ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام اولین عاشق که اوست

لژیون "تو فقط لیلی باش" روز دوشنبه مورخ 17/4/1398 با حضور گرم جمعی از همسفران و استادی همسفر لیلا، دبیری همسفر فاطمه خ و با دستور جلسه ی "ادامه سی دی حقه 1" راس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.



گاهی بعضی رهجو ها پیامی می دهند و اگر راهنما جوابشان را ندهد زمین و زمان را بهم می دوزندچرا؟ چون که معامله کرده و راهنما را به جای خدا نشانده و می خواهد خدایی که برای خودش انتخاب کرده مرتب به او رسیدگی کند، ولی او هم یک انسان است، به هزار و یک دلیل ممکن است نتواند نیاز تو را برطرف نماید.


در ادامه مطلب بخوانید....


در ابتدا همسفران در مورد دستور جلسه مشارکت نمودند و سپس همسفر لیلا در مورد دستور جلسه این گونه بیان کردند: اولین نکته ای که آقای امین در سی دی حقه یک به آن اشاره می کنند این است که یک آموزش اگر از پایه باشد یک آموزش درست است، ولی کسی که آموزش ها را از پایه یاد نگیرد نمی تواند به حقیقتی که در آموزش ها وجود دارد پی ببرد. صحبت های آقای مهندس دژاکام را وقتی گوش می دهید به سفر اولی ها بسیار کمک می کند، چرا که به پایه آموزش ها اشاره می کند.


در کنگره کسی که می خواهد آموزش ها را خیلی خوب درک کند و از پایه قوی شود، باید مطالب لژیون و دستور جلسه  هر دو را با هم جلو بیاید. اگر کسی با دستور جلسه ای که در کنگره و به صورت عمومی برگزار می شود پیش نیاید و فقط با مطالب لژیون جلو بیاید، او از پایه قوی نمی شود و فقط خاصیت ذره ای او رشد می کند و از خاصیت موجی بی نصیب می ماند، خیلی مهم است از صحبت های استاد و مشارکت ها استفاده کنید.

در لژیون نیز به همین صورت، بعضی ها می آیند و فقط سر لژیون می نشینند و منتظرند که راهنما چیزی بگوید که دوای دردشان باشد و چاره ی مشکل در صحبت های راهنما باشد و به بقیه موارد کاری ندارند، در صورتی که شما یک CD گوش می کنی و ممکن است احساس کنی به تو ربطی ندارد، ولی وقتی به مرور زمان جلوتر می روی، می بینی چقدر مطلب دارد و چقدر به شما کمک می کند.

پس اگر می خواهید واقعا پایه هایتان قوی شود باید با مطالب لژیون و دستور جلسه پیش بروید.


آقای مهندس در CD شگفت انگیز فرمودند کنگره یک مکان مقدس است، شاید اعضای آن مقدس نباشند، اما کنگره بستر امنی است که بذر وجودی شما در آن کاشته می شود و شما باید از این شرایط بهترین استفاده را کنید و به بذر خود اجازه دهید تا از این بستر حاصل خیر بهره برده و رشد کند و به تکامل نزدیک شود.


هر کس می تواند برای خودش بهترین قاضی باشد که آیا خوب حرکت می کند یا نه؟ اینکه از آموزش ها دور شده است، راکد شده است یا نه...

نیاز نیست راهنما این ها را توضیح دهد. هر کس خودش متوجه می شود در کدام نقطه است و شاید یک وقتی نگاه کند و ببیند قافله کنگره حرکت کرده، مطالب آمده و رفته و شما هیچ حرکتی نکرده و اندر خم یک کوچه مانده اید.

حواستان باشد گاهی منیت و اعتماد به نفس کاذب باعث می شود ما عقب بمانیم و بگوییم من که همه چیز را می دانم و نیازی به آموزش ندارم و همین امر موجب می شود که دیگر حرکت نکنیم، پس تا دیر نشده خودتان را با قافله کنگره هماهنگ کنید و حرکت کنید.

در ادامه سی دی آقای امین به سراغ انواع عذاب ها می رود.



همسفر اعظم: آقای امین فرمودند در کلام الله از انواع عذاب ها: عذاب الیم، عذاب شدید و ... صحبت شده، شاید در آخرت هم عذاب الهی وجود داشته باشد، ولی در این دنیا هم نتیجه عمل و اشتباهی را که انجام دهی عذابش را می بینی.


این دنیا مانند کارخانه ای بزرگ است که افراد زیادی از کارگر تا کارفرما در آن مشغول به کارند، اگر همه وظایف خودشان در راستای دستورات رئیس کارخانه که آن را نمی بینند به درستی انجام دهند، از محصول کارخانه که نور و روشنایی است بهرمند می شوند ولی در کارخانه سهیم نیستند، اگر کسی خود را سهیم بداند دچار کبر شده، و کسی که آن پیروی کند مشرک می شود.


مثلا یک نفر گوسفند به بتکده می برد ولی به جایش مزرعه می خواهد و مشرک خواسته اش را از گوشت و خون کسی که دچار کبر شده می گیرد، در واقع هم انرژی اش را می گیرد، هم آسیب های خودش را به کافر منتقل می کند و هر دو طرف ناراضی اند و آسیب می بینند و این خود عذاب  است.


همسفر لیلا: شاید ما پیش خودمان فکر کنیم این عذاب در آخرت است و بگوییم من فرصت دارم و توبه می کنم و بعد به دنیایی دیگر می روم؛ در صورتی که این عذاب ها کاملا در زندگی ما جاری است. یعنی وقتی شرک می ورزی همان موقع عذابش می آید ولی شما متوجه نیستی، و یک سری اتفاقات در زندگی ات می افتد و تو دلیل آن ها را نمی دانی. آقای امین می گویند این جهان مانند کارخانه ای است که خداوند خالق و رئیس آن است، ولی در دسترس و قابل رویت برای ما نیست، و ممکن است من در نقش خدایی بشینیم یعنی دچار کبر شوم و یا دیگران را به جای خدا بنشانم و مشرک شوم.

کبر به چه معناست؟ برتری در ماهیت؛ یعنی احساس کنم ماهیتم از همه برتر است. کبر از منیت بدتر است، چون منیت خودت را در یک زمینه ی خاص بالاتر از آن چیزی که هستی تصور می کنی ولی در کبر می گویی من ماهیتم فرق می کند و بالاتر است.

وقتی شیطان به انسان سجده نکرد و گفت من ماهیتم برتر است، گاهی منِ انسان چنین تصور می کنم که ماهیتم برتر است و چون خیلی می فهمم اجازه دارم برای همه ی آدم های زندگی ام تصمیم بگیرم، و یا برعکس آنقدر ضعیف هستم که یک نفر خدای من می شود و شروع به پرستیدن او می کنم.


البته همه این ها خیلی نرم اتفاق می افتد و تو متوجه آن نمی شوی.


آقای امین کبر را بصورت شعری زیبا برای ما بیان می کنند و می گویند کسانی که  کبر دارند دارای قدرت و نبوغ و پتانسیل هستند و خوش صحبت هستند. یعنی تواناهایی دارند که باعث به وجود آمدن کبر شده است.

مثلا ممکن است چند نفر به تو بگویند چقدر خوب صحبت می کنی، راه حل می دهی، من فقط به تو اعتماد دارم و ... 

با شنیدن این حرف ها آرام آرام این حس به آدم دست می هد که در ماهیت بالاتر است می تواند به جای خدا بشیند.

در بیت بعد می گوید مشرکین اهل معامله هستند، مثلا گوسفندی نذر می کند و انتظار ماشینی دارد. مشرک انتظار دارد خدایش همیشه در خدمتش باشد. گاهی بعضی رهجو ها پیامی می دهند و اگر راهنما جوابشان را ندهد زمین و زمان را بهم می دوزند.

چرا؟ چون که معامله کرده و راهنما را به جای خدا نشانده و می خواهد خدایی که برای خودش انتخاب کرده مرتب به او رسیدگی کند، ولی او هم یک انسان است، به هزار و یک دلیل ممکن است نتواند نیاز تو را برطرف نماید.


سوال خانم زیبا: اگر به نزدیکانمان تذکر دهیم و توجه کنیم جایگاه خدایی است؟


جواب همسفر لیلا: این دو متفاوت است و تفاوت آن ها در این است که وقتی خدایی می کنی کاملا درگیر طرف مقابل هستی خودت را فراموش می کنی و نتایجی خوبی هم نخواهد داشت، ولی وقتی هدفت کمک باشد تو تذکرت را می دهی و دیگر تمام، بقیه اش به عهده خود فرد است. البته برای کمک کردن باید توانایی و قابلیت و دانایی اش را داشته باشی.


در ادامه سی دی آقای امین می گویند وقتی نقش خدا را بازی کنی، خدا به تو می گوید بی نیاز شدی؟! خودت خدای خودت شدی؟! پس روزی ات را خودت به دست آور. وقتی که در جایگاه خدایی قرار می گیری آرامشت وابسته به افراد دیگر می شود، چون همیشه می خواهی تایید شوی. کسی که خدایی می کند به دیگران اجازه می دهد آشغال هایشان را به خانه او بریزند و حالش خراب می شود.



نکته دیگر اینکه: راهنما اصول اولیه را در لژیون آموزش می دهد، شما خودتان باید راه را پیدا کنید، و راهنما حلال مشکلات شما نیست.گاهی رهجو به راهنما حقه می زند و از مشکلاتش می گوید تا دل راهنما برایش بسوزد و وظایفش را انجام ندهد.

اگر مشرک شوی و کسی را به جای خداوند قرار دهی، ممکن است چشم و گوش و قلب تو بسته شود و از دریافت آموزش های راستین محروم شوی. همانگونه که در کلام الله می گوید روی چشم و گوش بعضی انسان ها مهر زدیم.


گاهی فردی یک سال به کنگره می آید ولی هر چه راهنمایش می گوید او نمی فهمد چون خدا به گوشش مهر زده است و این خداوند است که مهر را از گوش و چشم تو بر می دارد و به تو راهنمایی می دهد تا با آن حرکت کنی،در کل باید هر کس را  در جایگاه خودش بدانی و بیشتر تصور نکنی، و جایگاه خودت را هم برای دیگران همان‌قدر که هست بدانی..


یکی از ویژگی های راهنمای خوب این است که مرید پروری نکند و رهجو هایی تربیت کند که بتوانند روی پای خودشان بایستند و قوی باشند، و بتوانند خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند.

در پایان سی دی آقای امین فرمودند دلسوزی بی مورد مانند این است که شیرینی را برای پخته شدن در فر قرار داده ای، اما در فر را زود باز کنی و کیک نپخته بیرون آید.


گاهی باید فردی در سختی ها باشد تا پخته شود، با ارزش شود، و اگر تو او را از سختی بیرون بکشی به او آسیب رسانده ای و اجازه نداده ای به چیزی که باید می رسیده برسد و یا آن اتفاق را به تاخیر می اندازی.


نویسنده: همسفر اعظم پ

تصویرگر: همسفر مریم 

دستور جلسه هفته آینده: سی دی حقه 2




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1398/04/19 ] [ 11:54 ب.ظ ] [ همسفر لیلا (راهنمای لژیون) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic