ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق که اوست

لژیون دوم شعبه امین گلی « تو فقط لیلی باش» در روز دوشنبه 17/ اردیبهشت/ 1397 با استادی هم‌سفر لیلا، دبیری هم‌سفر فاطمه و با دستور جلسه‌ی

«ادامه مبحث کمال‌گرایی + سی دی اندیشه»

ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.


اگر کسی به شما ظلمی کرد و شما توان گرفتن حق خود را نداشتید، یا مورد بی‌احترامی قرار گرفتید، بهترین حالت این است که مقابله‌به‌مثل نکنید و کاری انجام ندهید. جمله‌ی زیبایی از استاد الهی قمشه‌ای هست که می‌گوید: تو به من احترام می‌گذاری، من هم به تو احترام می‌گذارم، چون می‌خواهم یکی مثل تو باشم. تو به من توهین می‌کنی، من به تو توهین نمی‌کنم،  چون نمی‌خواهم یکی مثل تو باشم.

در اصل نقطه پَرگار من هستم، پس به خاطر تو خودم را زیر سؤال نمی‌برم.

در ادامه مطلب بخوانید 


سخنان هم‌سفر لیلا: خداوند بزرگ را بسیار شاکر و سپاسگزارم که اجازه داد بار دیگر با هم باشیم.  سپس از تمام بچه‌های لژیون تشکر کردند و گفتند از همه‌ی شما عزیزان ممنون و سپاسگزارم. اگر آقای مهندس تأکید بسیار زیادی دارند که در جشن‌هایی که در کنگره 60 برگزار می‌شود شرکت کنیم و قدردان عزیزانی باشیم که خدمت می‌کنند، فقط و فقط به خاطر این است که ما قدردانی و تشکر کردن را یاد بگیریم. شاید قبل از این‌که وارد کنگره شویم انسان‌های زیادی کارهای بسیاری برای ما انجام دادند، اما ما هیچ‌وقت ندیدیم، اما در کنگره سپاسگزاری‌ و تشکر از مخلوق را یاد می‌گیریم. بازهم از شما عزیزان ممنونم؛ همین‌که هستید و حس و حال خوبتان و مشارکت‌های زیبایتان را دریافت کردم، برای من یک دنیا ارزش دارد. همین‌که احساس می‌کنم به آن حس آرامش و صلح رسیدید و یا به‌جایگاههای خدمتی در کنگره فکر می‌کنید، همین برای من کافی ست. از همه‌ی شما تشکر می‌کنم به خاطر تمام خوبی‌هایتان و به خاطر همه‌ی مهربانی‌هایتان؛ انشا الله که بتوانم لایق این‌همه لطف شما باشم.


من قبل از این‌که راهنما شوم در زندگی اگر یک نفر، یک ضربه کوچکی به من می‌زد، بلافاصله آن شخص را از زندگی‌ام کنار می‌گذاشتم. آدم کینه‌ای نبودم، او را می‌بخشیدم، اما برای همیشه از زندگی من کنار می‌رفت. آدم‌های خیلی محدودی در زندگی من بودند و آن‌ها هم می‌دانستند که اگر یک خطایی یا یک اشتباهی انجام دهند، از زندگی من کنار گذاشته می‌شوند. ولی وقتی وارد کنگره شدم، بخصوص از وقتی‌که راهنما شدم، تک‌تک بچه‌های لژیون، شدند بچه‌های خودم.

وقتی‌که راهنما می‌شوی، جوری ره‌جویانت را دوست داری که اگر خطایی از طرف آن‌ها ببینی ناراحت نمی‌شوی. و به‌هیچ‌عنوان نه می‌توانی آن‌ها را کنار بگذاری و نه می‌توانی بی‌خیال آن‌ها شوی. این‌یکی از ویژگی‌های راهنماست. به‌محض این‌که این شال روی دوشت قرار می‌گیرد، این حس و حال به تو دست می‌دهد؛ حتی اگر ره‌جو دو یا سه جلسه آمده باشد، بازهم این پیوند محبت بین راهنما و ره‌جو برقرار می‌شود و همیشه هست. به اندازه‌ی بچه خودم به شما فکر می‌کنم و دوستتان دارم و آرزویم این است که به حس و حال خوب و رهایی و آرامش و صلح و حال خوش برسید و همه‌ی شما را موفق ببینم. امروز من خیلی احساساتی شدم، مخصوصاً وقتی پیام آقای مهندس دژاکام خوانده شد، خیلی منقلب شدم و این پیام زیبا مرا به عالمی دیگر برد.

انشا الله سال آینده سفر دومی‌ها شال کمک راهنمایی را دریافت کنید و این حس زیبایی که من می‌گویم را تجربه کنید. 

پیام زیبای آقای مهندس به مناسبت هفته راهنما:

ای عزیز اگر می‌دانی زهی سعادت؛ وگرنه به یادآور.
من نمی‌دانم که آیا تو می‌دانی در پیشگاه خداوند و دوستانت پیمان بسته‌ای که از راه معرفت عمل سالم و عدالت خارج نشوی.
من نمی‌دانم که آیا تو به یاد داری چگونه به اینجا آمده‌ای.
من نمی‌دانم که آیا تو به یاد داری چگونه خود را به این جایگاه رسانده‌ای.
من نمی‌دانم که آیا تو می‌دانی چرا مورد احترام دیگران قرار داری.
ولی این را نیک می‌دانم که اگر خوب بنگری می‌توانی تصویر گذشته حال و آینده‌ات را رؤیت کنی و این را نیز نیک می‌دانم اگر در جایگاه خودت استوار باشی و گرفتار اهریمن نشوی و جز عشق خدمت به همنوعان خودت سودای دیگری در سر نپرورانی، به‌جایگاه بالاتری سوق داده ‌خواهی شد که مملو از صلح و آرامش است، در غیر این صورت خود می‌دانی که به‌سرعت جهان به کامت تلخ خواهد شد.
پس آن کنیم که فرمان عقل است که همانا فرمان خداوند هم همین است.


بعد از آن در مورد کمال‌گرایی که مبحث هفته گذشته‌ی ما بود توضیحات پایانی را دادند:


هفته پیش ما گفتیم انسان‌های کمال‌گرا تفکر «همه یا هیچ» دارند؛ یعنی یا همه‌چیز باید خیلی عالی انجام شود و یا هیچ کاری انجام نمی‌دهند. برای اینکه شما این تفکر را نداشته باشید باید تمرکز خود را به‌جای همه یا هیچ روی «بعضی» بگذارید؛ یعنی همان‌جایی که هستید کاری که دوست دارید را انجام دهید؛ از همان‌جا شروع کنید و به‌جای اینکه بگویید این کار نتیجه نمی‌دهد یا می‌ترسم نتیجه ندهد یا می‌ترسم شکست بخورم، بگویید من یک سری از مسائل کار را جلو می‌برم. اگر نتیجه داد که چه بهتر و اگر هم نتیجه نداد برای من تجربه‌ی آن باقی می‌ماند. ولی تا هرجایی هم که نتیجه بدهد برای من موفقیت است. نگویم چون این کار نتیجه نمی‌دهد پس من این کار را شروع نمی‌کنم و یا در صورتی شروع می‌کنم که بدانم حتماً پیروز میدانم. این تفکر را نباید داشته باشم؛ حرکت می‌کنم، اگر به موفقیت رسیدم که بهتر و اگر نرسیدم بالاخره تجربه کسب می‌کنم.

 
گاهی وقت‌ها ممکن است شما شکست بخورید، موانع را همیشه در مسیرتان در نظر بگیرید؛ یعنی وقتی می‌خواهید شروع کنید احتمالات را در نظر بگیرید و اگر این احتمالات را در نظر نگیرید اگر شکست خوردید خیلی حس و حال بدی به شما دست می‌دهد. کسی که در کارهاش می‌گوید من صد درصد قبول و یا موفق می‌شوم، وقتی می‌بیند موفق نشد، افسرده و ناراحت می‌شود و به هم می‌ریزد. پس احتمال شکست را بدهید.

وقتی از کاری می‌ترسید، بدترین حالت آن را تصور کنید، وقتی این کار را بکنید ذهن شما آماده می‌شود برای بدترین حالت؛ و مطمئن باشید که آن بدترین حالت هیچ‌وقت اتفاق نمی افتد و این تنها برای آمادگی ذهن شما و غلبه بر ترس است.

نکته‌ی مهم دیگر این‌که تا وقتی یک کاری را به انتها نرساندید در مورد خودتان قضاوت نکنید.
انسان‌ها کمال‌گرا خیلی روی جزئیات دقت می‌کند و اصل قضیه را فراموش می‌کند.
افراد کمال‌گرا  چون فقط به هدفشان فکر می‌کنند از مسیر لذت نمی‌برند. در هنگام بروز اشتباهات بجای اینکه خودتان را سرزنش کنید از اشتباهاتتان درس بگیرید و به خودتان فرصت باختن را بدهید.


و اما سی دی زیبای اندیشه:


هم‌سفر فاطمه ع: آقای مهندس فرمودند وقتی می‌خواهیم مشکلی را حل کنیم باید تفکر کنیم تا مشکلی به مشکلات اضافه نکنیم؛ مثلاً وقتی با خانواده مشکل‌داریم، به‌جای اینکه بیایم آن مشکل را حل کنیم از خانه فرار کنیم و به دوستان پناه ببریم؛ یا وقتی کاری انجام می‌دهیم که احتیاج به پول‌داریم یا بدهی داریم، پول نزول بگیریم که این بدترین کار است. کتاب آسمانی نزول دادن و یا نزول گرفتن را حرام دانسته است.‌ درصورتی‌که می‌توان این پول را از چند نفر قرض گرفت و ماه به ماه برگرداند. یا این‌که شخص افسرده و ناراحت است به سمت مواد مخدر یا قرص خواب و دیگر قرض‌های اعصاب می‌رود و بیش از حد از آن استفاده می‌کند. موضوع دیگر بخشش بود که من هنوز نتوانسته‌ام در زندگی‌ام این بخشش را در مورد یک سری از انسان‌ها انجام دهم.


هم‌سفر فاطمه ز: من هم دقیقاً همین مشکل را داشتم و زمانی که باخانم لیلا صحبت کردم به یک سؤال مهم برخورد کردم و آن سؤال این بود: وقتی کسی را نمی‌بخشی، ببین این فرمان را ازکجا می‌گیری؟
آیا منیت دارد به تو فرمان می‌دهد که من برترم و او نباید به من بدی می‌کرد؟ یا من لایق این رفتار نبودم و به این دلیل نمی‌توانم ببخشم. ببین فرمان نبخشیدن را کجا می‌گیری.



هم‌سفر لیلا راهنمای لژیون: بخشیدن کسی که به تو ظلمی کرده خیلی سخت است، اما اگر به این موضوع فکر کنی که آن شخصی که به تو بدی کرده خودش هم عذاب می‌کشد و حال دلش خوب نیست، شاید راحت‌تر بتوانی ببخشی. چون انسان‌هایی که وجود خودشان زخمی ست، به دیگران زخم می‌زنند، وگرنه انسانی که در صلح و آرامش است، به تو بدی نمی‌کند.

و همچنین اگر به قانون عمل و عکس‌العمل اعتقاد داشته باشی، راحت‌تر می‌توانی ببخشی. وقتی هنوز نبخشیده‌ای، میان آن شخص و خدا ایستاده‌ای، اما وقتی می‌بخشی و کنار می‌روی، او را باخدا خودش تنها می‌گذاری.

در سی دی اندیشه آقای مهندس می‌گویند که ما باید آداب هر کاری را بلد باشیم، اگر آداب هر کاری را بلد نباشیم، تخریب‌های بیش از حدی به خود وارد می‌کنیم. 
وقتی اندیشه زندانی ست یعنی زندانی خشم، جهالت و نادانی، دیگر روح ما نمی‌تواند پرواز ‌ کند. زمان برای ما بسیار ارزش دارد، باید هرلحظه در حال تغییر باشیم؛ هر کاری زمان مشخصی دارد، ولی باید لحظه‌به‌لحظه تغییر انجام گیرد تا زمان خودش فرابرسد.

وقتی دل پاک شود و نفرت و کینه در آن نباشد، جسم از آسیب  در امان است و دچار بیماری‌هایی مثل ام‌اس، سرطان و... نمی‌شود.

اما نکته‌ ای در مورد گناه می‌گویم و آن این است که گناه به آن مفهومی که ما فکر می‌کردیم وجود ندارد؛ این که  فکر کنیم ما یک کار اشتباهی را انجام می‌دهیم و خداوند می‌آید و مجازاتمان می‌کند.

در واقع وقتی‌که من درگیر ضد ارزش‌ها ‌شوم، از مسیر درست خارج می‌شوم و یک سری موانع در جهت  اتصال من با خداوند به وجود می‌آید.

یعنی آن ضد ارزشی که انجام می‌دهم باعث می‌شود من از خداوند دور شوم و یکسری موانع در زندگی من به وجود بیاید و روزیِ من کم ‌شود. منظورم از روزی، رزق و روزی مادی نیست. ممکن است من در مسیر زندگی به یک سری آموزش‌ها نیاز داشته باشم، اما در اثر گناه و خارج شدن از مسیر، درِ آن آموزش‌ها به روی من بسته ‌شود؛ یا باعث ‌شود که عشق و محبت دیگران را دریافت نکنم.

 

و اما نکته‌ی پایانی این‌که:  اگر کسی به شما ظلمی کرد و شما توان گرفتن حق خود را نداشتید، یا مورد بی‌احترامی قرار گرفتید، بهترین حالت این است که مقابله‌به‌مثل نکنید و کاری انجام ندهید.

جمله‌ی زیبایی از استاد الهی قمشه‌ای هست که می‌گوید:


تو به من احترام می‌گذاری، من هم به تو احترام می‌گذارم، چون می‌خواهم یکی مثل تو باشم.
تو به من توهین می‌کنی، من به تو توهین نمی‌کنم،  چون نمی‌خواهم یکی مثل تو باشم.

در اصل نقطه ی  پَرگار من هستم، پس به خاطر تو خودم را زیر سؤال نمی‌برم.


بعد از آن لژیون با دعای هم‌سفران به پایان رسید.

دستور جلسه هفته آینده: چاکراها و سی دی نور و ظلمت.

نویسنده: هم‌سفر شهلا

تصویرگر: هم‌سفر فاطمه




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
برچسب ها: کنگره 60؛ ترک اعتیاد؛ درمان اعتیاد؛ کمال گرایی؛ سی دی اندیشه،  
[ 1397/02/21 ] [ 09:08 ق.ظ ] [ همسفر شهلا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic