ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ
به نام او که برترین است
لژیون «تو فقط لیلی باش» روز دوشنبه 97/5/22 با حضور جمعی از همسفران و با استادی همسفر لیلا، دبیری همسفر زیبا و با دستور جلسه (بخش دوم سی دی  فلز و جودی و انرژی + سی دی دبه ) رأس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.


خدا نگاه می کند ببیند چگونه با بنده اش تا می کنی، تا همان گونه با تو رفتار کند، پس حواست به آدم ها و احساسشان باشد.
در ادامه مطلب بخوانید.....
================================================

در ابتدا همسفر لیلا، بخش پایانی پایانی وادی سیزدهم را توضیح دادند:

از ویژگی های انسان سه بعدی این است که مانند یک فرد معمولی است که همین امر تشخیص دادن انسان سه بعدی را از انسان معمولی سخت می کند. چنین افرادی  دارای حس هایی هستند که بر مبنای آن هستی را به گونه ای دیگر می بینند که یک فرد عادی از درک آن عاجز است. یعنی همان طور که ما پنج حس ظاهری داریم و پنج حس هم در صور پنهان، فرد سه بعدی هستی را از طریق آن پنج حس پنهان که بسیار قوی هست می بیند و درک می کند.

چون حس خبرنگار عقل است، وقتی به جز پنج حس ظاهر، پنج حس باطن هم به کمک عقل بیایند، عقل  می تواند تصمیمات بهتری بگیرد. برای همین افراد سه بعدی افراد بزرگی هستند که می توانند تصمیمات بهتری بگیرند، ولی این موضوع زیاد قابل رویت نیست، چرا که آنها انسان های ساده ای هستند که در بین مردم زندگی می کنند، ولی کارهای انجام می دهند که اثرگزار است. انسان های سه بعدی با یازده حس و هفت پیکره برای سیستم عقل اطلاعات جمع آوری می کنند و درک این مسائل و ویژگی ها کمی برای ما پیچیده و سخت است.


و اما ادامه سی دی فلز وجودی و انرژی:

همسفر لیلا:
آقای امین می گویند وقتی یک نفر می خواهد از وادی اعتیاد خارج شود باید فلز وجودی او تغییر کند. یعنی باید سطح دانایی او تغییر کند. اگر یک فرد  در حال درمان همچنان همنشینانی دارد که مصرف کننده هستند، و نمی تواند در شرایطی جدا از آن ها زندگی کند، باید با بالا بردن آگاهی و دانایی خود از این وادی خارج شود، در واقع باید فلز وجودی او تغییر کند.

من رهجویی داشتم که سه مصرف کننده داشت و فقط یکی از آنها به کنگره می آمد. مسافر او از آقای مهندس خواسته بود با وجود دو مصرف کننده ای  که در کنار او هستند و برای این که سفر بهتری داشته باشد اجازه دهند در جای دیگری و جدا از آن ها زندگی کند، ولی آقای مهندس فرمودند شما باید در همان خانه و در همان شرایط فلز وجودی خود را با بالا بردن دانایی تغییر دهید و مسیر درمان را طی کنید. و آن قدر خواسته درمان در ایشان زیاد بود که نه تنها درمان شدند، بلکه در حال حاضر یکی از راهنمایان شعبه امین گلی هستند.

انسان هر وقت در مسیر آزمایشات الهی قرار می گیرد فلز وجودی او تغییر می کند. پس به جز آموزش هایی که می بینیم آزمایشات الهی نیز باعث تغییر فلز وجودی ما می شود، اما بستگی دارد که چگونه از آزمایشات الهی عبور کنید و چه برداشتی از مشکلات داشته باشید. بعضی مواقع مشکلات و غم هایی در زندگی بوجود می آید که وقتی از آنها گذر می کنیم متوجه می شویم  چقدر عوض شدیم .

پس وجود طوفان ها و مسائل زندگی دو قابلیت دارد. همانطور که در کنگره زیاد شنیدیم که غم بزرگ می تواند انسان را به بالاترین نقطه و یا به پایین ترین نقطه برساند.

مشکلات و سختی ها در زندگی ماندگار نیستند، اما این که چگونه انسانی از دل مشکلات بیرون بیاید مهم است؛ اگر قبلًا نقطه تحمل کمتری داشتم و یا زود رنج بودم ، بعد از یک سری موانع، دیگر این گونه نیست، یعنی سطح آگاهی من بالا رفته و فلز وجودی من تغییر کرده است.

آقای امین می گویند وقتی آتشی در قلبت ایجاد شد و تو بواسطه آن آتش، دیگری را ناراحت نکردی و آن را در قلب خود نگه داشتی باعث می شود ناخالصی هایت از بین برود و انسانی خالص پدید آید .

انسان هر چه جهل بیشتری داشته باشد در برابر تغییرات مقاومت بیشتری می کند، مثلاً وقتی راهنما اشتباهات رهجویی را گوشزد می کند و او نمی پذیرد یعنی جهل در وجود او زیاد است. هرچه دانایی افراد بالاتر برود راحت تر می پذیرند که تغییر کنند .
ما در زندگی با افرادی اشنا می شویم که می توانند در زندگی ما بسیار تاثیر گذار باشند، حال یا زندگی ما را دچار بحران می کنند و یا با عشق و محبت وجودی خود ما را به آرامش می رسانند .

بعضی اوقات هم در زندگی اتفاقاتی که می خواهیم صورت نمی گیرد، چون سطح انرژی ما پایین است. مثلًا من دوست دارم جایگاهی را در کنگره بدست آورم، ولی انتخاب نمی شوم و این به دلیل پایین بودن سطح انرژی من است .


اما گاهی اوقات از تمام انرژی خود استفاده می کنیم که کاری را انجام دهیم ولی  نمی شود و این به خاطر بندهایی ست که هنوز با گذشته خود و تاریکی ها داریم و باید این بندها قطع شود .

برای انجام کاری هم هیچ وقت تقلا نکنیم و زور الکی نزنیم، چون کاری که در توان و سطح انررژی ما نیست را نمی توانیم انجام دهیم. در عوض سعی کنیم سطح انرژی خود را بالا ببریم تا توان انجام آن کار نیز به ما داده شود.

سوال همسفر فاطمه: من معتقدم با تغییر مکان احتمالاً شرایط زندگی من هم تغییر می کند. آیا درست است؟

پاسخ همسفر لیلا: بعضی مواقع ما فکر می کنیم خانه یا مغازه ای برای ما برکتی ندارد، اگر این گونه هست و شرایطش را دارید بهتر است مکان و فضای خود را تغییر دهید، وگرنه  باید بر روی سطح انرژی خودتان کار کنید.

همسفر زیبا: چند روز پیش برایم یک اتفاقی افتاد که دوست داشتم بیان کنم. مسافرم از کسی طلب داشت و آن فرد پول را کامل نداد و نصف بدهی خود را پرداخت کرد، که من بسیار ناراحت بودم و به مسافرم بسیار گله و شکایت می کردم و می گفتم که آقای مهندس گفتند در زمان مصرف ضعیف بودید و حقتان را می خوردند، ولی الان باید قوی باشی و حق خود را بگیری. مسافرم در جواب گفت: وقتی شرایط آن شخص بدهکار را متوجه شدم، درک کردم و به او وقت دادم. اما با این حال من از دست مسافرم هنوز ناراحت بودم تا این که رفتم سراغ دفتری که سی دی های کنگره را در آن می نویسم، و یک دفعه با نوشته ی راهنمایم مواجه شدم و بسیار منقلب شدم! و آن لحظه از خداوند طلب بخشش کردم.

خانم لیلا نوشته بود: زیبای عزیزم خدا نگاه می کند ببیند چگونه با بنده اش تا می کنی، تا همان گونه با تو رفتار کند، پس حواست به آدم ها و احساسشان باشد.

بعد از خواندن این نوشته آرام شدم و فهمیدم این که مسافرم به آن شخص مهلت داده، کار بدی نبوده است.

همسفر لیلا: من بارها و بارها به شما گفته ام که در سفر اول همه چیز باید ثابت باشد تا بتوانید سفر استانداردی داشته باشید و بتوانید به سفر دوم برسید.  این که در کنگره می گوییم حق خود را بگیرید، منظور پس از اتمام سفر اول و بعد از قطع بندهای مواد است. و تمام در سفر دوم اجر می شود.

همسفر زهرا: پدر و مادر من مریض هستند و همه خانواده کنارم پدر و مادرم هستند و من وقتی که اونجا می روم موقع برگشت با حال خراب بر می گردم، طوری که مسافرم متوجه حال خرابی من می شود و از طرفی هم نمی توانم نروم. باید چه کنم؟

همسفر لیلا: بعضی موقع ها جاهایی هست که نمی توان قید آنجا را زد، مثلا دیدار پدر و مادر و آشنایان نزدیک. در این طور شرایط پس ما باید روی خودمان و سطح دانایی و آگاهی مان کار کنیم و تلاش کنیم که سطح انرژی مان با حرف و سخن آن ها پایین نیاید.

و اما سی دی دبه و مشارکت بچه های لژیون:

همسفر شیرین: آقای مهندس اولِ سی دی مثالی زدند که یک مردی در بیابان سوار بر اسبی بود و در آن مسیری که گذر می کرد مردی را دید تشنه و گرسنه؛ می ایستد و به او مرد رسیدگی می کند و موقعی که آن مرد سرحال شد به او گفت: تو اول سوار اسب شو، چون تا به شهر برسیم چند روزی طول می کشد و آن مرد به محض سوار شدن دهانه ی اسب را می کشد و فرار می کند و  صاحب اسب را بر زمین می اندازد. و آن مرد به او می گوید صبر کن! اسب برای خودت؛ اما این داستان را جای دیگر تعریف نکن، چون اگر این خاطره را برای کسی بازگو کنی، دیگر کسی به کسی اعتماد نمی کند و این حرکت یک حرکت شیطانی ست.
آقای مهندس می فرمایند یکی از کارهای زشت شکستن پیمان است. انسان ها بر اساس یکسری قرارداد در کنار یک دیگر قرار گرفته اند که این قرار دادها می تواند بر مبنای صحبت باشد یا مکتوب.

و شکستن پیمان یک گناه بزرگ حساب می شود و این که تا زمانی که به کسی قول ندادی و حرفی نزدی موردی ندارد، ولی اگر این کار را کردی و زیر قولت بزنی پیمان شکنی محسوب می شود.
پشت سر کسی صحبت کردن، قضاوت کردن، غیبت  و سرزنش کردن و...این ها تمام حرکات ابلیس هست.
مثلاً وقتی یک مغازه دار پیمانش را می شکند و اجناس را می فروشد، اما تحویل نمی دهد بخاطر گران تر شدن جنس، شاید در کوتاه مدت موفق باشد و پولدار شود ولی و پایدار نیست و تجارها با او دیگر معامله نمی کنند.
شکستن پیمان به معنی دبه است و دبه کردن و شکستن پیمان کاری ندارد و هنری نیست و درست کردن آن کار سخت است.
مثلًا یک فرد را به راحتی می توانیم تبدیل به یک مصرف کننده کنیم، ولی به راحتی نمی توانیم او را از وادی اعتیاد خارج کنیم.


همسفر زهرا: حرف های ابلیس مانند علف های هرز می ماند که به کسب و کار ضرر می زند، یعنی هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی.
یعنی اگر بدی کنی به خودمان باز می گردد و کسی که در راه الهی و ارزش هست، نباید از چیزی بترسد، چون به او گزندی نمی رسد.
ما اگر امروز تصمیم بگیریم که در راه صراط مستقیم قرار بگیریم، آن بذری هست که قبلا کاشته ایم و الان متوجه این قضیه شده ایم ، یعنی اگر جو بکاری نباید بعداً درخواست گندم کنی.

همسفر مینا: در این سی دی گفته شده که روح و جن در درون انسان قرار دارد که روح انسان را به طرف ارزش ها دعوت می کند و اما جن به ضد ارزش ها و این بستگی به خود انسان دارد که به حرف کدام یک گوش کند و اگر وجدان انسان بیدار باشد به سمت راه مستقیم حرکت می کند و هدایت می شود. و چون انسان قدرت اختیار دارد باید سعی کند خودش را به درجات بالای نفس مطمئنه برساند. و انسانی که به این جایگاه می رسد از کارگزاران خدا می شود.

همسفر لیلا: برای من بسیار جالب بود که چرا  اسم دبه برای این سی دی انتخاب شده است. آقای مهندس می فرمایند که در زمان های قدیم، زمانی که یک نفر پیمانی را می شکست به او می گفتند دبه در آورده است و این که ماندن بر سر قول و پیمان کار بسیار سخت و  قول و پیمان را زیر پا گذشتن کار راحتی ست.
و در ادامه به این نکته اشاره می کنند شما در زندگی تان یا نباید قولی بدهید و اگر این کار را کردید باید سر حرفتان بایستید.
و من خودم به شخصه تازگی ها این کار را می کنم، شما هم سعی کنید خیلی زود قول ندهید، اول توان خودتان را بسنجید و بعد این کار را انجام دهید.

اما نکته مهم این که وقتی بین دو نفر قول و پیمانی بسته می شود، باید هر دو نفر آن ها در جهت حفظ آن عهد و پیمان تلاش کنند. گاهی شخص مقابل پیمان شکن می شود و  من می گویم نه، من پیمانم را حفظ می کنم، این اشتباه است، چون هر پیمانی که بسته می شود دو طرفه است و هر دو در حفظ آن نقش دارند.

مثلاً رابطه راهنما و رهجو

وقتی بین راهنما و رهجو پیمانی بسته می شود، یکسری وظیفه ها هست که رهجو به راهنما دارد، یکسری وظیفه هم راهنما به رهجو دارد و پایبندی هر دو طرف باعث می شود که این پیمان برقرار بماند.

نکته بعدی این که وقتی برایتان در زندگی مشکلی پیش می آید، نباید مدام شکایت و گله کنید که چرا من؟شما یک سری بذرها را در گذشته کاشتید و الان دارید برداشت می کنید؛ مثلًا کسی که مشروب می خورد و بعد می گوید دیگر نمی خواهم بخورم باید خماری مشروب را تحمل کند.

پس همگی ما یکسری بذرهایی را در گذشته کاشته ایم که اکنون در حال حاضر شاهد رشد آن هستیم.

برای مسایل و مشکلاتی که برای شما در زندگی پیش می آید، از نور درونتان کمک بگیرید.
نور درون همان توانایی های شماست  که در رویا رویی با  طوفان های زندگی  بدست می آورید. یک وقت هایی هست که برایمان مشکلاتی به وجود می آید که بعد کمی که فکر می کنیم می بینیم قبلًا توان حل این مشکل را نداشته ایم، ولی امروز شروع به حل آن کرده ایم.
در این سی دی می گوید نور درون منظور روح انسان است که ما را به خداوند نزدیک می کند و خداوند می گوید من از رگ گردن به شما نزدیک ترم، دقیقاً منظورش همین است که از روح خودش در وجود ما دمیده و نور او در وجود ماست.


بعد از سخنان همسفر لیلا و مشارکت همسفران، لژیون با دعای همسفران به پایان رسید.

دستور جلسه هفته آینده:  آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟ من در کجای کار ایستاده ام؟ + سی دی هالو

نویسندگان: همسفر فاطمه و همسفر مژگان

تصویرگر: همسفر فاطمه



طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
برچسب ها: کنگره 60، درمان اعتیاد، ترک اعتیاد، نمایندگی امین گلی،  
[ 1397/05/24 ] [ 12:09 ب.ظ ] [ همسفر فاطمه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic