ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق...

لژیون "تو فقط لیلی باش" روز دوشنبه 97/12/27 با حضور گرم جمعی از همسفران، استادی همسفر لیلا، دبیری همسفر مینا و با دستور جلسه "ادامه جزوء جهانبینی 1" راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود. 



در مسیر زندگی، انسان ها در کنار هم هستند، ولی خداوند از این کنار هم بودن می خواهد عشق و محبت و ارزشمندی را در وجود خود  پیدا کنیم و وابسته ی کسی یا چیزی نباشیم...

در ادامه مطلب بخوانید

 


سلام دوستان لیلا هستم همسفر: خوشامد می گویم به همه شما همسفران عزیز.امیدوارم حالتون خوب باشد و شاد و سرحال باشید. طبق فرموده آقای مهندس در تعطیلات نوروزی باید دو سی دی ساختار جسم و چرخ را بنویسید.

 

در مورد وبلاگ نویسی هم صحبتی با شما داشتم که وقتی از شما خواسته می شود در وب خدمت کنید" نه "نگویید. به نظر من بچه هایی که در امر وبلاگ نویسی مشغول هستند می توانند حرکت بهتری داشته باشند، چون مواقعی هست سر لڗیون تمرکز ندارید و متوجه نکاتی که در لژیون گفته می شود، نمی شوید و هنگامی که آن را دوباره گوش می دهید و می نویسید تازه متوجه خیلی از صحبت های راهنما می شوید و دیگر این که این خدمت برکت زیادی دارد و نباید آن را کوچک شمرد، چون مطالب وبلاگ بر روی دیگران نیز تاثیر گذار است.

 

خانم لیلای عزیز قبل از شروع دستور جلسه، به دو سوال همسفران پاسخ دادند.

 

همسفر شهلا: چرا بعضی از مطالبی که شما در لڗیون مطرح می کنید را دقیقا هفته های بعد آقای مهندس هم در مورد آنها صحبت می کنند؟

 

همسفر لیلا(راهنمای لژیون): وقتی انسان عاشق یک نفر شد و او را مراد و راهنمای خود قرار داد سعی می کند جا پای او بگذارد و در مسیر او حرکت کند این امر باعث می شود که روز به روز  بیشتر شبیه او شود. مانند شمس و مولانا که حضرت مولانا شمس را بسیار دوست می داشت و از لحاظ افکار و عقاید شبیه شمس شده بود

 

.پس وقتی کسی را دوست داشته باشید خواه ناخواه از لحاظ افکار و عقاید و برداشت ها و حرفهایتان شبیه به او  می شوید. من هم با این که همیشه مشکلات زیادی سر راهم بوده ولی تلاش کردم که سرباز واقعی آقای مهندس باشم. شاید همین باعث می شود ناخودآگاه  افکار و حرف هایم شبیه به آقای مهندس بشود. وقتی یک رهجو می گوید من شما را دوست دارم و از صحبت هایتان خیلی استفاده می کنم، به او نگاه می کنم ببینم آیا واقعا شبیه به من شده است یا نه؟ نه این که من فرد مهمی باشم، اما رهجویی که از راهنمایش الگو برداری کند کم کم شبیه به او می شود.

 

همسفر زیبا: چرا در جلسات شمع روشن می کنند؟

 

همسفر لیلا(راهنمای لژیون):شمع نوری در تاریکی است و می تواند انرژی های منفی را دور کند. در هستی چهار عنصر باد، خاک، آتش و آب وجود دارد و در هر جایی که این چهار عنصر سازنده هستی باهم وجود داشته باشند سطح انرژی بقدری زیاد است که قدرت زیادی ایجاد می شود و دعای افراد نیز مستجاب می شود

 

.نیروهای منفی هم در کنگره مثل هر جای دیگری وجود دارد و من همیشه برای همین می گویم لژیون باید بسته باشد چون از جایی که باز باشد نیروهای منفی نفوذ می کنند.

 

و اما در مورد  پیام دادن بچه های لژیون به من یک نکته را لازم دانستم که بگویم و آن این است که بعضی از بچه های لژیون به من پیام می دهند و چون من دیر متوجه پیام های آنها می شوم، از من ناراحت می شوند.

 

اگر یک انسان به عظمت خودش پی نبرده باشد و نداند که چه قدرت و ثروتی در درونش وجود دارد؛ همیشه آن را از دیگران طلب می کند در صورتی که همه چیز در درون خودش هست. اینقدر عشق و محبت و بزرگی در وجود همه هست که نیازی نیست آن را از کسی گدایی کند. کسی که نتواند در وجود خودش عشق را بوجود آورد و به خودش عشق بورزد، نمی تواند آن را از  دیگران بخواهد.

آقای امین می گوید تا وقتی چیزی در درون خودت نجوشد نمی توانی آن را از دیگران توقع داشته باشید. در مسیر زندگی، انسان ها در کنار هم هستند، ولی خداوند  از این کنار هم بودن می خواهد عشق و محبت و ارزشمندی را در وجود خود  پیدا کنیم و وابسته ی کسی یا چیزی نباشیم.

اما دستور جلسه امروز ادامه جزوء جهانبینی: نفس انسان ها از هزاران هزار سال پیش سفر خود را شروع کرده است و همانطور که گفتیم نفس تعیین موجودیت می کند. یعنی یک فرد خاص با ویژگی های مخصوص به خود و شبیه به هیچکس نیست. مثل دانه های برف که هیچکدام شبیه به هم نیستند و این عظمت و بزرگی خداوند است و توانایی این را دارد که نفس های زیادی را خلق کند و هر نفسی هم ویژگی خاص خود را دارد. 

تمام یژگی های ظاهری و باطنی و خواسته های ما در برگیرنده  نفس است.همه موجودات نفس دارند حتی یک سنگ.

انسان بواسطه اختیار خود می تواند نفس را تربیت کند.نفس در عالم های مختلفی بوده است.

آقای مهندس  بر مبنای یکی از اشعار مولانا می گویند یک نفس اول جماد بوده مثل سنگ ، کم کم از بین می رود و تبدیل به خار می شود و بعد از رفتن به بُعد دیگر به یک گل تبدیل می شود و کم کم با  رشد و پیشرفت تبدیل به درخت می شود  و با تکامل از مرحله نباتی به مرحله حیوانی و بعد هم به مرحله انسانی می رسد و در این مرحله  روح هم بوجود می آید که فقط  انسان بواسطه اختیاریش دارای روح است.

نفس انسان  دو نوع خواسته دارد 1- خواسته های معقول 2- خواسته های نا معقول. نفس به یک شهر بزرگ تشبیه شده است. اگر یک شهر را در نظر بگیرید  همه نوع انسانی در آن زندگی می کنند.  از جمله دزد، معتاد، (خواسته های نامعقول) و افراد درستکار و مهربان (خواسته های معقول). نفس بر اساس اختیار و نوع خواسته سه مرحله دارد.

1.نفس اماره: نزدیک ترین نفس به نفس حیوانی است. نفس حیوانی وقتی در اوج تکامل خود باشد به مرحله نفس اماره می رسد.

نفس اماره در حیوان بالاترین مرحله ی نفس است و در انسان پایین تریین مرحله است.در این مرحله نفس فقط دستور می دهد که فلان کار را انجام بده یا فلان میوه را بخور بدون این که بدانی کار درستی هست یا نه. اگر ما در جهت ضدارزش ها حرکت کنیم این نفس قوی تر می شود و ما را اسیر خود می کند.

حال افرادی هستند که در این میان به کمک ما می آیند. مثلا افراد دین دار که بواسطه دین خود بسیاری از ضد ارزش ها را کنار می گذارند. در کلام الله می گوید: در این مرحله افرادی هستند که از حیوان نیز پست ترند

2.نفس لوامه:  با گرفتن آموزش ها در این مرحله، نفس ما را به خاطر کارهایی که انجام می دهیم سرزنش می کند. افرادی که در کنگره هستند در مرحله نفس لوامه هستند. برای همین آقای مهندس می گویند ای کاش کسی که نمی خواهد درمان شود به کنگره نیاید. چون او با آگاهی از تخریب های مواد به مصرف آن می پردازد و این موجب عذاب وجدان او می شود و از مصرف خود لذتی نمی برد

3.نفس مطمئنه: در این مرحله خواسته های خود را با اطمینان انتخاب می کنیم و می دانیم کاری که انجام می دهیم درست است. دچار تردید و دودلی نمی شویم. اگر در کاری دچار تردید هستید باید خویشتن داری کرد و آن کار را انجام نداد.

همسفر زهرا: بیرون آمدن از نفس لوامه و رسیدن به آرامش خیلی سخت است و زمان می برد.

همسفر لیلا(راهنمای لژیون):مرحله نفس لوامه مثل برزخ می ماند. مسلما هچکس دوست ندارد در برزخ بماند. بنابراین تلاش می کند که به مرحله بالاتری برسد و یا به مرحله پایین سقوط می کند.

درست است که ما در بهشت به آرامش می رسیم اما بودن در جهنم  هم گاهی  آرامش بخش است و این آرامش، ناشی از جهالت است.

یعنی مواقعی ما نمی دانیم که کاری یا حرفی اشتباه است و به راحتی انجام می دهیم. با بالا بردن آگاهی و دانایی می توان از انجام آن خود داری کرد.مثلا هر چقدر هم که به ما بگویند فلان خوراکی مضر است و یا از مواد خوبی درست نشده ، باز ما براحتی از آن استفاده می کنیم. اما اگر ما را به کارخانه یا جایی که آن را تولید می کنند ببرند و ببینیم به چه شکل تولید می شود  چون آگاهی پیدا کرده ایم دیگر از آن استفاده نمی کنیم.

پس فقط با گرفتن آموزش ها و بالا رفتن دانایی  می توان از ضد ارزش ها دوری کرد و به مراحل بالاتر نفس دست پیدا کرد.

در آخر لژیون با دعای خیر همسفران به پایان رسید.

نویسنده: همسفر فاطمه





طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1398/01/5 ] [ 11:05 ق.ظ ] [ همسفر فاطمه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو