تبلیغات
ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿ - گزارش عملکرد لژیون دوشنبه97/12/6 جزوء جهانبینی1

به نام خالق مهر

لژیون " تو فقط لیلی باش" روز دوشنبه 97/12/6 با حضور گرم جمعی از همسفران و با استادی همسفر لیلا، و با دستور جلسه "جزوء جهانبینی 1" راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.



در کل هر چیزی که صور پنهان ما را بسازد مصالح جهانبینی نام دارد.

اگر انسان بنای خوبی نسازد سیستم کائنات آن را با یک سری اتفاقات تلخ و منفی مثل اعتیاد برایتان خراب می کند تا شما دوباره از نو آن را بسازید.

در ادامه مطلب بخوانید


خلاصه سخنان استاد گرامی:

سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر. خوش آمد می گویم خدمت همه همسفران عزیز. ان شالله شاد و پر انرژی سر لژیون حاضر شده باشید.

امروز امتحان از جزوء جهانبینی گرفته می شود و این امتحانات به این دلیل است که هم شما خودتان را محک بزنید، هم این که من بدانم بچه های لژیون چقدر پیشرفت داشته اند و چه میزان بر دانایی آنها افزوده شده است. از همه شما می خواهم در امتحاناتی هم که در شعبه برای کمک راهنمایی برگزار می شود شرکت کنید. چرا که عده ای به جایگاه کمک راهنمایی رسیدند و شما را هدایت کردند و حالا نوبت شماست که این وظیفه را بر عهده بگیرید.

اگر فکر می کنید دوست ندارید خدمت کمک راهنمایی را انجام دهید، این یعنی ناسپاسی. با خود فکر کنید ببینید چه چیزی باعث شده که شما ناسپاس باشید.

شاید فراموش کرده اید که یک زمانی ازخداوند می خواستید شما را از بند اعتیاد رها کند، در عوض شما هر کاری انجام می دهید.

اعتیاد در زندگی شما الان درمان شده، تو چه کاری انجام داده ای یا می خواهی انجام دهی؟ شما باید تمام آن موانعی که در ذهن تان جولان می دهد را کنار بزنید و دین خود را ادا کنید، چون راه دیگرانی که پشت در هستند باز نمی شود مگر موقعی که خداوند شوق این خدمت را در وجود شما ببیند.


بعد از برگزاری امتحان خانم لیلای عزیز در مورد مبحث جهانبینی صحبت کردند و فرمودند: جهانبینی یعنی آنچه که ما نسبت به جهان درون و بیرون ادراک، دریافت، احساس و برداشت می کنیم. در کنگره برای این که بتوانیم به رهایی و درمان برسیم یک مثلث درمان اعتیاد وجود دارد که از جسم و روان و جهان بینی است. همسفر یا مسافری که می خواهد در کنگره سفر کند باید هر سه ضلع این مثلث در وجودش کامل شود. جسم با داروی OT در مسافران به درمان می رسد و همسفران هم باید برای جسم خود ارزش قائل شوند و سعی کنند آسیبی به آن نرسانند.  روان هم خلق و خوی هر فردی است که برگرفته از باورها و اعتقادات اوست. 

در کنار به درمان رسیدن جسم و جهانبینی، روان هم درمان می شود و تمام صور پنهان انسان جز روان محسوب می شود

اما جهان بینی، افکار و نگاه ما به جهان است . یک موقع نگاه من به یک انسان باعث می شود در مورد او کلی قضاوت کنم ولی فرد دیگری که کنار من نشسته هیچ قضاوتی نسبت به او ندارد و یا مثال دیگر این که شیشه یک پنجره را اگر در نظر بگیریم، شاید نگاه یک نفر به کثیفی روی شیشه است و نگاه یک نفر دیگر به منظره پشت شیشه است. پس باید ببینیم ما چه نوع عینکی بر چشم داریم و با چه نوع عینکی به اطراف نگاه می کنیم.

اگر عینک اعتیاد به چشم بزنیم هر چیزی را از دریچه اعتیاد می بینیم.

 اگر عینک من از نوع بدبینی، کینه و حسادت باشد برخورد ما با افراد متفاوت است. مثلا وقتی کسی خیانتی در حق ما می کند از همان بعد به دیگران نگاه می کنیم و هیچکس قابل اعتماد نیست. حتی نمی توان آنگونه که باید به دیگران عشق بورزیم. وقتی می گوییم دیگران را ببخشید، برای این است که خودمان به آرامش برسیم. این بخشش ها باعث می شود عشق و نور خداوندی در زندگی ما جاری شود و کم کم دید ما به مسائل اطرافمان عوض شود.

همیشه سعی کنید با دید مثبت، عشق و گذشت به مسائل نگاه کنید؛ اگر به یک درخت دید درستی داشته باشیم می توانیم از آن آموزش بگیریم. بذر یک درخت در تاریکی به سر می برد و فشار به آن وارد می شود؛ باید در آن تاریکی پوسته خود را بشکافد تا دانه بیرون بیاید.


انسان هم مثل همان بذر است وقتی در دل تاریکی ها و تنهایی به سر می برد باید با این دید نگاه کند که این غم و درد می خواهد پوسته او را بشکافد تا خود حقیقی اش را پیدا کند .انسان هر بذری را که بکارد از همان نوع بذر، درخت بوجود می آید. مثلا گردو بکارد فقط درخت گردو رشد می کند نه درخت سیب.

انسان هم چون بذر خدا در وجودش هست باید تجربه هایی کسب کند و آموزش بگیرد تا باز به همان اصل خود یعنی خداوند برسد.

یک درخت زمستانهای سختی را پشت سر می گذارد بدون این که روح زندگی در او بمیرد. انسان هم در زندگی خود همه چیز را فصل به فصل تجربه می کند. گاهی همه چیز خوب و آرام است . گاهی اوضاع مساعد نیست اما یک روزنه ی نوری هنوز در زندگی اش وجود دارد،  در واقع خداوند همه درها را نمی بندد

.یک درخت اول ریشه های خود را در زمین به دنبال آب می گستراند و محکم می کند و بعد رشد می کند و کم کم قوی می شود تا به ثمر برسد و میوه دهد.
انسان هم می تواند به دیگران بهره برساند در صورتی که حال خودش خوب باشد یعنی آموزش دیده باشد و به خود خدمت کند و به یک نتیجه ای برسد تا بتواند به دیگران هم خدمت کند.

مثلا من خود را برای رسیدن به کمال انسانی باید با تمام خوبی ها و بدی هایم دوست داشته باشم و بپذیرم تا بتوانم آن صفات را تغییر دهم و تا  وقتی کسی به خودش عشق نورزد و خودش را دوست نداشته باشد دیگران هم به او عشق نمی ورزند.

خیلی وقت ها نوع نگاه ما و عینکی که به چشم داریم انرژی زیادی از ما می گیرد مثل عینک قضاوت و قیاس و غیبت. یا سرزنش کردن خود و احساس گناه کردن  که  انرژی خیلی زیادی از ما می گیرد و باعث حال خرابی ما می شود.

مساله مهمتر، ترس است. ترس از آینده یا ترس از کم شدن رزق و روزی یا ترس از مشارکت. اگر شما ترس های خود را در آغوش بگیرید و با ترس های خود حرف بزنید و دوست داشته باشید کم کم آن ترس به جای گرفتن انرژی برای رفتن در دل ترس های خود به شما کمک می رساند و می توانید راه هایی برای بر طرف کردن ترس های خود پیدا کنید.

شاید یکی از علت های ترس ها نداشت ایمان کافی به خداوند است یا به جای خدا بودن و خدایی کردن است.


همسفر زهرا ممن از مرگ خیلی می ترسیدم ولی با این آموزش ها سعی کردم با خدای خود بیشتر ارتباط برقرار کنم و با او صحبت کنم تا بتوانم ترس از مرگ را از بین ببرم.


همسفر لیلا(راهنمای لژیون): ترس از ناشناخته ها یک امر طبیعی است. مثل همین ترس از مرگ. چون مرگ یک فرایندی است که برای ما شناخته شده نیست و طبیعی است که از آن بترسیم. ولی نباید بگذاریم زندگی ما را مختل کند

و اما سه سفر در کنگره وجود دارد. سفر اول که از مصرف مواد مخدر تا قطع آن است. سفر دوم که بین مسافر و همسفر مشترک است و از بی نیازی از مواد مخدر تا رسیدن به خود است و بدون فراگیری دانش جهانبینی امکان پذیر نیست و بر مبنای جایگاه فعلی فرد و میزان خواسته و تلاش او این سفر طی می شود؛ یعنی هر چقدر در سفر اول بر روی خود تزکیه و پالایش کرده باشید می شود جایگاه فعلی شما.

اگر حال شما در سفر دوم خوب نیست به خاطر کم کاری شما در سفر  اول است و باید ببینید چقدر تمنای دل دارید؟ چراکه سیستم کائنات به اندازه آن ظرفی که دارید به تو چیزی می دهد. مثلا ببیند از آمدنتان به کنگره چه می خواهید و بعد نقطه شروع تان را که با شناخت خود است،  پیدا کنید و سفر خود را آغاز کنید.

سفر سوم که از رسیدن به خود تا رسیدن به قدرت مطلق است که مدت زمان آن پایانی ندارد  و حتی اطلاعی از شروع آن هم نداریم. ما دو نوع جهانبینی داریم. 1- جهانبینی درون که کمک می کند جایگاه فعلی خود را پیدا کنیم2 -جهانبینی بیرونی که در یافتن راه و مسیر حرکت تا رسیدن به مقصد به ما کمک می کند.

گاهی اوقات راه را پیدا می کنیم ولی هنوز مبدا را پیدا نکرده ایم.


همسفر اکرم: در این جزوه در مورد مصالح جهان بینی صحبت کرده، می شود توضیح دهید که به چه معناست؟


همسفر لیلا(راهنمای لڗیون): اگر زندگی را مانند خانه ای که می خواهیم بسازیم در نظر بگیریم، نیاز به یک سری مصالح داریم که آنها در جهانبینی، نفس، خداوند، منیت، ناامیدی و تمام مسائلی  که جزء صور پنهان انسان است، نامیده شده اند .وقتی می گوییم فردی جهانبینی او افیونی است یعنی مصالح او از نوع اعتیاد و افکار منفی است. اگر این فرد بخواهد بنای خود را از نو بسازد نیاز به مصالح جدیدی از نوع امید و افکار مثبت و... دارد.

در کل هر چیزی که صور پنهان ما را بسازد مصالح جهانبینی نام دارد.

اگر انسان بنای خوبی نسازد سیستم کائنات آن را با یک سری اتفاقات تلخ و منفی مثل اعتیاد برایتان خراب می کند تا شما دوباره از نو آن را بسازید.

منِ نوعی چون با افکار غلط و باورهای نادرستی زندگی می کردم بیماری اعتیاد مانند طوفانی این زندگی را خراب کرد تا با آمدن به کنگره و آموزش گرفتن بتوانم زندگی بهتری برای خود بوجود آورم.

اگر این اعتیاد نبود شاید من سالهای سال با همان باورهای غلط زندگی می کردم. پس خیر عظیمی در این اعتیاد بوده است.

هر تاریکی ای که ما تجربه می کنیم شاید آن لحظه به نظر ما یک شر بزرگ است اما خوب که فکر کنیم متوجه می شویم همه این ها نشانه است و وقتی در دل آن اتفاق و تاریکی برویم می بینیم که خیر عظیمی در آن وجود داشته است.



در آخر لژیون با دعای خیر همسفران به پایان رسید.

نویسنده و تصویرگر: همسفر فاطمه




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 

تاریخ : 1397/12/10 | 08:44 ب.ظ | نویسنده : همسفر فاطمه | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.