ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق که اوست

لژیون «تو فقط لیلی باش» روز دوشنبه مورخ 1397 / ۱۹/۹ با حضور جمعی از همسفران و استادی همسفر لیلا، دبیریهمسفر مژگان و با دستور جلسه ی « سی دی ارتباط » رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

کسی که بخواهد یاد بگیرد از در و دیوار و میز و صندلی کنگره هم یاد می گیرد، حتما که نباید  پیشکسوتی باشد که من از او بیاموزم، وقتی انسان تشنه یادگیری باشد از همه چیز می آموزد و همه چیز برایش حکم معلم را دارد.

گزارش کامل را در ادامه مطلب بخوانید

راهنمای گرامی خانم لیلا ضمن عرض سلام و خوش آمد گویی به همسفران عزیز فرمودند: قبل شروع دستور جلسه ی لژیون اگر دقت کرده باشید به صحبت های استاد جلسه خانم کبری حشمت، متوجه می شوید که افراد برای ورود به کنگره با چه مشقت هایی وارد می شوند و با صحبت های استاد یاد خاطرات خودم افتادم، من وقتی که وارد کنگره شدم تقریبا سال ۹۰بود و فقط یک شعبه در اصفهان وجود داشت و موقعی که جلسه ها شروع می شد، آن چنان تشنه ی آموزش های کنگره بودم که فقط می خواستم خود را به جلسات کنگره برسانم و به محض رسیدن دفترم را باز می کردم و شروع به نکته برداری می کردم.

و من آن مسیر طولانی را چه در زمستان و چه در تابستان  طی چند سال با عوض کردن چند اتوبوس به کنگره می رفتم.

کسی که بخواهد یاد بگیرد از در و دیوار و میز و صندلی کنگره هم یاد می گیرد، حتما که نباید  پیشکسوتی باشد که من از او بیاموزم، وقتی انسان تشنه یادگیری باشد از همه چیز می آموزد و همه چیز برایش حکم معلم را دارد.

من خودم صحبت های استاد را یادداشت می کردم و حتی تمام مشارکت ها را با اسم شخص می نوشتم و تک تک جواب سوال هایم را پیدا می کردم و دقیقا نوری می شد برای ادامه ی مسیرم و این کارها مانند ذره ذره نوری بودند که امید را برای طی کردن مسیر در دل من روشن می کرد.

حالا هر کدام از شما باید دقیقا این گونه باشید و کلاهتان را قاضی کنید که من الان نشستم و صندلی اشغال کردم و حرکت نمی کنم، آموزش نمی گیرم، سی دی نمی نویسم و این که از همه مهم تر لژیون راهنمایم بسته است و کلی تازه واردین پشت در منتظر هستند...

پس با انصاف فکر کنید و کلاهتان را قاضی کنید و قدر صندلی هایی که نشستید را بدانید.

و اما دستور جلسه ی لژیون سی دی ارتباط و مشارکت همسفران:

همسفر اکرم: ارتباط ۳دسته قرار دارد که لایه اول ارتباط ما با بقیه که می گویند ارتباط آشنایان و فقط برای اموراتمان هست. لایه دوم هم دوستی و عمیق تر هست و لایه ی سوم که خیلی کم پیش می آید و دوستی پا برجایی هست و هیچ چیزی بینشان مخفی نیست و اگر با هم ازدواج کنند بسیار عالی است.

همسفر مژگان: ارتباط لازمه ی انسان است و این که داشتن ارتباط با دیگران نشانه ی سلامت انسان است از لحاظ روحی و روانی. پایه و اساس ارتباط بر مبنای ۳هدف صورت می گیرد:۱_هدف از آن ارتباط۲ _فاز تفکر ما ۳_سطح انرژی. ارتباط به ۳ لایه تقسیم می شود:۱لایه اول  ارتباطی است که ما با بقیه داریم و حتی با دشمن خودمان که به خاطر وجود احترامی که بینمان است پابرجاست و برای رفع امورات خودمان، که می گویند لایه ی آشنایی. لایه ی دوم:لایه دوستی است و مسلماً از لایه دوم بهتر است و دوستی و محبت بین آن ها بیشتر از لایه اول است به این علت که دیدار بینمان بیشتر تکرار می شود و فقط عقاید و فکر و اندیشه هایشان باهم فرق دارد. لایه ی سوم:اختصاص به افرادی است که سال ها از آشنایشان می گذرد و روابط بین آن ها بسیار عمیق است و هیچ  گونه پنهان کاری در کنار یکدیگر ندارند که اگر ازدواج در این لایه صورت بگیرد بسیار موفق و پایدار است، چون جنس و تفکر و اندیشه و عقایدشان تمام مانند یکدیگر هستند.

همسفر لیلا: با کار کردن سی دی موج ذره و ارتباط ناخودآگاه پی بردیم که این دو سی دی با هم مرتبط است.در سی دی موج ذره آموختیم که دو بخش در وجود خود داریم. موج و ذره که ما خودمان آن را با کارهایی که انجام می دهیم تقویت می کنیم. از نظر درونی و بیرونی مانند استقلالی که به دست می آوریم، احترامی که همه ی ما باید به خودمان بگذاریم و شخصیتی که برای خود می سازیم که ذره را می سازد .

در قسمت دوم قسمت موجی بود که قرار است ما با انسان های بیرون در ارتباط باشیم و اما سی دی ارتباط بخش دوم سی دی موج ذره را توضیح می دهد. آقای امین می فرمایند از آن جا که ما دو جهان بینی داریم یعنی جهان بینی درون و بیرون و در جهان بینی درون خود را اصلاح می کنیم ولی نباید فقط به این بسنده کرد و با دیگران ارتباط برقرار نکرد، به این علت که با مشکلات بسیاری مواجه می شویم. در این سی دی نوع ارتباط ها را توضیح می دهد که ما متوجه شویم که در کدام لایه قرار داریم  و هم چنین در هر لایه چه کارهایی را انجام می دهیم.

نکته جالب در این قسمت این است که هنگامی که ما نتوانیم با دیگران به طور صحیح ارتباط برقرار کنیم، ممکن است آسیبی به زندگی مان وارد بشود که تخریبش از یک زلزله هشت ریشتری بیشتر باشد.

همان طور که می دانیم ما دو نوع زخم داریم: زخمی که مسبب آن دیگران هستند،  هرچه قدر هم انسان خوب و بدون خطایی باشم باز هم تحت تاثیر اطرافیانی هستم که با من زندگی می کنند. مانند این که در خیابان در حال رانندگی هستم و مشکلی در این مورد ندارم ولی سایر ماشین ها حواسشان نباشد ممکن است با من تصادف کنند . در زندگی هم این شرایط وجود دارد، در زندگی آسیب هایی که از دیگران می بینیم به این علت است که نتوانستیم با دیگران ارتباط درستی برقرار کنیم.

این سی دی می خواهد سطح انسان های اطرافمان را برای ما مشخص کند.

ما انسان ها، آدم هایی اجتماعی هستیم و بدون یکدیگر نمی توانیم زندگی کنیم. ما هرچه قدر هم که بخواهیم تنها باشیم در آخر باید از آن خلوت خود بیرون بیاییم و با انسان ها ارتباط داشته باشیم. برای مثال یک مادر باید با معلم فرزندش ارتباط داشته باشد و از درس فرزندش اطلاع پیدا کند، فردی که ازدواج می کند باید با خانواده همسرش ارتباط برقرار کند و هم چنین یک کارمند با همکارانش ارتباط دارد، پس در نتیجه متوجه می شویم که ارتباطات بخش بزرگی از زندگی ما را تشکیل می دهند.

آقای امین می فرمایند من در زمان کودکی تمام انسان ها را دوست داشتم و این خوب بودن سیستم ایکس را نشان می دهد که چنین حسی به دیگران داشتم و اما هنگامی که به تدریج زمان گذشت، از دیگران به من آسیب رسید و در نتیجه ی این زخم ها و آسیب ها، من به تنهایی کشیده شدم و فکر می کردم که به تنهایی می توانم کارهایم را انجام بدهم.

اما کسانی هستند که توانایی و استعداد هایی دارند، ولی چون ارتباطشان با دیگران قطع است اتفاقاتی که باعث پیشرفتشان می شود، نمی افتد. چون نمی توانند از انرژی دیگران استفاده کنند.

آقای امین در این سی دی سه طیف ارتباط را توضیح می دهد که شما در زندگیتان دقت کنید متوجه  می شوید که انسان های اطرافتان در کدام از این گروه ها قرار دارند.

سطح اولی که ما با آنها ارتباط برقرار می کنیم آشنایان هستند.

آشنایان از افرادی هستند که ما در طول زندگی با آنها زیاد ملاقات داریم. مانند خواهر، برادر و هم کلاسی هایمان. سطح انرژی ما با این افراد یکسان است یعنی اگر سطح انرژی و ارتعاش من پنج باشد و خواهری دارم که ازدواج کرده است و من در هفته چند بار او را می بینم، مطمئناً سطح انرژی او هم پنج است. اما اگر میزان سطح انرژی هایمان متفاوت باشد، از یکدیگر دور می شویم یا شرایط طوری به وجود می آمد که من آن فرد را کمتر ببینم. پس زمانی که ما افرادی را زیاد می بینیم چه کسانی که به من آسیب می زنند و چه کسانی که با من خوب هستند، به خاطر سطح انرژی خودمان است. اگر بخواهم بعضی از افراد را کم تر ببینم باید سطح انرژی ام بالا برود و هم چنین در این لایه نباید به کسی اعتماد کرد.

گروه دوم دوستان هستند.

افرادی که به غیر از سطح انرژی از نظر افکار و عقاید با هم یکسان هستند. عشق و محبت و دوستی در این لایه به وجود می آید و ما در این لایه می توانیم کم کم به دیگران اعتماد کنیم. مانند دوستی که به ما نزدیک است و پس از مدتی متوجه شدیم که از نظر فکری هم با ما یکسان است، می توان به او اعتماد کرد. برای مثال اعتماد برای درد و دل کردن یا چیزی به او امانت دادن در ما شکل می گیرد.

لایه سوم افرادی هستند که خواست درونی،خواست قلبی و هم چنین هدف از متولد شدنش با شما یکی است.

به این افراد نه تنها می توان اعتماد کرد، احترام گذاشت، بلکه رابطه ای بین شما و آن فرد تشکیل می شود که حتی تا آخر عمر هم توانایی از دست دادن او را نداری. برای مثال ما از دوران کودکی و دبستان دوستان زیادی داریم، پس از آن در سال های دبیرستان و دانشگاه افراد جدیدی وارد زندگیمان می شوند، اما آن فردی که از همان اول با ما بوده و در هیچ زمانی ما را ترک نکرده، مانند یک دوست یا عضوی از خانواده، می تواند عضوی از این گروه سوم باشد و پنهان کاری در بین این افراد وجود ندارد و هم چنین هر چه به سمت جلو حرکت می کنیم تعداد این افراد در گروه اول، دوم و سوم کم تر می شود و برای اینکه فردی در زندگیمان بخواهد در لایه سوم قرار بگیرد باید مراحل آن دو لایه قبلی را گذرانده باشد.

برای مثال یک کبوتر ‌و عقاب هیچ وقت نمی توانند در یک سطح پرواز کنند اگر تو کسی را می بینی که در سطح عقاب پرواز می کند و تو در سطح یک کبوتر اما می خواهی هم سطح او شوی، باید به یک عقاب تبدیل شوی.

هم چنین در کتاب 60 درجه جمله ای در این مورد نوشته شده است که اگر انسان با همه کاوشگران ماهر نیز همنشین باشد، اگر خود جست و جو نکند به موضوع اصلی نمی رسد.

همسفر نسیم: اگر سطح انرژیمان بالا برود و داناییمان هم زمان بالا برود، در زندگی با افرادی هستیم که با وجود انرژی کمی که دارند نمی توانیم قید آن ها را بزنیم! تکلیف چیست؟

همسفر لیلا: هیچ وقت ما زور نمی زنیم برای قطع رابطه با کسی. افرادی که همیشه در زندگی ما حضور دارند و نمی توانیم قید آن ها را بزنیم، با بالا رفتن دانایی و سطح انرژی ما، تغییر می کنند و آن نیمه ی روشن آن ها رو به ما قرار می گیرد.

وقتی که سطح انرژی، افکار و عقاید و جنس ما تغییر کند، به مرور زمان طرف مقابل ما هم عوض می شود.

در پایان لژیون با دعای خیر همسفران به پایان رسید.

دستور جلسه هفته آینده: ادامه ی وادی چهاردهم

نویسنده: همسفر مژگان

تصویرگر: همسفر فاطمه




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1397/09/23 ] [ 01:10 ق.ظ ] [ همسفر مژگان ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic