تبلیغات
ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿ - گزارش عملکرد لژیون روز دوشنبه 98/1/26 " سی دی مَحرَم "

به نام قدرت مطلق الله

لژیون "تو فقط لیلی باش" روز دوشنبه 98/1/26 با حضور جمعی از همسفران و استادی همسفر لیلا، دبیری همسفر مینا و با دستور جلسه" سی دی مَحرَم" راس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.



تا انسان به رمز یک موضوع محرم نشود نمی تواند وارد حریم آن بشود. زمانی انسان محرم می شود که اول محروم شده  و آن را تجربه کرده باشد و حس انسان در مرحله پالایش باشد..

در ادامه مطلب بخوانید....


سخنان استاد گرامی:سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر: خوش آمد می گویم خدمت همه شما همسفران عزیز. امیدوارم حال و احوالتان خوب و شاد و سلامت در پناه خداوند باشید.


در ابتدا پاسخ به یک سوال: دلیل این که یک نفر همیشه با من ارتباط دارد و مشکلات و یا شکایت کردن از اطرافیان خود را با من در میان می گذارد و یا به قول خودمان درد و دل می کند  و این موضوع مرتب تکرار می شود چیست؟


پاسخ: من اگر مشکلی دارم باید با یک نفر در میان بگذارم که بدانم می تواند من را راهنمایی کند وگرنه راه حلی که با دلسوزی رخ می دهد بیشتر در من تخریب ایجاد می کند. ما نباید از زندگی و مشکلات خود برای دیگران صحبت کنیم. هیچ وقت هم دایه دلسوز تر از مادر برای دیگران نباشیم. خود را به ظاهر محرم راز دیگران نشان ندهیم و خود را درگیر مشکلات و ناراحتی دیگران نکنیم.چرا نباید به درد و دل دیگران گوش بدهیم؟

چون که وقتی یک نفر با شما ارتباط برقرار می کند و مشکلات خود را بیان می کند و یا می خواهد راه حل از شما بگیرد شاید اول کار حس خیلی خوبی داشته باشد و بگویید خوشحالیم که توانستیم به یک نفر کمک کنیم و مورد تایید قرار گرفته ایم. اما این ها همه در صور آشکار اتفاق می افتد و ما چون در صور پنهان خود دچار تخریب های حل نشده هستیم، وقتی با آن شخص همدردی می کنیم درون خودمان بهم می ریزد. این واقعه ی دردناک شاید اول خودش را نشان ندهد، ولی پس از چند ساعت انرژی منفی ناشی از آن خود را نشان می دهد و ما دچار دگرگونی می شویم.  با اطرافیان خود بحث و مجادله می کنیم بدون اینکه بدانیم این مشکل از کجاست. اگر این اتفاقات در زندگی شما مرتب تکرار می شود باید بدانید دلیل آن چیست؟ من هیچ وقت به شما نمی گویم شخصی را از زندگی خود حذف کنید. زمانی که من در خودم و صفاتم تغییر ایجاد کنم خودشان آرام آرام از سر راه ما کنار می روند و یا از زندگی ما  حذف می‌شوند، چون ذرات انسان خودشان  همدیگر را جذب می کنند.مثلا همه ما که در این لژیون حضور داریم، سطح  انرژی ما مساوی است که جذب همدیگر شده ایم.زمانی که یک نفر مرتب با من ارتباط دارد و در من تخریب ایجاد می کند، مطمئنا یک نقطه مشترکی دارید که باید آن را پیدا کنید و با  راه حل درست از جانب راهنمای خود آن مشکل را حل کنیدبرای طرف مقابل از خداوند بخواهیم هر چه خیروخوبی و نور و برکت است سر راه این آدم قرار بدهد و خودش به او کمک کند و مشکل را برای آن آسان کند. باید بدانیم همه انسان‌ها آئینه ما هستند. هیچ کس را از زندگی خود حذف نکنید، با آموزش گرفتن صفات منفی را از خودتان دور کنید انوقت یا دیگر این اتفاق نمی افتد و یا اگر در جمع آنها حضور داشتید اثرات آن درون ما تخریب ایجاد نمی کند یه جورایی روئین تن می شویم. پس بهترین راه این است که ما خودمان را تغییر دهیم


مشارکت و برداشت همسفران از سی دی محرم:


همسفر مریم: زمانی که این سی دی را گوش دادم به گذشته خود که فکر کردم متوجه شدم که آموزش های کنگره چه قدر روی من تاثیر گذار بوده و در جمع که هستم مشکلات قبل را ندارم.


همسفر مینا: استاد امین در مورد تیتر وادی هفتم فرمودند.رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است.یکی یافتن راه و دیگری آن چه برداشت می نمائیم.رمز: یعنی یافتن راه. راز: مسیری است که ما طی می کنیم.  حقیقت: چیزی است که دنبال آن هستیم. کشف: قبلا جزء صور پنهان ما بوده و ما آن را ظاهر می کنیم.


همسفر خدیجه: با گوش دادن این سی دی من به این نتیجه رسیدم که هر کاری که می خواهیم انجام بدهیم باید با آن کار محرم بشویم. در گذشته وقتی از یک خواسته محروم بودم ناراحت می شدم، ولی الان فهمیدم که محرومیت ابتدای رسیدن به آن خواسته است.


همسفر اعظم: در این سی دی استاد امین فرمودند هر انسانی باید ارزش و یا ظرفیت آن خواسته را داشته باشد تا به او داده شود و ما نباید کوتاه ترین راه را طی کنیم و انتخاب راه به دست خودمان است. پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری ست.


همسفر فاطمه: با گوش دادن به این سی دی متوجه شدم که هر شخصی بخواهد از آموزش‌های کنگره استفاده کند حتما باید اعتیاد داشته باشد و یا با مصرف کننده زندگی کرده باشد تا بتواند آنها را حس و درک کند.


همسفر عفت: وقتی تزکیه و پالایش انجام می دهیم مواظب حس خود باشیم.


همسفر لیلا(راهنمای لژیون): آقای امین در مورد تیتر وادی هفتم برای ما این گونه  صحبت می کنند که رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری آن چه برداشت می نمائیمیعنی اینکه اگر می خواهی به حقیقت پی ببری، باید رمز راه حقیقت را کشف کنی. حقیقت چیست؟چیزی که بوده و هست و همیشه خواهد بود و ماندگاری آن همیشگی ست.

بزرگترین حقیقت هستی خداوند است. اعتیادی که در زندگی شما وجود دارد یک واقعیت است و ممکن است خیلی دردناک بوده و خیلی ضربه زده باشد و الان هم  هست. شاید در آینده در زندگی شما وجود نداشته باشد. هر چه که حقیقت ندارد یوم الفصلی دارد و ما یک روزی از واقعیت زندگی خود جدا می شویم. حال زمان آن طولانی و یا کوتاه و حتی اگر تلخ باشد، بالاخره یک روز به پایان می رسد.  وقتی بزرگترین حقیقت زندگی تو خداوند است، برای واقعیت دردناک زندگی ات نشستی و گریه می کنی؟ در صورتی که خداوند که حقیقت هستی ست وجود دارد. پس برای بهتر شدن حالت و این که توانی برای حرکت داشته باشی از بزرگترین واقعیت زندگی ات پناه ببر به خداوند که بزرگترین حقیقت هستی ست

حقیقت یعنی درک همین لحظه. 26 فروردین 1398 دیگر اتفاق نخواهد افتاد. یعنی گذشته من هر چه سخت و آسان یک واقعیت بود و تمام شد، ولی درک حقیقت همین لحظه است که در کنار همدیگر آموزش می گیریم. من اگر این لحظه را از دست دادم دیگر به من بر نمی گردد و برای همیشه از بین خواهد رفت.


مثلا اگر یک نفر جویای حال شما شد همین لحظه را بیان کن که: حالم خوب است! اصلا کاری به گذشته و مشکلات و ناراحتی که رخ داده نباشید و در لحظه زندگی کنیدمن در ماه یک بار از بچه های معلول که در یک مکان موسیقی اجرا می کنند دیدن می کنم. همین چند روز پیش زمان آن فرا رسیده بود که بروم، ولی چون یک مشکل برایم پیش آمده بود تصمیم گرفتم نروم؛ اما دلم نیامد و در نهایت تصمیم گرفتم بروم. یکی از همین بچه ها تا من را دید گفت فقط گریه نکنیا! من هم به او قول دادم که گریه نکنم. وقتی موسیقی را اجرا کردند، یک لحظه به خودم آمد که چه قدر این بچه ها در لحظه زندگی می کنند و خوش هستند و همیشه در حال جشن و شادی هستند. همانجا پناه بردم به خداوند و به خودم گفتم همین خدا که خدای این بچه هاست خدای من هم هست! و گفتم خدایا مطمئنم تو مانعی سر راه من قرار نمی دهی که نتوانم از آن عبور کنم. دقیقا فردای آن روز بود که مشکلم به صورت معجزه وار حل شد.
این را می خواهم به شما بگویم که یک وقت هایی ذهن ما بدترین اتفاقات را پیش بینی می کند، ولی این را بدانید هیچ وقت آن بدترین اتفاق رخ نخواهد داد، مطمئن باشید، در لحظه زندگی کنید. مشکلات و ناراحتی ها را همیشه با خود همراه نداشته باشید، انشاالله راه حل آرام آرام پیدا می شود و خداوند به شما کمک می کند.


بنابراین هر چیزی بهائی دارد. اگر نتوانم بهای آن را پرداخت کنم از آن نمی توانم استفاده کنم. بهای صندلی ای که روی آن قرار می گیریم عملی کردن آموزش هاست. تا انسان به رمز یک موضوع محرم نشود، نمی تواند وارد حریم آن بشود. زمانی انسان محرم می شود که اول محروم شده و محروم شدن را تجربه کرده باشد. گاهی اوقات یک رهجو هر چه راهنما می گوید متوجه نمی شود، چون راه های اشتباه را طی نکرده است، که قدر راه درست را بداند.اگر به شما سفر دومی ها می گویم در آزمون کمک راهنمایی شرکت کنید، به این دلیل است که محرم این مسیر و اعتیاد شده اید و الان وقت آن رسیده که دست یک نفر را بگیرید.  هر کدام از ما تجربه خاص خودمان را داریم و حیف است که یک نفر از تجربیات ما استفاده نکند. ما باید تا می توانیم تجربیات خود را در اختیار دیگران قرار بدهیم.


در ادامه استاد فرمودند: یک موقع سال ها طول می کشد تا یک نفر به یک موضوع و یا درمان محرم بشود. باید ظرفیت آن خواسته در انسان به وجود بیاید. خواسته و یا آرزوی که از خداوند داریم باید ظرفیت آن در وجود ما باشد تا به ما بدهد.

مثلاً من عاشق خدمت کردن به انسان ها هستم و از خداوند می‌خواهم که به من این اجازه را بدهد. خداوند جایی این خواسته من را برآورده می کند که ظرفیت آن در من به وجود آمده باشد، یعنی بعد از تحمل یک سری درد ها، سختی ها و محرومیت ها این ظرفیت درمن به وجود می آید.مثلا از خداوند تقاضای عشق را داری، باید در زندگی از عشق محروم شوی و شاید با شخصی روبرو می شوی که به تو ضربه می زند و در وجود تو نفرت به وجود می آورد. بعد از آن عبور کنی و نفرت را تبدیل به عشق کنی تا لایق شوی عشق را در اختیار دیگران بگذاری. 


من در کنگره به این باور رسیدم که خداوند مسافران و همسفرانی که در تاریکی وادی اعتیاد گم شده و غرق شده اند را خیلی دوست دارد و آنها را دست هر کسی نمی دهد. امانت خودش را به دست هر کسی نمی سپارد که نتواند او را درک کند. کسی لایق این کار است که با تمام وجود او را درک کند و آن درد را تجربه کرده باشد و سلامت به مقصد برساند؛ چرا که (رهجو امانت خداوند است در دست راهنما).


حس منفی و پالایش نشده، آن چیزی است که باعث محروم شدن انسان می شود .حس انسان باید پالایش شود.اما پالایش چیست؟دیدن تاریکی ها و زدودن تاریکی است.یعنی ما باید تاریکی های درون خود را پیدا کنیم که چه هست و به درمان آن بپردازیم. ما اکثر وقت ها تاریکی های خودمان را نمی بینیم، چون تمام تمرکز ما به مسافرمان و یا اطرافیان است. ما با آموزش گرفتن در کنگره یاد گرفتیم که خودمان هم حق زندگی داریم و در طول سفر اول فقط هشت ماه هم از نظر صور آشکار و صور پنهان  سکوت کنیم و اطرافیان خود را رها کنیم. 


چون اگر سکوت، فقط زبانی باشد، پس از مدتی، با کوچکترین مشکل در شما  انفجار با تخریبی بالا صورت می گیرد.  وقتی گفته می شود سکوت کن، یعنی حتی به ذهن خود هم اجازه قضاوت نده. انسان با پالایش قلبش، راه را پیدا می کند، راز قضیه‌ ای را با قلبش متوجه می شود و با عقل ادامه می دهد. عقل و قلب که یکی باشد و عقل راهبر آن باشد همان می شود که به فرمان عقل نزدیک می شویم و این با آموزش گرفتن امکان پذیر است.


همسفر شهلا: دلیل این که با این همه آموزش که من دریافت می کنم هنوز نتوانستم در خودم تغییر ایجاد کنم مثل کنار گذاشتن کینه، غیبت و....چیست؟


همسفر لیلا(راهنمای لژیون): بستگی به برداشت شما دارد؛ یا اصلا نمی خواهی بهای تغییراتی که دوست داری در تو رخ دهد را بپردازی و یا زمان آن نرسیده است. مثلا بخشیدن بها دارد، وقتی من از یک نفر کینه و نفرت دارم راحت ترین راه را انتخاب می کنم، سعی می کنم با او روبرو نشوم. اگر ببخشم باید از تمام بدی های آن چشم پوشی کنم و خوب ببینم این بهای آن کینه و نفرت است که اکثرا راضی به دادن این بهاء نیستندسیستم کائنات می گوید زمانی انسان می تواند از نعمت‌های هستی برخوردار شود که محرم شده باشد تا به تعادل برسد. مثلا اگر صحبت های راهنما را متوجه نمی شویم این است که حس ما پالایش نشده است.یک انسان اگر سیاه دل باشد راه برایش نامرئی می ماند و برداشت نخواهد داشت.پس ما به این نتیجه رسیدیم که با پالایش حس و پاک کردن قلب از تمام تیرگی ها و بدی های درون و رسیدن به فرمان عقل است که  می توان به حقیقت رسید و این فقط با تزکیه و پالایش به مرحله انجام می رسد.


همسفر شهلا : چگونه عزیز خداوند و مورد تایید او قرار بگیریم؟ 


همسفر لیلا(راهنمای لژیون): آقای امین به این سوال در سی دی محرم جواب دادند و فرمودند که خداوند به انسان هایی که از همه بهتر و خوش قلب تر باشند و عشق و محبت بیشتری داشته باشند، به آنها راه را نشان می دهد. پس ما اگر در خودمان تغییرات به وجود بیاوریم به ما هم خواهد داد و این قانون کائنات است.در نوشتار سفر اول خوانده می شود همسفر تو بر مرکبی نشسته‌ای که گرچه دیر به مقصد می رسی اما سالم و کامیاب خواهی رسید، پس عجله نکن و بر جای خود بنشین و تا مقصد به آنچه علاقه داری مشغول باشدر طبیعت بهترین راه، راهی نیست که انسان را سریع به جواب برساند، بلکه راهی ست که با کمترین تلفات و کمترین آسیب ها به جواب برسیم؛ مثل روش درمان (DST)
در پایان لڗیون با دعای خیر همسفران به پایان رسید.


نویسنده: همسفر شهلا 
تصویر گر: همسفر فاطمه 




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 

تاریخ : 1398/01/30 | 11:18 ب.ظ | نویسنده : همسفر فاطمه | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.