ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام تک نوازنده ی گیتار عشق


لژیون «تو فقط لیلی باش» روز دوشنبه مورخ 7/8/97 رأس ساعت 16:30با حضور جمعی از همسفران و استادی همسفر لیلا، دبیری همسفر مژگان و با دستور جلسه ی «بخش دوم خطابه ی امواج» شروع به کار نمود.




وقتی در زندگی مشکلی به وجود می آید نترسید، از این بترسید که وقتی از مشکل بیرون آمدید تغییر نکرده باشید!


گزارش کامل این دستور جلسه ی زیبا را در ادامه مطلب بخوانید....



همسفر لیلا: در ابتدا به همه همسفران عزیز خوش آمد می گویم، امیدارم حال و احوال شما خوب باشد و خیر و برکت در زندگی تان جاری باشد. از همسفر اکرم عزیز بابت 14 ماه خدمت عاشقانه و بلاعوض در نشریات تشکر می کنم و آرزو می کنم برکت این خدمت بدرقه ی راهت باشد و به «همسفر زهرا ع» که مسئولیت جدید خدمت در نشریات را عهده دار شدند و همچنین «همسفر زهرا م» بابت خدمت در بخش عکاسی تبریک می گویم و برایتان آرزوی موفقیت می کنم.

اولین نکته ای که می خواستم به شما بگویم این است که اگر در لژیون های دیگر آشنایی دارید به هیچ عنوان به آن ها راهکار ندهید، چون باعث به وجود آمدن اختلاف نظر زیادی می شود.

همچنین اگر دوست دارید خدمتی را انجام دهید، هرگز آن را بر زبان نیاورید و بیان نکنید، بلکه با انجام دادن خدمتی که در حال حاضر عهده دار آن هستید، یا با به موقع آمدن و رفتن، خدمت های کوچک تر، مشارکت و ... خود را برای خدمت آماده کنید، قلباً خدمت را دوست داشته باشید، اما برای گرفتن خدمت آن را بر زبان نیاورید، بلکه کاری کنید که خدمت خودش به سراغ شما بیاید، وقتی خدمت را بر زبان می آورید، آن خدمت را از سکه می اندازید.

اما در مورد بخش دوم خطابه ی امواج از همسفران می خواهم تا نظرات خود را درباره ی جمله ی «مردن عشق است و دوباره زنده شدن عشق است» بیان کنید:

همسفر فاطمه: ما به خاطر زخم هایی که اعتیاد به ما زده بود مانند مرده ی متحرک بودیم و آرزوی مرگ داشتیم، ولی با آموزش ها و تزکیه و پالایش، روح و روان ما جلا یافت و دوباره زنده شدیم و قدر عافیت را کسی می داند که به مصیبت گرفتار شود.

همسفر سپیده: وقتی در دنیای اعتیاد هستیم مثل مرده ی متحرکیم و روز خود را با ناامیدی شروع و به پایان می رسانیم و زندگی ای که امیدی در آن نیست از مردن بدتر است، اما وقتی وارد کنگره شدیم با گرفتن آموزش ها امید پیدا کردیم و دوباره زنده شدیم.

همسفر اکرم: اگر انسان نادان بمیرد و با آگاهی زنده شود، کافر بمیرد و مسلمان زنده شود، معتاد و در تاریکی بمیرد و با رهایی و آزادی زنده شود عشق است و منظور از مردن یعنی انسان در اعماق تاریکی ها قرار بگیرد، چون اعماق تاریکی ها می تواند ما را به اوج برساند و از ضد ارزش ها فاصله بگیرد و به ارزش ها و به خدا نزدیک کند که خدا عشق است.

همسفر مریم: اگر ما بدانیم که به کجا و به دیدار که می رویم مرگ عشق است، مرگ پایان زندگی نیست و آن جا هم زندگی و عشق وجود دارد.

همسفر زهرا: کسی که در صراط مستقیم باشد از مردن هراس ندارد و اگر در ضد ارزش ها نباشد و به کسی ظلم نکرده باشد با آغوش باز به سراغ مرگ می رود، مانند شهدا. عشق یعنی گذشتن از خود و فداکاری و محبت و آنچه که درونت زیبا و ارزشمند است به دیگران نثار کنی و اگر انسان در کارش گذشت و عشق داشته باشد ظرف محبتش پر می شود.

همسفر مرضیه: مردن در این دنیای خاکی عشق است، اگر در این دنیا خوب زندگی کرده باشیم در بُعد دیگر روح و روان ما عشق می کند و در آرامش است.

همسفر لیلا: مرگ فقط این نیست که جسم انسان از بین برود و روحش به آسمان ها پرواز کند، یکسری از اتفاقات در زندگی ما هست که از مرگ بدتر است، اما قانون هستی این است که هر مردنی یک زنده شدنی دارد. وقتی مشکلی برای ما پیش می آید که ما حس می کنیم مرده ایم، پایانش نقطه ی دیگری دارد و ما دوباره زنده می شویم، چون پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری ست.

اما نکته ی مهم در این جمله این است که به همان اندازه ای که زنده شدن، محبت و حال خوش عشق است، به همان اندازه هم از دست دادن، مشکلات، طوفان های زندگی و مردن هم عشق است! یعنی هم درد و هم درمان عشق اند.

از این جمله دو مطلب استنباط می شود:

1- تا مشکلات و طوفان های زندگی ات را نپذیری و آن ها را دوست نداشته باشی، زنده شدن دوباره برایت اتفاق نمی افتد و اگر اتفاق بیفتد کیفیت خیلی پایینی دارد. مثلاً منِ همسفر تا زمانی که مسافر خود را همین طور که هست نپذیرم و دوست نداشته باشم، نمی توانم در رهایی اش نقشی داشته باشم، یا رهایی که به آن می رسیم کیفیت پایینی دارد. یا اگر من در یک خانه ی کوچک زندگی می کنم و آرزوی یک خانه ی بزرگ را دارم، تا آن خانه ی کوچک را دوست نداشته باشم و نپذیرم، رسیدن به خانه ی دیگر غیر ممکن است. ما باید با مشکلات خود عشق کنیم و آن ها را بپذیریم تا به مرحله ی دیگر برویم.

منظور از پذیرش مشکل، نشستن و دست  روی دست گذاشتن نیست، بلکه پذیرش مشکل یک مرحله است و مرحله ی بعدی آن حرکت است؛ پذیرش خیلی سخت است، اما تا زمانی که در تاریکی هستی و داری می جنگی و با حس و حال بد با آن مقابله می کنی، توان تغییر آن را نداری. وقتی با طوفان زندگی ات روبه رو می شوی منظور از پذیرش این است که صبر کن تا شرایط آرام شود و بعد فکر کن که باید چه کاری انجام دهی.

2- مشکلات ما در زندگی، برکتی که دارند به مراتب بیشتر از برکت شادی هاست. ما اگر برکت نهفته در دل مشکلات را پیدا کنیم عشق کردن بسیار راحت است. برکات خدا با شکستن تمام شیشه ها وارد می شوند، آن لحظه ای که شیشه ها شکسته، نمی توانیم برکات را ببینیم، اما وقتی که آرام شدیم می توانیم ببینیم مشکلات ما سرمایه هایی هستند که می توانیم خودمان را در آنها پیدا کنیم.

خیلی از ما توانایی های زیادی داریم اما از آن ها بی خبریم و در مشکلات توانایی هاییمان را پیدا کردیم. ما می توانیم از هر تاریکی به نفع خودمان استفاده کنیم و به قول خانم اکرم اگر کافر مردیم لااقل با ایمان بیرون بیاییم. ققنوس آن قدر بال می زند بعد آتش می گیرد و می میرد و از خاکستر آن یک ققنوس دیگر زنده می شود، و این ققنوس با آن ققنوس قبلی زمین تا آسمان فرق دارد.

بنابراین وقتی در زندگی مشکلی به وجود می آید نترسید، از این بترسید که وقتی از مشکل بیرون آمدید تغییر نکرده باشید!

زنده شدن نیز عشق است، چون وقتی که از مشکل بیرون می آییم آدم دیگری می شویم و توان و قدرت دیگری پیدا می کنیم. همان طور که ما کارهای روزمره ی خود را در تاریکی شب انجام نمی دهیم و صبر می کنیم تا هوا روشن شود و بعد کار می کنیم در زندگی نیز همین طور است، وقتی که مشکل می آید ما هر کاری که انجام بدهیم پشیمان می شویم، چون تحت تاثیر احساسات هستیم؛ باید صبر کنیم تا آرام شویم، بعد حرکت کنیم. مثلا وقتی که دندان درد داریم دکتر ابتدا به ما بی حسی می زند بعد درد که آرام شد شروع به کار می کند، خدا قبل از این که به ما مشکلی بدهد راه حل آن را می فرستد و ما که نا آرامیم راه حل را نمی بینم؛ اما بعد که آرام شدیم می توانیم راه حل را پیدا کنیم.

همسفر سپیده: آقای مهندس می گویند بعضی وقت ها که حالت خوب نیست هیچ کاری نکردن بهترین کار است.

همسفر لیلا: کاملاً درست است.

در ادامه خطابه امواج می گوید ما این نیروها و امواج طلایی را با ذرات وجودی خود جذب و ذخیره می کنیم و آن ها را با تفکرات خودمان که زمینه ی راستین دارد ممزوج می کنیم و برای حیات انسان های واقعی به کار می گیریم. منظور چیست؟

همسفر نسیم: در جهان امواج عشق دائم درحال بارش است و اگر ما قلب خود را که جایگاه عشق است از کینه و نفرت خالی کنیم و تزکیه و پالایش کنیم می توانیم امواج را جذب کنیم و به نیروهای الهی کمک کنیم. همان طور که ما به نیروهای الهی احتیاج داریم آن ها نیز به کمک ما نیاز دارند.

همسفر زهرا: ما انسان ها قطره ای از وجود خدا هستیم و وقتی که انسان در صراط مستقیم باشد یک نیرویی او  را در بر می گیرد، اگر این نیرو را در خود ذخیره کنیم این انرژی در وجود ما فوران می کند و از این انرژی برای کمک به دیگران می توانیم استفاده کنیم.

همسفر لیلا: تا ذرات وجودی ما تغییر نکند هیچ گشایشی برایمان اتفاق نمی افتد. همان طور که جسم ما از سلول های زیادی درست شده ذراتی نیز تشکیل دهنده ی صور پنهان ماست که ما آن ها را نمی بینیم. هر کدام از این ذرات جنس هایی دارند، مثلاً اگر جنس ذرات من بی مسئولیتی باشد، آدم هایی را جذب می کنم که عین خودم هستند، پس اگر همسر بی مسیولیتی داری باید ببینی کجا خودت بی مسئولیت شده ای. بنابراین ما در زندگی خود آدم هایی را جذب می کنیم که ذرات وجودیشان مثل ماست. اگر در جمعی قرار می گیرید که در حال غیبت هستند باید ذرات وجودی خود را تغییر دهید تا دیگر در این جمع ها قرار نگیرید و با آدم هایی رو به رو شوید که مثل خودتان به دنبال آموزش و یادگیری هستند. 


حال برای اینکه بخواهیم عشق حقیقی خدا را جذب کنیم باید آن قدر روی خودمان کار کنیم و آگاهی خود را بالا ببریم که  ذرات وجودی ما به ذرات عشق تبدیل شود و بعد از آن با تفکر راستین خود برای زنده شدن انسان ها قدم برداریم.

مورچه ای عاشق مورچه ی دیگری می شود، معشوقش به او می گوید که برای رسیدن به من، باید این کوه را جا به جا کنی. مورچه تمام تلاش خود را می کند، وقتی حضرت سلیمان می بیند که مورچه ذرات وجودی اش از عشق است، کوه را برای او بر می دارد؛ مورچه بسیار خوشحال می شود و می گوید: سپاس خدای را که در راه عشق پیامبری را مامور می کند تا به مورچه ای کمک کند.

شما هم در راه خواسته تان نهایت تلاشتان را به کار ببرید، به این فکر نکیند که چقدر سخت و محال است، شاید پیامبری در همان نزدیکی ها باشد!

اگر هنگام مشکلات تمام تلاش خود را کنیم، از جایی که فکرش را نمی کنیم مشکل ما حل می شود، هر چه ما عشق را دریافت کنیم به مرکز دایره که خداست نزدیکتر می شویم و نه تنها به انسان ها بلکه به تمام هستی عشق می ورزیم و نگهبان آن می شویم. یکی از نشانه های این که بفهمیم ذرات وجودی ما تغییر کرده این است که به هستی عشق بورزیم و جایی را آلوده نکنیم؛ کسی که آشغال هایش را کنار درخت می گذارد فقیر است، یعنی عشقی در وجودش نیست.

خدا خود عشق و محبت است و می خواهد که بناهایی که می سازیم و ترمیم می کنیم بر اساس عشق باشد و زخم هایی که در دل ما به وجود آمده از بین برود. طوفان های زندگی در درون ما یک زخمی ایجاد می کند، به خصوص اگر از طرف عزیزانمان باشد، آدم غریبه چون نقطه ضعفی از ما ندارد به ما زخم نمی زند، اما اگر به طور مثال مسافر ما به ما دروغ می گوید، خیانت و پنهان کاری می کند، خراش هایی را در وجود ما ایجاد می کند و این ها درمان نشده باقی می ماند و من با گذر زمان انها را فراموش می کنم، اما این زخم هنوز هست و بعد از آن هر کاری که انجام می دهم براساس زخم های وجودم است.

فردی که دچار سوختگی است و سوختگی هایش درمان نشده باشد، اگر شما او را در آغوش هم بگیرید، به شما بد و بیراه می گوید، چون درد دارد. در صور پنهان ما هم همین طور است و وجود ما زخمی است و چون راهش را بلد نیستیم که درمانش کنیم عمیق و کهنه می شوند و بقیه ی زندگی ما بر مبنای آن ادامه پیدا می کند.

اگر در زندگی خود مشکلی دارید که هنوز حل نشده و یا هر چه تلاش می کنید به خواسته خود نمی رسید شاید به دلیل این است که زخم های کهنه ای دارید که هنوز با آن ها روبه رو نشده اید، این زخم ها انرژی ما را می گیرند و مثل بندی به دست و پای ما بسته می شوند و ما را در تاریکی نگه می دارند.

اگر این دو نشانه را در وجود خود دارید بدانید زخمی در وجود شماست و باید آنها را پیدا کنید.

ما انسان ها از دو جا زخمی می شویم.

1- زخم هایی که خودمان به خودمان با اشتباهات و قرار گرفتن در ضد ارزش ها می زنیم.

2- زخم هایی که عزیزانمان به ما می زنند.

نشانه ی زخم هایی که خودمان به خودمان می زنیم این است که اگر در جمعی قرار بگیریم و از ما خواسته شود که زندگی خود را تمام و کمال تعریف کنید چیزهایی که از گفتن آن ها خجالت می کشید زخم هایی هستند که به خودتان زده اید. و نشانه ی زخم هایی که از دیگران خورده ایم این است که با دیدن آن ها حالمان بد می شود، حتی اگر عزیزترین فرد زندگی ما باشند، که سعی کنید آن ها را پیدا کنید و بنویسید تا با هم راه حل درمانشان را پیدا کنیم.

«عشق قامت ها را راست، اندیشه ها را پاک، و انسان را خلاق به جهت تمامی امور آماده می نماید»

و اما یکی از نشانه های این که انسانی به عشق واقعی می رسد این است که قامتش راست می شود. گاهی وقت ها آن قدر بار روی دوش ماست که خمیده راه می رویم و این بارهای سنگین به خاطر نبخشیدن دیگران است، اما اگر ببخشید قامتتان راست می شود و یاد می گیرید که بارهای اضافی را روی زمین بگذارید. نشانه ی دیگر از درک عشق این است که اندیشه اش پاک می شود، یعنی از فکر آزار دیگران اندیشه ام مبراء می شود و حواسم هست که با افکار خودم به کسی آزار نرسانم.

اگر انسان به کاری که می خواهد انجام دهد عشق بورزد در آن کار خلاق می شود و درون او زایش به وجود می آید، اما اگر عشقی نباشد دچار پسرفت می شود.

اگر انسان های انسان نما و حشرات موذی در کار ما خلل ایجاد کنند باید به آن ها فرصت آموزش بدهیم و چون نمی دانیم که چه کسی انسان نماست و چه کسی نیست، همه را یکسان در نظر می گیریم و آموزش می دهیم. کسی که باید بگیرد راه می افتد و دیگری در نقطه ی خود می ماند. انسان های انسان نما مثل میکروب هستند و کارشان تخریب است، میکروب جسم را آلوده می کند، این انسان ها روح و روان آدمی را. اما ما آنها را یکسان در نظر می گیریم و به آنها فرصت آموزش دوباره یا چند باره می دهیم، اگر خوب نشدند آن ها را رها می کنیم تا خودشان به آن نقطه برسند.

و در نهایت کلمات را شما کنار هم قرار می دهید و بناها را شما می سازید.

یعنی ساختارهای درونی خود را خودتان می سازید، پس درست بسازید که خراب نشود و قابل نفوذ نیروهای ویران گر نباشد. انسان ها یکسری نیروهایی درون خود دارند که به این نیروها واقف نیستند و در شرایط خاصی این نیروها می آیند و یکسری کارهایی انجام می دهند؛ یکی از این نیروها ویرانگر است و کار آن نیرو این است که چیزهایی را خراب می کند که تو خوب نساخته ای!

آن ها را خراب می کند تا درست بسازی. همان طور که آقای مهندس در سی دی سخن چین می گویند چیزی که اشتباه ساختی را آن قدر خراب کن تا به خشتی که اشتباه گذاشتی برسی، یعنی باید مشکلات خود را از ریشه حل کنیم.

بعد از آن لژیون با دعای خالصانه ی اعضا به پایان رسید.


دستور جلسه ی هفته ی آینده: خطابه زنجیره های عشق+ سی دی قلب

نویسنده: همسفر نسیم

تصویرگر: همسفر فاطمه




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
برچسب ها: کنگره 60، درمان اعتیاد، وادی چهاردهم، خطابه امواج،  
[ 1397/08/9 ] [ 07:43 ب.ظ ] [ همسفر نسیم ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic