ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ


بهار زندگی من وقتی آغاز شد که کنگره 60 سر راه من و مسافرم قرار گرفت و با آموزش های کنگره، شکوفه‌های زندگی من باز شد.

 از خداوند می‌خواهم این شکوفه‌ها با هیچ باد و سرمایی از بین نرود، تا با خدمت کردن در کنگره بتوانیم به خودمان و انسان‌هایی که در رنج هستند یاری برسانیم.

در ادامه مطلب بخوانید....

با نام و یاد خدا شروع به نوشتن می‌کنم و با خود می‌گویم که ای‌کاش قلم مرا یاری کند تا بتوانم بنویسم آنچه در دل دارم.

خداوندا  امروز سجاده‌ای از نور عشق می‌گشایم و سجده شکر به‌جای می‌آورم به خاطر کنگره 60 که سر راه من و مسافرم قراردادی. اگر کنگره نبود تکلیف منِ حال خراب در زندگی چه بود؟ منِ هم‌سفر قبل از این‌که وارد کنگره شوم همیشه مشکلات و ناراحتی‌های خود را زیر نقاب خنده مخفی می‌کردم، در ظاهر خود را خوشحال نشان می‌دادم، ولی در باطن آشفته و به‌هم‌ریخته بودم، به دنبال یک گمشده در زندگی می‌گشتم و به خاطر نداشتن‌های بسیار زیادی در زندگی‌ام شاکی بودم،  همیشه دیگرآنرا مقصر مسائل و مشکلاتم می‌دانستم و به امید این بودم که آن‌ها تغییر کنند تا زندگی من بهتر شود.

خداوند را شکر می‌کنم که در کنار مسافرم توانستم به کنگره 60 بیایم و آموزش بگیریم؛ از روزی که وارد کنگره شدم فهمیدم که باید در برابر خالق و مخلوق شکرگزار باشم، کنگره که صراط مستقیم را به انسان‌ها نشان می‌دهد و باعث می‌شود که آن‌ها به صلح و آرامش برسند. کنگره جایی است که آقای مهندس با الگو گرفتن از طبیعت به ما آموزش می‌دهد؛ مثل همین چهارفصل که من می‌توانم دنیایی درس را از آن یاد بگیرم.

خداوند را ستایش می‌کنم که این‌همه نعمت را برای من انسان آفریده تا من بتوانم از آن‌ها استفاده کنم و لذت ببرم؛ ولی من با ناسپاسی جواب این بخشندگی خداوند را می‌دادم و چشم و گوشم را روی همه‌چیز بسته بودم! تا این‌که وارد کنگره شدم و با آموزش گرفتن توانستم به نعمت‌های خداوند بیشتر پی ببرم، که داده‌ای خداوند نعمت و نداده هاش حکمت است. گمشده‌ی من که در زندگی به دنبال آن می‌گشتم  چیزی نبود جز پیدا کردن آگاهی و دانایی. در مورد زندگی که در کنگره آنرا پیدا کردم می‌توانم بگویم تا وقتی‌که خداوند به من اجازه دهد کنگره را با هیچ مکان  آموزشی دیگری عوض نخواهم کرد.

از کجای کنگره برایتان بگویم؟ کنگره جایی ست وصف‌نشدنی، وقتی یک مصرف‌کننده وارد کنگره می‌شود مسافر است و از تاریکی به‌طرف  نور راهنمایی می‌شود و به سلامتی و جسم وجهانبینی او اهمیت داده می‌شود. کنگره حال خراب مسافر و هم‌سفر را با آموزش‌های ناب خود در راه صراط مستقیم به صلح و آرامش می‌رساند. کنگره 60 از نظر امنیت و نظم هرکس در جایگاه خود خدمت می‌کند تا بچه‌های کنگره بتوانند دست‌به‌دست هم به یکدیگر کمک کنند و آموزش بگیرند و آموزش بدهند تا یک نفر به را رهایی برسانند. کنگره جایی است که به پوشش و غذا و ورزش و سلامتی مصرف‌کننده و خانواده او اهمیت زیادی می‌دهند؛ جایی ست  که به مصرف‌کننده و خانواده‌اش توهین نمی‌شود، زخم‌زبان زده نمی‌شود، کمکشان  می‌کند در طول زمان تا آن‌ها را از این دردخانمان سوز نجات دهند.

بهار زندگی من وقتی آغاز شد که کنگره 60 سر راه من و مسافرم قرار گرفت و با آموزش گرفتن ما شکوفه‌های زندگی من باز شد. از خداوند می‌خواهم این شکوفه‌های زندگی من با هیچ باد و سرمایی از بین نرود، تا با خدمت کردن در کنگره اول به خودمان و انسان‌هایی که در رنج هستند یاری برسانیم.

از خداوند تشکر می‌کنم که این بستر را به‌وسیله آقای مهندس بنیان کنگره60 و خانم آنی فراهم کرد تا من و مسافرم بتوانیم علم درست زندگی کردن را بیاموزیم.

سال نو را خدمت آقای مهندس و خانم آنی عزیز و خانواده بزرگوارشان تبریک و تهنیت عرض نموده و برای همه شما عزیزان آرزوی سربلندی دارم. 

انشا الله سال پربرکتی داشته باشید.

نویسنده: هم‌سفر شهلا


طبقه بندی: دل نوشته، 
[ 1397/01/5 ] [ 09:24 ق.ظ ] [ همسفر شهلا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic