ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

در استحکام پایه‌های مالی و علمی کنگره من چه کرده‌ام؟

به قلم هم‌سفر شهلا


باید در کنگره هر چه از دستم بر می آید، از نظر مالی و علمی کمک کنم و با این کار شکر خداوند را به‌جا آورم.

تا اگر یک روز خداوند از من پرسید که به تو اجازه دادم به کنگره بیایی و علم درست زندگی کردن را یاد بگیری؛ تو در قبال آن چه کردی؟

با شرمندگی نگویم: من هیچ کاری نکردم!

متن کامل را در ادامه مطلب مطالعه کنید...

 

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است، وقتی باورها با محبت واقعی عجین شوند، معنای محبت را لمس می‌کنیم. 
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که به من اجازه داد در کنار مسافرم از آموزش‌های کنگره 60 بهره‌مند شوم.
قبل از این‌که وارد کنگره شوم وقتی در یک جمع قرار می‌گرفتم و این سؤال پیش می‌آمد که علم بهتر است یا ثروت؟ اکثراً جواب می‌دادند علم. ولی من در کنگره آموختم که علم و ثروت در کنار هم همدیگر را کامل می‌کنند.

این روزها مدام با خود می‌اندیشم که به‌راستی من برای کنگره چه کرده‌ام؟

کنگره‌ای که چیزهای زیادی به من داد و همه‌ی آرزوهای بربادرفته‌ام را به من برگرداند. 

از کدام کمک کنگره بگویم؟

کمک‌های کنگره را نه می‌شود با زبان بیان کرد و نه با بها جبران کرد، کمک‌های کنگره در وصف نمی‌گنجد. 

کمک کنگره به من و مسافرم دو راهنماست که در طی سفر ما را همراهی می‌کنند و با آموزش‌های ناب به ما کمک می‌کنند تا سفر خوبی داشته باشیم.

سپاس خداوند را که تا این ساعت مسافرم سفر خوبی را پشت سر گذاشته است که آن را مدیون زحمات این دو بزرگوار هستم.

کمک بعدی کنگره این است که سلامتی مسافرم را به او برگرداند تا او هم بتواند از زندگی، طبیعت و خواب شب لذت ببرد.

کمک دیگر کنگره‌ این بود که باعث شد یاد بگیرم چگونه شکرگزار خالق و مخلوق خداوند باشم و با آموزش‌های راستین به خداوند و خودم نزدیک‌تر شوم.

از لطف وجود کنگره است که مسافر من به‌جای این‌که در کنار منقل باشد و مواد مصرف کند، یا با مصرف سیگار خود را سرگرم کند، در یکی از شعبه‌های کنگره 60، به نام شعبه امین گلی در حال سفر است و با عشق از آموزش‌های کنگره بهره‌مند می‌شود و عاشقانه خدمت می‌کند.

کنگره زندگی من را از تاریکی به روشنایی تبدیل کرد، از قهر به مهر و از بدبختی به خوشبختی.

و درست است که تمام این خدمات را به‌صورت رایگان به ما ارائه کرد، اما بااین‌وجود دِین زیادی به گردن ماست، زیرا آرامشی که امروز داریم همه و همه درگرو آموزش‌های کنگره است. پس حداقل کاری که من می‌توانم انجام دهم این است که هرچقدر توانایی مالی دارم کمک کنم.


به نظر من حمایت مالی راحت‌ترین کاری است که یک شخص می‌تواند انجام دهد؛ به قول راهنمای خوبم خانم لیلای عزیز که همیشه می‌گویند حتی به‌اندازه پول خرید یک آجر هم که شده، کنگره را با عشق حمایت کنید تا برکت آن را در زندگی‌تان ببینید؛ و ما هر چه به محکم‌تر شدن پایه‌های مالی و علمی کنگره کمک کنیم بازهم کم است. پس چه جایی بهتر از کنگره می‌توان خدمت کرد که به ما درس زیستن و انسانیت را آموزش می‌دهد.

حال این خدمت می‌تواند هم به صورت مالی باشد و هم علمی. به‌قول‌معروف دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما می‌کاریم تا دیگران بخورند  .وقتی من با خیال راحت روی یکی از صندلی‌های کنگره می‌نشینم، باید بدانم که پشت این صندلی زحمات بسیاری وجود دارد.


این را می‌دانم که چه ازنظر مالی و چه ازنظر علمی به کنگره کمک کنم و یا هر خدمتی انجام بدهم، همان به من برمی‌گردد و من اگر با عشق سبد را حمایت کنم و یا هر خدمتی انجام دهم، قطعاً برکتش شامل حال زندگی‌ام می‌گردد.

بگذارید از تجربه‌ی خودم در موردحمایت از سبد بگویم.

تا قبل از ورود به کنگره من تنقلات زیادی برای خانه و خانواده می‌خریدم، اما از وقتی وارد کنگره شدم، هر وقت هوس تنقلات می‌کنم به خود می‌گویم نه! و روی این خواسته‌ام پا می‌گذارم تا بتوانم از سبد حمایت کنم. من با آموزش‌هایی که در کنگره گرفتم در مورد وادی پنجم، پله سوم که قناعت است را اجرا کردم تا بتوانم پول آن را به حمایت از سبد اختصاص دهم؛ و این کار سود دوجانبه برای من داشت، اول سلامتی خود و خانواده‌ام و دوم حمایت از سبد؛ چون همیشه با خودم می‌گویم این پول حق سبد و حق مکانی است که آموزش می‌گیرم و به آرامش می‌رسم.


این روزها آگاهی‌ام نسبت به قبل خیلی بیشتر شده است و به همین دلیل از آقای مهندس بنیان کنگره بسیار ممنون و سپاسگزارم و همیشه دعاگوی ایشان و خانواده بزرگوارشان و راهنمای خوبم خانم لیلای عزیز و راهنمای مسافرم آقای امیرحسین هستم که بستر آرامی برای ما فراهم کردند.


در قبال گذشت، ایثار و فداکاری که آقای مهندس انجام دادند، کمک‌های من هیچ است و مطمئنم این آرامشی که الآن دارم را در هیچ کجا نمی‌توانستم پیدا کنم؛ پس کوچک‌ترین کمکی که از دستم برمی‌آید این است که سبد را حمایت کنم و هرچه توان مالی‌ام اجازه می‌دهد کمک کنم و سعی کنم ره‌جویی فرمان‌بردار در مسیر کسب آموزش‌ها باشم و خدمت‌ها را خالصانه انجام دهم و به حرمت کنگره 60 احترام بگذارم.

و در کنگره هر چه از دستم بر می آید، از نظر مالی و علمی کمک کنم و با این کار شکر خداوند را به‌جا آورم.

تا اگر یک روز خداوند از من پرسید که به تو اجازه دادم به کنگره بیایی و علم درست زندگی کردن را یاد بگیری؛ تو در قبال آن چه کردی؟

با شرمندگی نگویم: من هیچ کاری نکردم!

نویسنده: هم‌سفر شهلا

ویرایش: هم‌سفر لیلا




طبقه بندی: مشارکت های مکتوب، 
[ 1397/03/12 ] [ 04:25 ب.ظ ] [ همسفر شهلا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو