ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام خالق عشق


لژیون " تو فقط لیلی باش " روز دوشنبه 97/11/15 با حضور گرم جمعی از همسفران و استادی همسفر لیلا، دبیری همسفر مینا و دستور جلسه سی دی "پیوندهای نامیمون " راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.




 
پیوند های نامیمون در وجود همه انسان ها وجود دارد و هیچ انسانی نیست که زخمی نشده باشد.  به انسان ها زخم خورده می شود تا آماده پیوند شوند. این پیوند هم می تواند میمون باشد هم نامیمون.   زمانی میمون است که ما آگاهانه با آن برخورد کنیم یعنی دانش برخورد با آن را داشته باشیم ....

در ادامه مطلب بخوانید....


سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر، خوشامد می گویم خدمت شما همسفران عزیز. خوشحالم از دیدن شما عزیزان و امیدوارم حال و احوالتان خوب باشد . امروز لذت بردم از استادی  خانم زیبای عزیز و بدانید هیچ چیزی برای یک راهنما  با ارزش تر از این نیست که رهجوی لژیون را در جایگاه های خدمت و جز خدمتگزاران ببیند که می تواند نور امیدی را در دل تازه واردی روشن کند. 
دستور جلسه امروز سی دی پیوند نامیمون است که همگی سعی کنید از برداشت های خود بگویید.

همسفر مینا: پیوند زدن در باغبانی به کار می رود. اگر به درختی پیوند نامناسب زده شود یک میوه تلخ می دهد که این یک پیوند نامیمون است. در انسان هم همین گونه است که صفت ها پیوند زده می شوند. برای پیوند باید حتما شکافی ایجاد کرد و بعد پیوند را انجام داد در انسان هم باید زخم یا ضربه ای وارد شود.  

همسفراکرم: انسان ها وقتی وحشی هستند یعنی در نفس اماره به سر می برند و راهنما مانند باغبانی است که یک چیزهایی را به او اضافه یا کم می کند تا بتواند اهلی شود. پیوند نامیمون پنهان است و هیچ زایش و تولیدی ندارد و انرژی خود را از شاخه های سالم می گیرد. اگر ما هدفی را دنبال می کنیم باید بدانیم نیت ما چیست ؟ اگر برای چشم و هم چشمی باشد موفق نخواهیم شد. ولی اگر برای دانایی و پیشرفت باشد موفق می شویم. مثلا من وقتی می خواستم رانندگی یاد بگیرم با خود فکر کردم که آیا این خواسته من بر حسب نیاز است یا بخاطر چشم و هم چشمی است؟ و چون نیازم بود به دنبال یادگیری آن رفتم.

همسفر لیلا: ما در زندگی خود یک سری هدف هایی داریم که خیلی هم مقدس و معقول هستند. ولی نیتی که پشت آن نهفته است، خوب نیست و من متوجه نیستم. در واقع کاری که نیروهای منفی انجام می دهند این است که حس های ما را پنهان می کنند یعنی متوجه نیستیم که الان برای چه این هدف را دنبال می کنیم. مثلا  برای چه می خواهم فلان وسیله را برای خانه بخرم؟ آیا به دلیل آن است که من دوستش دارم یا بحث حسادت است نه نیاز خانه.
بعضی مواقع که به خواسته ای نمی رسیم، می تواند علتش نیت ما باشد


همسفر مهناز: مسافران در گذشته یک سری زخم خورده اند که به همین دلیل به اعتیاد روی آورده اند و اگر بخواهند از این پیوند نامیمون جدا شوند باید دردی مانند درد زایمان را تحمل کنند.
 
 همسفر مریم: افرادی که وارد لژیون می شوند یک سری صفات به آنها اضافه می شود و خلق و خوی آنها عوض می شود.  افرادی که جهان بینی کار می کنند راحت می توانند با این پیوندهای نامیمون مبارزه کنند.

همسفر شهلا: باید به انسان ها یک شکافی زده شود تا پیوند انجام گیرد و این شکاف ها از طریق زخم ها صورت می گیرد . ما خیلی از این زخم ها را در گذشته خورده بودیم ولی نا آگاهانه با آنها برخورد کرده بودیم و آن را عذاب خداوند می دانستیم در صورتی که می توانستیم با این زخم ها رشد کنیم و آنها را به پیوند میمون و مبارک تبدیل کنیم.


همسفرلیلا: ما در کنگره به درمان زخم های خود می پردازیم. ما می توانیم از زخم هایی که خورده ایم پیوند های جدیدی بوجود آوریم
پیوندها، صفت هایی است که در کنگره بدست می آوریم.
فکر می کنید یک رهجویی که وارد کنگره می شود و تمام وجودش زخمی است با چه شرایطی می تواند پذیرای یک پیوند خوب باشد و صفات خوبی در او بوجود آورد؟


همسفر مریم ت: یک همسفر باید کینه و نفرت را از خود دور کند.


همسفر مینا: بخشیدن خود و مسافرش


همسفر شهلا: بواسطه عشق و محبتی که بین راهنما و رهجو بوجود می آید و یک رهجو باید بداند که نمی داند و راهنمای او داناتر است .


همسفر لیلا: یک رهجو با این شرط می تواند پذیرای پیوند میمون و خوب باشد که تسلیم راهنمای خود باشد. بعضی مواقع من از بچه ها خواسته ای دارم فقط به این عنوان که متوجه شوم آیا تسلیم و فرمانبردار است یا خیر؟ وقتی رهجو سریع  پذیرفت و چشم گفت، مشخص است که آن پیوند های خوب در حال انجام است. ولی اگر، چرا و اما، آورد یعنی هنوز آماده پیوند نیست.
شرط دیگر این که من بپذیرم حال من خوب نیست و زخم خورده ام. حتی لازم نیست درمان کنم. همین که آگاه شدم که زخم خورده ام، کافی است. چون ما در کنگره فقط به دنبال آگاهی هستیم و این آگاه بودن با دانایی بسیار متفاوت است.

 خانم فاطمه سوال کردند با آدم هایی که ما را به هم می ریزند و بی احترامی می کنند چه کنیم؟


همسفر لیلا: اگر کسی به من بی احترامی می کند به خاطر این است که من با امواجی که به طرف آنها می فرستم  تعیین کرده ام  با من چه رفتاری داشته باشندکسی که خود را حقیر می داند مطمئنا بقیه هم به خودشان اجازه می دهند که به او بی احترامی کنند.
مانند خانواده ای که چند عروس دارد ولی در این بین فقط به یکی از عروس ها بیشتر توجه می شود و قابل احترام است. شاید از بُعد صور آشکار ما فکر کنیم چون وضع مالی بهتری دارد و یا از او می ترسند این گونه است و مجبور هستند به او احترام بگذارند. اما در صور پنهان چیز دیگری است و آن حس و موجی است که آن عروس به طرف دیگران می فرستد و آن حس تعیین کننده رفتار دیگران با او هست.
پس تا زمانی که شما خودتان را دوست نداشته باشید و به خود احترام نگذارید، دیگران نیز به شما احترام نخواهند گذاشت.
پیوند های نامیمون در وجود همه انسان ها وجود دارد و هیچ انسانی نیست که زخمی نشده باشد. به انسان ها زخم خورده می شود تا آماده پیوند شوند این پیوند هم می تواند میمون باشد هم نامیمون.

 زمانی میمون است که ما آگاهانه با آن برخورد کنیم یعنی دانش برخورد با آن را داشته باشیم و آن را پنهان نکنیم یا به آن افتخار نکنیم
باید از کسی که آگاهی دارد کمک بگیریم یکی مانند راهنما یا استاد، تا  پیوند میمونی زده شود. اگر آگاه نباشیم به ما پیوند نامیمون زده می شود.  مانند وقتی که کسی در دوستی به ما خیانت می کند و ما دیگر به هیچ کس اعتماد نمی کنیم و ورودی قلب ما بسته می شود.
 وقتی ما به کنگره می آییم و خواهان درمان باشیم، باید این پیوند های نامیمون را جدا کنیم. وقتی تسلیم راهنما می شویم و در مسیر درست قرار می گیریم اتفاق هایی برای ما می افتد که درد زیادی دارد و باید بدانیم که اینها همه خیر هستند حتی اگر آن اتفاق شر باشد. 

مثلا مدتی از کنگره دور می شویم و ناراحت هستیم یا برجکی از راهنما می خوریم و یا تخریبی از طرف مسافر پیش می آید. این اتفاقات باعث قطع  پیوند های منفی است و این قطع شدن با درد زیاد همراه است که این را مانند درد زایمان دانسته اند که اگر مبارزه کنیم و صبور باشیم، خلق جدیدی بوجود می آید که مبارک خواهد بود.


 هنگامی که حرکتی را آغاز کردید در بین راه نباید خسته و ناامید شوید.
 پیوند های نامیمون از خود هیچ خلق و زایشی ندارند ولی پیوند میمون خلق و زایش دارد.  هر فرد باید خودش بررسی کند و ببیند در کدام مرحله است اگر چند سال است به کنگره می آید و هنوز حال خوبی ندارد، یعنی پیوند ها قطع نشده است.
 ولی اگر بداند یک خدمت یا یک مشارکت او در یک نفر اثر می گذارد یعنی پیوند مبارک است.
  دو چیز در زندگی باعث محکم شدن پیوند ها می شود.

1- افکار منفی که نباید به آنها اجازه ورود دهیم.  2- انسان های منفی که نباید در مقابل آنها عکس العمل نشان دهیم.
 نکته بعد تزکیه و پالایش است که در زندگی روز مره انجام می شود و برای تزکیه و پالایش هم لازم نیست کار خاصی انجام دهیم و از آن مراقبت کنیم همین کارهای کوچکی که  روزانه  انجام می دهیم کافی است. مثلا وقتی سر فرزند خود داد می زنیم  وقتی با این عمل خود مبارزه می کنیم و تلاش می کنیم این پیوند نامیمون را از بین ببریم، یعنی تزکیه و پالایش انجام می دهیم.
آخرین نکته سی دی این است که برای خواسته های خود بجنگید وخسته و ناامید نشوید تا به هدف خود برسید.


در آخر لژیون با دعای خیر همسفران به پایان رسید.


نویسنده: همسفر اکرم
عکس و ویرایش: همسفر فاطمه 




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1397/11/18 ] [ 09:06 ب.ظ ] [ همسفر فاطمه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو