ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق که اوست...

 لژیونِ دوم شعبه ی امین گلی، در روز دوشنبه 95/03/24 با استادی همسفر لیلا و حضور اعضای لژیون و با دستور جلسه ی  "رابطه ی یادگیری و معرکه گیری

راس ساعت 17:30 برگزار شد.

رهجویی که حرکت نکردن خودش را به گردن کنگره و راهنما و مرزبان می اندازد، در واقع دارد به خودش آسیب می زند، وگرنه خدمتگزاران حقیقی کنگره از این موضوع آسیبی نمی بینند. چرا؟

چون آن ها برای رسیدن به جایگاه خدمتی، از فیلتر ها و صافی های زیادی گذشته اند، هم از نظر صور آشکار و هم صور پنهان و دیگر این چیزها آن ها را اذیت نمی کند. پس هر کسی در کنگره باید عزم خود را جزم کند که از آموزش ها عقب نماند، قطار کنگره به سرعت در حال حرکت است و برای هیچ کس توقف نمی کند، پس مواظب باشید که از قافله عقب نمانید.

در ادامه مطلب بخوانید...

نکات مطرح شده در لژیون :

-در ابتدا رهایی همسفر هاجر عزیز را تبریک می گوییم که عشق و محبتی که نسبت به مسافر خود داشت و اعتمادی که به خداوند داشت، باعث شد همسفر خوبی در کنار مسافرش باشد و با هم به خواسته ی خود که رهایی بود ، برسند و امیدواریم در ادامه تبدیل به خدمتگزاران راستین کنگره شوند و به کسانی که مثل دیروز آن ها بودند، خدمت کنند و انشاالله که تمام سفر اولی ها را در این جایگاه ببینیم.

و اما دستور جلسه ی امروز: در کنگره هر کسی از نگهبان نظم گرفته تا مهماندار و مرزبان و دیده بان وظایفی دارند که تمام این ها در جزوه ی شرح وظایف نوشته شده است و خدمتگزاران لژیون باید حتما این جزوه را مطالعه نمایند.

در ادامه برخی از وظایف نگهبان، دبیر، استاد، مهماندار، و نگهبان نظم مورد بررسی قرار گرفت.

و اما نکات مهم مطرح شده در سی دی رابطه ی یادگیری با معرکه گیری:

-در کنگره همه باید در حال پویایی باشند، همه باید در حال مطالعه باشند، همه باید سی دی گوش دهند، چون سی دی ها فرهنگ شعب را عوض می کند. شما در کنگره هر روز در حال دریافت مطالب جدید هستید، در حالی که در گروه های دیگر هنوز مطالب 70 سال پیش خود را بحث می کنند.

وقتی می گوییم یادگیری، فقط مربوط به امتحان و وادی و مشق نیست، اصولاً تمام زندگی یادگیری ست و ما هر روز در حال یادگیری هستیم و به معلوماتمان اضافه می شود. در اینجا آقای مهندس یک سوال مهم مطرح می کنند که : اگر در پی یادگیری نبودید، پس برای چه به اینجا آمده اید؟

برای چه روی این صندلی ها نشسته اید؟ صندلی هایی که شاید حق کسانی ست که واقعا می خواهند به درمان برسند و شما جای آن ها را اشغال کرده اید. در کنگره 60 اگر کسی به دنبال یادگیری نباشد، به دنیال معرکه گیری ست.

معرکه گیری چیست؟ این که یک سری از انسان ها را دور خود جمع کنید و نمایش اجرا کنید. معرکه گیری مثل پارازیتی است که روی یادگیری می افتد و انسان را از یادگیری باز می دارد و این پارازیت موضوع را عوض می کند و آن را تبدیل به یک داستان دیگری می کند. مثالی که آقای مهندس می زنند این است که: آقا به خانم می گوید چرا شام نپختی؟ و خانم به جای این که یک جواب خوب و درست و حسابی بدهد می گوید: خواهرت که نان خشک هم گیرش نمی آید بخورد و یک داستان دیگری می سازد و این موضوع در کنگره هم وجود دارد.

این موضوع در کنگره اثبات شده است که :

کسی که روی برنامه است، هیچ وقت بدی کنگره را نمی خواهد و بدی کنگره را نمی گوید؛ اما کسی که روی برنامه نیست و یا درمان شده، اما هنوز در حال مصرف مواد است شروع می کند به نق زدن و سرزنش کردن یا معرکه گیری.

برای چه معرکه گیری می کند؟ برای این که خطای خودش را پنهان کند. مثلا به رهایی می رسد، اما هنوز دارد شیشه مصرف می کند، عذاب وجدان می گیرد و او به خاطر این که از عذاب وجدان رها شود، شروع می کند به ایراد گرفتن، از راهنما، از مرزبان، از کنگره و...

او این کارها را می کند که بگوید: من مشکلی ندارم، اگر هنوز من مواد مصرف می کنم یا به عنوان همسفر حال خوبی ندارم، آرامش ندارم، این تقصیر من نیست، تقصیر راهنماست، تقصیر کنگره است!

اما یک نکته ی بسیار مهم:

پاکی و رهایی در کنگره بسیار قیمتی ست و اگر کسی آن را به دست آورد، به راحتی از حرف کسی یا رفتار کسی ناراحت نمی شود، چون کسی که گوهر شب چراغ را دارد، دیگر به دنبال دو تومان و سه تومان نیست، برای او اهمیتی ندارد، اما اگر کسی ظاهراً به رهایی و حال خوش رسیده باشد، چیزی ندارد که دلش را به آن خوش کند.

نتیجه گیری از سی دی رابطه ی یادگیری و معرکه گیری:

کنگره مثل یک دانشگاه است، کنگره محل آموزش است و اگر کسی در این مکان در حال آموزش و یادگیری نباشد، مثل آب راکد می شود، حتی اگر خدمتگزار کنگره باشد.

یعنی من اگر به جایگاه مرزبانی رسیدم، و فکر کردم که دیگر تمام شد و چون دارم یک سال خدمت می کنم دیگر نیازی به آموزش ندارم، آغاز رکود من است. یا اگر به جایگاه کمک راهنمایی رسیدم و گفتم حالا من باید 4 سال به دیگران یاد بدهم، پس نیازی به یادگیری ندارم، آغاز سقوط من است.

و یک راهنما تا حدودی این را در وجود رهجوهای خود تشخیص می دهد که کدام یک از رهجوها در حال حرکت هستند و کدام یک راکد مانده اند و در حال تبدیل شدن به مرداب هستند، حتی اگر این موضوع را به روی رهجوی خود نیاورد. چون هر کسی خودش باید به آن نقطه برسد و این موضوع را حس کند.

و اگر رهجویی فهمید که راکد است و معرکه گیری می کند، و هر چه زودتر حرکت کرد که چه بهتر؛ چون جلوی ضرر را از هر جا که بگیری منفعت است. اما اگر به این موضوع اهمیتی نداد، به مرور زمان و بدون این که حس کند، از چرخه ی کنگره حذف می شود.

رهجویی که حرکت نکردن خودش را به گردن کنگره و راهنما و مرزبان می اندازد، در واقع دارد به خودش آسیب می زند، وگرنه خدمتگزاران حقیقی کنگره از این موضوع آسیبی نمی بینند. چرا؟ چون آن ها برای رسیدن به جایگاه خدمتی، از فیلتر ها و صافی های زیادی گذشته اند، هم از نظر صور آشکار و هم صور پنهان و دیگر این چیزها آن ها را اذیت نمی کند. پس هر کسی در کنگره باید عزم خود را جزم کند که از آموزش ها عقب نماند، قطار کنگره به سرعت در حال حرکت است و برای هیچ کس توقف نمی کند، پس مواظب باشید که از قافله عقب نمانید.

بعد از آن همسفر شیرین کنفرانس سی دی زیر آب را ارائه دادند و توسط راهنمای لژیون نکات مهم سی دی بررسی شد و بعد از آن لژیون با دعای همسفران به کار خود پایان داد.




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1395/03/29 ] [ 09:55 ب.ظ ] [ همسفر لیلا (راهنمای لژیون) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic