ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام نامی اولین عاشق که اوست...

"لژیون تو فقط لیلی باش" روز دوشنبه 98/2/9 با استادی همسفرخانم لیلای عزیز و حضور گرم  جمعی از همسفران و با دستور جلسه ی"سی دی بازتاب و سی دی طلا" راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

وقتی من در  تاریکی ها غرق می شوم و به نقطه منجمد شدن می رسم چون وجودم را تماماً یخ گرفته است، نور خداوند نمی تواند به عمق وجود من برسد. پس من از این نور محروم می شوم و باید در کنار انسان هایی قرار بگیرم که نوری از خداوند می گیرند، تا....


در ادامه مطلب بخوانید.....


همسفر لیلا(راهنمای لژیون): در سی دی بازتاب آقای امین می گویند، خداوند نور آسمان ها و زمین است و همه ی انسان ها نورمان را از خداوند می گیریم. یعنی خداوند اگر به ما نوری ندهد هیچ کدام از ما نوری نخواهیم داشت .اما جاهایی هست که ما دچار تاریکی می شویم و در سوز و سرما غرق می شویم، که اصلی ترین آن اعتیاد است. اما می تواند خیلی چیزهای دیگر هم در زندگی ما باشد که باعث می شود تمام وجود ما یخ بزند و منجمد و تاریک شود. وقتی من در  تاریک ها غرق می شوم و به نقطه منجمد شدن می رسم، چون وجودم را تماماً یخ گرفته است، نور خداوند نمی تواند به عمق وجود من برسد. پس من از این نور محروم می شوم و باید در کنار انسان هایی قرار بگیرم که نوری از خداوند می گیرند.


خداوند هیچ گاه فاصله اش را با بنده اش تغییر نمی دهد، این ما هستیم که فاصله مان را با خداوند کم و زیاد می کنیم. وقتی از خداوند فاصله بگیریم دیگر نمی توانیم آن نور و گرمای وجودش را دریافت کنیم. وقتی از خداوند فاصله بگیریم، دیگر نمی توانیم  آن نور الهی را جذب کنیم. برای همین در تاریکی قرار می گیریم و هر اتفاقی که برایمان می افتد به دلیل همین تاریکی است. حال هر چه می خواهیم به خداوند برگردیم و ارتباط مان را دوباره از سر بگیریم، این امکان وجود ندارد.

خداوند برای اینکه بتوانیم این کار را انجام دهیم، انسان هایی را سر راه ما قرار می دهد که می توانیم از طریق آنها دوباره به خداوند وصل شویم، چون آن انسان ها نور خداوند را می گیرند و بعد به سمت ما بازتاب می کنند. ما نور خودمان را می توانیم از انسان هایی بگیریم که این نور را دارند. این یعنی باید در جمع قرار بگیریم


اما حالا سوال اینجاست که آیا ما می توانیم در هر جمعی قرار بگیریم؟ آیا در هر جمعی قرار گرفتن این نور را به ما انتقال می دهد؟


قطعاً پاسخ خیر است. ما باید در جمع هایی قرار بگیریم که این نور را داشته باشند واین نور را به ما بازتاب کنند. زمانی که رابطه ام با خداوند قطع شده و آن نور را از خداوند نمی گیرم یا یک خطایی در زندگی ام انجام دادم و یا گناهی کرده ام وخودم را سرزنش می کنم، با نزدیک شدن به انسان هایی که این نور را دارند یخ های وجود من کم کم آب می شود تا بعد بتوانم به نور خداوند وصل بشوم. برای همین است که خداوند پیامبران را می فرستد.


خداوند هیچ گاه بنده ی خودش را به حال خود رها نمی کند. محال است که انسان در تاریکی غرق شود ولی خداوند به حال خودش رهایش کند و هیچ ستاره ی راهنمایی برای او نفرستد.

اصلی ترین نکته ای که سی دی بازتاب داشت، این بود که دقت کنیم در چه جمع هایی قرار می گیریم و همنشین چه کسانی می شویم.  در جمع هایی که خطاهایی انجام می دهند و برایشان عادی است، در این جمع ها قرار نگیریم. چراکه می گویند انسان ها شبیه پنج نفر نزدیک به خودش می شود مثال: اگر سه یا چهار تا دوست پولدار دارید نشان می دهد خودتان هم از وضع مالی خوبی برخوردار هستید. گاهی وقت ها هم نشینی با بزرگان یا حتی اگر نگاه شان کنیم آن نور و انرژی را از آنها دریافت می کنیم و همین کافی است که راه خود را پیدا کنیم.

من از چه کسی الگو می گیرم؟ قدم جای پای چه کسی می گذارم؟ این خیلی مهم است که ما از چه شخص نور دریافت کنیم و حرکت می کنیم.ا نسان وقتی تنها است نمی تواند آن تاریکی را در درون خودش از بین ببرد، بعضی مسائل را به تنهایی نمی توان حل کرد

یک همسفر برای اینکه بال پرواز مسافرش باشد باید سبک باشد و بندی در پاهایش نباشد. باید بگردیم و ببینیم آن بندهایی که ما را نگه داشته چه چیزی است، پیدا کنیم و با کمک راهنما و آموزش های کنگره ان ها را حل کنیم .وقتی در لژیون قرار می گیریم از نور همدیگر استفاده می کنیم. یکی از هم سفران از من سوال کردند که من می توانم به کنگره نیایم و از طریق وبلاگ آموزش ها را پیگیری کنم؟ در جواب گفتم؟ نه . وقتی در جمع حضور پیدا می کنید آن نور را دریافت می کنید و یک بخش هایی از یخ های وجودی ات  آب می شود.

یک داستانی از بهشت و جهنم را جایی خواندم که: یک نفر می میرد. او را به جهنم می برند، می بیند همه ی انسان هایی که در جهنم هستند لاغر هستند.  حال بدی دارند و مقدار زیادی غذا و میوه هم آنجا هست. اما آدم های آن جا دست های درازی دارند ولی دست هایشان  خم نمی شود که غذا را به دهان خود بگذارند.برای همین لاغر هستند. آن شخص می گوید مرا به بهشت ببرید وقتی به بهشت می رود، می بیند در بهشت نیز آدم ها دست هایشان دراز است و نمی توانند دست هایشان را خم کنند ولی  خوشگل، شاد و سرحال هستند. می پرسد که چرا این گونه است؟ می گویند: اگر دقت کنید این ها غذا دهان هم دیگر می گذاشتند.


بهشت جایی است که آدم ها به هم دیگر فکر می کنند و به هم عشق می دهند و این دقیقا در کنگره اتفاق می افتد. مثل اینکه وقتی کسی به رهایی می رسد همه خوشحال می شویمآقای حکیمی همیشه می گفتند: ما یک قبیله ایم و  کنار هم هستیم. بچه های لژیون باید هم راز  یکدیگر باشند و اگر همسفری در لژیون مشارکت داشت و سوالی پرسید نباید بیرون از لژیون باز گو شود. چون این کار تخریب های زیادی دارد چه برای مسافران و چه برای همسفران.


آقای امین می گویند: مهم نیست در چه جایگاهی هستی اگر بخواهیم به تنهایی به جنگ تاریکی بروید شکست خواهید خورد. هیچ کدام از ما نمی توانیم به تنهایی به جنگ تاریکی برویم و مهم نیست چه میزان تاریکی و سرما در وجود تو هست کافی هست بخواهیم و در جمع قرار بگیریم و آموزش ها را جذب کنیم. اگر در وجود ما منیت باشد هیچ وقت انرژی نمی گیریم. انسانی که دچار منیت و کبر است از نور محروم می شود، حتی اگر اطرافش انسان های زیادی باشند.

همسفر شهلا: آیا می توان تمام آموزش ها را در زندگی کاربردی کرد؟


همسفر لیلا (راهنمای لژیون): وقتی سر لژیون ودر جلسات به حرف های استاد خوب گوش دهید آگاهی و دانایی کسب می کنیم که اگر برایش بهایی پرداخت نکنیم، این آگاهی درون ما از بین می رود. مثل بوی عطر که با گذشت زمان از بین می رود .اگر علمی را که کسب کردی بهایش را پرداخت نکنیم، این علم و آگاهی درونمان از بین می رود. پس اگر می خواهی آموزش ها را کاربردی کنی، بهای آن ها را بپرداز. اصلی ترین بهایی که می توان داد عمل کردن به آموزش هاست و یا حمایت از سبد، کسی که آگاهی و دانایی بالایی دارد اگر برای جایگاه کمک راهنمایی تلاش  نکند این آگاهی ها در درونش کم کم از بین می رود، چون بهایش را پرداخت نکرده است


همسفر خدیجه: هر زمانی که من می خواهم بخششی انجام دهم و یا قضاوت نکنم، یک سری  مشکلاتی پیش می آید. من فکر می کنم که مشکل اینجاست که از سختی ها می ترسیم و نیروهای منفی مانع تغییر ما می شوند و از تغییرات ما خوششان نمی آید  و این سوال برایم پیش می آید که آموزش ها را عملی می کنیم، ولی چرا یه جاهایی بر می گردیم به نقطه اول؟همسفر لیلا (راهنمای لژیون): این کاملا طبیعی است چون انسان جاری است.نیروهای منفی از غفلت ما استفاده می کنند. به سراغ ما می آیند و ما را از مسیر منحرف می کنند؟


همسفر لیلا(راهنمای لژیون): برای این که باید هر لحظه در مسیر در حال حرکت و مراقبت از آنچه آموخته ای باشی. مثل عشق. من عشق را همیشه به گل تشبیه می کنم، مثلا وقتی گلی را بکاریم این گل هر لحظه نیاز به مراقبت دارد. باید به آن آب دهیم، خاکش را عوض کنیم و یا با آن حرف بزنیم تا همیشه شاداب بماند. یا مانند زمانی که ازدواج می کنیم وفکر می کنیم همه چیز تمام شده گوییم دیگر از آن مراقبت و نگهداری نمی کنیم. در مورد آموزش های کنگره نیز همین طور است، وقتی آموزش های کنگره را دریافت می کنید باید همیشه جاری وهمیشه در حال انجام این آموزش ها باشید.

وقتی خطایی یا اشتباهی می کنید خودتان را ببخشید و از مسیر اشتباه سریع برگردید. 


وقت هایی هست ما خودمان را نمی بخشیم و به مسیر اشتباه بر می گردیم در صورتی که اگر خود را ببخشیم کم کم همه چیز  درست می شود.


در ادامه همسفران برداشت های خود را از سی دی طلا به مشارکت گذاشتند.


همسفر مهناز: آقای مهندس در مورد پس انداز گفتند که خانم ها با طلا خریدن می توانند پس انداز داشته باشند. مادیات در زندگی مهم است و باید مادیات را داشته باشیم تا بتوانیم کار خیر انجام دهیم.


همسفر فاطمه: بعضی آدم ها وقتی چیزی را از دست می دهند خیلی ناراحت می شوند و غصه می خورند. دیگر دست از کار می کشند و زندگی را به کام خود و خانواده هایشان تلخ می کنند. آقای مهندس می گویند: ما نباید مشکلات را برای خودمان بزرگ کنیم چون مشکلات همیشه هست

همسفر لیلا (راهنمای لژیون): پس انداز کردن همیشه مهم است و باید هدفمند باشد و نباید گفت برای روز مبادا.چون احتمال دارد بدون هدف هزینه شود. مهم نیست که چقدر پول داریم مهم این است که بتوانیم پس انداز کنیم.


نویسنده:همسفر سمیه

تصویرگر:همسفر فاطمه




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1398/02/13 ] [ 11:29 ق.ظ ] [ همسفر فاطمه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic