ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق که اوست

لژیون دوم شعبه امین گلی " تو فقط لیلی باش " در روز دوشنبه 10/ اردی بهشت/ 1397 با استادی هم‌سفر لیلا، دبیری هم‌سفر فاطمه و با دستور جلسه"سی دی منیت + کمال‌گرایی "  رأس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.

باید از جایی شروع کرد هرچند زشت، هرچند ناقص

باید به بد نوشتن، بد کشیدن و بد انجام دادن هر کاری احترام گذاشت تا قدم‌به‌قدم بهتر شد. ارتکابات ناقص ما به هیچ‌کس آسیبی نمی‌زند. می‌خواهم هر روز، کاری که دوست دارم را انجام دهم. حتی ناقص، حتی بی‌سروته و حتی ناکامل.

در ادامه مطلب بخوانید...


مشارکت زیبای هم‌سفران در مورد سی دی منیت:

هم‌سفر مینا: منیت در مورد این خصلت انسان صحبت می‌کند که انسان یک جایگاهی دارد که خودش را بالاتر از همه می‌داند و مثل یک کبوتر یا کلاغی که خود را عقاب می‌داند، ولی وقتی‌که نمی‌توانند مانند عقاب در اوج باشد و ممکن است که از آن جا به‌طرف صخره‌ها پرتاب شود.

اگر بخواهی تیکه برجای بزرگان بزنی، باید اسبابش فراهم شود. باید آن‌قدر تلاش کرده باشی که خودت را به حد آن‌ها برسانی؛ اگر سطحت در آن حد نباشد، ولی در ضمیر خودت این حس را داشته باشی که من برتر و بالاترم یک منیتی در درون تو به وجود آید؛ اما دیگران تو را همان‌طور که هستی می‌بینند و در همان جایگاه واقعی خودت به تو نگاه ‌کنند و به این خاطر تو خیلی خشمگین می‌شوی و حس حسادت و نفرت درونت به وجود می‌آید.

انسان‌ها را هیچ موقع نمی‌شود با یکدیگر مقایسه کرد، زیرا مانند ماشین که قطعات زیادی درونشان دارند انسان‌ها هم در صور پنهان و آشکارشان استعدادهایی دارد که هرکدام از این‌ها منحصربه‌فرد است.

هم‌سفر اکرم ب: وقتی ما یک کاری را انجام می‌دهیم و بقیه افراد ما را تائید می‌کنند، یک انرژی خاصی از این کار می‌گیریم، مثلاً احساس می‌کنیم نسبت به بقیه افراد برتر هستیم و قیاس می‌کنیم خودمان را با دیگران؛ که این آغاز منیت است و هرکس دانایی و درک بالایی داشته باشد هیچ موقع خودش را با دیگران مقایسه نمی‌کند.

هم‌سفر اکرم ع: در این سی دی متوجه شدم که منیت باعث توقع از دیگران می‌شود و این را در خودم پیدا کردم و فهمیدم توقع بیجا باعث منیت است؛ مثلاً من از مادرم خیلی توقع دارم و این توقع داشتن اکثر موقع ها باعث ناراحتی من می‌شود و من خودم را از بقیه دور می‌کنم و دور خودم یک حصار تنهایی می‌کشم و الان متوجه شدم که این رفتار من از روی منیت است.

هم‌سفر اشرف: منیت این است که انسان خودش را از جایگاهش بالاتر احساس کند؛ وقتی انسان استعداد و توانایی در خودش داشته باشد منیتش بیشتر می‌شود، مثلاً وقتی ما در یک جمع حرکتی می‌کنیم و مورد تشویق دیگران قرار می‌گیریم و از این تشویق دیگران یک احساس خوبی به ما دست می‌دهد که شروع به منیت و مقایسه کردن می‌کنیم و این کار بستگی به دانایی‌مان دارد؛ با منیت و مقایسه کردن خودمان با دیگران، کم‌کم باعث می‌شود در صور پنهانمان یک دیوار تنهایی بکشیم و ارتباطمان را با دیگران قطع ‌کنیم و همه‌ی انرژی‌مان را صرف این ‌کنیم که از خودمان دفاع کنیم و جایگاهمان را بخواهیم از دیگران بالاتر ببریم.

هم‌سفر شهلا: وقتی ما در زندگی جایگاه خود را از آن چیزی که باید باشد بالاتر از آن بدانیم، دچار منیت می‌شویم و شروع به قیاس کردن می‌کنیم و تنفر در درون ما به وجود می‌آید و شروع می‌کنیم یک حصار تنهایی دور خودمان درست کنیم که باعث می‌شود که از آن انرژی که از هستی دریافت می‌کردیم محروم ‌شویم و همه این کارها در صور پنهان ما اتفاق می‌افتد و بیشترین منیت روی چاکرا سوم تأثیر گذاشته می‌شود به نام چاکرا خورشیدی؛ ما باید دانایی خودمان را بالا ببریم تا دچار منیت نشویم‌.

هم‌سفر فاطمه: دو هفته پیش در پارک تمام هم‌سفران می‌گفتند باید فاطمه برای مسابقات تهران داوری کند، چون خیلی کار بلد است و این حرف‌ها باعث شد که من یک احساس دیگری داشته باشم و از همه انتظار داشته باشم که با من طور دیگری برخورد کنند و اگر کسی در مورد داوری من انتقاد می‌کرد، من بسیار ناراحت می‌شدم و می‌گفتم نه من از شما بیشتر و بهتر می‌دانم. بعد متوجه شدم که در این مورد دچار منیت شدم و به همین دلیل هفته‌ی بعد برای داوری پیش‌قدم نشدم، چون می‌خواستم خودم را اصلاح کنم و به اشتباهم پی برده بودم.

هم‌سفر مژگان: با گوش کردن به این سی دی پی بردم که انسانی که خودش را برتر و بهتر از بقیه انسان‌ها بداند، جز دسته منیت به‌حساب می‌آید و من همیشه خودم را این‌گونه می‌دیدم؛ زیرا همیشه من در خانواده حرف آخر را می‌زدم و همیشه همه افراد خانواده در هر مورد با من مشورت می‌کردند و این رفتارها باعث شد منیت درون من شکل بگیرد و همیشه خودم را بهتر از بقیه می‌دیدم؛ ولی الآن متوجه شدم و در پی راه‌کار برای اصلاح این رفتار هستم.

هم‌سفر لیلا (راهنمای لژیون): ما در جزوه جهان‌بینی یاد می‌گیریم که منیت جزو اضلاع مثلث جهالت است که دو اضلاع دیگر ترس و ناامیدی هستند. وقتی نیروهای بازدارنده و منفی می‌خواهند ما را در جهل و نادانی نگه‌دارند این سه پارامتر درون ما اجرا می‌شود و هر حس دیگری که داریم مانند خشم، نفرت، قیاس و... تمام این‌ها زیرمجموعه‌ی این سه تا حس اصلی قرار می‌گیرند؛ اما ناامیدی و ترس زودتر از منیت در وجودمان از بین می‌رود. چرا؟

به خاطر این‌که من اگر ناامید باشم و یک نفر یک جمله امیدبخش به من بگوید من دوباره امیدم را به دست می‌آورم، یا اگر آدم ترسویی باشم فقط کافی است که بر ترس خود غلبه کنم و در دل آن ترس بروم، آن ترس خیلی زود از بین می‌رود؛ اما منیت آن‌چنان ریشه‌ای و گاهی اوقات پنهان است که حل کردن این موضوع بسیار سخت است.

خیلی موقع ها اعتراف می‌کنیم که من آدم ترسویی هستم، یا ناامید شده‌ام، ولی هیچ‌وقت نمی‌گویم که من منیت دارم؛ و این کار مانع من برای حرکتم می‌شود.

اما منیت چند حالت دارد:

اول این‌که خیلی پنهان است و گاهی خودمآن‌هم نمی‌توانیم به این زودی‌ها متوجه این قضیه شویم.

دوم این‌که اگر هم آن را در وجودمان پیدا کردیم نمی‌توانیم به وجود آن اعتراف ‌کنیم.

سوم این‌که منیت اگر از بین نرود درون ما بخش می‌شود و ریشه می‌دواند.

یک مثلثی در جزوه جهان‌بینی داریم به اسم مثلث دانایی که ضلع‌های این مثلث هرکدام مقابل مثلث جهالت قرار می‌گیرند، یعنی هرکدام مانع دیگری است.

اضلاع مثلث دانایی عبارت‌اند از: تفکر، تجربه و آموزش. ضلع روبه روی ناامیدی تجربه است، یعنی کسی که ناامید است در چهارچوب تنهایی خودش قرار می‌گیرد و این حس نمی‌گذارد چیزی را تجربه کند و به سمت روشنایی حرکت کند.

ضلع مقابل ترس، تفکر است. می‌گویند ترس تفکر را می‌خورد، یعنی من وقتی از چیزی ترسیده باشم، آن ترس نمی‌گذارد تفکر کنم و در آن لحظه ممکن است خیلی کارها را انجام دهم

ضلع مقابل منیت آموزش است، یعنی وقتی منیت داشته باشم، این حس مانع آموزش دیدن من می‌شود، هرچقدر منیت من بیشتر باشد آموزش پذیری‌ام به همان میزان کمتر است؛ و این‌ها چیزهایی است که در جزوه جهان‌بینی در کنگره آموزش می‌گیریم.

اما یک‌چیز دیگری هم هست که برعکس این موضوع است؛ و آن این است که درست است که منیت ضلع مقابل آموزش است و باعث می‌شود که آموزش نگیریم، اما برعکس آن‌هم صادق است؛ یعنی هرچقدر ضلع آموزش ما بالاتر برود منیت ما هم بیشتر می‌شود.

یک‌چیز دیگری هم هست به اسم دانایی و دانایی مؤثر. دانایی چیزی است که من یاد می‌گیرم، آموزش می‌بینم، اما دانایی مؤثر آن بخشی از آموزش‌هایی است که انجام می‌دهیم و به اجرا درمی‌آوریم.

آن بخشی از آموزش‌ها که آن‌ها را دریافت و در زندگی خودمان عملی می‌کنیم که هیچ؛ خیلی ‌هم عالی ست، اما بخشی از آموزش‌ها که فقط یاد می‌گیرم و آن‌ها را در زندگی عملی نمی‌کنیم می‌شود منیت. چون من فکر می‌کنم که خیلی چیزها می‌دانم و بهتر از بقیه متوجه می‌شوم و خودم را بالاتر از بقیه می‌بینم و این موضوع ایجاد منیت در وجود انسان می‌شود.

نقطه آغاز منیت در اثر همان آغاز آموزش‌هاست که انسان شروع می‌کند به توانایی پیدا کردن در هر نقطه‌ای، در هر موضوعی که باعث می‌شود از تو تعریف کنند و باعث شود منیت در وجودت رشد کند، آن موقع است که شروع می‌کنی به قیاس کردن.

قیاس کردن خیلی خوب است، اما موقع که خودت را با گذشته‌ی خودت مقایسه کنی که آیا من نسبت به هفته قبل، سال گذشته و دیروز پیشرفتی داشته‌ام یا نه؛ اما قیاس کردن ما با دیگران باعث می‌شود که منیت شروع به رشد ‌کند.

آقای امین می‌گویند وقتی‌که شخصی دچار منیت ‌شود جایگاه خودش را در هستی گم می‌کند؛ یعنی این‌که نمی‌داند کجای این هستی قرار دارد. مثلاً او در شهر کرمان است، اما فکر می‌کند که در تبریز است و اگر بخواهد به تهران برود از روی نقشه از  مسافت تبریز تا تهران را نگاه می‌کند، یعنی این‌که جای خودش را نمی‌داند کجاست، یک‌جور حالت سردرگمی دارد، کسی که در هستی سر جای خودش قرار نگرفته باشد حالت بی‌قراری را دارد و مدام در جایگاه دیگران سرک می‌کشد.

یعنی به این فکر کنید که اگر آدم‌های دیگر با رفتارشان شما را آزار می‌دهند و فکر و ذهن شما را دائم مشغول می‌کنند و حواستان به این است که فلانی چه گفت به این خاطر است که شما جایگاه خودتان را گم‌کرده‌اید و نمی‌دانید که کجا هستید و این موضوع سطح انرژی‌تان را پایین می‌آورد. اگر منِ لیلا جایگاه خودم را پیدا کنم و ببینم ویژگی‌های خودم چیست، چه ارزش‌ها و ضد ارزش‌هایی دارم دیگر کاری به هیچ‌کسی ندارم و اصلاً اجازه نمی‌دهم کسی من را اذیت کند یا من موجب اذیت دیگری شوم.

پس منیت چند محصول دارد که اولین محصولش این است که انسان جایگاه خودش را در هستی از دست می‌دهد و خودش را از دیگران جدا می‌کند. من همیشه فکر می‌کردم کسی که گوشه‌گیر می‌شود و یا با بقیه ارتباطش را کم  می‌کند و در لاک تنهایی خود فرو می‌رود به خاطر این است ‌که می‌خواهد بیشتر از این آسیب نبیند. بودند کسانی که وقتی کوچک‌ترین اشکالی از سوی اعضای کنگره می‌دیدند به لاک خودشان فرومی‌رفتند و من می‌گفتم می‌خواهند بیش از این آسیب نبینند و خود من هم شاید خیلی موقع ها این کار را می‌کردم تا وقتی‌که این سی دی را گوش دادم متوجه شدم یک موقع هایی این کناره‌گیری‌ها و قطع ارتباط‌ها، به خاطر همان منیت است. چرا؟ چون تو به خاطر منیت از دیگران توقع داری که درکت کنند و تو را بفهمند و دیگران این کار را نمی‌کنند و خواسته‌هایت را برآورده نمی‌کنند، بعد تو ناراحت می‌شوی و در لاک خودت فرو می‌روی. یا این‌که حساس می‌شوی روی رفتار انسان‌ها و آرام‌آرام کنار می‌روی و این موضوع باعث می‌شود که آموزش‌هایت قطع شود.

شاید خیلی از ره‌جوها باشند که سی دی را کامل گوش می‌کنند و کامل می‌نویسند، مرتب می‌آیند و می‌روند، ولی حالشان خوب نمی‌شود، آن انرژی که باید دریافت کنند را دریافت نمی‌کنند، پس حتماً یک جای کار ایراد دارد. آقای مهندس می‌گویند وقتی تو به کنگره می‌آیی و آن انرژی لازم را دریافت نمی‌کنی، یعنی در صراط مستقیم نیستی و باید بگردی و این مشکل را پیدای کنی، گاهی این مشکلات به خاطر همین منیت است.

گاهی اوقات هست که به چشم و گوش انسان مهر می‌خورد که خداوند در کلام‌الله می‌گوید: من به چشم و گوش و قلبشان مهر زدم. چرا؟ چون هر چیزی به او می‌گویی یا هر راهکاری به او نشان می‌دهی، باز کار خودش را می‌کند؛ چون چشم و گوش او بسته است و متوجه نمی‌شود؛ و گاهی این بسته شدن به خاطر همان منیت و محصولاتی ست که با خودش به همراه می‌آورد.

بیشترین تأثیر منیت روی چاکرا سوم یا همان  چاکرا خورشیدی است. انسان‌ها هفت چاکرا دارند که مراکز دریافت انرژی انسان هستند؛ یعنی به‌وسیله این چاکراها به هستی وصل می‌شویم و از هستی انرژی دریافت می‌کنیم. هنگام به دنیا آمدن نوزاد، وقتی‌که بند ناف او با مادر قطع می‌شود، این بند ناف به‌صورت نامرئی در چاکرا خورشیدی نوزاد باقی می‌ماند و او توسط این بند از راه چاکرا خورشیدی به مادر متصل است؛ به همین دلیل است که به  فرزندانمان علاقه فراوانی داریم‌ و اما هنگامی‌که عاشق می‌شویم، این بند از مادر قطع و به همسرمان یا کسی که او را دوست داریم وصل می‌شود، اصولاً کسانی که با یکدیگر پیوند محبت دارند، این بندهای محبتشان از سوی چاکرا خورشید به یکدیگر متصل می‌شود.

کسی که منیت پیدا می‌کند روی چاکرا خورشیدی‌اش اثر می‌گذارد و با هستی و دیگر انسان‌ها قطع رابطه می‌کند، یعنی نه می‌تواند از دیگری محبت بگیرد و نه به کسی محبت کند. ما انسان‌ها برای این‌که بتوانیم کاری انجام دهیم باید انرژی داشته باشیم و ما این انرژی را یا باید خودمان تولید کنیم یا آن را از جایی بدزدیم و کسی که دچار منیت می‌شود، چون ارتباطش با هستی قطع‌شده است، مدام در حال دزدیدن انرژی از دیگران است.

هنگامی‌که کسی کاری را انجام دهد و از آن مطمئن باشد، این می‌شود اعتمادبه‌نفس. حال این سؤال پیش می‌آید: فرق اعتمادبه‌نفس و منیت چیست؟

هم‌سفر مینا: آقای امین می‌گوید بدون شک  کسی که منیت دارد، اعتمادبه‌نفس بالایی هم دارد و چون شرط بروز منیت این است که شخص توانایی خود را بروز دهد، ولی اعتمادبه‌نفس یک پارامتر جدا است و این هم می‌تواند مثبت باشد و هم منفی؛ یعنی یک شخص می‌تواند در دزدی و به قتل رساندن دیگران اعتمادبه‌نفس داشته باشد و این در جهت منفی است، ولی چرخه منیت چون اشتباه است و اتصال مشخص با هستی قطع می‌شود، باعث کمبود انرژی می‌شود و این به‌هم‌ریختگی موجب حقارت در فرد و از دست رفتن انرژی و اعتمادبه‌نفس می‌شود، آقای مهندس هم می‌گویند هر منیتی اعتمادبه‌نفس به همراه دارد، اما هر اعتمادبه‌نفسی، منیت نیست.

 و اما کمال‌گرایی چیست؟

هم‌سفر شیرین: به زبان ساده افراد کمال‌گرا معیارهای خیلی بالایی برای موفقیت در نظر می‌گیرند و اگر به هدف خود نرسند، خود را شکست‌خورده می‌دانند. آن‌ها دنیا را با قانون "یا همه، ‌یا هیچ " می‌شناسند و نتیجه ممکن  را یا شکست کامل و یا موفقیت کامل می‌دانند.

عواملی که موجب کمال‌گرایی می‌شود: 1-نیاز به تائید تمام افراد مهم زندگی. ۲-انتظارات بیش‌ازاندازه از خود. ۳-مستعد سرزنش. ۴-نگرانی بیش‌ازاندازه. ۵-پرهیز از مشکلات.

کمال‌گرایی دشمن اصلی اعتمادبه‌نفس است و باعث می‌شود که شما رضایت خود را از دست بدهید. چرا می‌گوییم کمال‌گرایی بد است؟ در نگاه اول شاید بگوییم که این فرد می‌خواهد همه‌چیز کامل و بی‌نقص باشد و ما می‌گوییم که مشکلی ندارد و تازه خیلی هم خوب است، اما مشکل اصلی اینجا است که باید بدانیم افراد کمال‌گرا معمولاً به هیچ کجا نمی‌رسند و یا اگر هم به‌جایی برسند، صدمات زیادی می‌خورند، زیرا خودشان را با دست آوردهایشان می‌سنجند و اگر همه‌چیز کامل بود از خود رضایت کامل دارند. مشکل کمال‌گرایی این است که داشتن معیارهای بسیار بالایی برای کسب موفقیت در آن‌ها، سلامت روح و روانشان را به خطر می‌اندازد.

چگونه افراد کمال‌گرا را بشناسیم؟ از واژه‌هایی که استفاده می‌کنند، دوستان کمی دارند، به‌راحتی کسی را نمی‌پذیرند، آدم‌های کنترل گری هستند، مدام می‌خواهند رفتار دیگران را اصلاح کنند، وظایفشان را به نحو احسنت انجام می‌دهند، خودخواه هستند.

هم‌سفر لیلا (راهنمای لژیون): استاد عزیزی می‌گفت کمال‌گرایی و کمال طلبی یعنی از دست دادن لحظه حال. باید از جایی شروع کرد هرچند زشت، هرچند ناقص.

باید به بد نوشتن، بد کشیدن و بد انجام دادن هر کاری احترام گذاشت تا قدم‌به‌قدم بهتر شد. ارتکابات ناقص ما به هیچ‌کس آسیبی نمی‌زند. می‌خواهم هر روز، کاری که دوست دارم را انجام دهم. حتی ناقص، حتی بی‌سروته و حتی ناکامل.

حالا وقت خوبی برای شروع است.

نویسنده: هم‌سفر مژگان

تصویرگر: هم‌سفر فاطمه


طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1397/02/13 ] [ 04:15 ب.ظ ] [ همسفر مژگان ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic