به نام آنکه یادش آرام‌بخش دل‌هاست.

لژیون «تو فقط لیلی باش» شعبه‌ی امین گلی روز دوشنبه مورخ 28/3/97 با حضور جمعی از هم‌سفران و استادی خانم لیلا و دستور جلسه‌ی «مشکلات سفر اول و دوم» رأس ساعت 16:30 آغاز به کار کرد.

تابه‌حال فکر کرده‌اید چرا یک مسافر در پایان سفر اول برای قطع مصرف باید حتماً به تهران و نزد آقای مهندس برود؟

برای این‌که فرمان‌برداری را یاد بگیرد و بداند که همان 1% هم مهم است و همان است که او را به چاه آب می‌رساند.

در ادامه مطلب بخوانید 


در ابتدای جلسه هم‌سفر لیلا به همه‌ی هم‌سفران عید فطر را تبریک گفتند و سپس از هم‌سفران خواستند تا در مورد سی دی مشارکت کنند.

هم‌سفر اکرم: سفر دوم هم سهل و هم سخت است. چون جهان‌بینی شما بالا رفته و حالا زمان عمل کردن به آموزش‌هاست. بعد از رهایی چه مسافر و چه هم‌سفر باید به مدت یک سال به سفر خود ادامه دهند تا آموزش‌های خود را کامل کنند.


هم‌سفر عفت: مثالی که در این سی دی آقای مهندس زدند در مورد کسی بود که اعتیاد خود را کنار گذاشت ولی از آموزش‌ها استفاده نکرد و اشتباهات بزرگی انجام داد. ما مشکلات زیادی در زندگی خود داریم و اعتیاد یکی از آن‌ها هست و تمامی این مشکلات به خاطر این است که جهان‌بینی ما پایین است.


هم‌سفر زهرا: سفر اولی‌ها نباید به مسافرت بروند تا زمانی که سفر خود را کامل کنند، چون باعث تخریب در آن‌ها می‌شود.


هم‌سفر مهناز: در سفر اول نباید تصمیم‌گیری و کار بزرگی انجام دهیم، چون هنوز به تعادل نرسیده‌ایم.


هم‌سفر اشرف: سفر دوم هم سهل است و هم سخت. سهل است چون جهان‌بینی‌اش تغییر کرده و سخت است چون اگر آموزش‌هایش را عملی نکند به مشکل برمی‌خورد.


هم‌سفر مینا: چند وقتی است که به مسافرم پیشنهاد کار می‌شود و من با گوش دادن به این سی دی فهمیدم تا در سفر اول هستیم نباید تصمیم‌گیری کنیم و تغییراتی را در زندگی به وجود آوریم. مسافر من قبلاً به انجمن ان ای می‌رفت و باید در آنجا خودش را معتاد معرفی می‌کرد و روش درمانی آنجا سقوط آزاد بود و سقوط آزاد مثل این است که در عرض چند سال شهر وجودی خود را بکوبد و بخواهد آن را دوسه‌روزه بسازد و این امکان‌پذیر نیست.


هم‌سفر لیلا: مسافری که در کنگره درمان می‌شود مثل کسی است که سال‌ها خواب بوده و حالا بیدار می‌شود و تازه می‌فهمد چقدر خرابی در زندگی‌اش به بار آمده و می‌خواهد یک‌باره تمام آن‌ها را درست کند. مثلاً شغلش را عوض کند یا خانه‌اش را؛ این‌ها تمام حقه‌هایی است که نفس برای فرد به وجود می‌آورد.

در لژیون خودمان داشتیم کسانی را که روی پله‌های آخر بودند و با عوض کردن شغل یا با رفتن به مسافرت طولانی سفرشان خراب شد. یک مسافر و هم‌سفر در سفر اول باید هر شرایطی که دارند را ثابت نگه‌دارند.


فکر نکنید که با قطع مواد همه‌چیز درست می‌شود، بلکه باید جهان‌بینی شما نیز درست شود. به خاطر همین باید بعد از رهایی حداقل یک سال به سفر خود ادامه دهید. چون مسافر سفر اول، مثل کسی است که زیر تایرهای یک ماشین سنگین رفته و ما توانسته‌ایم او را زنده بیرون بکشیم، وقتی‌که درمان می‌شود مثل این است که تازه از زیر چرخ‌های سنگین آن ماشین بیرون آمده است و زمان زیادی می‌برد تا زخم‌های وجودش خوب شود و به تعادل برسد.

مسافری که تازه قطع مصرف‌شده است، اگر به کنگره نیاید لب مرز قرار می‌گیرد، اگر به این سمت بغلتد به سمت مواد برمی‌گردد و اگر به سمت دیگری بغلتد و هنوز جهان‌بینی‌اش کامل نشده باشد، برای خود و جامعه تخریب به وجود می‌آورد.

مسافر در سفر اول چون در تعادل نیست حق ازدواج، طلاق، خریدوفروش خانه و ماشین، آغاز دعواهای کیفری و یا تغییر شغل را ندارد و باید در طول سفر هر چیزی در زندگی‌اش است روی سکون و همان‌گونه که قبلاً بود باشد.

شما اگر یک زمین را بکنید تا به آب برسید، مثلاً قرار است که 100 متر کنده شود، اگر شما 99 متر از زمین را بکنید تا آن 1 متر را نکنید به آب نمی‌رسید، بنابراین مسافرانی که به یک گرم 30 روز می‌رسند و خودشان سفر خود را رها می‌کنند و می‌گویند دیگر این‌یک یا نیم سی سی  را خودم نمی‌خورم، فکر نکنند که سفر خود را با موفقیت به پایان رسانده‌اند. مسافر با مصرف یک قطره کوچک از داروی اوتی، باید به تهران برود و آقای مهندس دستور قطع مصرف را بدهد.

تابه‌حال فکر کرده‌اید چرا یک مسافر در پایان سفر اول برای قطع مصرف باید به تهران و نزد آقای مهندس برود؟

برای این‌که فرمان‌برداری را یاد بگیرد و بداند که همان 1% هم مهم است و همان است که او را به چاه آب می‌رساند.


نشانه‌های کسی که خوب سفر نمی‌کند چه مسافر و چه هم‌سفر این است که شروع به نق زدن می‌کند و دنبال بهانه است و سعی می‌کند تمام تقصیرها را گردن دیگری بیندازد تا خودش را مبرا کند؛ اما کسی که خوب سفر می‌کند کاری به کار دیگران ندارد ، روی خودش کار می‌کند  و اگر نقطه‌ی ضعفی ببیند آن را بامحبت بیان می‌کند نه با بغض و کینه.

رهایی یک الماس ناب است و یک مسافر و هم‌سفری که خوب سفر کرده باشند سعی می‌کنند با تمام وجود از این الماس نگه‌داری کنند، به حرف دیگران گوش نمی‌دهد و به خدمت‌ها فکر می‌کند. آقای مهندس می‌گوید در سفر دوم حتماً خدمت‌گزار شوید و برای کمک راهنمایی آماده شوید.

فکر می‌کنید چرا آقای مهندس در این سی دی گفتند که بهترین خدمتی که می‌توانید انجام دهید کمک راهنما شدن است؟


هم‌سفر اکرم: به خاطر این‌که با کمک راهنمایی آموزش‌ها کامل می‌شود.


هم‌سفر عفت: کسی که به دیگران آموزش می‌دهد، خودش خیلی بهتر یاد می‌گیرد. چون با عشق آموزش می‌دهد و جهان‌بینی‌اش بالاتر می‌رود.


هم‌سفر لیلا: آموزش‌هایی که ما در کنگره می‌آموزیم، با یاددادن به دیگران است که در وجودمان نهادینه می‌شود. مثلاً وقتی به ره‌جویت می‌گویی دروغ نگو، در وجود خودت سعی می‌کنی که دروغ نگویی و همان‌طور که ره‌جو قدرتمند می‌شود، راهنما هم با او قدرت را احساس می‌کند. لذتی که راهنما از رهایی شاگردش می‌برد وصف‌ناپذیر است و حس و حالی دارد که خودتان باید آن را تجربه کنید.

آقای مهندس می‌گوید یکسری از افراد در کنگره هستند که من حاضرم قسم بخورم که دیگر به اعتیاد برنمی‌گردند، چون مواد ارزشش را برای آن‌ها ازدست‌داده است. یک مصرف‌کننده مواد را دوست دارد و زمانی حاضر است از مواد دست بکشد که یک‌چیز باارزش‌تر از آن به او داده شود. وقتی‌که یک مسافر به کنگره می‌آید و حالش بهتر می‌شود، آموزش می‌گیرد و خدمت می‌کند، این‌ها همان الماس‌هایی هستند که به او داده می‌شوند و کم‌کم مواد ارزش خود را از دست می‌دهد.


در این سی دی یک نفر از آقای مهندس پرسید من دارم سفر می‌کنم و قصد دارم مکانی را در محله‌ی خودمان به کنگره اهدا کنم. آقای مهندس در جواب گفتند که شما تازه 4 ماه است که سفر خود را آغاز کرده‌ای و باید حداقل 6 ماه بگذرد بعد تصمیم بگیری و بعد به او گفت تا کمک راهنما نشوی، از تو قبول نمی‌کنم. آن مسافر گفت من سواد ندارم که در آزمون کمک راهنمایی شرکت کنم و آقای مهندس گفتند تو بخوان، من از تو شفاهی امتحان می‌گیرم. (شاید شروع خدمت در جایگاه کمک راهنمایی، ثابت قدمی افراد در خدمت را نشان می دهد.)


و در پایان یک سری دیگر از مشکلات سفر اول و دوم را بیان می‌کنم.

مشکلات سفر اول:

- انصراف از ادامه‌ی مسیر به نیت این‌که همه‌ی این چیزهایی که شما می‌گویید را من می‌دانم و بلدم!

اگر بلدی پس چرا این‌همه مشکلات داری؟ اگر همه‌چیز را می‌دانی پس چرا هنوز حالت خوب نیست؟ آن دانشی که داری چرا به تو کمک نکرده است؟ پس برای وارد شدن به کنگره باید تهی بیاییم تا آموزش پذیر شویم.

-مشکلاتی که اطرافیان برای ما به وجود می‌آورند و با آمدن ما به کنگره مخالفت می‌کنند.

این مشکلات شاید به خاطر این است که خیلی روی کنگره تعصب نشان می‌دهیم و احساس می‌کنیم که خیلی بلدیم و این باعث می‌شود در وجود دیگران حس دافعه به وجود بیاید. باید با آمدن به کنگره با رفتارتان نشان دهید که تغییر کرده‌اید نه با حرف. ما گاهی با حرف‌هایی که می‌زنیم دیگران را روی رفتارمان حساس می‌کنیم و باید خیلی مواظب باشیم.


سعی کنید آموزش‌هایی که از کنگره می‌گیرید را برای کسی نگویید، چون تا وقتی‌که زمانش نرسیده باشد، هیچ‌کس چیزی را از شما نمی‌پذیرد؛ هر چیزی یک‌وقتی دارد، مثل کرم ابریشم تا زمانی که وقتش نشده نمی‌تواند پروانه شود و از پیله بیرون بیاید، حتی اگر شما پیله را بشکافید، آن پروانه هرگز نمی‌تواند پرواز کند.

انسان هم‌زمان خاصی دارد تا به آگاهی برسد.


-خارج شدن از مسیر و نقض فرمان و نقض حرمت کنگره 60 که انسان را به حاشیه می‌کشد. بخصوص برای سفر اولی‌ها؛ مثل ارتباطات تلفنی و ارتباط بیرون از کنگره. باید هنگامی‌که حرمت کنگره خوانده می‌شود ساکت بنشیند و به آن گوش دهد و به تک‌تک آن‌ها عمل کنید، چون عمل نکردن به یکی از آن‌ها باعث خارج شدن از مسیر و توقف در سفر می‌شود.

-رازدار نبودن در لژیون جه برای مسافر و چه برای هم‌سفر هم از مشکلات سفر اول و دوم است. چون ممکن است باعث شود خودش یا چند نفر دیگر را از ادامه‌ی مسیر خارج کند.


مشکلات سفر دوم:

- ادامه ندادن به حرکت و این‌که من همه‌چیز را می‌دانم که بعد از رهایی خیلی‌ها اتفاق می‌افتد.

- دچار منیت و کبر شدن؛ که یکی از نشانه‌های منیت این است که آموزش‌هایش متوقف می‌شود.


 -راکد بودن و خدمت نکردن که باعث می‌شود خودت حس و حال خوبی نداشته باشی و دیگر به سفرت ادامه ندهی.

-مراقبت نکردن از رهایی.


آقای امین می‌گوید هر چیزی در زندگی‌مان 2 بخش دارد یکی به دست آوردن و دیگری نگه‌داشتن است؛ که ما فقط در فکر به دست آوردن آن هستیم و به مراقبت از آن فکر نمی‌کنیم. دو نفر که عاشق هم می‌شوند فقط در فکر رسیدن به همدیگر هستند و بعد که این اتفاق افتاد، نگه‌داری از عشق اهمیتی برایشان ندارد؛ بنابراین چه در سفر اول و چه در سفر دوم، از هر چیز باارزشی که به دست آوردید مراقبت کنید.


امیدوارم تمام افرادی که سفر خود را آغاز کرده‌اند بتوانند سفر خود را به‌طور کامل به اتمام برسانند و به تعادل برسند و آن‌هایی هم که هنوز سفر نکرده‌اند خداوند هدایتشان کنند و از تاریکی به سمت نور حرکت کنند.                            

 «ان شالله»

نویسنده: هم‌سفر نسیم

تصویرگر: هم‌سفر فاطمه




طبقه بندی: گزارشات لژیون،

تاریخ : 1397/03/31 | 01:57 ق.ظ | نویسنده : همسفر نسیم | نظرات


  • paper | وب یـــران پـــازل | رپرتاژ آگهی
  • فروش تبلیغ متنی | نوین 2