ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ
به نام خداوند هستی بخش...

لژیون " تو فقط لیلی باش" روز دوشنبه98/4/24  با حضور جمعی از همسفران و استادی همسفر لیلا، دبیری همسفر فاطمه خ و با دستور جلسه ی "سی دی حقه نفس 2" راس ساعت 17:30آغاز به کار نمود.


یک نفر که فقط  خدمت می کند و آموزش نمی بیند، یا فقط در حال آموزش است و   خدمت نمی کند. مطمئنا یک جایی کم می آورد. طبق وادی یازدهم باید در حرکت باشید و خروشان باشید و..

در ادامه مطلب بخوانید...


همسفر لیلا( راهنمای لژیون): سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر. خوش آمد می گویم خدمت شما همسفران عزیز. امیدوارم که حالتان خوب باشد و شاد و سلامت باشید و لحظه ها بر وفق مرادتان باشد.
دستور جلسه امروز سی دی حقه نفس(2) هست. هر برداشتی از این سی دی داشتید را بیان کنید.

همسفر زیبا: در قسمتی از سی دی آقای امین فرمودند: فرایند آموزش اگر اتفاق نیفتد هیچ تغییری ایجاد نمی شود و ما دچار رکود می شویم و طعمه ی نیروهای اهریمنی می شویم. من بعد از سفر دوم سی دی ها را می نوشتم و مدتی بعد که خدمت گرفتم فکر کردم اگر سی دی ها را ننویسم اشکال ندارد و همین که خدمت می کنم آموزش می گیرم. این مثل یک حقه شده بود تا من از آموزش ها دور بمانم.

همسفر لیلا(راهنمای لژیون):  ما باید همیشه انرژی کافی برای حرکت داشته باشیم و در همه ی موارد فعال باشیم. خانم زیبا جزء کسانی بود که ترس از خدمت کردن داشت. اما بعد از اینکه شروع به خدمت کرد، غرق در خدمت شد و آموزش گرفتن را فراموش کرد.  من هفته گذشته به زیبا تذکر دادم که ما در کنگره باید دو بال داشته باشیم هم خدمت و هم آموزش.
یک نفر که فقط  خدمت می کند و آموزش نمی بیند، یا فقط در حال آموزش است و   خدمت نمی کند. مطمئنا یک جایی کم می آورد. طبق وادی یازدهم باید در حرکت باشی و خروشان باشی و تمنای دل داشته باشی در این صورت همه موانع برداشته می شود. اما زمانی که سست می شوی و حرکت نمی کنی موانع پیش می آید.

 همسفر سمیه: نیروهای منفی در ابتدای کار به انسان خیلی مزد می دهند ولی بعد حسابی حال آدم را می گیرند ولی اگر در جهت ارزش ها قدم برداریم و در مسیر مستقیم حر کت کنیم  طبق آیه ی (لیس  للانسان الا ما سعی) که می گوید انسان هیچ چیز نیست مگر آنکه سعی و تلاش خودش را بکند. یعنی اول باید تلاش و کوشش کنی و بعد به چیزی که می خواهی میرسی و برایت ماندگار می شود.

همسفر اعظم:  کفر یعنی پنهان کردن و اینکه خوبی دیگران را می بینیم ولی کتمان می کنیم در این صورت طبق قانون عمل و عکس العمل خوبی های خودمان نیز پنهان می شود. اما اگر استعدادمان را پیدا کنیم می توانیم پیشرفت کنیم.  هر اتفاقی که می افتد به درون ما بستگی دارد. ما باید درون خودمان را قدرتمند کنیم تا بتوانیم حرکت خوبی داشته باشیم.

همسفر مریم: در مورد کفر که می گوید انسان چیزی را پنهان می کند. بعضی چیزها در زندگی که خواست خداوند بوده را پنهان می کنیم و از اینکه دیگران ببینند احساس سر افکندگی می کنیم در صورتی که این گونه نیست.

همسفر فاطمه: هفته گذشته که اعضا مشارکت می کردند و دستور جلسه تخریب شیشه بود، من از خودم خجالت کشیدم و می گفتم چقدر این افراد سختی کشیدند  ولی من هنوز با وجود اینکه می گویم مسافرم را بخشیده ام ولی روزهای تخریبش را بازگو می کنم و این یعنی هنوز او را نبخشیده ام. تخریب ما در مقابل مصرف کننده شیشه هیچ است. ما همیشه سختی و مشکلاتمان را می بینیم ولی چیزهای خوبی که خداوند به ما داده است را نمی بینیم، مانند مسافرانمان که خوبی های آنها را نمی بینیم فقط تخریب و مشکلات را می بینیم.

همسفر شهلا: من با گوش دادن این سی دی به گذشته خودم برگشتم و دیدم چه جایی از زندگی ام دچار کبر و شرک شده بودم. اکثر مشکلاتی که برای من پیش می آمد بخاطر این بود که این صفات در من رشد کرده بود. قبل از کنگره لحظه ای که در زندگیمان با همسرم مشکل پیدا می کردم، علت آن این بود که بلاهایی بود که خودمان بر سر خودمان آورده بودیم که طرف مقابل نمی توانست خوبی های ما را ببیند و یا حتی خودمان برای خوبی های خودمان ناشنوا ونابینا می شویم.
یک همسفر وقتی راه درست زندگی کردن را بلد نباشد آن لحظه ای است که به زانو در می آید و در جهت ضد ارزش ها حرکت می کند. من قبل از کنگره هر گاه مشکلی برایم پیش می آمد همه را مقصر می دانستم در صورتی که الان متوجه می شوم مقصر خودم بودم. چون کارهای ضد ارزشی را در درون خودم رشد داده بودم و توفیق مستحباتی که من نیاز داشتم به من واگذار نمی شد.

همسفر عزت: نکته ای از سی دی که برایم جالب بود این بود که استاد امین فرمودند: گاهی انسان ها می توانند کویر باشند و تبدیل به جنگل شوند و یا جنگل باشند و تبدیل به کویر شوند، من خودم همان کویر هستم که خواسته و بذر را دارم و بذر را کاشتم ولی آبیاری نکردم و رهایش کردم و به این نکته پی بردم که باید حرکت داشته باشم ولی جاهایی به خاطر ترس زیادم متوقف شدم و طبق وادی هشتم که می گوید با حرکت راه نمایان می شود. تصمیم گرفتم که حرکتم را ادامه دهم.

همسفر لیلا(راهنمای لژیون): یکی از علت های حرکت نکردن ما این است که فکر می کنیم مشکلی نداریم و مسافرمان باید تغییر کند.  به خاطر اینکه نقاب های من خیلی بیشتر از مسافرم است، تخریب های مسافرم به علت اعتیاد مشخص است. ولی من همسفر تخریب هایم پنهان می شود و خودم را خوب جلوه می دهم و این گونه نقاب هایم بیشتر می شود خودم هم باورم می شود که مشکلی  ندارم. ولی یک جایی همسفر متوجه می شود که باید روی خودش کار کند و تغییرات آرام آرام حس می شود. 

همسفر مرضیه: همان طور که دوستمان در مورد حرکت کردن گفتند مانعی  به نام ترس دارد، ترس نمی گذارد حرکت کند آن ترس خود گویی هایی هست که ما با خودمان داریم. می گوییم نمی توانی و ارزشش را نداری و این خودگویی ها مانع حرکت ما می شود. اما باید بذر را بکاریم و دقت کنیم در کجا جای گرفته است و چگونه رشد می کند.  در این صورت حتما به ثمر خواهد رسید.

همسفر اعظم: انسان ها چیز هایی را که پنهان می کنند باعث کفر می شود.  ما بیشتر مواقع خوبی های دیگران را پنهان می کنیم، اگر بدی ها را پنهان کنیم که ستارالعیوب هستیم که صفت خداوند است. من قبلا خوبی های خانواده ام را نمی دیدم و فقط خوبی های خودم را می دیدم و فکر می کردم بقیه کارشان اشتباه است در صورتی که باید خودم را اصلاح کنم.

همسفر زهرا: من زمانی که تازه رها شده بودم از خانم لیلا سوال کردم که من چگونه می توانم کمک کنم، مسافرم برای درمان سیگارش اقدام کند؟ که ایشان گفتند: دخالتی نداشته باش و او را به خدا بسپار.  هر زمان خودش بخواهد و خواست خداوند باشد درمان می شود. بعد از مدتی این اتفاق افتاد و در حال حاضر  سه هفته است که وارد لژیون ویلیام وایت شدند و سفر خوبی دارند.

همسفر سپیده: قسمتی از سی دی آقای امین فرمودند: آموزش به عنوان خط اصلی و پیکان شکافتن تاریکی ها است. من قبلا که وارد کنگره نشده بود و آموزش ندیده بودم اکثر مواقع با مسافرم مشاجره داشتم ولی با آموزش های کنگره به آرامش نسبی رسیدم.

همسفر فاطمه: اگر خوبی های دیگران را پنهان کنیم خوبی های خودمان هم پنهان می شود. نیروهای منفی مثل داروهای شیمیایی هستند سریع جواب می دهند ولی بعد از گذشت زمان به بدن ما ضرر می زنند. ولی داروهای گیاهی مانند نیروهای مثبت هستند، درمان با داروهای گیاهی زمان می برد ولی درمان، ماندگار است.

همسفر مینا: در یک سی دی آقای مهندس می گفتند وقتی وارد سفر دوم می شوید مشکلات بیشتر می شود، نیروهای منفی انرژی شان را جمع می کنند تا انسان را به تاریکی ها برگردانند من فکر نمی کردم سفر دوم سخت باشد.

همسفر لیلا(راهنمای لژیون): ما هیچ گاه در زندگی نمی توانیم بگوییم که مشکلاتمان تمام شده است کسی که در سفر دوم دچار مشکل می شود و برایش سخت است در سفر اول فکر می کرده است که اگر وارد سفر دوم شود همه چیز درست می شود. ما در کنکره نوع نگاهمان به مشکلات تغییر می کند و این همان جهان بینی است. در سی دی حقه 1 آقای امین می گوید راهنما مشکل رهجویش را حل نمی کند، فقط به رهجو آموزش می دهد تا جهان بینی اش تغییر کند و نوع نگاهش به دنیا عوض شود.
آقای مهندس می فرمایند: پایان هر مشکل سر آغاز مشکل دیگری است. ما قوی تر می شویم راه حل مشکلاتمان را یاد می گیریم، در اکثر موارد مشکلات ما راه حل ساده ای دارند ولی چون ما دانش لازم را نداریم برایمان سخت می شود. انشاالله همه بچه های سفر اول و سفر دوم آن چیزی که خیر است برایشان پیش بیاید و بتوانند قدرتمند شوند و در جهت خیر حرکت کنند.

همسفر شهلا: در سفر دوم چون در مسیر مستقیم قرار می گیریم بیشتر مورد امتحان قرار می گیریم و هر چه به کنگره و راهنما بیشتر وصل باشیم بهتر می توانیم راه درست را تشخیص دهیم.


همسفر لیلا( راهنمای لژیون):چه در سفر اول و چه در سفر دوم دست شما باید در دست راهنما باشد به محض اینکه این پیوند قطع شود مشکلات شروع می شود.
و اما در مورد سی دی حقه 2، آقای امین در مورد سه مورد از بلاهایی که سر انسان قرار می گیرد که خداوند در کلام الله از آنها صحبت کرده است، توضیح می دهند. که این سه بلا عبارتند از کبر، شرک و کفر.
شرک یعنی کسی را جای خداوند قرار دادن و او را پرستش کردن.
کفر یعنی پنهان کردن و نقطه ی مقابل شکر است.
شکر نعمت، نعمتت افزون کند               کفر نعمت از کفت بیرون کند
من وقتی در زندگی کفر می ورزم و کافر می شوم یعنی نعمت هایی که خداوند به من داده است را پنهان می کنم و خوبی های وجود دیگران را پنهان می کنم.
هر گاه کلام الله را می خواندیم، می گفتیم مشرکان زمان پیغمبر زندگی می کردند و خدا را شکر که ما کافر نیستیم، اما وقتی سی دی ها را گوش کردم به این نتیجه رسیدم که هم کبر داشتم، هم شرک و هم کفر ورزیدم و خودم خبر نداشتم. کتابی خواندم که می گفت خداوند با بنده ی خودش صحبت می کند، در کتاب می گفت هرگاه از خداوند خواسته ای دارید خداوند را شکر کنید، وقتی که خداوند را به خاطر داشته هایت شکر کنید خیلی بهتر است تا اینکه با حالت تزرع از خداوند بخواهید و ارتعاشی که با آن دعا می کنید بسیار مهم است.
وقتی من دعا می کنم و خواسته ای از خداوند دارم اگر با حالت ناله دعا کنم احتمال رسیدن به آن دعا کم است ولی اگر شکر گزار خداوند باشم به خاطر نعمت هایی که دارم و نعمت هایی که می خواهم بدست بیاورم. بهتر مورد قبول خداوند قرار می گیرد. خداوند دعای کافران را نمی شنود. سعی کنیم همیشه در زندگی شکر گزار باشیم و با شکر گزاری آرام آرام از کفر ورزیدن دور شویم. همگی در مشارکت های خود به این موضوع اشاره کردید که وقتی خوبی های دیگران را پنهان کنید خوبی های خودت هم پنهان می شود. همان طور  که آقای امین می گویند شما یک قطعه زمین مرغوب دارید ولی آن زمین خوب را نمی بینید، و در زمینی که شوره زار است بذر را می کارید و برایش تلاش می کنید و نتیجه ای نمی بینید. یکی از علت هایی که ما خیلی وقت ها به خواسته هایمان نمی رسیم همین است. علت دیگر کبر و شرک است. من از اعضای لژیون خواستم خوبی ها و بدی های خودشان را بنویسند اکثرا نمی توانستند، و پیدا نمی کردند. بخصوص خوبی های خود را.  جالب این بود که گفتم خوبی ها و بدی های مسافرتان را بنویسید همه کامل  نوشتند. پس نکته این جاست که ما وقتی توجه مان  به سمت دیگران است،  خوبی های خودمان را نمی بینیم، سعی کنید  خوبی و بدی خود را هم ببینید. 
نکته ی دیگری در این سی دی بود که می گفتند اگر بروید و به ارباب روستا بگویید که سهم آب من دو ساعت است و به تو هشت ساعت آب بدهد، در این صورت تو مشرک می شوی و ارباب چیزی را به تو داده است که سهم تو نیست بلکه حس، انرژی و مال  دیگری است که ارباب گرفته و به تو داده است.
وقتی انسان در مسیر مستقیم حرکت نکند، در مسیر اشتباه قرار می گیرد. مثلا  اختلاس می کند و پولی را وارد زندگی اش می کند که حرام است و با طبیعتش سازگار نیست. مثل اینکه خون آلوده ای به بدنت وارد کنند و در ادامه بیماریهای زیادی خواهی گرفت. هم  جسمی هم روحی.

ما انرژی روزانه خود را از کجا تامین می کنیم؟ مثلا غیبت می کنم و انرژی می گیرم ولی این امر در ابتدای کار مثل مصرف مواد است انرزی دارد. اما چون از راه اشتباه است و وارد وجود من شده است و با طبیعت من سازگار نیست باعث می شود حس های من و وجود ناب و حقیقی من آلوده شود. بعضی پدر و مادر ها لقمه حلال برایشان با ارزش است و می گویند نمی خواهیم گوشت و پوست و استخوان فرزندمان با مال حرام عجین شود.  این درست است ولی حرام بودن فقط مخصوص پول نیست بلکه حس و انرژی ما هم باید حلال باشد.
سال های سال است که وجود ناب خودم را با حس های اشتباه پر کرده ایم و انرژی مان را از این مسیر  بدست آورده ایم و از مسیر درست خارج شده ایم. همین باعث شده آرام آرام خوبی هایمان پنهان شود. همان طور که خداوند در کلام الله می فرمایند: (به چشم،گوش و قلب شما مهر زده می شود). و ما شروع می کنیم خودمان را سرزنش کردن  واینقدر خوبی هایمان را پنهان می کنیم که احساس گناه کنیم.
اینکه ما وقتی تاریکی ها و ضد ارزش های خود را پنهان می کنیم نباید باعث شود که حالمان بد شود. اتفاقا من در کنار بدی ها باید  خوبی ها و ارزش خودم را بدانم و بگویم من وجودی هستم سرشار از روشنایی و تاریکی.  هر دو را بپذیرم تا آرام آرام تغییراتی درون خود ایجاد کنم.
 وقتی ما در کنگره می گوییم خودتان را پیدا کنید و تاریکی هایتان را ببینید، معنی اش این نیست که خودت را سرزنش کنید و احساس گناه کنید. بلکه بدین معنی است که نگاهت را از بقیه به سمت خودتان بیاورید. همه هدف ما در کنگره این است که نگاه همسفر به سمت خودش برگردد.

تفاوت نیرو های منفی و نیروهای مثبت این است که نیروهای منفی اول به ما انرژی می دهند، ولی بعد از مدتی به ما حس و حال منفی می دهند. ولی نیروهای مثبت بالعکس هستند. خداوند وعده می دهد و به آن هم عمل می کند. به طور مثال می گوید اگر در مسیر درست حرکت کنید من به تو پاداشی می دهم که فکرش را هم نمی کنید. ولی ممکن است محقق شدنش سال ها طول بکشد و یا ممکن است نعمت دیگری در مقابل آن تلاشی که انجام داده اید به شما عطا شود.
بنابراین نیرو های منفی ابتدا آن چیزی را که بخواهی به تو می دهند ولی بعد بهایش را چندین برابر از تو می گیرند. و در تاریکی ها اسیر می شوید.

کسی که مصرف کننده می شود ابتدا انرژی خودش را از مواد می گیرد. ولی بعد از گذشت مدت زمانی دیگر آن لذت را ندارد و باید بهایش را پرداخت کند و زندگی اش را از دست بدهد. اما نیروهای مثبت برعکس هستند تو اول باید برادری خودت را ثابت کنی بعد  به تو پاداش می دهند.
اصولا نیرو های منفی به راحتی ما را رها نمی کنند و نیرو های مثبت هم به راحتی قبولت نمی کنند. برای همین است که سفر یک کم سخت است. چون وقتی در صراط مستقیم قرار می گیرید  می خواهید از نیرو های منفی جدا شوید اما نمی توانید و ممکن است نیرو ها بند پای تو باشند و مانع حرکتت بشوند.
من هر گاه که می خواستم حرکت کنم  و در مسیر درست قرار داشتم به شکل های مختلف موانع درونی وبیرونی مقاومت می کردند، از جمله ترس، شک، نا امیدی و...

همانطور که در وادی یازدهم یاد گرفتیم که رود خروشان وقتی می خواهد حرکت کند، در مسیر خود با موانع و سنگ ها بر خورد می کند. ولی مهم این است که  چشمه جوشان را داشته باشید و آموزش بگیرید.  وقتی مشکلی برایتان بوجود می آید در موردش تفکر کنید و راه حلش را پیدا کنید و بعد حرکت کنید. اما متوقف نشوید.
من هرگاه این مقاومت ها زیاد می شوند؛ می فهمم که مسیرم درست است و سعی می کنم قوی تر حرکت کنم.

همسفر شهلا: داستان است که می گوید یک پزشک  با شیطان معامله ای کرد و شیطان به او گفت تو بیست سال هر خواسته ای داشته باشی اجرا می شود. ولی بعد از بیست سال در اختیار ما هستی و هر چه ما بگوییم را باید انجام دهی.  در واقع اشاره به این است که در خدمت نیروهای منفی بودن، اختیار را از انسان سلب می کند.

همسفر لیلا(راهنمای لژیون):  وقتی  با نیروهای منفی و تاریکی ها معامله می کنید، فرماندهی وجود خود را از دست می دهید. می خواهید کار درستی را انجام دهید ولی چون با نیروهای منفی معامله کرده اید این اجازه داده نمی شود.
  من می خواهم آموزش بگیرم، خدمت کنم. ولی اجازه اش به من داده نمی شود.  تنها راه حل آن هم فرمانبرداری کردن از کسی است که مربی تو است.
آقای امین در سی دی معلم می فرمایند: با نافرمانی از خداوند از مسیر خارج می شوید و نمی توانید درست یا غلط بودن اشتباهات خود را تشخیص دهید. این بدین معنی است که نیروهای منفی لباس زیبا می پوشند و با وجود این لباس زیبا، ما نمی توانیم ماهیت واقعی آنها را تشخیص دهیم و متوجه  شویم که کاری که انجام می دهیم درست است یا اشتباه.


نویسنده: همسفر سمیه
عکاس: همسفر مریم 




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1398/05/4 ] [ 08:46 ب.ظ ] [ همسفر فاطمه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو