ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق که اوست


لژیون "تو فقط لیلی باش" روز دوشنبه 19/فروردین/1398  با حضور گرم جمعی از همسفران و با استادی همسفر لیلا، دبیری همسفر مینا و با دستور جلسه " دانایی موثر و تعطیلات را چگونه گذراندید؟ " راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.



با راهنما شدن به ژرف ترین بخش وجودتان می رسید. شما با وجود خودتان آشنا می شوید و انسانی که در عمق وجودتان زندگی می کند را می توانید ببینید...


در ادامه مطلب بخوانید



همسفر لیلا (راهنمای لژیون): امیدوارم حال و احوالتان خوب باشد و سال جدید را به همگی تبریک می گویم و امیدوارم سالی پر از خیر و برکت و عشق پیش رو داشته باشید. قبل از شروع جلسه چند نکته را به شما یاد آوری می کنم.

اول اینکه بچه هایی که در لژیون من هستند فقط باید از من راهکار بگیرند و هیچ وقت سوالات خود را از راهنماهای دیگر، مرزبانان یا سفر دومی های دیگر نپرسند، به خاطر اینکه دچار سر در گمی می شوید و چون من به عنوان راهنما شناخت خوبی از شما دارم بهترین راهکار را به شما می دهم.

یکی از بچه ها از من سوال کردند که برای آموزش دیدن حتما باید در لژیون حضور داشته باشیم؟ یا می توان از طریق وبلاگ یا خواندن مطالب دیگر آموزش گرفت؟


بله شما باید در لژیون حضور داشته باشید، چرا که من باید شما را ببینم؛  یک راهنما از چهره شما می تواند تغییرات شما را حس کند و حضورتان کنار سایر بچه ها خیلی موثر هست


سوال دیگری در مورد خواب از من پرسیده بودید که چرا قبلا خواب نمی دیدم ولی جدیدا خواب می بینم؟ ما همیشه خواب می بینیم و از بچگی در عالم خواب سیر می کنیم. اگر خواب هایمان را به یاد نمی آوریم معنی اش این نیست که خواب نمی بینیم. احتمالا ذهن ما درگیر است و یا قرار است چیز هایی را در خواب متوجه نشویم، پس قبلاً ما خواب می دیدیم ولی به خاطرمان نمی آمد و حالا خواب می بینیم و یادمان می آید.


خواب های ما از ترس، نگرانی یا موضوعاتی است که برای ما حل نشده و باعث دیدن کابوس می شود. ولی عالم خواب یک عالم کاملا حقیقی هست و در وادی پنجم هم توضیح می دهد که ما هم در جهان ذهن زندگی می کنیم هم در جهان خاکی و هم در جهان خواب. خواب ها می توانند برای ما معانی مختلفی داشته باشند،  چون وقتی می خوابیم صور پنهان ما از ما جدا می شود و در جهان های دیگر سیر می کند و اطلاعات زیادی را برای ما می آورد. بنابراین توصیه می شود با خواب های خود رابطه خوبی برقرار کنید و از خواب های خود ساده عبور نکنید.



اما در مورد دانایی، دانایی موثر و سواد. دانایی موثر دانایی هست که آن چیزی که یاد می گیریم را به عمل تبدیل کنیم. ما همه آموزش ها و سی دی های آقای مهندس و آقای امین را دوست داریم. صحبت های راهنما را دوست داریم، ولی نیروهای منفی از همین نکته استفاده می کنند برای راکد نگهداشتن ما. مرتب ما را به نوشتن و گوش دادن تشویق می کنند که فقط نوشتنِ تنهاکار درستی نیست، چون این کار فقط دانایی ما را بالا می برد، ولی هیچ عملی از ما سر نمی زند و این کار مثل آبگرمکنی ست که فقط داغ می شود و یکدفعه منفجر می شود.


برای همین عمل کردن خیلی مهم است.


من قبلا به خودم افتخار می کردم که آموزش پذیر هستم و از کودکی  کتاب همدم من بود. الان هم کتاب های زیادی دارم. از اساتید مختلف آموزش گرفتم، چه در کنگره و چه بیرون کنگره. اما من فقط یاد می گرفتم و این اصلاً چیز خوبی نبود.  بعضی مواقع به شما می گویم شما سفر دومی هستید، ولی راکد شده اید؛ چون دقیقا این راکد شدن برای خودم اتفاق افتاد، و به همین علت است که این را در وجود شما هم تشخیص می دهم. پس اگر به شما می گویم راکد شدید از من نرنجید.

یک بار استادی به من گفت "در لحظه زندگی کن" و هر وقت این یک آموزش را عملی کردی نکات دیگری را به تو آموزش می دهم. من به خودم آمدم دیدم چقدر ناتوانم که همین یک جمله را نمی توانم عملی کنم. حالا شما که رهجوی من هستید ببینید چیزهایی که یاد می گیرید را می توانید عملی کنید و به نتیجه برسانید یا نه؟ هر آموزشی بهایی دارد و برای عمل به آنها باید بهایش را پرداخت کنیم. بهایش گذشتن از یکسری چیزهاست.


مثلا اگر من بخواهم در لحظه زندگی کنم بهایش فکر نکردن به گذشته است، یا اینکه از آینده نترسم. ولی من حاضر نبودم این بها را پرداخت کنم، چون خیلی سخت بود.


اگر در کنگره می گوییم مسافر خود را رها کن، یعنی به خودت توجه کن و مسیر خودت را برو. توجه کردن به خود کار خیلی مشکلی است. یعنی برای من خیلی راحت است که به جای نگاه کردن به خود، به مسافرم نگاه کنم و از او ایراد بگیرم.


ذهن و نفس ما را در ساحل امن خود نگه می دارد و می گوید: این تو نیستی که باید تغییر کنی، این اطرافیان تو هستند که باید تغییر کنند، بعد نگاه می کنم می بینم که سال هاست آموزش می گیرم ولی هیچ تغییری نکردم.


آقای مهندس می گویند: کسی که آموزش می گیرد ولی عمل نمی کند مثل چهار پایی هست که بار کتاب حمل می کند یا مثل یک سی دی هست که فقط اطلاعات زیادی دارد.  دقت کنید اگر کسی برای شما از مشکلش بگوید شما چقدر به زیبایی او را راهنمایی می کنید، ولی در زندگی خودتان هیچکدام را نتوانسته اید عملی کنید، پس همه چیز از درون می جوشد و عمل گرا بودن خیلی اهمیت دارد.


همسفر شهلامن سعی کردم بفهمم دلیل این که این دستور جلسه با مبعث پیامبر همزمان شده چیست و متوجه شدم که می خواهد به من بگوید از همان ابتدا که به کنگره آمده ای چقدر توانسته ای آموزش ها را عملی کنی. تکرار دستور جلسات باعث می شود هر سال یک نوع برداشتی از آن داشته باشیم.



همسفر لیلا(راهنمای لژیون): و اما تعطیلات عید را چگونه گذراندید؟  چه برداشتی داشتید؟ چه آموزش هایی را توانستید عملی کنید؟

برای خودِ من ایام عید به خاطر این نکته که سعی داشتم در لحظه زندگی کنم خیلی متفاوت بود و لحظات شاد و لحظات خیلی سخت و دردناکی داشتم. در واقع کل زندگی ما همین است، ولی تا حالا به آن دقت نکرده بودم. در این ایام وقتی در شرایطی می ترسیدم، سعی نمی کردم که ترس را از خود دور کنم، بلکه با ترس خودم همراه می شدم و با آن زندگی می کردم و یا وقتی ناراحت بودم تلاشی برای تمام شدنش نمی کردم.

وقتی خوشحال بودم از ته دل حوشحال بودم و سعی می کردم همه چیز جای خودش اتفاق بیفتد.

ما وقتی برایمان مشکلی پیش می آید ابتدا ناراحت می شویم و این ناراحت بودن ما روندی طبیعی است که باید طی شود، باید با تاریکی های زندگی همراه بود، ولی بعد که زمان می گذرد می توانی به عمق موضوع نگاه کنی و حتما هم خیر عظیمی از آن بیرون می کشی و این خیر مسیر زندگی ما را عوض می کند.


همسفر زیبا: من درس بزرگی از یک نفر گرفتم. آن هم این که از من سوال کرد امسال اولین عیدی بود که رها شده بودید و حتما مشکلات قبل را نداشتید. دیدم من اصلا به این موضوع فکر نکرده بودم و این که باید از این بابت خوشحال باشم و شاکر خداوند باشم که امسال اولین عیدی بود که بدون اعتیاد سپری شد.


همسفر لیلا(راهنمای لژیون): انسان همیشه فراموشکار است. همین هم یکی از دلایلی است که افرادی که به رهایی می رسند هیچ تلاشی برای بدست آوردن خدمت و انجام آن در کنگره نمی کنند. چون فراموش کرده اند که روزی چه مشکلاتی به خاطر اعتیاد داشته اند و آرزویشان رهایی بوده است و امروز دیگر خبری از آن مشکلات نیست.


همسفر فاطمه ع: ایام عید تقریبا ۱۲ روز ما تعطیل هستیم و در هر یکی از این روزها من باید برای یک ماه از سال را برنامه ریزی کنم و همان طور که ایام عید ایام شادی است، حتما این ماه ها هم قرار است برای من اتفاقات خوبی رقم بخورد.


همسفر زهرا: من در ایام عید به همراه چند خانواده دیگر به مسافرت رفتیم و تمام حواسم به این بود که از ماشین زباله بیرون نریزیم و به هیچ کس هم اجازه نمی دادم این کار را انجام بدهد و برخورد های دیگران را که می دیدم خیلی خوب می توانستم خود را کنترل کنم و این موضوع روی بقیه تاثیر خوبی داشت


همسفر لیلا (راهنمای لژیون): با آمدن به کنگره و گرفتن آموزش تغییراتی در شما بوجود می آید. اما این موضوع نباید باعث شود که افراد بیرون از کنگره را قضاوت کنید، چون در این صورت برکت آموزش های کنگره از ما گرفته می شود و این موضوع می تواند باعث شود که ما نتوانیم آموزش ها را عملی کنیم.


همسفر عفت: من هم قرار بود عید به مسافرت بروم ولی بعد کنسل شد و روز بعد اصلا حال خوبی نداشتم. همین طور به گذشته فکر می کردم و با خودم در جنگ و جدال بودم که در گذشته نباشم و در حال زندگی کنم.


همسفر لیلا(راهنمای لژیون): گذشته ما درست است که گذشته، ولی در واقع نگذشته و هست. ما در گذشته خود با آن خرد و دانشی که داشتیم با اتفاقات برخورد کردیم، شاید با خود بگوییم من اگر دانش و علم امروزم را داشتم در گذشته این طور برخورد نمی کردم، ولی باید بدانم که من در گذشته بهترین کاری را که آن موقع به ذهنم رسیده را انجام دادم و این گذشته مرا تا امروز ساخته و باید از آن درس بگیرم.


کسانی که زیاد در گذشته خود زندگی می کنند دچار افسردگی و انواع بیماری ها می شوند و کسانی هم که زیاد به آینده فکر می کنند همیشه دچار استرس و نگرانی هستند. چون ترس زیادی به سراغشان می آید.

یک سری لحظاتی در زندگی ما هستند که هیچ وقت تکرار نمی شوند و این لحظات فوق العاده زیاد هستند و ما وقتی بار ناراحتی های گذشته را به دوش می کشیم از تجربه این لحظات تکرار نشدنی عاجز می شویم و آن ها را از دست می دهیم. اگر  از یاد آوری گذشته درس بگیرید خوب است وگرنه آن را رها کنید.


سالها پیش در کتابی خواندم خداوند برای اینکه مرحله دیگری از آفرینش خود را شروع کند به تجربه ما انسان ها نیاز دارد و تک تک این تجربه های ما قرار است به خداوند کمک کند. ولی ما فقط به بعضی لحظات زندگی مان بها می دهیم. 


مثلا می گوییم دامادی پسرت یا عروسی دخترت؛ انگار هیچ لحظه زیبای دیگری در زندگی من نیست که فقط باید منتظر عروسی و دامادی فرزندم باشم تا بتوانم از آن لذت ببرم. در حالی که من می توانم لحظه لحظه زندگی ام را با کنار گذاشتن بعضی افکار، زیبا کنم.

اینها حقه های نفس ما هستند، به همین خاطر به شما می گویم وقتی وارد لژیون می شوید مشکلاتتان را پشت در بگذارید و فقط از لحظه ی بودن در لژیون استفاده کنید.


همسفر خدیجه: کارهای نیمه تمام و یاد آوری خاطرات آن مرا به گذشته می کشاند و  در یک مقطعی نگه می دارد و نمی گذارد من از لحظه حال استفاده کنم. مرتب به گذشته می روم تا خوشی های گذشته برایم تداعی شود.



همسفر لیلا(راهنمای لژیون): سه نکته‌ی زیبا در صحبت‌های خدیجه بود. اولی پرونده های نیمه کاره هستند که وقتی این ها در ذهن و افکار ما باز باشند از ما انرژی زیادی می گیرند و ما باید این ها را ببندیم و یا تمام کنیم، به خاطر همین سعی کنید در زندگی هیچ کار نیمه تمامی نداشته باشید.

هیچ وقت بار گناهان دیگران را به دوش نکشید. گاهی اوقات ما خود را خدای فرزندان و همسرمان می دانیم و اگر کار اشتباهی انجام می دهند خود را مقصر می دانیم. در صورتی که کارهای دیگران ربطی به ما ندارد و نباید بابت کارهای دیگران خود را سرزنش کنم.

ما فکر می کنیم چون به فرزندان و همسر خود بسیار نزدیک هستیم صاحب آن ها هم هستیم، در حالی که خداوند آفرینده ی همه انسان هاست.ما نباید بار گناهان خودمان را نیز به دوش بکشیم، بلکه خود را ببخشیم.


من گاهی سنگینی باری که روی دوش شماست را حس می کنم در حالی که آن کار بیهوده ای است و باعث بیمار شدن شما می شود. پس سعی کنید خودتان را سبک کنید و وقتی سبک باشید می توانید پرواز کنید. منظورم از پرواز همین آموزش هایی است که در کنگره می آموزید. همین خدمت ها. همه ی این ها پرواز است، ولی اگر سنگین باشید از یک متری هم نمی توانید پرواز کنید.


قرار است امسال در کنگره پرواز کنید،سفر اولی ها قرار است به رهایی برسند و سفر دومی ها به جایگاه کمک راهنمایی. بار همسر یا فرزند و یا بار گذشته را زمین بگذارید تا بتوانید پرواز کنید. بنابراین پرونده هایی که باز است و از شما انرژی می گیرند را ببندید. 

 

قانون حذف و اضافه را عملی کنید و چیزهای بیهوده و اضافه را از زندگی خود حذف کنید تا جا برای چیزهای جدید در ذهن شما باز شود.  اگر می خواهید علم شما زیاد شود و آموزش های بیشتری بگیرید، ببینید چه چیزهایی را باید حذف کنید تا اینها جایگزین شوند.

این یکی از قوانین هستی و کائنات است که تا چیزی حذف نشود چیز جدیدی به جای آن نمی آید.


و سخن پایانی این که با تمام توان برای راهنما شدن آماده شوید، چون همانگونه که آقای مهندس در سی دی چرخ می گویند، با راهنما شدن به ژرف ترین بخش وجودتان می رسید و با وجود خودتان آشنا می شوید و انسانی که در عمق وجودتان زندگی می کند را می توانید ببینید. 


پس تلاش کنید تا به جایگاه کمک راهنمایی برسید چرا که رهجوها می شوند آئینه‌ی راهنما و راهنما از طریق رهجو خیلی چیزها را می تواند در مورد خودش پیدا کند که شگفت زده اش می کند.


در آخر لژیون با دعای خیر همسفران به پایان رسید.



دستور جلسه هفته آینده: سی دی مَحرَم

نویسنده: همسفر زهرا ع

تصویرگر: همسفر فاطمه

 




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1398/01/23 ] [ 06:59 ب.ظ ] [ همسفر فاطمه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic