ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق که اوست...

روز دوشنبه 95/03/10 لژیون ما در شعبه ی امین گلی خمینی شهر،  با استادی همسفر لیلا و با حضور گرم و صمیمی اعضای لژیون و با دستور جلسه

سی دی نقض فرمان

راس ساعت 17:30برگزار شد.

یک مصرف کننده برای این که بتواند به نقطه ی آموزش برسد و روی صندلی بنشیند و ساعت ها در جلسه و لژیون قرار بگیرد، باید سختی کشیده باشد، باید تاریکی را تجربه کرده باشد، با تمام وجود خواهان رهایی باشد، تا بتواند به "نقطه ی آموزش" برسد و در کنگره ماندگار شود. دلیل این که بعضی از مصرف کنندگان در نیمه ی راه از کنگره می روند و به موفقیت نمی رسند، این است که"هنوز به نقطه ی آموزش نرسیده اند."

آن ها باید از کنگره بروند، دوباره تاریکی را تجربه کنند، یک چرخه ی دیگری را طی کنند تا به این باور برسند که من چیزی نمی دانم و برای خارج شدن از اعتیاد، باید بیاموزم و حاضر شود ساعت ها سر جلسه و لژیون بنشیند و از راهنمایی که شاید سنش کمتر از اوست، یا حتی سطح تحصیلاتش از او کمتر است بیاموزد و تسلیم او باشد.

                                 در مورد همسفران هم این موضوع صادق است...

                                                  در ادامه مطلب بخوانید...

 ===========================================================================

 

در ابتدا همسفر آزاده کنفرانس خود را از سی دی (فهم کلام) ارائه دادند.

بعد از آن همسفران در مورد تکلیف هفته ی قبل لژیون (نیروهایی که از زمان آمدن به کنگره و در دوران اعتیاد در وجود خود پیدا کردند) مشارکت نموند که بخشی از مشارکت ها این چنین بود:

همسفر مریم:  قناعت، صبر، سیاستمداری، همراهی و همقدمی با مسافر

همسفر اکرم: تفکر، صبر، استقامت، غلبه بر نفس، اهمیت دادن به خود، تغییر پوشش از رنگ های تیره به رنگ های روشن و شاد

همسفر فاطمه: پوشیدن لباس سفید، بالا رفتن نقطه ی تحمل.

همسفر فاطمه: صبر

همسفر آزاده: اهمیت دادن به خود و احساست خود، بالا رفتن نقطه ی تحمل، گذشت با عشق، سکوت، راز داری، صحبت کردن با متانت

همسفر فاطمه: بخشش و مثبت اندیشی.

همسفر فاطمه: قدرت تفکر، بالا رفتن نقطه تحمل و تغییر پوشش

همسفر اکرم: سکوت و ایمان

همسفر شهربانو: صبر

همسفر شیرین: قناعت و تعادل

همسفر مریم: بالا رفتن نقطه تحمل

همسفر خدیجه: رها کردن

با توجه به این که ما هنوز در وادی سوم به سر می بریم، لزوم درک بهتر این وادی، شناخت نیروهای درون خود و همچنین شناخت نیروهای تخریبی و شیطان است. که در ادامه در سی دی (نقض فرمان) سعی در شناخت شیطان و نیروهای بازدارنده کردیم:

نکات مهم مطرح شده در لژیون توسط راهنما و اعضای لژیون:

نقطه ی آغاز ورود به تاریکی ها "شرک" بود. شرک به معنای شریک شدن است.

زمانی که شیطان از سجده کردن به انسان سرباز زد، در واقع اولین نافرمانی را انجام داد و یا به قول معروف "نقض فرمان" کرد. و زمانی که از درگاه خدا رانده شد، یک اتفاق مهم برای شیطان و یارانش افتاد و آن این بود که سهمیه ی نور آن ها قطع شد.

ما در کلام الله داریم که "الله نورالسماوات و الارض" خداوند نور آسمان ها و زمین است و تمام موجوداتی که در آسمان ها و زمین زندگی می کنند، نور خود را از خداوند دارند و اگر خداوند تصمیم بگیرد که آن نور را از یک موجودی بگیرد، دیگر هیچ چیز برای او باقی نمی ماند.

آن نور چیست؟ نیروهایی که درون هر شخصی به صورت بالقوه وجود دارد، ارزش های درونی یک فرد، آن انرژی ناب الهی که انسان را به حرکت وا می دارد و خلاصه هر چیزی که به انسان حس زنده بودن می دهد، نور وجودی آن موجود است.

به همین دلیل از شما خواستم بگردید و نیروهای درونتان را پیدا کنید تا به ذرات جرقه ی درونتان یا همان نور وجودتان پی ببرید.

خلاصه ی کلام این که شیطان و یارانش، به دلیل سرپیچی از فرمان خداوند، سهمیه ی نورشان قطع شد، در صورتی که آن ها هم برای ادامه ی حیات، به نور نیاز داشتند.

فکر می کنید این نور را از کجا به دست می آورند؟

از موجودات دیگر می گیرند؛  با شریک شدن در نیروهای آن ها.

بهترین نمونه برای فهمیدن معنای شرک، یک مصرف کننده است که بسیاری از نیروهای خودش را با شیطان  و نیروهای منفی شریک شده است. مثلاً اگر می خواهد به مهمانی برود، اختیار کامل از خودش ندارد، چون باید به این موضوع توجه کند که آنجایی که می خواهد به مهمانی برود بساط مواد جور است یا نه؟ یا به او بورسیه ی تحصیلی در خارج از کشور را می دهند، او از خودش اختیاری ندارد که تصمیم بگیرد برود یا نه؟ او باید نگاه کند ببیند در آن کشور مواد گیر می آید یا نه!؟

یا یک همسفری که نیروی بخشش را درون خود، به صورت بالقوه دارد. وقتی یک نفر به او بدی می کند، به جای این که از نیروی بخشش خود استاده کند، اجازه می دهد نیروهای منفی، کینه و نفرت را جایگزین آن کنند. تا این که به جایی می رسد که اگر زمانی هم تصمیم به بخشش گرفت، حالا دیگر نمی تواند.

چرا نمی تواند؟ چون حالا در نیروی بخشش خود، شریک دارد و دیگر هر زمانی که دلش خواست، نمی تواند ببخشد.

حالا اینجا این سوال پیش می آید که چرا انسان حاضر می شود با شیطان و نیروهای منفی، شریک شود؟ شیطان و یارانش، چه چیزی به ما می دهند که ما حاضر می شویم با آن ها معامله کنیم و در نیروها و اختیار خودمان با آن ها شریک شویم؟

آن چه به انسان می دهند، "قدرت" است. یعنی در هر زمینه ای که با نیروهای منفی معامله کردی، در همان زمینه هم به تو قدرت می دهند(البته این قدرت در اوایل کار است)

مثلا مواد مخدر در ابتدا به انسان قدرت می دهد. کسی که به مصرف مواد روی می آورد، در ابتدای کار، ساعات بیشتری می تواند کار کند، بعضی ها حتی قدرت تمرکز بالایی به دست می آورند(البته ما الان می دانیم که آن انرژی ذخیره شده ی خود فرد است که مورد استفاده قرار می گیرد.)

مثالی که آقای امین در این سی دی می زنند این است که: وقتی کسی مصرف کننده می شود مواد خیلی راحت در دسترس او قرار می گیرد، شاید پول مواد خیلی راحت برای او جور می شود، بساط و هم بساطی همیشه فراهم است و نیروهای منفی همه جوره هوای او را دارند، اما در عوض اختیار و فرماندهی او را از او گرفته اند. 

حالا اگر کسی اختیار خود را در زمینه ی مادیات بفروشد چه می شود؟

فروختن اختیار در مادیات یعنی این که به حلال و حرام پولی که به دست می آوری اهمیت ندهی و بخواهی از هر راهی که شده به ثروت برسی. در این صورت نیروهای منفی به کمک تو می آیند، بخشی از اختیار تو را می گیرند و به جای آن به تو مادیات می دهند. حالا دیگر کافیست اراده کنی، مثل آب خوردن پول در می آوری، از درو دیوار برای تو پول می بارد و این موضوع یک داستانی پشت خود دارد.

همانگونه که در کلام الله می فرماید: هر کس بهره ی زودیاب بخواهد به او می دهیم و او را به جهنم می فرستیم.

چرا؟

چون تو وقتی که می خواهی از هر راهی پول در بیاوری، وارد یک بازی می شوی که تعادل ها را بر هم می زند، یعنی این پول ها قرار بوده یک جای دیگر خرج شود، قرار بوده با آن جای دیگری ساخته و آباد شود، اما تو وارد شده ای و آن را از تعادل خارج کرده ای.

مثلاً قرار بوده با این پول ها یک بیمارستان ساخته شود، و مردم بیایند و درمان شوند، یا قرار بوده یک مدرسه ساخته شود، مردم بیایند و آموزش بگیرند، اما تو وارد این چرخه شده ای، با نیروهای منفی معامله کردی و این موضوع را از حالت تعادل خارج کردی و پول ها را برای حساب خودت جمع کرده ای. اینجاست که در کلام الله می فرماید: شما برای خودتان آتش جمع می کنید.

یک نکته:

اگر کسی در زمینه ی مادیات اختیارش را بفروشد، در خیلی از موارد قدرت انتخابش کم می شود. یعنی یک جایی هست که دوست دارد از پول و ثروتش به انسان های نیازمند ببخشد، اما هر کاری می کند نمی تواند، دست و دلش به بخشیدن نمی رود، انگار آن پول به جانش بسته است. در صورتی که او به قول آقای مهندس دژآکام فقط نگهبان آن مال است و اختیاری برای خرج کردن آن ندارد.

اما وقتی خداوند به انسان قدرت یا ثروتی بدهد چه اتفاقی می افتد؟

به همراه آن به تو قدرت بخشندگی هم می دهد. مثل حاتم طائی یا سلیمان نبی که هر وقت می خواستند، به هر اندازه که می خواستند می توانستند از مالشان ببخشند، چون اختیار مال و ثروت خود را داشتند و هیچ نیروی منفی در ثروت آن ها شریک نبود.

آقای امین در این سی دی از دو قانون نیروهای الهی و نیروهی منفی صحبت می کنند. آن دو قانون چیست؟

قانون نیروهای منفی: برای این که بتوانی کسی را تسخیر کنی، اول باید خودت تسخیر شده باشی، اگر بخواهی کسی را تحت نفوذ خودت قرار دهی، اول باید خودت تحت نفوذ نیروهای منفی قرار بگیری، اگر بخواهی کسی را وارد تاریکی کنی، اول باید خودت وارد تاریکی شده باشی.

قانون نیروهای الهی: اگر بخواهی کسی را شفا دهی، اول باید خودت شفا پیدا کنی، اگر بخواهی حال خوش را به کسی هدیه دهی، اول باید خودت به حال خوش رسید باشی.

و این ها قوانین نانوشته ای هستند که در صورپنهان وجود دارند. و حالا که تا حدودی نسبت به قوانین الهی و نیروهای منفی آشنایی پیدا کردیم باید انتخاب کنیم که می خواهیم جزو کدام یک از این نیروها باشیم.

و اما یک نکته ی بسیار مهم:

هر چه که نیروهای تاریکی به ما می دهند، معادل آن و حتی 200برابر قوی تر آن، در قسمت نیروهای الهی وجود دارد.

مثال: اعتیاد هم جاذبه دارد و هم در ابتدای مصرف لذت و قدرت. به همین دلیل انسان ها به سراغ اعتیاد می روند. اما معادل آن و یا حتی 200برابر قوی تر آن در بین نیروهای الهی وجود دارد و آن سیستم شبه افیونی بدن خودِ انسان است که 200برابر قدرتمندتر از مواد مخدر بیرونی ست.

حالا در مقابل قدرتی که نیروهای منفی به ما می دهند، در قسمت نیروهای الهی چه چیزی وجود دارد؟

محبت یا همان وادی چهاردهم.

که اساس کار کنگره است و البته برای رسیدن به آن باید زحمت بکشیم، باید از 14 وادی بگذریم تا به آن برسیم. به همین دلیل است که محبت در آخرین وادی قرار گرفته است. اگر کسی تا به کنگره آمد به او بگوییم برو محبت کن، عشق بورز، آن هم از نوع بلاعوض، قبول نمی کند، اما اگر از وادی اول شروع کند، آرام آرام حرکت کند، می تواند در نهایت به وادی چهاردهم یا محبت برسد.

گاهی اوقات ما فکر می کنیم که محبت را احساس کرده ایم، خیال می کنیم محبت است، اما در صورتی که نیست. محبت همان عشق بلاعوض است، همان بخشیدن است. ما بدون مزد و منت محبت می کنیم و به این کاری نداریم که طرف مقابل محبت ما را حس می کند، درک می کند، آیا در مقابل آن برایمان کاری می کند یا نه؟

به همین دلیل است که در کنگره می گویند تنها چیزی که می تواند حریف جاذبه ی اعتیاد شود، همان محبت نابی است که در کنگره وجود دارد. خیلی ها به خاطر محبتی که در کنگره وجود دارد می مانند و سفر می کنند و به رهایی می رسند، به همین دلیل اساس کنگره محبت، عقل و ایمان است.

حالا اگر بخواهیم از شرک خارج شویم چه باید بکنیم؟

باید آموزش ببینیم. و برای این کار باید به "نقطه ی آموزش" رسیده باشیم و هر کسی در طول مسیرش روزی به نقطه ی آموزش می رسد و آن زمان است که نیروهای خود را پس می گیرد و از شرک خارج می شود.

اما رسیدن به "نقطه ی آموزش" شرط دارد، آن شرط چیست؟

یک مصرف کننده برای این که بتواند به نقطه ی آموزش برسد و روی صندلی بنشیند و ساعت ها در جلسه و لژیون قرار بگیرد، باید سختی کشیده باشد، باید تاریکی را تجربه کرده باشد، با تمام وجود خواهان رهایی باشد، تا بتواند به "نقطه ی آموزش" برسد و در کنگره ماندگار شود.

دلیل این که بعضی از مصرف کنندگان در نیمه ی راه از کنگره می روند و به موفقیت نمی رسند، این است که"هنوز به نقطه ی آموزش نرسیده اند."

آن ها باید از کنگره بروند، دوباره تاریکی را تجربه کنند، یک چرخه ی دیگری را طی کنند تا تازه به "نقطه ی آموزش" برسند. تا به این باور برسند که من چیزی نمی دانم و برای خارج شدن از اعتیاد، باید بیاموزم و حاضر شود ساعت ها سر جلسه و لژیون بنشیند و از راهنمایی که شاید سنش کمتر از اوست، یا حتی سطح تحصیلاتش از او کمتر است بیاموزد و تسلیم او باشد.

در مورد همسفران هم این موضوع صادق است:

یک همسفر هم باید بپذیرد که نمی داند، بپذیرد که حال خرابی هایش به دلیل جهل و نادانی خودش است و باید روی این صندلی ها قرار بگیرد و با تمام وجودش آموزش بگیرد تا به نتیجه برسد.

یک مسافر و همسفری که به نقطه ی آموزش نرسیده اند، آمدن و رفتنشان بی فایده است، تنها یک صندلی اشغال کرده اند که شاید حق آن کسانی ست که نمی دانند و با تمام وجود می خواهند که بدانند.

به این منظور، 3 سفر در کنگره طراحی شده است. سفر اول از مصرف مواد تا قطع آن، سفر دوم از قطع مواد تا رسیدن به خود، و سفر سوم از رسیدن به خود تا رسیدن به خالق خود.

رسیدن به خود یعنی این که ما اختیار وجودمان را بر عهده بگیریم و از شرک خارج شویم. بعد از گذشتن از مرحله ی آموزش است که به مرحله ی باروری می رسیم.

آقای امین برای رسیدن به مرحله ی باروری دو مثال می زنند، آن دو مثال چیست؟

اولین مثال در مورد حضرت محد است که چهل سال آموزش دید تا توانست به مرحله ی باروری برسد و اعرابی را که در جاهلیت به سر می برند، را هدایت کند.

دومین مثال در مورد دانه است که برای رشد خود در مسیر درخت شدن، باید بر کمبود آب غلبه کند، طوفان ها را پشت سربگذارد، بر موجودات موذی و آفت ها غلبه کند تا تبدیل به یک درخت پر ثمر شود.

و اما یک تفاوت دیگر ین نیروهای الهی و نیروهای منفی وجود دارد و آن این است که:

نیروهای منفی مثل ویروس ها عمل می کنند و همیشه به دنبال انرژی هستند. اگر تو حالت خوب باشد، پول داشته باشی، به سمت تو جذب می شوند، اما وقت هایی که حال خوبی نداری، یا پول نداری، از تو فاصله می گیرند و مثل ظروف تهی هستند.

اما نیروهای مثبت به جای این که به دنبال انرژی باشند، به دنبال دانایی هستند.

دانایی چیست؟ ظرف وجودی هر شخص، یا ظرفیت یک شخص، دانایی او محسوب می شود.

نیروهای منفی به دنبال انرژی افراد هستند و نیروهای مثبت به دنبال دانایی اند. یعنی نیروهای مثبت ظرف را می بینند و نیروهای منفی محتویات داخل ظرف را. و اگر درون یک ظرف چیز به درد بخوری باشد، به دنبال آن می روند و اگر چیز به درد بخوری نباشد آن را رها می کنند.

مثل همسری که تا زمانی که شوهرش پول و موقعیت خوبی دارد در کنارش می ماند و با پیش آمدن یک مشکل مثل اعتیاد، او را ترک می کند(مثل نیروهای منفی که فقط انرژی را می خواهند)

اما در مقابل همسری که ویژگی ها خوب و انسانی شوهرش را می بیند(حتی زیر پوشش اعتیاد) ظرف را به آن چه که درون آن هست نمی فروشد و تا آخرین لحظه در کنار او می ماند و به او کمک می کند.

بعد از آن لژیون با دعای همسفران پایان یافت.

دستور جلسه ی هفته ی آینده: بخش پایانی وادی سوم + سی دی پُل

نویسنده: همسفر لیلا




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1395/03/16 ] [ 12:36 ب.ظ ] [ همسفر لیلا (راهنمای لژیون) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic