ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ
به نام پرودگار خوبی ها
لژیون «تو فقط لیلی باش » روز دوشبه مورخ 4/6/1398 باحضور گرم جمعی از همسفران و استادی موقت همسفر شهلا، دبیری همسفر فاطمه «خ» و با دستور جلسه ی "سی دی قضاوت" راس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود .


مشکل اصلی انسان در مسیر تزکیه و پالایش کردن، زدودن تاریکی نیست ،بلکه مشکل اصلی در مرحله تزکیه و پالایش ندیدن تاریکی است و در حقیقت آموزش های راهنما و کنگره مثال همان نورافکنی هست که روی یک قاتل حرفه ای قرار می گیرد و دیگر نمی تواند صفات خود را پنهان کند، چون انسان تا زمانی که صفات بد و ناخوشایند را در خودش نبیند دست به پالایش نمی زند و تمام تلاش نفس اماره این است که آن صفت منفی روئیت نشود.

در ادامه مطلب بخوانید


با قوت گرفتن از قدرت مطلق الله جلسه را آغاز می نمائیم.  سلام دوستان شهلا هستم یک همسفر. امیداوارم حال و احوال شما خوب باشد. به حمدالله حال من هم خوب است و دعا می کنیم که خانم لیلا راهنمای خوبمان هر کجا هست سالم و سرحال باشد. 

و اما مشارکت های اعضای لژیون در مورد سی دی قضاوت:

همسفر عزت : من قبل از این که وارد کنگره شوم در مورد مسافرم و اطرافیان خیلی قضاوت می کردم و تمام حال خرابی اش برای خودم بود و من را دچار بیماری های مختلف کرده بود و تمام انرژی من را گرفته بود؛ تا این که با آموزش های کنگره که آشنا شدم سعی خودم را می کنم که برای دیگران قضاوت نکنم و نتیجه این شد که اکثر بیماری های من خوب شده و به آرامش رسیدم.

همسفر فاطمه ه: من به این نتیجه رسیدیم که وقتی دیگران را قضاوت می کنیم بیشتر حال خودمان خراب می شود و دچار بیماری اعصاب و روان می شویم، امیدوارم بتوانم از آموزش‌های کنگره استفاده کنم و نتیجه حال خوش را در خودم و اطرافیانم ببینم.

همسفر مریم : من قبل از این که به کنگره بیایم در مورد مادر شوهرم خیلی زیاد قضاوت می کردم تا این که این مشکل را به خانم لیلا گفتم و ایشان من را راهنمایی کرد و از من خواست تا سی دی قضاوت را گوش کنم و نتیجه ای که از این سی دی گرفتم این بود که من هر قضاوتی در مورد مادر شوهرم انجام می دادم در وجود من هم هست و همین شد که سعی کردم پیدا کنم و همین باعث شد رابطه من با مادر شوهرم خوب شود.

همسفر لیلا ک: وقتی من سی دی وادی دوم را گوش می‌کردم که در ادامه سی دی قبل که وادی اول تفکر بود باید به این فکر کنیم که ما بیهوده به دنیا نیامده ایم و با تفکر درست می توانیم راه و روش زندگی خود را تغییر دهیم و روشنایی را در وجود خودمان حس کنیم و یک جای این سی دی در مورد قضاوت کردن بود که ما نباید با قضاوت کردن نکات منفی دیگران به خودمان آسیب بزنیم و باید سعی کنیم نکات مثبت دیگران را ببینیم و فکر خوب داشته باشیم تا بر جهل خود غلبه کنیم.

همسفر فاطمه ط: من در مورد مصرف مسافرم همیشه دیگران را مقصر می دانستم و آنها هم من را باعث تخریب مسافرم می دانستند و این شد که با این قضاوت کردن ها فاصله بین ماها به وجود آمد و روز به روز کینه بین ما بیشتر بشود و زمانی که خانم لیلا من را راهنمایی کرد در مورد قضاوت کردنم در مورد اطرافیان مثال یک بیابان خشک را زد که در اطراف خود به وجود آورده ام و این سی دی را که گوش کردم به قول آقای امین در حال قضاوت کردن جنگ درون به وجود می آید دقیقا این اتفاق در زندگی من رخ داد و تمام تخریب آن به خودم وارد شد.

همسفر زهرا قبل از این که وارد کنگره شوم وقتی یک مصرف کننده حال خراب را می دیدم از آنها ترس داشتم و همیشه در مورد آنها قضاوت می کردم و می گفتم چرا این ها اصلا روی زمین وجود دارند؟ تا این که خدا را شکر می کنم وارد کنگره شدم و از آموزش‌ها یاد گرفتم که آنها بیمار هستند و دیگراز آنها ترس ندارم و همیشه آنها را دعا می کنم و با گوش دادن به این سی دی متوجه شدم که اگر در گذشته از کسی بیزاری و نفرت داشتم باعث می شد حال خودم خراب بشود.

همسفر مهناز: آقای امین در این سی دی در مورد قضاوت کردن صحبت می کنند اگر یک صفت بد را در دیگران دیدیم و از آن صفات من بدم می آید نشان دهنده این است که آن صفات در وجود من است حالا یا به صورت آشکار و یا پنهان و نتیجه که من گرفتم این بود که اگر از یک نفر بیزارباشم و بدم می آید تبدیل به حسادت و کینه و...می شود. حالا شاید چند ماه و یا چند سال طول می کشد تا من بتوانم آن صفت را ببینم و برای من آشکار شود و ما نباید در مورد دیگران قضاوت کنیم تا به آرامش برسیم.

همسفر فاطمه : در همسایگی ما یک حادثه در مورد یک خانواده اتفاق افتاد و در آن دو فرزند قربانی شدند و کار من شده بود قضاوت کردن که چه طور و چگونه این اتفاق افتاد و تمام انرژی و وقت خود را روی این قضاوت گذاشته بودم و تمام انرژیم صرف این کار بود و تخریب زیادی به من وارد کرد تا این که با خانم لیلا در میان گذاشتم و ایشان من را راهنمایی کردند که از قضاوت کردن آن خانواده بیرون بیایم و خدا را شکر ثمره این کار حال خوش آرامشی شد که به من برگشت و به خودم آمدم.

همسفر شهلا: زمانی که من داشتم این سی دی را گوش می دادم برای من خیلی جالب بود که خانم لیلا تمام نکته های مهم این سی دی را قبلا به ما آموزش داده بود و نتیجه آن آرامشی است که الان دارم خدا را شاکر وسپاسگزارم که کنگره سر راه ما گذاشت تا با آگاهی بتوانیم با صفت های خود آشنا شویم و در حال تزکیه و پالایش باشیم تا به آرامش و آسایش برسیم.

با اجازه خانم لیلا درمورد نکته های مهم سی دی قضاوت برای شما صحبت می کنم:

خیلی وقت ها اتفاق می افتد که انسان صفات و ویژگی هایی را در افرادی و یا سیستمی و یا کشوری می بیند و حالش بد می شود و در این اندیشه هست که من از آن ویژگی و صفت به دور هستم و آن صفت را نمی پسندم و خوشم نمی آید و آقای امین فرمودند که از همان جنس صفات و ویژگی در آن انسان وجود دارد، چون من اگر این صفات را نداشتم نمی توانستم احساس کنم و بدم بیاید. مسئله مهم این جاست که آن صفت و یا ویژگی مثل دو تا جرم ممکن است در یکی زیادتر باشد و در دیگری کمتر باشد . 

مثالی که آقای امین می زند در مورد جاذبه ای که بین خورشید و زمین بوجود می آید یکسان است، یعنی نیرویی که به هم وارد می کنند مساوی ست، اما چون خورشید خیلی بزرگتر است تعیین کننده است و به زمین فرمان می دهد که تو به دور من بچرخ و این برای من خیلی جالب بودکه اگر صفت یا ویژگی بدی را در کسی مشاهده کردیم و در ما احساس نفرت وبیزاری بوجود آمد آن ویژگی در خود ما نیز هست یا به صورت آشکار یا به صورت پنهان .

این احساسی که به وجود می آید فقط بین دو تا انسان نیست، این احساس می تواند بین یک انسان و یک مجموعه یا یک سیستم یا یک کشور به وجود بیاید و من تجربه ای که از خودم دارم این است که من شخصا در مورد همه چیز و همه کس قضاوت می کردم و بزرگترین مشکل زندگی من بود و دقیقاً زمانی که دچار احساس بد شدیم در موردش قضاوت انجام می دهیم و شروع می کنیم به تجزبه و تحلیل کردن؛ سپس منجر می شود به محکوم کردن آن شخص یا  مجموعه ای که نسبت به آن احساس بدی داریم و یک مجازات را برای آن شخص در ذهن و اندیشه مان در نظر می گیریم .

و این که آقای امین در این سی دی فرمودند در ابتدا انسان درگیر یک جنگ درونی می شود و این توان را دارد که در یک لحظه با چند موضوع جنگ بکند، اگر بعضی اوقات در جنگ های بیرونی گلوله یا توپ به هدف نمی خورد، ولی در جنگ های درونی حتما به هدف اصابت می کند .

جنگ های درونی هم مانند جنگ های بیرونی حاصلی جز تخریب و ویرانی ندارد و باعث می شود از انسان انرژی بسیاری گرفته شود و هزینه اش بسیار بالاست و آدم سنگینی بسیار شدیدی در خود احساس می کند و اتفاق بعدی این است که آن بخش تاریک یا صفت ناخوشایند همانند یک قاتل حرفه ای عمل می کند و با هزاران جرم در جایی پنهان می شود و با خیال راحت به نقشه کشیدن برای حرکت های بعدی مشغول می شود .

این فرآیند همیشه روی قضاوت های بی مورد، محکوم کردن و قیاس هایی که انسان انجام می دهد انجام می شود ،حال اگر انسان این فرآیند را متوقف کند یعنی دست از جنگیدن و محکوم کردن آدم هایی که در آنها صفاتی می بیند که خوشش نمی آید و ناراحتش می کند بردارد و قضاوتی نکند با عث می شود آن صفت یا ویژگی بد را در خودش ببیند؛ همانند نورافکنی که به روی قاتل حرفه ای می افتد و دیگر نمی تواند پنهان شود.

مشکل اصلی انسان در مسیر تزکیه و پالایش کردن، زدودن تاریکی نیست ،بلکه مشکل اصلی در مرحله تزکیه و پالایش ندیدن تاریکی است و در حقیقت آموزش های راهنما و کنگره مثال همان نورافکنی هست که روی یک قاتل حرفه ای قرار می گیرد و دیگر نمی تواند صفات خود را پنهان کند، چون انسان تا زمانی که صفات بد و ناخوشایند را در خودش نبیند دست به پالایش نمی زند و تمام تلاش نفس اماره این است که آن صفت منفی روئیت نشود.

انسان در مورد مسائلی که مربوط به خودش هست باید قضاوت کند، اما حیطه قضاوت او نباید وارد حریم دیگران بشود و در مورد مسائلی که علم و آگاهی ندارد نباید قضاوت کند .

مشکل اصلی انسان ابتدا از ذهن شروع می شود، زیرا ذهن ما مدام در حال حرف زدن است و فقط می خواهد شلوغ کند، منبع اصلی نا آرامی هر انسانی ذهن شلوغ است ذهن می خواهد شرایط اتفاقات و آدمها را کنترل کند، مدام نگران است که مبادا اتفاقی بر خلاف میلش بیافتد؛ از این رو دچار ترس، خشم.... می شود و پیشاپیش درباره هر چیزی قضاوت می کند ما بایستی هر چیزی را همان گونه که هست بپذیریم و با واقعیت هرچیز روبرو شویم و بدانیم قضاوت منبع اصلی به هم ریختگی های انسان است .

همسفر زیبا : زمانی که من سی دی روابط حسنه را گوش می کردم که آقای مهندس فرمودند وقتی کلامی از دهان خارج می شود دیگر مالک آن نیستیم زیرا سخن مثل اسکناس است وقتی اسکناس را خرج می کنیم این پول دست به دست می چرخد و به دست صدها نفر می رسد غیبت نیز همین گونه است افراد چه حرف خوب و چه حرف بد شما را به یکدیگر منتقل می کنند و همین شد که من الان در زندگی بیشتر دقت می کنم که چه طور و چگونه حرف بزنم و قضاوت کنم که تخریب برای خودم و دیگران که منشاء آن غیبت است به وجود نیاورم.

همسفر سپیده: هفته گذشته که مسئول تهیه گزارش لژیون در حال نوشتن بودم صحبت های خانم لیلا که درباره قضاوت کردن بود روی من تاثیرگذار بود و من در همان روز در جمعی قرار گرفتم که در مورد یک نفر که مشکلی داشت که باعث مرگ آن فرد شده بود قضاوت می کردند و من تنها کسی بودم که در مورد آن شخص قضاوت نکردم و اطرافیان به من اعتراض کردند که چرا حرفی نمی زنم؟ من خدا را شکر کردم با آموزش هایی که از طرف خانم لیلا و نوشتن گزارش گرفتم توانستم در آن روز کار ضد ارزشی که قضاوت کردن بود انجام ندهم.

همسفر شهلا: خداوند آن گاه که انسان را خلق کرد ویژگی‌های خاص به انسان داد و یکی از آن ویژگی ها اختیار بود که به من و شما داد وقتی به انسان اختیار داد در واقع به او قدرت قضاوت هم داده شد و ما اگر دقت کنیم لحظه به لحظه زندگی خود را در حال قضاوت کردن هستیم حال این انتخاب من و شماست که در راه خیر برویم یا فسق و فجور.

در آخر لژیون با دعای همسفران به پایان رسید.

نویسنده: همسفر شهلا

تصویرگر: همسفر مریم




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1398/06/6 ] [ 11:48 ب.ظ ] [ همسفر شهلا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic