تبلیغات
ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿ - گزارش لژیون دوشنبه 97/11/29سی دی تفکر تحلیل روش های غلط درمان

به نام خالق زیبایی ها

"لژیون تو فقط لیلی باش" روز دوشنبه 97/11/29 با حضور جمعی از همسفران و با استادی همسفر لیلا،  دبیری همسفر مینا و با دستور جلسه "سی دی تفکر، تحلیل و روش های غلط درمان"  راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.


ما هر چه بزرگ تر شویم انتخاب های ما درست تر و اجبارهای ما کمتر می شود . بزرگ تر، منظور  از نظر روحی و صور پنهان است. هر چه که بزرگ تر می شویم و هر چه که در  مسیر درست تری برویم انتخابات ما درست خواهد بود....

در ادامه مطلب بخوانید....


سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر:


خوشامد می گویم خدمت همه شما عزیزان. امیدوارم شاد و پر انرژی باشید. من در ابتدا چند نکته ای را برایتان می گویم. همسفران سفر اولی، موقعی می توانند گلها رهایی را دریافت کنند که 11ماه از حرکت آنها در کنگره گذشته باشد و  40 عدد سی دی نوشته باشند.
 
زمانی که لژیون  خدمت گذار هستید وظیفه دارید بعد از پایان جلسه هم بمانید و خدمت خود را بخوبی انجام دهید و اگر شروع کننده خوبی هستید تمام کننده خوبی هم باشید.  

افرادی که خواهان خدمت دبیری هستند  باید بتوانند بعد از آن هم خدمت نگهبانی را قبول کنند. هر خدمتی که به شما داده می شود از نظیر استادی یا دبیری و... را رد نکنید چون ممکن است دیگر سراغ شما نیاید
نکته دیگر این که اجازه ندارید از سفر دومی های لژیون راهکار بگیرید و فقط راهنما می تواند پاسخگوی مشکلات شما باشد.
و اما دستور جلسه امروز سی دی تفکر و تحلیل روش های غلط درمان اعتیاد


همسفر مینا: هر تفکری که پشت آن یک خواسته ای باشد که در موردش بتوان فکر کرد،  نیروهای القا و احیا و تحرک نیز به کمک آن می آیند. وقتی انسان روی یک کار تمرکز کند به هدفش می رسد. ولی وقتی چند تا هدف داشته باشد باعث می شود که کار ها هیچ وقت به اتمام نرسد.


همسفر اکرم: وقتی که ما تفکر مان اشتباه می شود به خاطر این است که ناخالصی داریم مثلا ترس و منیت ونا امیدی داریم که باعث می شود ما از مسیرمان خارج شویم. و یا جایی که ما مطلبی را نمی دانیم و از او آگاهی نداریم آنجا حقه های نفس سراغ ما می آیند و ما را فریب می دهند. چون ما توانایی قدرت تشخیص را نداریم فریب می خوریم. ما باید خواسته های خود را اولویت بندی کنیم و تمام نیروی خود را برای یک خواسته بکار گیریم. وتلاش کنیم تا به آن خواسته برسیم و بعد سراغ خواسته بعدی برویم. به خاطر همین در دعای کنگره می گویند فقط یک دعا بکنیم.


همسفر زهرا: ما وقتی یک کاری را با عجله انجام بدهیم آن کار به نتیجه نمی رسد. ما باید در هر کاری آگاهی داشته باشیم تا به نتیجه برسیم.


 
همسفر زیبا: من همیشه چند تا خواسته را با هم داشتم و همیشه فکرم در گیر بود و یک لحظه آرامش نداشتم تا اینکه فهمیدم باید اولویت بندی کنم و هدف مشخص شود تا به آرامش برسم.


همسفر لیلا ( راهنمای لژیون): ما فکر می کنیم  با نشستن و فکر کردن به مسائل و مشکلاتمان، آن ها حل می شوند یا فکر می کنیم اگر یک لحظه بی خیال شویم و در موردش در ذهنم برنامه ای نداشته باشیم و بخواهیم به خودم بپردازم آسمان به زمین می آید. در صورتی که این طور نیست. بعضی وقت ها ما حواسمان نیست یعنی از صبح که  بیدار می شویم تا شب، این قدر ذهنمان در گیر است و این قدر سرمان پر است که نمی دانیم  چه کاری می خواهیم انجام دهیم.


 
در صورتی که باید بنشینیم یک ساعتی را برای خودمان و برای کاری که می خواهیم انجام دهیم به خوبی تفکر کنیم


تفکر کردن؛ یعنی تمام انرژی و انگیزه ات را از فکر های دیگر خالی کنید و بگذارید روی یک موضوع. مثلا من فلان جا فلان مشکل برایم بوجود آمده راه حلش چیست؟ بگردم  راه حلش را پیدا کنم.  اگر راه حلی دارد از یک نفر مشورت بگیرم و یا اگر حس می کنم که کلا درست نمی شود بی خیالش شوم و رها کنم. اجازه دهم با گذر زمان و شناساندن هویت آن  به من، متوجه شوم  تصمیمی که من دارم درست است یا اشتباه. ولی این که بخواهم کلا در گیرش باشم و از لحظه های زندگی ام لذت نبرم کار درستی نیست.


چراکه تو با فکر کردن به مسائل مختلف، زندگی در لحظه ی حال را  از دست می دهی. اگر از لحظه ها استفاده نکنیم و تمرکز نداشته باشیم و دائم فکرمان در گیر باشد، نه مشکلات حل می شود و نه از لحظه ی حال لذت می بریم
یکی از هنرهایی که انسان می تواند پیدا کند و به حال خوش برسد همین زندگی کردن در لحظه است.  ما نمی توانیم جلوی خیلی از اتفاقات را  بگیریم. ولی می توانیم از زمان حال لذت ببریم.


یک سری از مسائل نیز با رها کردن درست می شود یعنی برای حل آن زور نزنیم و تقلا نکنیم.
یکی از بچه از من سوال کرد هر چه تلاش می کنم مشکلم حل نمی شود . به او گفتم تو به جای تلاش تقلا می کنی و حس و حال خودت را خراب می کنی . مثلا اگر همسفر هستی با یک حال خوب همسفر باش و از همسفر بودنت لذت ببر و به خاطر مسافر نباید بیایی که اگر مسافر خراب کرد یا حال او خوب نبود تو هم بهم بریزی.  این ها همه نشانه است که ما درون خودمان را کنکاش کنیم.

گاهی برای امتحان کمک راهنمایی مشغول خواندن هستیم اما کلی افکار درون ذهنمان می آید که الان  این کار را بکن. تو که بلدی قبول می شوی و خیلی چیزهای دیگر. این ها دقیقا از حقه های نفس است و برای این که انگیزه خود را از دست بدهیم
بعضی وقت ها در زندگی یک موقعیتی به وجود می آید که من تغییراتی در خودم بوجود آورم. به محض این که من شروع کردم به تغییر کردن اوضاع خوب می شود و یک آرامشی بوجود می آید.


مثلا یک نفر خیلی مریض است دکتر می گوید اگر تو همین  طور شیرینی بخوری تا 6 ماه دیگر فوت می کنی. این فرد به تقلا می افتد و شروع می کند به ورزش کردن و شیرینی نخوردن. بعد از دو الی سه ماه آزمایش می دهد دکتر می گوید که شما خیلی حالت خوب شده و دیگر هیچ مشکلی نداری اما این یک آرامش ظاهری است و شما فریب می خورید و دیگر آن تغییرات و آن روند را رها می کنید و دوباره شروع می کنید به شیرینی خوردن و باز مسائل و مشکلات پیش می آیند
یک وقت هایی که می بینید در زندگیتان شروع به تغییر کردن می کنید و به آرامش رسیده اید، خیلی خوشحال نشوید. این ها ممکن است حقه های نفس باشد که شما را از هدفتان دور کند


همسفر فاطمه ع: تفکر یعنی حرکت ما از مجهول به طرف معلوم.  برای این که یک تفکر درست داشته باشیم با دو پارامتر را در نظر بگیریم. یکی مجهولات و دیگری مسیر حرکت. در جهانبینی مبدا اهمیت دارد و باید در نظر گرفته شود و  ستون ها محکم باشد. بعد از رهایی باز باید مبدا و هدف شناخته شود.  شناخت مجهولات نیاز به دانایی دارد که با علوم کنگره به دانایی می رسیم. من در سفر اول می دانستم کجای کار هستم و مقصدم هم رهایی بود ولی بعد از رهایی مبدا و مقصد خود را گم کردم.



همسفر لیلا(راهنمای لژیون): وقتی به رهایی می رسیم از خودمان بپرسیم که حالا چی؟ این سوال خیلی مهمی است که اگر توانستید به آن جواب دهید که هیچ. ولی اگر نتوانست یعنی سرگردان خواهید شد. شاید دو سه سالی هم کنگره بیایید ولی نمی دانید دلیل آمدنتان چیست. آیا از آمدنمان انرژی می گیریم و یا تغییری در ما صورت گرفته یا نه؟
هر کسی می تواند بهترین جواب را به خود بدهدو اگر راکد مانده است باید شرایط جسمی، روحی و مقدار آموزشی را که دریافت کرده را بسنجد و هدفی را برای خود مشخص کند
اتفاقاً شروع سال 98 هم هست و زمان خیلی خوبی است  برای این که یک هدف برای زندگی خودمان پیدا کنیم و به سمت آن هدف پیش رویم. هدفی هم که انتخاب می کنیم نیاز نیست که خیلی بزرگ و عظیم باشد.
مثلا خودم فکر کردم هدفم را بگذارم برای پیدا کردن خودم. چون من احساس کردم یک جاهایی خودم را گم کرده ام. تمام و کمال خودم را ندارم.  باید بگردم خود حقیقی ام را پیدا کنم با تمام خوبی ها و بدی ها. می خواهم مطالعاتم را بگذارم در این رابطه، یعنی  در سیستم هستی و کائنات شاگردتر باشم. از نقش استادی بیرون بیایم.  بعضی وقت ها بیش از اندازه در حس استادی غرق شده ام می خواهم  خودم شاگرد خودم شوم.  روی خودم بیشتر کار کنم و از نظر اقتصادی یک ذره اوضاع و احوالم را خوب کنم.
شما هم همین طور یک هدفی برای خودتان انتخاب کنید که آن هدف حالتان را خوب کند اصلا مهم نیست معنوی باشد یا مادی. یک هدفی که به آخر سال 98 که رسیدید حالتان لااقل خوب باشد.


همسفر مهناز: تفکر یک حرکت منسجم و متمرکز است ولی افکار مثل نور خورشید است که همه جا پخش شده و وقتی که چندین  کار را می خواهیم انجام دهیم اولویت بندی کنیم و روی آن کار تمرکز کنیم.


همسفر لیلا (راهنماد لژیون): همیشه روی کار هایمان اولویت بندی کنیم و آن کار هایی که می خواهیم انجام دهیم را بنویسیم من همیشه کار هایم را می نویسم و برنامه ریزی می کنم. شب قبل از خواب کارهای فردا را حتی ریز ترین آن ها را می نویسم . وقتی نوشته شد اگر ده تا نوشته باشید مطمئن باشید که هفت تا از آن را انجام می دهید. این خیلی بهتر است تا این که هیچ کاری انجام نداده و خسته شده باشید و یا  اگر ما یک کاری را شروع کنیم و تمام نکنیم به عنوان  یک پرونده ی باز داخل ذهن ما می ماند و این پرونده های نیمه باز داخل ذهن، یک مسئله ی کاملاً جدی است. یعنی یک کاری را شروع می کنید و تمامش نمی کنید و او همان طور از شما انرژی می گیرد. مثلاً یک مانتو دوخته اید که نیمه کاره است و می گذارید کنار و این همین طور از تو انرژی می گیرد . چون یک گوشه ای از ذهن تو می گوید این کار هنوز تمام نشده است. برای همین نمی توانید روی یک کار دیگر متمرکز شوید و باید به سوالات ذهن خود پاسخ کامل بدهید.

پس برای خودمان ده دقیقه وقت بگذاریم و پاسخ سوالات ذهنی خود را بدهیم


همسفر سپیده: من هنگام  دعای کنگره از خود می پرسیدم چرا یک دعا و حالا فهمیدم باید متمرکز شویم بر یک خواسته و دعا تا به نتیجه برسیم.  


همسفر لیلا (راهنمای لژیون): این که مثلا می گوییم خدایا همه ی مریض ها را شفا بده دعای درستی نیست. چون بستگی دارد که آن شفا از نظر ما چه باشد و بعد هم چون متمرکز نیست روی یک شخص خاص، ممکن نیست که دعایش برآورده شود اگر خواستید برای کسی دعا کنید اسم آن شخص را به زبان بگویید چون سیستم هستی و کائنات خیلی هوشمند است
چند نکته باقی مانده از سی دی.
آقای امین می گویند: یکی از نشانه هایی که ما متوجه می شویم مسیر را درست در پیش گرفته ایم این است که حس شادی و رهایی و سبکی داریم اما زور زدن و تقلا کردن این حس را ندارد .
ما هر چه بزرگ تر شویم انتخاب های ما درست تر و اجبارهای ما کمتر می شود . بزرگ تر، منظور  از نظر روحی و صور پنهان است. هر چه که بزرگ تر می شویم و هر چه که در  مسیر درست تری برویم انتخابات ما درست خواهد بود و این قدر توان داریم که بدانیم می خواهیم برویم به کنگره یا نمی خواهیم؟ یا هر چیز دیگری در زندگی یامجبور نمی شوم کاری را انجام دهم.  من به شخصه اگر یک کاری را مجبور شدم انجام دهم به شدت این اجبار مرا اذیت می کند و دوست دارم همه چیز آزاد و به انتخاب خودم باشد
 
این خصوصیت هر انسانی است. انسان آزادی را دوست دارد و وقتی که دانایی بالا برود یک سری چیزها  را در زندگی به اختیار بدست می آورد و دیگر اجباری در کار نیست

در مورد اراده،  آقای امین می گویند: اراده قدرت و یا نیروی خواستن است.
وقتی من می گویم می خواهم یک کاری انجام دهم قدرتی در من بوجود می آید که شاید در وجود فرد دیگری نباشد. که این قدرت و نیرو، همان اراده است.
مثلا من می خواهم کمک راهنما شوم و این ممکن است اراده اش در من بوجود بیاید ولی در وجود یک سفر اولی وجود نداشته باشد.
اراده خام یا نپخته مثل همان غذای خام است که برای استفاده باید پخته شود. حالا این اراده ای هم که در وجود من شکل گرفته باید پخته و قوی شود.

ما باید اراده را تقویت کنیم  تا توانایی انجام کارها را داشته باشیم.

 حال اراده خام به چه صورتی پخته می شود؟ با تفکر و آموزش دیدن است. اول باید آموزش ببینیم. بعد تفکر کنیم و بعد با نیروی عقل در طول زمان پیش برویم
بعد از این که خواسته ای در درونم شکل گرفت باید آموزش بگیرم و با نیروی عقل و گذر زمان در جهت رسیدن به آن حرکت کنم
با اراده خام فقط می توانیم کارهای ساده را انجام دهیم. مثلا شام درست کردن. ولی اگر اراده کنم من در سال آینده تمام زندگی ام را تغییر بدهم این با اراده خام جواب نمی دهد. چون در کنار اراده قوی و پخته باید تمنای دلم هم وجود داشته باشد یعنی با تمام وجود چیزی را بخواهید.  
 
یعنی من حاضرم  برای رسیدن به این خواسته از همه چیز بگذرم و من این را تجربه کرده ام و فقط به خواسته ایی رسیدم که تمنای دلم بوده است.  
اعتماد به نفس، یعنی این که در وجودمان یک فرمانده ای زندگی می کند.  این فرمانده یک سری فرمان ها را صادر می کند حالا این که اهالی این سرزمین اگر به این فرمان ها گوش دهند می شود اعتماد به نفس. اگر فرمان را اطاعت نکنند یعنی اعتماد به نفس وجود ندارد
من اگر یک انسان ضعیفی باشم و یک فرمانی بدهم و نتوانم خودم اجرا کنم،  یعنی ذرات وجودی من، از من اطاعت نمی کنند مثل وقتی که من می گویم می خواهم سی دی بنویسم ولی اجرا نکنم. خیلی از کارها یمان نیمه تمام می ماند به خاطر این که فرمان ما اجرا نمی شود.


حالا اگر شروع کنیم آرام آرام به خودمان اعتماد بدهیم. به نظر من پله قبل از اعتماد به نفس، عزت نفس است یعنی من خودم را دوست داشته باشم و قبول داشته باشم و شروع کنم آرام آرام به خودم فرمان دهم و انجام دهم. اگر من فرمانده خوبی نباشم و کاری را  خودم  نتوانم انجام دهم بنابراین فرمانده خوبی هم برای دیگران نیستم. پس باید اول خودم فرمان خودم را اجرا کنم و این ها آرام آرام باعث به وجود آمدن اعتماد به نفس می شود. مثلا من تصمیم می گیرم که در کنگره مشارکت کنم اگر این کار را انجام دادم  دفعه بعد پر قدرت تر می شوم چون فرمان را اجرا کردم و اعتماد به نفس در من کم کم بوجود می آید. اما اگر مشارکت نکنم آن عزت نفس را از دست می دهم و یک ضربه و شکست برای من می شود و انسانی می شوم که خودش را قبول ندارد و کسی که خودش را قبول نداشته باشد دیگران هم او را قبول نخواهند داشت.  


پس همه چیز به خودمان بستگی دارد من اگر به خودم احترام بگذارم و خودم را دوست داشته باشم دیگران هم به من احترام می گذارند و دوستم دارند. و این ها شعار نیست 
یک واقعیت است.

اعتماد به نفس و عزت نفس هم دقیقا همین گونه و با انجام کارهای کوچک بوجود می آید.


در آخر لژیون با دعای خیر همسفران به پایان رسید.



نویسنده: همسفر فاطمه ع

تصویگر: همسفر فاطمه ز

ویرایش و تنظیم: همسفر فاطمه ز




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 

تاریخ : 1397/12/2 | 11:31 ب.ظ | نویسنده : همسفر فاطمه | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.