ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق که اوست....

لژیون دوم شعبه امین گلی " تو فقط لیلی باش" در روز دوشنبه 97/1/27 با استادی همسفر لیلا، دبیری همسفر فاطمه و با دستور جلسه "نیروهای تخریبی و بازدارنده" راس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.

شیطان ماموریت دارد که کسانی که لاف ایمان و عشق به خدا  می زنند را امتحان کند و اگر سر افکنده از این امتحان خارج شدند آن ها را پیش خودشان رسوا کند. پس باید همیشه مواظب ادعاهایی که می کنیم باشیم. چرا که اگر ادعا به کاری کردیم تمام هستی و کائنات ما را به مبارزه می طلبد تا ادعای ما را اثبات کند

در ادامه مطلب بخوانید

مشارکت همسفران:

همسفر فاطمه: وقتی خدا به انسان اختیار داد، بر عهده خود او واگذار کرد که خودش انتخاب کند که راه درست را برود و یا راهی که شیطان می گوید. وقتی که شیطان سراغ انسان می رود برای کامل شدن خود انسان است تا انسان آموزش و تجربه کسب کند .


هم سفر شیرین : نکته ایی که در این سی دی برای من جالب بود این بود که شیطان از انسان هایی که با وسوسه ی او از مسیر خارج می شوند بیزار است! چون عقیده دارد که این انسان ها سست هستند و توانایی کمی دارند. و نکته جالب دیگر این سی دی این بود که در اول سی دی آقای مهندس فرمودند که ما باید یاد بگیریم یک زمان هایی هیچ صحبتی نکردن و هیچ کاری انجام ندادن بهترین کار است.


هم سفر اکرم ب: ما همیشه مثال یک چیزی را با اصل موضوع اشتباه می گیریم. مثلا همین شجره ممنوعه که همیشه خودِ من فکر می کردم منظور میوه خاصی بوده  که با گوش کردن به این سی دی متوجه شدم منظور از شجره ی طیبه انسان های پاک سرشت است  و شجره خبیثه انسان های بدسرشت هستند و آن قدر شجره خبیثه نیرومند هستند که توانسته اند حضرت آدم را گول بزنند و باعث شوند از بهشت رانده شود.


هم سفر مژگان: خداوند بر مبنای حکمت خودش جهان و هستی را بر مبنای اضداد بنا کرد. قبل از این که وارد کنگره شوم اگر برای من مشکلی پیش می آمد، گله می کردم که چرا من؟ ولی با آمدن به کنگره و با صحبت های راهنمای عزیزم و گوش دادن به سی دی ها متوجه شدم که لطف خداوند همیشه شامل حال ما می شود، چون بر اساس همین مشکلات ما قوی تر می شویم و آموزش می بینیم. حالا دیگر می دانم مشکلاتی که برای من پیش می آید برای بالا بردن صبر من است.  من قبل از کنگره اعتقاد و شناخت خاصی از خدا نداشتم، ولی با آمدن به کنگره و گرفتن آموزش ها بیشتر به خداوند اعتقاد و ایمان پیدا کرده ام.


هم سفر مهناز : انسان های خبیثه مثل شجره خبیثه هستند که ریشه ی قوی ندارند و میوه آن تلخ است  و انسان های طیبه مانند شجره طیبه هستند که ریشه محکم و قوی و میوه شیرین دارند .


هم سفر فاطمه ت:  آیا انسان ها از اول و ابتدا خوب و بد سرشت هستند؟ و آیا می توانند در طول مسیر تغییر شخصیت دهند؟ مثلا از شجره خبیثه به شجره طیبه تبدیل بشوند و بالعکس؟


پاسخ همسفر لیلا: در وادی دهم ما یاد می گیریم که بدترین انسان ها می توانند به بهترین انسان ها تبدیل شوند و بالعکس؛ چون صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون انسان جاری ست و می تواند تغییر کند. منتها یک درخت تا وقتی که نهال است می توانیم آن را از خاک جدا کنیم و جای دیگری بکاریم و یا با یک باد و طوفان از بین برود. ولی وقتی تبدیل به درخت  تنومند شود ریشه بدهد و میوه بدهد، سخت می شود آن را از جا کند و تغییرش داد. انسان هم همین طور است، وقتی سال ها در مسیر درست حرکت کرده، حالا اگر بخواهد منحرف شود سخت می تواند این کار را انجام دهد چون ریشه ی خوب و پاکی دارد و ممکن است منحرف شود، ولی باز به راه درست خود بر می گردد ‌ و بالعکس این موضوع هم صادق است.


هم سفر زیبا: هستی بر مبنای اضداد بنا شده است  و بر مبنای چهار عنصر که عبارت است از  آب ، آتش ، باد و خاک تشکیل شده است که این چهار عنصر ضد هم هستند ولی در عین حال مکمل هم هستند.


هم سفر شهلا : اکثر سوالاتی که از بچگی در ذهن من بود با گوش داد به  این سی دی جواب داده شد و من متوجه شدم که نیروهای تخریبی را باید به دید نیروی مکمل ببینم و از آن ها در جهت قدرتمند شدن در مسیر حرکت بهره ببرم.


هم سفر زهره: همه چیز بر مبنای اضداد معنا پیدا می کند، اگر نفرت نبود من هیچوقت نمی توانستم طمع عشق را بچشم، درست است که نیروی شیطان تا مرحله ای می تواند انسان را منحرف کند، ولی بقیه اش با خود انسان است، چون خدا از اول خلقت به او حق انتخاب داد. پس با این اختیاری که به من داده شد و دانایی که من باید به مرور کسب کنم، که با تفکر سالم می توانم کسب کنم خودم انتخاب می کنم که راه درست را بروم و یا راهی که شیطان به من پیشنهاد می کند. من در گذشته و اویل ورودم به کنگره می ترسیدم مشارکت کنم، ولی با خودم تفکر کردم که چرا باید بترسم؟ در کنگره همه افراد مثل هم هستند، کسی برتری به کسی دیگر ندارد و دلیلی بر ترس من وجود ندارد.



صحبت های راهنمای عزیز خانم لیلا: نکته ای که در سی دی در مورد اضداد گفته شد، اگر با دقت به آن توجه کنیم متوجه عدالت خداوند می شویم. چون به همان اندازه ای که تاریکی را تجربه کنیم، به همان اندازه هم می توانیم روشنایی را تجربه کنیم، به همان اندازه ای که ترس داریم، به همان اندازه هم می توانیم شجاع باشیم و این عین عدالت خداوند است. اگر من بگویم چرا من باید غرق تاریکی شوم ولی خواهرم یک زندگی معمولی داشته باشد و شکایت و گله کنم، باید بدانم فرق من با خواهرم این است که به همان اندازه که من در تاریکی هستم، به همان اندازه هم می توانم روشنایی را تجربه کنم، ولی خواهر یا دوست من، چون تاریکی را به اندازه ی من تجربه نکرده آن روشنایی را هم تجربه نمی کند.


آقای امین در یکی از سی دی های خود مثال قشنگی می زنند و می گویند کسی که زندگی و مشکل عادی دارد مثل کسی است که لب دریا نشسته است و پاهایش را داخل آب گذاشته است و در آب گوش ماهی و صدف و چیزهای قشنگی را می بیند. ولی کسی که وارد تاریکی مثل اعتیاد شده و در آن غرق می شود، درست است که در آن عمق وحشت و ترس دارد، ولی به همان اندازه زیبایی های دریا را می بیند و لمس می کند. وقتی خداوند به ما مشکل می دهد به همان اندازه توانایی حل آن مشکل را هم می دهد. خود من چند وقت پیش احساس می کردم از نظر درونی ضعیف شده ام و احساس می کردم توانی برای حرکت ندارم، ولی وقتی به اضداد فکر کردم متوجه شدم من به همان اندازه که ضعیف شده ام، به همان اندازه هم می توانم قدرتمند شوم، پس دوباره برخاستم و حرکت خودم را شروع کردم.


هم سفر زهره : آیا هم سفری هست که با مسافرش زندگی کند ولی غرق تاریکی نشود ؟


پاسخ خانم لیلا: مگر اینکه بین آن ها پیوند محبت نباشد، چون کسانی که بین آنها پیوند محبت باشد، اگر مسافر غرق تاریکی شود  ترکش های اعتیاد به همسفر هم اصابت می کند و کسانی که این پیوند محبت بینشان وجود ندارد به جای نشستن روی صندلی های کنگره در صندلی های دادگاه می نشینند و عاقبت آن ها جدایی می شود. البته بعضی از هم سفران هم هستند که از اعتیاد مسافر خود بی خبر بودند ، برای همین غرق در تاریکی نشدند مثل هم سفر اکرم و هم سفر اشرف، اما آن ها هم به دلیل پیوند محبت با مسافران خود، در حال حاضر در کنگره هستند و به آموزش مشغولند.


هم سفر اکرم ب : من هیچ وقت متوجه اعتیاد مسافرم نشدم، چون هیچ کمبودی را احساس نمی کردم . دو ماه بعد از آمدن مسافرم به کنگره متوجه شدم مسافر اعتیاد داشته است و چون راهش را پیدا کرده بود دیگر با او بحثی نکردم . و با آمدن به کنگره و نشستن سر لژیون متوجه شدم خودم هم نیاز به آموزش دارم، چرا که خیلی ضد ارزش هاداشتم که باید آن ها را حل می کردم.


هم سفر فاطمه ت : من احساس می کنم یا من خیلی حساسم و یا مسافرم خیلی غرق در تاریکی شده بود  و علت اینکه خیلی در دوره مصرف مسافرم ضربه خوردم کنجکاوی بیش از حد خودم بود. همیشه مسافرم به من می گفت کمی بیخیال باش و آرام زندگی ات را بکن  و با آمدن به کنگره و گرفتن آموزش ها متوجه شدم کنجکاوی زیاد خوب نیست و من اجازه ندارم سر گوشی مسافر و یا هر کسی دیگر بروم  و با آموزش های کنگره به آرامش رسیدم.


هم سفر اکرم ع : من از زمانی که به کنگره آمده ام به مسافرم اجازه دادم در خانه مصرف کند . مدتی هست پشیمان هستم؛ چرا که فکر می کنم شاید مسافر من دیگر هیچوقت به فکر درمان نیفتد. چون هم جای مناسب دارد و من هم با او بحث نمی کنم  و این موضوع من را اذیت می کند. لطفا من را راهنمایی کنید؟


هم سفر عفت : مسافر من دور از خانه و بچه ها مصرفش را انجام می داد، ولی خبرهایی از اطرافیان به گوش من می رسید که این خیلی من را اذیت می کرد. تا اینکه به کنگره آمدم و راهنمای من گفتند به او اجازه دهید در خانه مصرف کند و من هم این کار را کردم و خیلی به آرامش رسیدم . همان طور که مسافرم مواد مصرف می کرد من هم سی دی های آقای مهندس را می گذاشتم و با هم گوش می کردیم تا کم کم پای مسافرم به کنگره باز شد و خدا را شکر به درمان رسید .


هم سفر فاطمه ت : من هم از ابتدای مصرف مسافرم به ایشان اجازه دادم در زیر زمین خانه موادش را مصرف کند. تا زمانی که پسرم بزرگتر شد و خبرهای خانه را به بیرون منتقل می کرد  و یاد گرفته بود از کارهای پدرش موقع مصرف تقلید می کرد و من خیلی ترسیدم و دیگر اجازه مصرف در خانه به مسافرم ندادم. و حالا خیلی پشیمان هستم و عذاب وجدان می گیرم، چون همان رفتن مسافرم به بیرون باعث شد مصرف او به هروئین تبدیل بشود، درست است که به کنگره آمدیم و خدا را شکر مسافرم به رهایی رسید، اما اگر من به او اجازه می دادم همچنان در خانه مصرف کند، شاید تخریب او بیشتر نمی شد و این همه رسیدنمان به رهایی طول نمی کشید.


سخنان راهنما خانم لیلا : هر چیزی در هستی بهایی دارد. اگر مسافر بیرون خانه برود ممکن است تخریب او بسیار باشد و اگر در خانه مصرف کند ممکن است یک سری حرمت ها شکسته شود و یا مسافر عادت کند که همیشه مصرف کننده باقی بماند و این بستگی به شناخت ما از مسافرهایمان دارد. بعضی از مصرف کنندگان هستند با این که در خانه مصرف می کنند عذاب وجدان دارند و بالاخره به مصرفشان پایان می دهند  و یک سری دیگر به مصرفشان در خانه عادت می کنند و این ها نیاز به برخورد دیگری دارند و این به درایت همسفر بر می گردد که با شناخت از مسافر خود چگونه برخورد کند.


سوال  هم سفر اکرم ع: وقتی مسافری وارد تاریکی می شود، همسفر هم به دنبال او وارد تاریکی می شود؛ مگر نه اینکه قدرت انتخاب دارد؟ پس چرا وارد تاریکی می شود ؟


پاسخ همسفر لیلا: هر انسانی تاریکی را تجربه می کند؛ گاهی ما یک خواسته ای  داریم و برای رسیدن به آن خواسته باید مسیر تاریکی را تجربه کنیم و به این دلیل با یک مسافر هم مسیر می شویم، اما تجربه ی تاریکی ها لزوما فقط به خاطر مسافر نیست


همسفر اکرم ع: تاریکی یعنی همان ضد ارزش ها؟


همسفر لیلا: هر چیزی که باعث ندیدن نور می شود و هر چه که ما را از خدا دور می کند جزو تاریکی محسوب می شود؛ تمام ضد ارزش ها از جنس تاریکی هستند. و همین طور گاهی اوقات غم ها و دردهایی که ما را از خدا دور می کنند و باعث می شوند گاهی کافر شویم و ایمان خود را از دست بدهیم،یا سقوط کنیم هم از جنس تاریکی محسوب می شوند.


و اما نکته های مهم سی دی از زبان راهنما خانم لیلا : خیلی از ما انسان ها فکر می کنیم شیطان ضد خداوند است، ولی خدا خالق همه چیز است، هم خیر هم شر و هم شیطان ...... شیطان ضد انسان است آن هم تا مرحله ای که خداوند به او اجازه دهد. گاهی وقت ها شیطان می خواهد یک سری انسان ها را از مسیر خارج کند، ولی خداوند به او اجازه نمی دهد و می گوید این بنده من به جایی رسیده که امتحانش را پس داده است. دلیل این که خیلی از بزرگان و حتی کسانی که به کنگره می آیند و همه چیز را آرام می بیند این است که خداوند از آن ها در مقابل نیروهای منفی محافظت می کند. شیطان ماموریت دارد که کسانی که لاف ایمان و عشق به خدا  می زنند را امتحان کند و اگر سر افکنده از این امتحان خارج شدند آن ها را پیش خودشان رسوا کند.

 در این سی دی آقای مهندس می فرمایند  ما می گوییم رشوه نمی گیریم، اما آیا در مقام و جایگاهی هستیم که به ما پیشنهاد رشوه بدهند و ما قبول نکنیم ؟ پس همه ما انسان ها در شرایط مختلف، کارهای مختلف انجام می دهیم . پس باید همیشه مواظب ادعاهایی که می کنیم باشیم. چرا که اگر ادعا به کاری کردیم تمام هستی و کائنات ما را به مبارزه می طلبد تا ادعای ما را اثبات کند.

آقای مهندس می فرماید  وقتی این سی دی را گوش کردید فکر نکیند ما شیطان پرست هستیم  و خوبی شیطان را می گوییم . ما همیشه چه در شادی ها و چه در مشکلات و غم ها باید از شر شیطان به خدا پناه ببریم. ما در این مرحله انسانی که هستیم شیطان دشمن واضح ما است. وقتی از مرحله انسانی عبور کنیم و وارد ابعاد دیگر شویم شیطان دیگر دشمن ما نیست .


خانم آنی از نگهبان سوال می کنند که شیطان ما را از چه چیزی باز می دارد؟ نگهبان می گوید از رسیدن به نقطه ای که  آغاز کرده ایم. از آقای مهندس سوال می شود که آیا همه انسان ها تاریکی را تجربه می کنند، حتی انسان های پاک سرشت ؟ و ایشان می گویند بله همه تجربه می کنند، ولی یک سری از انسان ها به مرحله ای می رسند که دیگر خداوند به شیطان اجازه امتحان از آن ها را نمی دهد .


وقتی صحبت از شجره خبیثه می شود منظور همنشینی با انسانهای منفی نگر و بد است . ما باید در انتخاب همنشین بسیار دقت کنیم، با هر کسی راحت وارد رابطه نشویم. بیشتر مسافران هم در اثر همنشینی با افراد مصرف کننده وارد وادی اعتیاد شدند، چرا که افراد مصرف کننده انسانهایی بسیار دلسوز و با معرفت هستند و وقتی وارد جمعی بشوند و ببیند دوستشان هم مصرف می کنند آن ها هم گاهی از روی مرام و معرفت مصرف می کنند و بعد متوجه می شوند وارد تاریکی شدند. پس وقتی وارد جمعی می شوید که راحت نیستید آن جمع را ترک کنید . همنشین ها در ما خیلی اثر می گذارند و این اثر از طریق القا صورت می گیرد و اگر همنشین ما از انرژی و دانایی بالایی برخوردار باشند روی ما هم تاثیر می گذارند . ما در کنگره چیزی به اسم ایزوله نداریم، یعنی نمی گوییم با چه کسی نشست و برخاست کن یا نکن، اما این به این معنا نیست که با هر کسی همنشین شویم. ما با درایت و آگاهی و دانایی که از کنگره بدست می آوریم یاد می گیریم که چگونه برخورد کنیم .


 آقای مهندس در این سی دی می فرماید انسان دانایی هایش مثل حجره است . یکی از حجره هایش پر ، یکی خالی است . مثلا یک نفر دکتر می شود فقط حجره دکترایش پر می شود، تازه آن دانش ها را هم خودش کشف نکرده، علم دیگران را حفظ کرده. ولی حجره مردم داری او خالی است، حجره خانواده داری اش خالی است، پس هیچکس نباید ادعا و منیت داشته باشد. میزان دانایی انسان به سواد و تحصیلات نیست.

وقتی ما در جمعی قرار می گیریم که همه افراد کار ضد ارزشی انجام می دهند، ما هم راحت می توانیم این کار را انجام دهیم، مگر اینکه بر پایه اصول و عقایدی باشیم. مثلا اگر در جمعی قرار بگیرم که هیچکس نماز نمی خواند و حتی آن را قبول ندارند، اگر من به نمازی که می خوانم اعتقاد داشته باشم و از آن جواب گرفته باشم حتی اگر یک سال هم در این جمع باشم در من اثر نمی گذارد، پس عقاید ما و باورهای ما می تواند ما را از همنشینی با شجره ی خبیثه در امان نگه دارد.

بعد از سخنان راهنما و همسفران عزیز لژیون با دعای خالصانه ی همسفران به پایان رسید.

دستور جلسه هفته آینده: سی دی فعل 92

نویسنده: همسفر شیرین

تصویرگر: همسفر فاطمه


[ 1397/01/28 ] [ 09:02 ب.ظ ] [ همسفر شیرین ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic