرم که به یک فیلسوف در تلگرام، به یک سوپر مدل در اینستاگرام و هم‌زمان به یک آدم بدبخت لاابالی در کوچه و خیابان تبدیل نشوم.


6. تِم مشاهده‌گر بودن. این‌که گاهی سعی کنم کمی از محیط فاصله بگیرم و بگویم من امسال بیشتر می‌خواهم ناظر باشم، ببینم، کمتر عکس‌العمل و واکنش نشان دهم، نمی‌شود این را به‌صورت مطلق انجام داد؛ اما با خودم قرار بگذارم که اگر جایی مطلبی دیدم که قبول ندارم، کامنت نگذارم، اگر در جمعی هستم و آدمی دارد حرف می‌زند که من نسبت به حرف‌هایش حس خوبی ندارم، فقط مشاهده کنم، جوری که انگار من در آن اتاق نیستم.


7. تِم قدرشناسی. منظورم جنبه‌های عجیب‌وغریب و شعاری نیست، اما مدام حواسم باشد که آدم‌هایی که برایم کاری انجام می‌دهند، آدم‌هایی که حرف خوبی می‌زنند، آدم‌هایی که کار درست را انجام می‌دهند، مدام به آن‌ها یادآوری کنم و از آن‌ها تشکر کنم و به دیگران هم در مورد آن‌ها بگویم.


8. تم حساسیت به کلمات. این‌که به کلمات فکر کنیم، نسبت به استفاده از آن‌ها حساسیت به خرج دهیم و با دقت آن‌ها را انتخاب کنیم و در صحبت‌های روزمره‌مان به کارشان ببریم.


9. تم فاصله گرفتن از اوضاع روز جهان و کشورمان. ما چقدر از وقتمان در طول روز را می‌گذاریم برای خواندن و شنیدن و نقل کردن حرف‌هایی که دقیقاً ارزش روزنامه‌ای دارند. این فاصله گرفتن به معنای نگاه به درون هم می‌شود. از اوضاع روز جهان فاصله می‌گیرم و به اوضاع درونی خودم نزدیک‌تر می‌شوم.


10. تِم وقت‌های خصوصی بیشتر. زندگی امروز، زندگی خصوصی ما را تا حد زیادی کمرنگ می‌کند. این‌که تو موبایلت را خاموش‌کنی، یک ساعت برای خودت بنشینی و فکر کنی یک چیز لوکس شده و هر کسی نمی‌تواند آن را داشته باشد. یک سری از وقت‌ها یک‌نفره هستند، مال خودم است، نه گزارشی از آن بیرون می رود، نه راجع به آن می‌نویسم نه عکس می‌گیرم، مال خودم است و با خودم می‌ماند و با من زندگی می‌کند و با من می‌میرد.


کمی فکر کنید. خیلی از ما ارزشمند‌ترین عکس‌هایمان در موبایل، آن‌هایی هستند که یک‌بار گرفته‌شده‌اند و فقط هم خودمان آن را می‌بینیم و شاید خیلی‌ها ندانند که من آن را در موبایلم دارم. این عکس‌ها یک‌نفره هستند، فقط مال من هستند، به اشتراک گذاشته نشده‌اند، استوری نشده‌اند، پست نشده‌اند در اینستاگرام، در سایت‌ها نرفته‌اند؛

وقت‌های دونفره هم کم و کمتر شده است. اگر من با تو به کافی‌شاپی می‌روم و عکس آن را منتشر می‌کنم، دیگر این وقت دونفره نیست؛ وقتِ دونفره، وقتی ست که من و تو باهم حرف می‌زنیم و وقتی تمام شد، تمام می‌شود و جایی در گوشه‌ی ذهن ما می‌ماند. این وقت، با همسرمان است، باهمکارمان است، با فرزندمان است... این وقت‌های دونفره یک دارایی هستند. قدر آن‌ها را بدانیم.

چند نکته‌ی دیگر به‌صورت مختصر می‌گویم و شمارا به خدای بزرگ می‌سپارم:

نکته‌ی اول: عادت کنیم بنویسیم و ثبت کنیم و یکجا نگه‌داریم. فرض کنید که امسال تم خود را شاد تر زندگی کردن انتخاب کرده‌اید؛ آن شادی‌ها را ثبت کنید. این ثبت کردن قدرت کنترل را به زندگی ما برمی‌گرداند. یک دفترچه بگیرید و برگه برگه کنید و هرروز هر کاری که انجام می‌دهید که زندگی‌تان شاد تر شود را روی آن برگه‌ها بنویسید و درجایی ذخیره کنید. می‌توانید یک قلک تهیه کنید و آن برگه‌ها را در آن قلک بیندازید، یا در یک جعبه قرار دهید. مرور کردن این قلک و جعبه در آخر سال به من جرات و اعتماد به نفس و انرژی بیشتری می‌دهد. برای این‌که برای سال بعد هم برای خودم تِم تعریف کنم.

یا آن را در قالب یک پست در وبلاگ خودتان پیش‌نویس کنید و هر کاری که می‌کنید را در آن وبلاگ بنویسید و چرک‌نویس کنید؛ و این پست آرام‌آرام آماده شود که فروردین 98 منتشر شود.


نکته‌ی دوم: نکته‌ی دوم این‌که من در سال جدید می‌خواهم با چه کسانی رقابت کنم؟ می‌خواهم خودم را با چه کسانی مقایسه کنم؟ این‌که من خودم را با خودم مقایسه می‌کنم خیلی شیرین و شیک است، اما نه عملی است و نه لازم است عملی شود. من می‌توانم انسان‌هایی را داشته باشم که به نظرم در زمینه‌هایی که برای من مهم است چند قدم جلوتر از من هستند و سعی کنم خودم را به آن نقطه برسانم.


نکته‌ی سوم: برنامه‌ی روتین داشتن است. روتین صبحگاهی، یا روتین قبل از خواب. مثلاً من‌بعد از بیدار شدن از خواب این 5 کار را انجام می‌دهم، یا قبل از خواب این 4 کار را انجام می‌دهد. کار روتین داشتن، یک سبک زندگی متفاوت را به ما می‌دهد.


نکته‌ی چهارم: کوچک‌تر بودن، اما عمیق‌تر بودن.

این روزها همه‌ یک صدایی دارند، همه‌ی کاری می‌کنند، نویز و همهمه آن‌قدر زیاد است که خیلی وقت‌ها سیگنال تشخیص داده نمی‌شود. من باید این‌قدر سیگنالم قوی باشد، آن‌قدر صدایم متمایز باشد که بین این‌همه سروصدا شنیده شود. یکی از راه‌های آن عمیق‌تر بودن است. هر کاری که انجام می‌دهیم، هر چیزی که می‌دانیم، هر مطالعه‌ای که می‌کنیم، هر چیزی که یاد می‌گیریم و هر چیزی که به ما مربوط است را یک پله عمیق‌ترش کنیم.

این روزها زبان بلد بودن مزیت نیست، این‌که من عمیق‌تر از دیگران بلد باشم مهم است. چهار تا عکس انداختن را همه بلدند، همه از هر کاری را یک‌ذره بلندند، یکی از تِم های شما می‌تواند این باشد که من در یک حوزه می‌خواهم آن‌قدر عمیق شوم که در این سروصداها دیده شوم.


نکته‌ی پنجم: ایجاد تغییرات ساده در محیط، در راستای هدف‌هایمان است. یک بُرد خالی یا تخته‌ی خالی در خانه‌ی خود نصب کنید، همین می‌تواند سال ما را عوض کند. چون مدام یاد ما می‌اندازد که باید یک استفاده‌ای از آن بکنیم.


نکته‌ی ششم: این نکته بسیار مهم است که بدانیم پایه و اساس هدف‌گذاری بر مبنای "حذف و اضافه" است. اگر قرار است چیزی بیاید تو، باید قبلش چیزی بیرون رفته باشد. اگر قرار است من امسال بیشتر کتاب بخوانم، باید یک کاری را کمتر انجام داده باشم. اگر قرار است با یکی از دوستانم بیشتر دوستی کنم، باید با دوست دیگرم کمتر دوستی کنم. مهم نیست چه‌کاری را می‌خواهم انجام دهم، مهم این است که هر وقت هدفی انتخاب می‌کنید، تأمین منابع نیاز دارد. تأمین منابع هم یعنی این‌که حالا که این دارد وارد زندگی‌ام می‌شود، چه چیزی دارد از زندگی‌ام بیرون می رود؟

من امسال آرامش بیشتر می‌خواهم... باشد؛ اما در مقابل آن چه چیزی را می‌توانی از دست بدهی؟ آیا حاضری ارتقاء شغلی‌ات را کنار بگذاری؟ آیا حاضری دوستان الکی‌ات را کنار بگذاری؟ یا همه آن‌ها را می‌خواهی و آرامش بیشتری هم می‌خواهی؟

من امسال درآمد بیشتری می‌خواهم... باشد... اما آیا حاضری از تفریحاتت کمتر کنی؟ آیا حاضری از خوابت بزنی؟ پس الگوی اصلی برای رسیدن به اهداف "حذف و اضافه" است.

خیلی از برنامه‌ها و هدف‌های و تصمیم‌های ما که روزهای اول سال به آن‌ها فکر می‌کنیم به خاطر این عملی نمی‌شوند که فقط از جنس اضافه کردن هستند، بدون این‌که به حذف کردن چیزهایی که با آن متناظر است فکر کنیم.

این‌ها نمونه‌هایی از تِم هایی بود که می‌تواند به‌عنوان اسم سال برای خودمان انتخاب کنیم و بر مبنای آن پیش برویم، اما شما خودتان هم می‌تواند یک تِم برای امسال خودتان داشته باشید و در جهت آن حرکت کنید.

برای تک‌تک شما عزیزان آرزوی موفقیت و سربلندی در سال جدید را دارم.

برگرفته از: سخنان محمدرضا شعبانعلی


برای تک تک شما عزیزان آرزوی سالی سرشار از سعادت، سلامتی، سربلندی و برکت را دارم....

انشاالله روزهای باقی مانده ی تعطیلات را به خوبی سپری کنید. اگر به سفر و به دیدار طبیعت می روید، امیدوارم از مشاهده گر بودن نهایت لذت را ببرید و دیدن کوه و دشت و دریا، شما را به جهان بزرگ درونتان و پدید آورنده ی آن نزدیک و نزدیک تر کند و زیباترین لحظات را در کنار خالق عشق تجربه کنید.....

خداوند یار و نگهدارتان

با احترام همسفر لیلا




طبقه بندی: مطالب نابی که از یاد نخواهیم برد!، 
[ 1397/01/5 ] [ 10:50 ق.ظ ] [ همسفر لیلا (راهنمای لژیون) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic