ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ
  به نام خالق عشق

لژیون " تو فقط لیلی باش "  روز دوشنبه 97/10/17 با حضور جمعی از همسفران واستادی همسفر لیلا ، دبیری همسفر مینا با دستور جلسه " مبحث تکمیلی وادی چهاردهم شفای زخم ها " راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود . 
  


زخم ها و شکست هایی که در زندگی تجربه می کنیم ما را با عمیق ترین قسمت وجودی مان ، که شاید مدت هاست فراموش کرده ایم آشنا می کند و باعث می شود کمی به خودم بپردازم و متوجه بشوم من نوعی  چه هدفی در زندگی دنبال می کنم .

در ادامه مطلب بخوانید.....
سلام دوستان لیلا یک همسفر : 
به همه شما همسفران عزیز خوش آمد می گویم و امیدوارم حالتون خوب باشد. در وادی چهاردهم می گوید:

عشق و محبت می تواند زخم هایی که در اثر قصورها و به صورت سهوی در قلب ما ایجاد می شود را درمان کند.

من با خود فکر کردم این زخم ها چه چیزی می تواند باشد؟ بعد به این نتیجه رسیدم که من خودم را مانند خیلی ها، یک فرد متعادل و وجودم را بدون زخم و مشکل می دانستم،  اما من هم در طی زمان از یک سری آدم ها ضربه هایی خوردم که باعث ایجاد زخم های عمیق در قلبم شد و برای درمان آنها، همان طور که به شما همیشه می گویم در هنگام مشکل به درون خودتان نگاه کنید، خودم نیز چنین کاری انجام دادم و به این زخم های وجودی فکر کردم و فهمیدم تمام انسان های اطرافم هم چنین زخم هایی دارند و غیر ممکن است کسی در وجودش زخمی نداشته باشد ولی چون تا حالا نتوانسته ایم آنها را در وجود خود پیدا کنیم فکر می کنیم فرد متعادلی هستیم .

اما چرا ما در زندگی زخم می خوریم ؟

همسفر مینا : چون خودمان اجازه داده ایم دیگران در زندگی ما دخالت کنند .

همسفر زهرا م : برای رسیدن ما به دانایی و رشد و تکامل است .

همسفر زهرا ع :  برای این که با وجود زخم ها ما به اشتباهات خود پی ببریم .

همسفر لیلا : زخم ها و شکست هایی که در زندگی تجربه می کنیم ما را با عمیق ترین قسمت وجودی مان، که شاید مدت هاست فراموش کرده ایم آشنا می کند و باعث می شود کمی به خودمان بپردازم و متوجه شویم منِ نوعی چه هدفی را در زندگی دنبال می کنم و اصلا به چه دلیلی به دنیا آمده ام، چون همان طور که در وادی دوم می خوانیم هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد، هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر به هیچ فکر کنیم .

در واقع از وقتی پا به این جهان گذاشتیم این قدر به دیگران و مسائل آنها پرداختیم که کاملا خود را از یاد برده ایم و هستی مجبور است با زدن کشیده ای محکم ما از این خواب غفلت بیدار کند و این کشیده ها همان اتفاقات و یا زخمی هایی است که از دیگران  می خوریم و این ها همه  خیر مطلق است، چراکه زخم ها چیز بدی نیستند و نباید ناامید شد . بلکه با مدیریت درست و شفای زخم ها می توانیم به ارتقا زیادی در زندگی برسیم . وجود زخم ها در زندگی اجتناب ناپذیر است.
انسان دو نوع زخم در وجودش دارد . زخم هایی که دیگران به ما می زنند . زخم هایی که خودمان در وجود مان ایجاد می کنیم .
اما منشا تمام این زخم ها خامی ها و ناآگاهی های خود و دیگران است که باعث ضربه زدن به خود و دیگران می شویم .

مثلا من می خواهم به دیگری عشق بورزم، ولی بدلیل ناآگاهی در عشق ورزیدن دچار افراط و تفریط می شوم. یا کم می گذارم  و یا با اعتماد بی جا و درد و دل کردن  باعث ضربه زدن به خود می شوم .
این نا آگاهی در وجود دیگران نیز وجود دارد. مثلا مسافر من نمی داند چگونه عشق بورزد و یا حد و مرز بین همسر و مادرش را رعایت کند و با همین رفتار اشتباه باعث ضربه زدن به من می شود . انسانی که از روی خامی ضربه می زند را راحت تر می توان بخشید و از او گذشت، ولی انسانی که با وجود تجربه و دانایی زخمی می زند گذشت کردن و بخشیدن او خیلی سخت است .

دلیل دیگری که دیگران به ما زخم می زنند این است که وجود خودشان پر از زخم است .
مثلا کسی که به دیده تحقیر به شما نگاه می کند همان طور که آقای مهندس گفته اند چیزی اول باید وجودت را پر کند تا به بیرون راه پیدا کند . این فرد خودش را در مسیر زندگی بر اثر اتفاقات این قدر تحقیر کرده است و حقارت را در وجودش بوجود آورده است که به دیگران با دیده تحقیر نگاه می کند و یا وجودش پر از کینه و نفرت است که باعث شده از این طریق به دیگران زخم بزند .
در کل هر فردی که وجودش پر کینه و نفرت شود به دیگران زخم می زند، وگرنه انسان عادی و طبیعی نمی تواند مشکلی برای دیگران به وجود آورد و همان طور که در وادی سیزدهم می گوید به صورت عادی زندگی می کند و اجازه می دهد دیگران نیز به صورت عادی زندگی کنند .

پس وقتی چنین آدم هایی سر راه ما قرار می گیرند به جای قضاوت عجولانه و ناراحت شدن ، باید به این امر توجه داشته باشید که او هم زخمی است و حال خوبی ندارد و دقیقا زخمی از جنس زخم خود به دیگران می زند و صرفا به قصد آزار و اذیت کردن نبوده است، چرا که تمام ذرات وجودی انسان از عشق و محبت بوجود آمده است و توجه به این نکته کمک بزرگی است در راحت تر  بخشیدن افراد.

 اگر انسانی توانسته باشد زخم هایش را درمان کند دیگران را زخمی نمی کند .
اما فرقی نمی کند که ما از دیگران زخم خورده باشیم ، یا خودمان در وجود خود زخم ایجاد کرده باشیم، به هر حال بلد نبوده ایم زخم ها را درمان کنیم و کسی هم به ما یاد نداده است و فقط روی آن سرپوش گذاشته ایم و با آنها زندگی می کنیم و در مواقعی خاص و با یک اتفاق کوچک دوباره سر باز می کنند .
در واقع تمام زندگی و رفتار ما بر اساس این زخم ها شکل می گیرد، حتی معنایی هم که به  رفتار دیگران می دهیم بر مبنای زخم های خودمان است . مانند وقتی که من با فردی مشکل داشته باشم و وقتی که او را در مهمانی یا جایی می بینم که با دیگری صحبت می کند، من فکر می کنم در مورد من بد گویی می کند .

هنگامی که من  متوجه شدم زخمی شده ام و آن را در وجودم پیدا کردم، یک مسئولیتی بر دوشم گذاشته می شود و آن هم درمان زخم است . برخی این مسئولیت را نمی پذیرند و از آن فراری هستند، چون همیشه پرداختن به خود و کار کردن روی خود خیلی سخت تر است تا تغییر دادن دیگران .

اولین راه برای پنهان کردن زخم ها، زدن نقاب یک آدم خوب و سالم با حال خوش بر چهره خود است که این کار باعث می شود هویت اصلی خود را فراموش کنیم. ولی با پرداختن به درون خود ، می توانیم صفت های خوب و بدی را در وجودمان پیدا کنیم که موجب شگفتی و تعجب خودمان شود  و بگوییم یعنی من چنین آدمی بودم ؟
 
دومین راه پنهان کردن زخم ها این است که خود را پشت سر موفقیت دیگران پنهان می کنم. مثلا از موفقیت های دخترم ، همسرم یا فامیل تعریف می کنم و جایگاه آنها را به رخ دیگران می کشم با این کار شاید به صورت موقت حالم خوب باشد اما پایدار نیست.

سومین راه دیدن ضعف های دیگران و سرک کشیدن در زندگی آنهاست و خوشحال شدن از این که وضعیت زندگی من خیلی بهتر از آنهاست . چون شهامت ندارم درون خود را کنکاش کنم و به دنبال درمان خود باشم.

چهارمین این که برای درمان زخم های دیگران تلاش می کنم و این کار پسندیده ای است، اما بعضی مواقع این خدمت های افراد فقط برای فراموش کردن زخم های خودشان است . وقتی کسی درد و دلی می کند سعی می کنم کمکش کنم، چرا که دوست دارم از این طریق دردهای خود را فراموش کنم و حس خوبی به من می دهد.

پنجمین راه این است که با زخم های خود کنار آمده و به آنها افتخار می کنم !


ویژگی فردی که به زخم خود افتخار می کند  این است که اگر از مشکلی برایش صحبت کردیم در جواب می گوید: این که چیزی نیست من شرایط سخت تری نسبت به شما داشته ام.
این گونه افراد به ظاهر دنبال درمان هستند ولی فقط منظورشان این است که بگویند چقدر مشکل من سخت است و بهترین ها هم نتوانسته اند آن را حل کنند و من صبر و تحمل بالایی دارم .

مثل رهجویی که مشکلی دارد ولی راهکار راهنما را به طور دقیق عملی نمی کند و فقط منظورش این است که بگوید درد من درمانی ندارد .

حال از چه افرادی زخم می خوریم ؟ ما از افرادی زخم می خوریم که برای ما بسیار عزیز هستند نه از یک غریبه و یا دشمن .
این امر دلایل مختلفی می تواند داشته باشد. یکی این که جایگاه  یک نفر را این قدر  بالا می بریم و قابل احترام و خدای خود می دانیم که فراموش می کنیم او هم انسان است و هر لحظه ممکن است دچار خطا شود  و ضربه خوردن از این افراد  با سر خوردگی شدیدی همراه است .

مانند مواقعی که ما به دیگران بیش اندازه رسیدگی می کنیم و خود را فراموش  می کنیم. در مقابل، همان انسان با یک اتفاق کوچک به ما توهین می کند یا بی توجهی می کند و این موضوع  باعث می شود  زخم بزرگی از او خود در قلبمان بوجود آید.  در صورتی که اشتباه از رفتار خودمان بوده است .


دلیل این که یک نفر را خدا گونه می پرستیم  این است که به خود نپردازیم و یا تمام صفات خوبی که دوست داشتم در وجودم باشد را در او می بینم .

تمام مواردی که در این جلسه  ذکر شد برای دور زدن و گول زدن خودمان است که نخواهیم با زخم هایمان روبرو شویم، چون بار مسئولیت حل و درمان آن ها خیلی سنگین است و ما از انی مسئولیت گریزانیم.  اما با  وجود تمام این ها، روزی از راه می رسد که باید با زخم های خود روبه رو شویم و آنها را درمان کنیم .

برای درمان زخم ها چه قدم هایی باید برداشت ؟

قدم اول خواست است. ما باید بخواهیم دست از افتخار کردن بر داریم و با تمام وجود به درمان آنها بپردازیم و کلماتی مانند اگر و  اما و ای کاش را از ذهن خود بیرون کنیم . این خواستن باعث می شود از هر چیز کوچکی درس بگیریم. مثلا از یک مشارکت می توانم  برای تغییر خود استفاده کنم .

قدم دوم این که زخم هایی که در عمق وجودم هست را بشناسم و با استفاده از دانش راهنما یا استاد خود برای درمان آن استفاده کنم
چون با وجود زخم ها نمی توانیم تعادل را بر قرار کنیم.

بعضی مواقع زخم های تکراری این پیام را دارند که باید برای درمانش تلاش کنم و اگر درمان نشوند باز هم زخم می خورم .
 
به علت کمبود وقت ادامه ی این مبحث به جلسه بعد موکول شد.

 لژیون با دعای همسفران عزیز پایان یافت .



دستور جلسه هفته آینده : ادامه مبحث شفای زخم ها و جزوء جهانبینی
نویسنده و تصویگر : همسفر فاطمه



طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1397/10/19 ] [ 11:30 ب.ظ ] [ همسفر فاطمه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic