ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ
به نام خالق عشق

لژیون "تو فقط لیلی باش" روز دوشنبه 97/11/01 با حضور جمعی از همسفران و استادی همسفر لیلا، دبیری همسفر مینا و دستور جلسه ادامه " سی دی نقش همسر" راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود .


برای هر واقعیتی در زندگی ما یک یوم الفصلی وجود دارد، این را همیشه یادتان باشد. برای اعتیاد یک فرد معتاد یوم الفصلی وجود دارد که ممکن است الان باشد که با من هم مسیر است، ممکن هم هست یوم الفصلش الان نباشد. ما نمی توانیم بگوییم یوم الفصل اعتیاد چه زمانی است. پس شروع به آموزش دیدن برای خودمان می کنیم و...

در ادامه مطلب بخوانید....

سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر. امیدوارم  حال واحوالتان خوب وخوش و سلامت باشد و اوضاع بر وفق مرادتان باشد. 
قبل از شروع لژیون چند نکته به شما می گویم و چیزهایی که می خواهم به شما بگویم حقیقت است. نمی خواهم بگوم که شما را ناراحت کنم، نمی خواهم بگویم که شما را  برنجانم، می خواهم بگویم که شما یک ذره به خودتان بیایید! 

ببینید بچه ها، آمدن به کنگره تمنای دل می خواهد. 

یک سری از بچه ها هستند که این تمنای دل را ندارند، و در کنار آن شجاعت نیامدن به کنگره را هم ندارند! چون به نظر من خیلی شجاعت می خواهد که بیایی و بگویی راهنمای گرامی من دیگر نمی توانم به کنگره بیایم، چون دیگر حس و حالش را ندارم، دیگر انرژی نمی گیرم، آموزش ها برایم تکراری شده، این شجاعت می خواهد! ولی یک سری از بچه ها هستند دو جلسه نمی آیند، یک جلسه می آیند، چرا؟  به خاطر این که می خواهند این امنیت را داشته باشند، می خواهند اسمشان حذف نشود، در واقع دارد به خودش می گوید ببین من به یک جایی وصلم هنوز! من راهنما دارم! حالا دو جلسه هم نروم اشکالی ندارد؛
 
به نظر من کسی که واقعا حرکت نمی کند، آموزش نمی گیرد،  انرژی نمی گیرد، نمی خواهد بیاید شجاعتش را داشته باشد و نیاید و جای خود را  بدهد به کسانی که واقعا دوست دارند درمان شوند و پشت در منتظرند! 

نکته دیگر این که وقتی مرزبانی به ما چیزی می گوید حق اعتراض نداریم، حق چرا گفتن نداریم، منِ راهنما در برابر مرزبانان کلامی جز چشم از زبانم خارج نمی شود، ولی بعضی ها این چشم گویی را ندارند. می ایستد و اعتراض می کند، بحث می کند، اگر حرفی به او بزنند ناراحت می شود، به او بر می خورد! اگر ناراحتی می توانی بروی و جای دیگر آموزش ببینی، کنگره قانون دارد و مرزبانان مسؤل اجرای قوانین کنگره هستند و ما غیر از چشم کلامی نباید به آن ها بگوییم. 

و اما سی دی نقش همسفر:

همسفر مهناز: همسفران نقش خودشان را خیلی بی رنگ کردند و فکر می کنند که نقششان خیلی کم رنگ است، در صورتی که این نقش خیلی اهمیت دارد. یک همسفر وقتی در کنار مسافر حرکت می کند اگر آموزش ها را نادیده بگیرد و سرسری رد شود، اصلا نمی تواند به مسافرش کمک کند. یک همسفر اگر به مسافرش علاقه دارد و عشق می ورزد باید آموزش بگیرد تا بتواند به او کمک کند و من از این سی دی خیلی چیزها یاد گرفتم. الان یک سال و نیم است به کنگره می آیم، ولی واقعا نقش همسفر را خیلی کمرنگ می دیدم، اما الان دو هفته ای هست فهمیدم نقشم خیلی مهم است و من باید برای خودم سفر کنم تا خودم به آرامش برسم، واقعا خیلی پشیمانم که تا الان درست نتوانستم آموزش ها را بگیرم. 

همسفر زهرا: نقش همسفر اولین مطلب و مهمترین موضوع برای یک همسفر هست و این که باید نقش خودمان را جدی بگیریم و برای خودمان به کنگره بیایم.

همسفر فاطمه: من همیشه فکر می کردم که  خودم یک قربانی شدم، چون خودم اوایل سفرم همیشه فکر می کردم چون من هیچ مشکلی ندارم و وقتی به من می گفتند رهایش کن می گفتم یعنی چه؟  وقتی سی دی نقش همسفر را گوش دادم فهمیدم من قربانی نیستم، من اینجا می آیم چیزهایی که بلد نیستم یاد بگیرم و آموزش گرفتن بسیار مهم است. دوم اینکه آقای مهندس همیشه به یک همسفر احترام می گذارد و می گوید مسافر برای این که به آن قله رهایی برسد باید دو بال برای پرواز داشته باشد و این بال پرواز دوم همسفر است.

همسفر لیلا: حقیقت چیزی ست که بوده هست و خواهد بود و هرگز از بین نمی رود، مثل خداوند. از اول بوده الان هست در آینده هم خواهد بود. یا مثل این صور پنهانی که داریم هیچ وقت از بین نمی رود. هر چیزی که حقیقت باشد ماندگار است. 

اما واقعیت چیزی ست که الان هست،  در گذشته نبوده در آینده هم نخواهد بود، مثل جسم ما در گذشته نبوده الان هست در آینده نخواهد بود.  پس چیزی که در زندگی ما واقعیت است ماندگار نیست. 

و اما اعتیاد یک واقعیت است در زندگی یک شخص مصرف کننده. او هرگز از همان اول اعتیاد نداشته، این اعتیاد را در زندگی اش به دست آورده، مطمئنا هم ادامه نخواهد داشت، چون وجود انسان فقط باقی می ماند.

برای هر واقعیتی در زندگی ما یک یوم الفصلی وجود دارد، این را همیشه یادتان باشد. برای اعتیاد یک فرد معتاد یوم الفصلی وجود دارد که ممکن است الان باشد که با من هم مسیر است، ممکن هم هست یوم الفصلش الان نباشد. ما نمی توانیم بگوییم یوم الفصل اعتیاد چه زمانی است. پس شروع به آموزش دیدن برای خودمان می کنیم و در مورد سفر مسافر مبنا را بر اعتماد می گذاریم. اعتماد به کنگره، به راهنما، اعتماد به آقای مهندس، اعتماد به خداوند.

 اما هیچوقت به جای خدا ننشینید!  گاهی وقت ها ما همسفران می شویم خدای مسافرمان و می گوییم من اگر رهایش کنم و حواسم به او نباشد، او مجددا خراب می کند و گریز می زند و همیشه دلشوره داریم و نگرانیم. 

در صورتی که او هم خدایی دارد و خدا به همان مقدار که هوای من را دارد و من را دوست دارد، هوای او را هم دارد، پس سعی کنید مسافر را به خدا بسپارید.

باید مسافر خود را ببخشید تا او بتواند به خوبی حرکت کند. همسفری که هنوز از مسافرش زخمی ست، بند پای او می شود و مانع از حرکت درست او می گردد. یکی از شیوه های بخشیدن مسافر این است که ابتدا با ضعف های خودمان مقابله کنیم و دوباره قدرت و توان خودمان را به دست آوریم.

اگر کسی به شما می گوید مسافر شما هرگز درمان نمی شود این یک دروغ است! 

چرا که یک مصرف کننده هم با روح پاک خدایی به دنیا آمده است، او هم یک پیشینه ای دارد و از زندگی اش هدفی دنبال می شود و اگر ما نمی دانیم موقع رهایی او چه زمانی است به این علت است که بی سوادیم.

همسفری که به خاطر خودش به کنگره می آید خیلی زودتر قدرت و توان خود را پیدا می کند تا همسفری که تنها به خاطر مسافر خود به کنگره می آید.

یک همسفر پرستار مسافر خویش است، نه معلم او. 

این را هرگز فراموش نکنید و سعی کنید از نقش لاستیک زاپاس بودن خارج شوید و نقش اصلی و اساسی خود را پیدا کنید و برای حال خوش خودتان به کنگره بیایید و حرکت کنید. تنها در این صورت است که می توانید به مسافر خود عشق بورزید و او را به دستان خداوند بسپارید تا هر وقت که خود صلاح دید راه نور و روشنایی را برای او باز کند.

بعد از آن لژیون با دعای خیر همسفران به پایان رسید.


نویسنده: همسفر سپیده
تصویرگر: همسفر فاطمه.



طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1397/11/10 ] [ 05:31 ب.ظ ] [ همسفر لیلا (راهنمای لژیون) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic