ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام قدرت مطلق الله

 

روز دوشنبه  98/2/30 "لژیون نو فقط لیل باش" با حضور گرم جمعی از همسفران و استادی همسفر خانم لیلای عزیز، دبیری همسفر فاطمه خ و با دستور جلسه "سی دی موبایل" راس ساعت 18:30 دقیقه آغاز به کار نمود.



هرگز تنهایی خود را با چیزی پر نکنید. بگذارید این خلأ به حال خود باقی بماند. چون مواقعی هست که به این تنهایی ها نیاز داریم و لازم است در این تنهایی با خودمان خلوت کنیم تا...

در ادامه مطلب بخوانید...

سخنان استاد گرامی:سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر.به همه همسفران عزیز خوش آمد می گویم و امیدوارم حال و احوالتان خوب باشد و شاد و سلامت باشید. در ابتدا از شما عزیزان که در جشن گلریزان شرکت کردید سپاسگزارم. ان شالله برکت آن به زندگی شما برگردد.


همان طور که می دانید مرزبانان شعبه تذکر دادند که از این به بعد هر همسفری روز دوشنبه بعد از ساعت شروع جلسه بیاید اجازه ورود به لڗیون را ندارد. همسفران نباید یکدیگر و یا کمک راهنماها را با نام فامیلی صدا کنند.(فقط با نام کوچک) هیچ همسفری اجازه ندارد بدون دلیل برای راهنما کادو، شیرینی و گل بیاورد.


من قبل از شروع دستور جلسه دوست داشتم مطلبی برایتان بگویم و آن این است که: ما همسفران در وادی اعتیاد و تاریکی ناشی از اعتیاد خود را گم کرده ایم. با ورود به کنگره سعی می کنیم به گونه ای خودمان را پیدا کنیم که برخی خود را با انجام دادن خدمت پیدا می کنیدو عده ای هم در وجود راهنما و...


اما آن عشق و علاقه ای که نسبت به راهنما پیدا می کنید و یا وابسته ی راهنما می شوید به این دلیل است که تمام ویژگی هایی خود را که روزی گم کرده اید الان در وجود راهنما پیدا کرده اید. مثل بزرگی که به او گفتن چرا هرکس هر صفت خوبی و بدی مثل عارف یا حقه باز و...که به شما نسبت می دهد از او دلخور و ناراحت نمی شوید. ایشان گفتند چون من شبیه یک آیینه هستم و هرکسی خودش را در درون من می بیند. حال راهنما هم شده آیینه ی شما  که خود و ویژگی هایتان را در وجودش می بینید. اما سعی کنید همیشه خود را در کنگره بیابید و غرق آموزش ها شوید. این گونه از هیچ چیز مثل رفتن و نبود راهنما ناراحت نمی شوید زیرا خود را در جایی بزرگتر و فراتر از راهنما پیدا کرده اید.

همسفر سمیه:من قبلا اعتقادی به کنگره نداشتم اما مدتی چنان شناخت و اعتقادی نسبت به کنگره دارم که امروز هنگام دعا از خداوند خواستم کمکم کند تا آموزش ها در زندگی ام عملی کنم.


همسفر لیلا(راهنمای لژیون):تنها راه نتیجه گرفتن از آموزش های کنگره عملی کردن آن است.

و اما دستور جلسه امروز سی دی موبایل و مشارکت شما عزیزان:


همسفر مریم ت:منظور آقای امین از این که می گویند: شاید فردی در شهری باشد که در رفاه باشد ولی آرامش نداشته باشد و فردی هم در جایی باشد که امکانات کمتری باشد اما آرامش داشته باشد، این است که انسان باید خودش حرکت کند و عاقلانه با مسائل بر خورد کند. در قدیم که موبایل نبود افراد خیلی روابط نزدیکی با یکدیگر داشتند و رفت و آمدها زیاد بودو احساس تنهایی و افسردگی در بین افراد کمتر دیده می شد.

همسفر خدیجه:من خیلی از عدالت خداوند شنیده بودم ولی این عین عدالت بودن او را قلبا قبول نداشتم و خیلی وقت ها این عدالت خداوند را زیر سوال می بردم و می گفتم چرا باید فلانی چنان شرایط خوبی داشته باشد و من یا دیگری نداشته باشیم. اما در این سی دی آقای امین با الگو برداری از طبیعت و تغییرات آن خیلی زیبا جواب من را دادندو فهمیدم چیزی که باعث آرامش من خواهد بود عملکرد خودم هست، اصلا مهم نیست که من کجا و در چه شرایطی باشم.
من با پرورش خیلی از ضد ارزش هادر وجودم بسیاری از حس های خود را بسته بودم و آرامش را از خود سلب کرده بودم.

همسفر سمیه جایی از سی دی در مورد حس گفته بودند که از وقتی من سی دی های مربوط به حس را گوش دادم، حس برایم اهمیت زیادی پیدا کرد و همان طور که گفتند خاصیت و ویتامین میوه ها و مواد غذایی را گرفته اند؛ احساس ما هم در فضای مجازی خاصیت زیادی ندارد و نمی شود آن را آن گونه که هست انتقال داد و همین ها باعث بیماری های روحی می شود.

همسفر اعظم:بعضی مواقع ما اجازه نمی دهیم دیگران در مورد کاری که کرده اند توضیحی بدهند و سریع خودمان پیش داوری می کنیم که در این سی دی به زیبایی در موردش صحبت شد.
نکته ی دیگری که گفته شده در مورد این بود که فکر می کنیم  اگر یک سری امکانات وجود داشته باشد مشکلات و آسایش و آرامش ما فراهم هست و من هم فکر می کردم اگر روزی خانه مستقل داشته باشم به آرامش خواهم رسبد اگا با آمدن به کنگره و وجود برخی از آموزش ها متوجه شدم این من هستم که باید تغییر کنم تا وقتی اخلاق و رفتار من تغییری نکند شرایط زندگی من همین خواهد بود. و باتغییراتی که در خودم بوجود آودم توانستم زندگی بهتری بسازم.

همسفر سپیده :من یک زمانی در بهترین نقطه شهر زندگی می کردم و بنابر شرایطی مجبور شدم در محله که دوست نداشتم زندگی کنم.اما آنجا  همه چیز تغییر کرد و آرامشی زیادی زندگی من را فرا گرفت.


همسفر لیلا(راهنمای لڗیون):من نیز مثل خیلی ها از موبایل بیش از اندازه استفاده می کنم اما شنیدن مطالب این سی دی باعث شد کمی درون خود را بررسی کنم و ببینم چرا من وقت زیادی را با موبایل و در فضای مجازی می گذرانم که متوجه شدم مواقعی که ناراحت هستم و راهی برای حل مشکلاتم پیدا نمی کنم و احساس تنهایی می کنم، خودم را سرگرم موبایل و فضای مجازی می کنم.
ولی وقت هایی که حالم خوب است و انرژی دارم سر گرم کار و فعالیت هستم.
بنابراین انسان های امروزی تنهایی خود را با شبکه های مجازی و موبایل پر می کنند. شاید فکر می کنیم کسی که در اینستا و تلگرام فالور و دوست زیادی دارد آدم تنهایی نیست، در صورتی که  شاید آنها در یک زمانی اطراف ما وجود داشته باشند ولی در زمانی که حال ما حوب نیست و دچار مشکل هستیم نیستند و یا کاری از آنها بر نمی آید.


پس از آنلاین بودن افراد در فضای مجازی نمی توان آنها را قضاوت کرد و گفت که آدم های سرحالی هستند که اطرافشان را  آدم های زیادی پر کرده است. ممکن است دنبال مطلبی و فردی هستند که بتواند گرهی از مشکل شان  باز کند.
وقتی دچار مشکل می شوید و یا احساس تنهایی می کنید این تنهایی خود را هرگز با چیزی پر نکنید. بگذارید این خلأ به حال خود باقی بماند. چون مواقعی هست که به این تنهایی ها نیاز داریم و لازم است در این تنهایی با خودمان خلوت کنیم تا شناخت خوبی از خود و دیگران پیدا کنیم.


هنگامی که از این تنهایی فرار می کنید و سریع به نفر تماس می گیرید و صحبت می کنید و یا کتابی می خوانید، دیگر این فرصت فکر کردن و شناخت خویش برایتان فراهم نمی شود.


آقای امین در ابتدای سی دی می گویند:وقتی کره زمین گرم شود و کسی که در قطب زندگی می کند بگوید به من ربطی ندارد. این موضوع بر می گردد به ناخودآگاه جمعی ما که اگر من برای دیگران خیر و خوبی بخواهیم این خیریت شامل حال خودمان هم می شود و اگر بدخواه دیگران باشیم اتفاقات بد نیز برای ما هم پیش خواهد آمد.
یا اگر نسبت به اشتباهات دیگران بی تفاوت باشیم مشکلات ناشی از آن اشتباه زندگی ما را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. پس همه برای یکی و یکی برای همه به همین موضوع اشاره دارد.
وقتی که زلزله یا سیل می آید من می گفتم چرا باید خشک و تر با هم بسوزند و متوجه شدم برای این که کسی که خوب بوده(تر)در مواقعی که ظلمی صورت می گرفته در برابر آن بی اهمیت بوده و آرام آرام این ظلم دامن گیر او هم شده است.


ما باید همیشه هماهنگ با طبیعت باشیم و به آن احترام بگذاریم.


موضوع دیگر این که هیچ وقت خبر های بد را به گوش یکدیگر نرسانیدو اگر لازم باشد کسی خبری را بفهمد بلاخره از طریقی خواهد فهمید.مثلا وقتی می فهمید چیزی گران شده لازم نیست به گوش همه برسانید. آنها خودشان خواهند فهمید. هنگامی که خبری را به شما می دهند با هم نوا نشوید بلکه همیشه با یک جمله مثبت پاسخ گو باشید .
من خودم همیشه در جواب دیگران می گویم ان شالله که همه چیز درست می شود.

در آخر لژیون با دعای خیر همسفران به پایان رسید.

دستور جلسه هفته آینده: صفحه ۴۰ تا۶۰ کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر 
نویسنده و تصویرگر: فاطمه همسفر محمد




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1398/03/2 ] [ 06:31 ب.ظ ] [ همسفر فاطمه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات