ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق که اوست

لژیون دوم هم‌سفران شعبه امین گلی «تو فقط لیلی باش» در روز دوشنبه 4/ تیرماه 1397 / با استادی هم‌سفر لیلا، دبیری هم‌سفر زیبا و با دستور جلسه‌ی «سی دی کبر» ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.


جایگاه یک سفر اولی با سفر دومی باهم فرق دارند. کسی که تازه می‌آید کنگره و در مدت‌زمان کوتاهی می‌افتد روی دور و سفرش را شروع می‌کند، با کسی که سال‌های سال به کنگره می‌آید و هیچ تغییری نمی‌کند و در دو دوتا چهار تای خودش مانده است باهم فرق دارند؛ و این جایگاه انسان‌ها است که با یکدیگر فرق می‌کند و به معنی کبر نیست

در ادامه مطلب بخوانید....

=======================================================

مشارکت هم‌سفران:

هم‌سفر اشرف: وقتی‌که خداوند انسان را آفرید به همه آن‌ها گفت که سجده کنید، همه سجده کردند به غیر از شیطان که سجده نکرد و کبر ورزید و از آن به بعد خداوند به شیطان گفت تو جزو رانده‌شدگان هستی. رانده شده یعنی نوری که خداوند به همه موجودات می‌دهد را شیطان از آن محروم می‌شود.


هم‌سفر لیلا: فرق غرور، منیت و کبر چیست؟


هم‌سفر فاطمه (ز): غرور به انسان کمک می‌کند که کسی شخصیتش را زیر سؤال نبرد. منیت یعنی این‌که خودش را فراتر از آن چیزی که هست می‌بیند. مثلاً یک نفر لیسانس دارد ولی خودش را در حد دکترا می‌بیند. کبر یعنی این‌که چیزی را در وجودش ندارد ولی به خودش تکبر دارد که اگر فلان شرایط بود من فلان مقام و رتبه را داشتم.


هم‌سفر فاطمه (ا): غرور یعنی حس خود برتری؛ یعنی تمام ۷۰ میلیارد سلول من را احاطه می‌کند، یعنی یک‌چیزی هستم جدا از دیگران و اگر آن را مهار نکنیم می‌رسد به منیت؛ یعنی این‌که من بالاتر از همه هستم و هیچ خلقی بالاتر از من نیست. منیت مانند یک هشت پایی است که تمام پاهایش را می‌زنید ولی آخرش دست‌ و پا در می‌آورد. کبر یعنی این‌قدر درجه‌ی منیت من بالا رفته است که همه باید من را تائید کنند و من سعی می‌کنم با حس دیگران انرژی به دست بیاورم.


هم‌سفر مینا: غرور به نظر من خیلی هم خوب است و مربوط به شخصیت آدم می‌شود. مثلاً من اعتقاد دارم زن در برابر مردهای نامحرم غرور داشته باشد خیلی هم خوب است و شخصیت او حفظ می‌شود. منیت یعنی فرد احساس می‌کند در آن جایگاهی که قرار دارد بالاتر است و از بقیه هم انتظار دارد که در آن سطح به او احترام بگذارند. کبر یعنی انسان اصلاً فکر می‌کند که جنسش با بقیه فرق دارد، مثلاً حتی اگر چیزی هم نباشد ولی می‌گوید من از بقیه بهترم و شرایط برایم مهیا نبود که خودم را نشان بدهم.


هم‌سفر لیلا: ما انسان‌ها حسی در درون خودمان داریم به اسم عزت‌نفس و توسط این حس می‌توانیم نیروها و توانایی‌های خودمان و ویژگی‌های خوب و مثبتمان را بشناسیم، عزت‌نفس یعنی من خودم را دوست دارم و می‌دانم چه طور آدمی هستم، جایگاه خودم را در هستی پیدا کرده‌ام و مسیرم را طی می‌کنم و روزبه‌روز که می‌گذرد عزت‌نفس من بیشتر و بیشتر می‌شود.

حال این عزت‌نفس اگر به سمت خوبی حرکت کند ما به تواضع می‌رسم. ولی اگر به سمت تاریکی برود دچار منیت می‌شویم.

غرور یک صفتی است که می‌تواند از عزت‌نفس ما محافظت کند. غرور تا اندازه‌ای خوب است، چون باعث می‌شود برای این‌که دیگران با ما چه رفتاری داشته باشند، حد و مرزی قائل شویم؛ اما اگر غرور زیاد باشد و از حالت تعادل خارج شود مخرب می‌شود و باعث می‌شود به‌سوی منیت و کبر حرکت کنیم.

اما منیت حسی است که در مورد جایگاه به کار می‌رود. ما اگر توانایی یک کاری را داشته باشیم ممکن است در مورد آن کار دچار منیت شویم. مثلاً در کنگره دارید آموزش می‌بینید و دچار منیت می‌شوید و می‌گویید من نسبت به بقیه افراد برتری دارم چون آن‌ها از آموزش‌های کنگره محروم هستند.

کبر یک ویژگی  است که کلاً ماهیت خودت را نسبت به دیگران برتر و بالاتر می‌بینی. مثلاً این‌که فکر کنیم ما که در داخل شهر هستیم برتری داریم نسبت به کسانی که در روستا زندگی می‌کنند؛ یا فامیل و اصل و نسب ما، نسبت به دیگران برتر است. کبر یعنی چیزی در درونت نداری اما همیشه خودت را فراتر از همه‌ی خلق می‌دانی.


هم‌سفر زهرا: آیا حسادت هم جزو منیت می‌شود؟


هم‌سفر لیلا: بله. چون فرد می‌گوید من لیاقت بهترین‌ها را دارم. مثلاً می‌گوید خواهر من فلان خانه‌ی خوب را گرفته است، ولی او لیاقتش را ندارد و آن خانه باید برای من باشد، چون من برتر از او هستم. منیت و قیاس باعث به وجود آمدن حس حسادت می‌شود.


هم‌سفر اکرم: وقتی‌که خداوند انسان را آفرید و به شیطان گفت سجده کن، ولی شیطان سجده نکرد و اینجا شیطان دچار کبر شده بود و گفت من نسبت به انسان برتری دارم، من از آتشم و انسان از خاک. در شرک انسان خودش می‌خواهد که برتر باشد ولی در کبر مطمئن است که بهتر است و این‌که کبریا مخصوص خدا است و هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید که من این صفت را دارم.


هم‌سفر لیلا: خداوند نور آسمان‌ها و زمین است و نور تمام موجودات برگرفته از خداوند است و ما از نور آن استفاده می‌کنیم برای ادامه حیات و زندگی خودمان. کسی که از مسیر خارج می‌شود سهمیه نورش قطع می‌شود و خداوند او را از نور خود محروم می‌کند و اولین کسی که محروم شد ابلیس بود.

ما انسان‌ها می‌توانیم تمام صفات و ویژگی‌های خداوند را داشته باشیم. اگر خداوند بخشنده است من هم می‌توانم بخشنده باشم، اگر خداوند مهربان است من هم می‌توانم مهربان باشم و... به‌غیراز یک ویژگی نمی‌توانم آن را داشته باشم که به آن می‌گویند عرش کبریایی و چه فرشته و چه انسان و هر موجودی که به این نقطه برسد خداوند او را مجازات می‌کند. نقطه آغاز تاریکی همان کبر است چون ابلیس رانده شد و از نور خداوند محروم شد و مجبور شد که سهمیه‌ی نور خودش را از انسان‌ها بگیرد. معامله با شیطان خودش آغاز تاریکی است. شاید از چیزی که از راه ضد ارزش‌ها به دست می‌آید در ابتدا لذت ببریم، اما در ادامه دیگر حس و حال خوبی نداریم، انرژی مثبت نداریم و هیچ‌چیز خوب پیش نمی‌رود و احساس می‌کنیم دیگر هیچ‌چیز مانند سابق نمی‌شود، به دلیل این‌که سهمیه نور خود را با نیروهای تاریکی سهیم شده‌ایم.


هم‌سفر شهلا: در کبر انسان مطمئن است که بهتر است و کبر نقطه شروع سقوط موجودات است. کبر به معنی بزرگ بودن است؛ مانند شیطان که سجده نکرد و خود را برتر از انسان دانست و رانده شد و از نور خدا محروم شد.


هم‌سفر زهرا: ابلیس و شیطان باهم تفاوت دارند، ابلیس شخص است ولی شیطان جمع شیاطین است و ابلیس فرمانده آن‌ها است.


هم‌سفر لیلا: کبر یعنی که تو فکر می‌کنی ماهیت و جوهر تو با بقیه فرق دارد. خداوند در کلام‌الله می‌گوید آیا آنانی که می‌دانند با آنانی که نمی‌دانند برابر هستند؟ مشخص است که انسان‌ها با یکدیگر برابر نیستند. مثلاً جایگاه یک سفر اولی با سفر دومی باهم فرق دارند. کسی که تازه می‌آید کنگره و در مدت‌زمان کوتاهی می‌افتد روی دور و سفرش را شروع می‌کند، با کسی که سال‌های سال به کنگره می‌آید و هیچ تغییری نمی‌کند و در دو دوتا چهار تای خودش مانده است باهم فرق دارند؛ و این جایگاه انسان‌ها است که با یکدیگر فرق می‌کند و به معنی کبر نیست.

آقای امین می‌گویند که ما می‌توانیم جوهره‌ی وجودی خود را عوض کنیم، در جای دیگر می‌گویند فقط خداست که در جوهره و ماهیت با ما فرق دارد و ما نمی‌توانیم به آن جایگاه برسیم. پس بالاخره جوهره‌ی وجودی ما قابل‌تغییر است یا نیست؟


هم‌سفر فاطمه (ا): وقتی خداوند بخواهد انسان را بیافریند از روح خودش در درون انسان می‌دمد؛ زیرا تمام خصوصیات و صفات خداوند در انسان وجود دارد. من در زندگی خود می‌توانم طوری رفتار کنم که خصوصیات خود را برسانم به درجه پست‌تر از جهنم و هم می‌توانم طوری رفتار کنم که برسم به درجه‌ی بهشتی؛ و این بستگی به خودم دارد که در چه زمینه‌ای حرکت کنم.

من می‌توانم جوهره‌ی وجودی خود را با آموزش و کسب اطلاعات بالا برسانم و کم‌کم تمام ذرات وجودی‌ام تغییر می‌کنند و جوهره‌ی وجودی من هم عوض می‌شود.


هم‌سفر لیلا: کاملاً درست است. خداوند از جوهره‌ی وجودش به ما بخشیده است ولی ما هم با سعی و تلاش خودمان می‌توانیم به آن درجه و جایگاه هم برسیم؛ یعنی ما اگر به سمت حیوان بودن حرکت کنیم می‌توانیم پست‌تر از حیوان‌ باشیم، ولی اگر به سمت فرشته و خدا حرکت کنیم می‌توانیم مقاممان را از فرشته‌ها که آن‌قدر پاک و منزه هستند بالاتر ببریم.

پس ما انسان‌ها می‌توانیم فلز وجودی خود را عوض کنیم. یکی از نشانه‌های عوض شدن فلز و جوهره‌ی وجودی انسان که در حال تغییر است این‌ است که اصلاً این حس را ندارد که برتر است و اگر زمانی این حس را داشت پس هنوز آن‌طور که بایدوشاید تغییر نکرده و مانند درختی که هرچه پربارتر باشد افتاده تراست.


هم‌سفر مهناز: شرک یعنی نقص فرمان یعنی این‌که انسان در عمل نه در کلام از کسی دیگر فرمان‌برداری کند که نمونه‌اش همان آدم و حوا است که خداوند به آن‌ها دستور داده بود به شجره خبیثه نزدیک نشوند ولی ابلیس به آن‌ها می‌گوید اگر بروید جایگاهتان بهتر می‌شود. کبر به معنی بزرگ است و فقط مخصوص عرش کبریا است که این صفت را انسان هیچ‌وقت نمی‌تواند داشته باشد.


هم‌سفر زیبا: وقتی‌که در یک جمعی قرار داریم و یک صحبتی می‌کنیم و منتظر تائید آن جمع هستیم، آیا این هم جزو کبر محسوب می‌شود؟

هم‌سفر لیلا: یکی از نشانه‌های کبر این است که دنبال تائید دیگران باشیم. مثلاً من حرفی می‌زنم و اگر آن جمع حرف من را تائید کند، متوجه می‌شوم که درست بوده است ولی اگر تائید نکنند دچار شک و تردید می‌شوم. پس آن‌قدر به حرف‌هایی که می‌زنم اعتماد ندارم و مطمئن نیستم. وقتی یک انسان در صراط مستقیم در حال حرکت است و جوهره‌ی وجودش در حال تغییر است دیگر کبر ندارد، پس دیگر نیازی به تائید دیگران ندارد.


هم‌سفر اعظم: آیا کسی که به‌اصطلاح خاکی است، این خاکی بودن خوب است یا نه؟


هم‌سفر فاطمه (ا): من خودم به‌شخصه این‌طور بودم. هرکجا که می‌رفتم به‌سرعت با بقیه دوست می‌شدم و با همه بگو بخند داشتم. ولی بعد مدت‌ها و با کمک راهنمایم متوجه شدم که پشت این بگو بخندها و این رفتارهای من یک غرور زیاد و کبر پنهان ‌شده است؛ زیرا من خودم را بهتر و برتر از بقیه می‌دانستم و سر این موضوع من حتی ضربه‌های بسیار خوردم که با آموزش‌های کنگره توانستم گره این کار را پیدا کنم و حل کنم. پس خاکی بودن خوب است، اما در صورتی‌که تو هم بتوانی از آن جمع حس خوب و انرژی کافی را ببری.


هم‌سفر لیلا: خاکی بودن مربوط می‌شود به دستور جلسه‌ی هفته‌ی بعد که آداب معاشرت، بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی ست که آقای مهندس هم خیلی تأکید کردند به گوش کردن این سی دی. آقای مهندس در این سی دی می‌گویند که ما با همه نمی‌توانیم به‌طور یکسان و یک رفتار را داشته باشیم و بگوییم من خاکی هستم. مثلاً من در یک جمعی قرار می‌گیرم  و همگی سن و سالشان از من بالاتر و سطح تحصیلاتشان‌ هم از من بیشتر است، نباید با کل جمع یک نوع برخورد را داشته باشم و با همه بگو و بخند کنم و بعد بگویم من خاکی و متواضع هستم. من آن‌طوری که دوست و رفیق خودم را خطاب می‌کنم نمی‌توانم استاد، معلم، راهنمای خودم را به همان شکل خطاب کنم.


نویسنده: هم‌سفر مژگان

تصویرگر: هم‌سفر فاطمه

ویرایش: هم‌سفر لیلا


طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1397/04/10 ] [ 05:00 ق.ظ ] [ همسفر مژگان ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic