ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ
  به نام نامی عشق.....

لژیون "تو فقط لیلی باش " روز دوشنبه 97/10/10 با استادی همسفر لیلا و دبیری همسفر مینا و حضور جمعی از همسفران با دستور جلسه " پایان وادی چهاردهم " و " سی دی کشف " راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.


خداوند بهشت را برای خودش نمی خواهد . بهشت را  برای بنده هایش آماده می کند . انسان هم همین طور هست .
اگر من همسفر حال خوشی دارم نباید نسبت به مسافرم بی تفاوت باشم ، خودخواه نباشم . باید بهشت درونی خود را گسترش دهم تا جهنم دیگران کوچک شود .....

در ادامه مطلب بخوانید.....

همسفر لیلا ،  راهنمای لژیون ضمن سلام و خوش آمد گویی به همسفران فرمودند :
 امیدوارم حال و احوال شما خوب باشد و شاد و پر انرژی باشید و ابتدا از  حضور شما عزیزان در جشن همسفر تشکر می کنم  و قبل از اینکه جلسه را شروع کنم به چند نکته اشاره کنم که من از حضور شما در جشن خیلی خوشحال شدم از این که بودید و  خدمت کردید  و این خیلی برای من با ارزش بود و  عده ای هم از مسافرشان هدیه گرفتند و عدهای هم مسافر یا حضور نداشت و اگر هم حضور داشت به هر دلیلی به همسفر کادویی تقدیم نکرد .
یکی از کمک راهنما ها از من سوال کرد یکی  از رهجوهای من از این که مسافرش از او تشکر نکرده ناراحت است برای آرام شدنش به او چه بگویم ؟  در جواب به او گفتم : 
بگو عشق بلا عوض که در کنگره از آن سخن می گویند  را هنوز درک نکرده ای .تو برای مسافرت چه کرده ای که از او توقع داری .کاری برایش انجام داده ای یا حمایتش کرده ای؟ همانطور که آقای مهندس می گوید ‌: نگویید که فلانی برای من هیچ کاری نکرد ببینید شما  برای او چه کرده اید ؟ همین که مسافر به تو اجازه می دهد که همسفرش شوی  و به تو اجازه می دهد که در کنگره حضور داشته باشی و پا به پایش حرکت کنی باید خدا را شاکر باشی. حتی اگر هم خودش کنگره نمی آید و به تو اجازه می دهد که بیایی و در مسیر درمان قرار بگیری و زخم های خود را درمان کنی باز هم باید خدا را شاکر باشی . ما باید همیشه نیمه ی پر لیوان را نگاه کنیم به این که خداوند همیشه یک نور امیدی در زندگی ما انسان ها باقی می گذارد ما باید همیشه سپاس گذار مسافرمان باشیم .

یک نکته ای هم در مورد امید می خواستم برایتان بگویم که خداوند همیشه در زندگی ما انسان ها اگر  چیزی را به سخت ترین حد خود برساند اما نمی گذارد که آن روزنه  امید از بین برود  و یک روزنه امید همیشه در زندگی ما وجود دارد و ما باید این روزنه و نور کوچک امید را در تاریکی های زندگی خود پیدا کنیم .

من یک مطلبی را از دو سه سال قبل بود می خواندم که نوشته بود  یک نفر برای استادش در نامه ای نوشته بود: آن زمان که داعش در جهان گسترش پیدا کرده بود من خیلی نگران شدم به خاطر این که  سال قبل در گوگل بیشترین کلمه که سرچ شده بود  امید بود و امسال بیشترین کلمه که دیدم کلمه ی داعش بود و این نشان می دهد که مردم از کلمه ی داعش خیلی ترسیده اند و وحشت دارند . احساس می کنم که دنیا به سمت زمستان و سرما پیش می رود.
و این استاد خیلی زیبا جواب این شاگرد را داده بود و با بغض به او گفته بود :  وقتی تاریکی در زندگی انسان به اوج خودش می رسد از آن طرف روشنایی زاده می شود .
و این دقیقا موضوعی است که ما هم در کنگره به آن ایمان داریم که در  دل تاریکی ها همیشه نوری  کوچک  و روشنایی بوجود می آید و بعد گسترش پیدا می کند .
پس اگر در زندگی احساس کردیم که تاریکی وجود دارد و در حال به اوج   رسیدن است  نگران نباشید چون در کنارش نور امید زاده می شود و رشد می کند .

و باز  این استاد در مورد فردی گفته بود که یک انسان درستکاری را  به اشتباه به زندان انداخته بودند  و می خواستند او را اعدام کنند و آن فرد  در زندان  روی زندانی ها تاثیر زیادی گذاشته بود و همه ی زندانی ها عاشق او شده بودند. هنگامی اعدام  زندانی به  سرباز  گفت  هر چه زودتر مرا اعدام کنید چون طاقت نفرت هایی که آدم ها به من دارند را ندارم. سرباز  در جواب او گفت: همان طور که نفرت آنها را می بینی عشق ما را هم نسبت به خودت ببین .

 همان طور که آنها از تو نفرت دارند ما هم تو را دوست داریم .

 پس  در زندگی هم  همان گونه که سختی ها را می بینید به همان اندازه زیبایی ها و خوبی هایش را هم ببینید . اگر  بهشتی که دارید آن را گسترش بدهید و اجازه دهید که انسان های دیگری هم در بهشت شما زندگی کنند . مثلا اگر حال خوشی دارید به مسافرتان یا بچه های خود انتقال دهید. استاد می گفت که بهشت و جهنم هیچ وقت ثابت نیستند و همیشه در حال پیشرفت هستند یا بهشت تو در حال پیشرفت است یا جهنم و تاریکی های وجودت در حال رشد است که باعث می شود بهشتت کوچک شود و اگر کسی آزارت داد سریع او را کنار بگذاری و خودت به تنهایی در بهشتت زندگی کنی.

خدا بهشت را برای خودش نمی خواهد بهشت را  برای بنده هایش آماده می کند . انسان  هم همین طور هست اگر من همسفر حال خوشی دارم نباید نسبت به مسافرم بی تفاوت باشم خود خواه نباشم .  باید بهشت درونی خود را گسترش دهم تا جهنم دیگران کوچک شود .

و اما قسمت پایانی وادی چهاردهم: 
 در وادی صحبت از تصویر می شود و یک تصویری را برای ما به نمایش می گذارد چون می خواهد صدای عشق را بگوید تصویر اول که با یک یک داستان توضیح داده می شود .
در جنگل قرار شد یک جشنی برگزار شود بنابراین سلطان جنگل، شیر دستور داد برای بالا بردن سطح فرهنگی و هنری جنگل کار هنری انجام دهند پس بلبل ها به سرپرستی هد هد یک گروه آواز تشکیل دادند و پروانه ها هم در قسمت رقص و قورباغه ها پیانو زدن و ملخ ها ساز دهنی را  برای روز جشن تمرین کردند .
روز جشن هر کدام شروع به نواختن می کنند که فیل ها فراموش می کنند شیپور بزنند شغال ها پای آن ها را گاز می گیرند و آن ها هم شروع به سرو صدا کردند و به کل جشن خراب می شود  و صدای خوش نواختن دیگر به گوش نمی رسد  .
حال گروه اول نماد کسانی است که امواج جاذبه را به نمایش می گذارند و گروه دوم کسانی هستند که با سر و صدای زیاد اجازه نمی دهند امواج عشق به گوش برسد .
 پس من انسان اگر نمی توانم عشق و محبت را به دیگران هدیه بدهم  یا عشق دیگران را  دریافت کنم به خاطر این نیست که عشق در وجود من نیست .
 بلکه ساز عشق درون من است و زده می شود ولی این قدر صداهای دیگر در وجود من زیاد است که نمی توانم عشق و محبتم را به کسی بدهم یا از کسی دریافت کنم .

مثل عشق و محبتی که  در کنگره داریم  و همه ی افراد می توانند این عشق و محبت را داشته باشند .
 ما وقتی که به کنگره آمدیم در واقع صدای گرگ و شغال ها را کم کردیم و باعث شد کم کم  صدای عشق را بشنویم .

در ادامه ی وادی می گوید اگر در وجود تو زخم ،  کینه ، دشمنی یا ترس  هست این ها همه  تاریکی های  وجودت هست و اجازه نمی دهد که صدای عشق تو را دیگران بشنوند و بعد می گویی هر چه به دیگران محبت می کنم کسی محبت من را متوجه نمی شود و کسی قدر دان محبت من نیست . مثلا گاهی غروب های جمعه برای ما دلگیر است و جایی خواندم معنی آن این است که در طول هفته نتوانسته ای  به کسی عشق بورزی یا نتوانستی عشق را از کسی دریافت کنی. مثلا یک نفری تو را دوست دارد و به تو محبت می کند ولی تو  نمی بینی و یا بلعکس و این تاریکی های جزئی را باید در درونمان  پیدا کنیم و شروع  به حل کردن آن ها کنیم  و این کار  با معرفت شناخت و آگاهی صورت می گیرد و می توانیم  به جای آنها عشق دیگران را جایگزین کنیم و صدای عشق را بشنویم .

به عنوان  مثال می گوید که یک سری از آدم ها هستند که عشق را به همه می دهند ولی دریافت ندارند چون گیرنده های آن ها خیلی ضعیف هستند و باید گیرنده های خود را قوی تر بکنند و صدای جهل و نادانی درون شان را کاهش دهند تا بتوانند صدای عشق را در درون شان احساس کنند .

 اگر محبت بین دو نفر پدیدار شود و قدرت لازم را پیدا کند به جایی می رسد که هیچ چیزی را از هم پنهان نمی کنند .

یعنی یکی از ویژگی انسان هایی که عاشق هم هستند این است که پنهان کاری  در وجودشان از بین می رود البته این پنهان کاری یکی از ویژگی های اعتیاد است و در مورد یک سفر اولی مصداق ندارد چون  یکی از اثرات اعتیاد پنهان کاری است. اگر یک سفر دومی شدیم و از وادی اعتیاد خارج شدیم و هنوز  بین ما پنهان کاری هست معنی آن این است که هنوز محبت و امواج عشق بین ما بوجود نیامده است 
 عشق سه مرحله دارد .  که اگر انسان بخواهد عشق را درک کند نیاز دارد از این سه مرحله عبور کند .
 مرحله اول عشق مخلوق به مخلوق است .
یعنی من باید حتما در این زندگی زمینی خودم عشق مخلوق به مخلوق را درکش کنم و عاشق یک انسانی بوده باشم.
  
در یونان باستان در زمان قدیم وقتی یک نفری می مرد بعضی ها که می آمدند به خانواده ی آنها تسلیت بگویند ، می گفتند : آیا عشق مخلوق به مخلوق را در زندگی خودش تجربه کرده است یا نه؟

اگر خانواده می گفتند نه زندگی او را کاملا از دست رفته می دانستند. ولی اگر می گفتند عشق را تجربه کرده است برای او جشن می گرفتند و معتقد بودند  او رستگار است .

چون انسان وقتی در وادی عشق قرار می گیرد  عشق از او انسان دیگری می سازد. درست است که مخرب است و یک جاهایی درد دارد  ولی اگر  آگاهی لازم را داشته باشید عشق می تواند شما را بزرگ کند و اگر بتوانید از عشق مخلوق به مخلوق به خوبی عبور کنید وارد مرحله ی عشق مخلوق به خالق می شوید
 یعنی  عاشق خداوند می شوید و عشق او را می توانید درک کنید و الویت زندگیت  می شود و بعد از آن است که خدا عاشق تو می شود .
 من فقط خدا را دوست دارم  و بنده هایش را دوست ندارم آیا چنین چیزی امکان پذیر است ؟  خیر . زیرا  در ابتدای وادی 14 هم می گوید خداوند خودش را در بنده هایش تجلی کرده است. یعنی اگر من از بنده های خدا بدم بیاید و یک بهشتی بسازم که فقط خودم در آن باشم و پادشاه بهشتم باشم این بهشت من ارزشی ندارد، چون خداوند گفته است هر وقت دلت برای من تنگ شد و خواستید من را ببینید من را در قلب بنده هایم پیدا کنید .


نکته ی زیبایی که در وادی می گوید اینکه خداوند عشق است حیات عشق است . بودن و نبودن عشق است .یعنی اگر من در جهنم هم زندگی می کنم این جهنم هم عشق است چون من این جهنم را از طرف خداوند می دانم و خدا  من را در این جهنم قرار داده تا به یک ارتقایی برسم و رشد کنم بعد می گوید زن و مرد را عشق است . پیر و جوان را عشق است  .  تمامی کودکان جهان را عشق است . حتی کسی که مصرف کننده هستند را عشق است و  عشق در وجود او هم جاری است چون او هم خداوند را دارد و یک بنده ای است که مخلوق خداوند است. تمامی گرسنه گان جهان عشق هستند تمامی بیماران جهان عشق هستند تمامی جمادات ، گیاهان و  حیوانات نیز  عشق هستند . تمامی زمین و آسمان هستی و نیستی و هر آنچه در آنهاست عشق است چون همه در عشق شناورند تا بدانند جایگاه خاصی ندارند هر کسی با هر خصوصیت و در هر جایگاهی که قرار دارد کافیست دریچه ی قلبش را بگشاید تا مهماندار امواج عشق گردد و طعم شیرین آن را بچشد.

کل وادی چهاردهم این را به ما می گوید که عشق در انتظار کسی نیست مثلا من اگر به بچه ی خودم یا اطرافیانم محبت می کنم کار خاصی انجام نداده ام چون ویژگی من این است ولی اگر به همه ی بچه های جهان عشق ورزیدم آن وقت است که وادی چهارده را درک کردم و کسی که عاشق خداوند است همه را دوست دارد و عشق می ورزد . 

پایان وادی چهاردهم

و اما  مشارکت همسفران از سی دی کشف: 
  
همسفر مینا :  در این سی دی در مورد نابینایی می گوید که سال ها با سطلی سوراخ آب از چشمه بر می داشت و همیشه آب هایش می ریخت و دعا می کرد که خدایا من بتوانم سطل را پر از آب به خانه برسانم که ندا می آید ما دعاهای تو را قبول می کنیم اما تو اول باید سوراخ های سطلت را درست کنی .
من هم فهمیدم که اگر گاهی دعاهای من مستجاب نمی شود درون من سوراخ هایی است که اول باید آن ها را درست کنم .

همسفر اکرم : انسان های تک سلولی افرادی هستند که همه چیز را برای خودشان می خواهند و برای رسیدن به هدفشان هر کاری می کنند انسان های پر سلولی هم کسانی هستند که می توانند با بقیه زندگی کنند و سازگار هستند .

 همسفر شهلا :  انسان همیشه در حال کامل شدن است مثلا در گذشته انسانها بصورت وحشیانه زندگی می کردند و به مرور زمان که علم  پیشرفت کرد انسان هم به تکامل رسید .

همسفر فاطمه ع : صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است حتی کل هستی در حال حرکت است حتی افراد خلاف کار یا مصرف کننده هم همیشه به این صورت نیستند آن ها نیز در حال کامل شدن هستند .

همسفر اشرف :  من همیشه فکر می کردم که مدارا کردن یعنی باید از حقم بگذرم همیشه باید کوتاه بیایم .
ولی آقای مهندس در این سی دی می گوید مدارا کردن یعنی کسی که در اطراف شماست و طرز فکر و عقیده اش با شما یکی نیست بتوانی با او مدارا کنید که این یک هنر است و کسی که این هنر مدارا کردن را بلد نباشد همیشه در رنج و عذاب است.

همسفر لیلا : از مشارکت های زیبای شما تشکر می کنم و اما نکته های دیگر این سی دی که در مورد دعا کردن بود که شما زمانی می توانید دعا کنید و از خدا کمک بخواهید که کارهای خودتان درست باشد و به طرف ضد ارزش ها در حرکت نباشید . باید بدانید دعا کردن  چه شرایطی دارد و با چه شرایطی دعا می کنید . 
 آقای مهندس مثالی می زند که تو نمی توانی نفرت بکاری و عشق بر داشت کنی .  انسان ها باید در مسیر دعای شان حرکت کنند و از قوانین الهی پیروی کنند .  آن وقت است که خداوند دعاهای تو را قبول می کند اگر مواقعی  که دعا می کنید و می گویی که چرا خدا سکوت کرده، به خاطر این است که یک جاهایی اشتباه کرده اید.

نکته ی دیگر در مورد انسان های تک سلولی است که افراد دیگر برایشان مهم نیستند و همه چیز را برای خودشان می خواهند و انسان های پر سلولی ویژگی شان این است ، با انسان های دیگر مدارا می کنند و مدارا کردن .

 اگر کسی طرز تفکر و اندیشه اش با شما فرق داشت باید بتوانید با آن مدارا کنید و سازگار باشید و در ادامه می گوید  اگر شما در اطراف خودتان ببینید که یک نفر کینه ای است و خود خواه است  باید مواظب باشید که چیزی به او نگویید. اما قرار هم نیست که همه جا و به همه کس بگویید این فرد قابل اعتماد نیست یا با او  دعوا کنید و  رابطه ی خود را با او قطع کنید . همین  که فهمیدید این فرد قابل اعتماد نیست کافیست چون انسان ها در جمع به تکامل می رسند و ما نباید خود را از بقیه جدا کنیم  .
 درد و رنج بشر به خاطر دانش هایی است که هنوز کشف نکرده است . انسان ها برای اینکه بتوانند به آسمان هفتم برسند باید از هفت خوان عبور کنند که اعتیاد هم یکی از این خوان هاست  .
مواقعی  هست که ما به خواسته هایمان نمی رسیم و می گوییم من چه اشکالی دارم چه گره ای در کار من است . پس بگردید ببینید که ایراد کار شما کجاست و باز کردن گره های تان،  درمانی طولانی دارد .

سپس لژیون با دعای همسفران به پایان رسید .


دستور جلسه هفته بعد :  شفای زخم ها .
نویسنده : همسفر اشرف
تصویرگر  : همسفر فاطمه
ویرایش: همسفر فاطمه



طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1397/10/15 ] [ 02:05 ب.ظ ] [ همسفر فاطمه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic