ܓ✿ تـــو فــقــطــ لــیــلــی بــاش ܓ✿
تو فقط لیلی باش... دل مجنون با من... گذر از این هفت خان... سخت و آسون با من! (وب لژیون همسفر لیلا) 
قالب وبلاگ

به نام اولین عاشق که اوست 

لژیون "تو فقط لیلی باش"روز دوشنبه مورخ 1398/7/1

با حضور گرم جمعی از همسفران و استادی همسفر لیلا با دستور جلسه ی سی دی سبزه ها راس ساعت 17:30

آغاز به کار نمود. 


وقتی که نگاه می کنیم می بینیم که مشکلات اکثرش دست خودمان است و خودمان آن ها را به وجود آورده ایم‌؛ اما خداوند باز با وجود تمام این ها در کنار ما هست، راه را به ما نشان می دهد و با نشانه هایش به ما کمک ‌می کند.

در ادامه مطلب بخوانید

همسفر لیلا(راهنمای لژیون): سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر. خوش آمد می گویم خدمت شما همسفران عزیز، امیدوارم که حالتان خوب باشد. دستور جلسه امروز سی دی سبزه ها هست. هر برداشتی از این سی دی داشتید را بیان کنید:

همسفر سمیه: یک قسمت از سی دی که آقای مهندس در مورد نیروهای منفی و تخریبی می گویند که نیروهای تخریبی مکمل این است که اگر تاریکی باشد می توانیم به نور برسیم. بعد وقتی که این سی دی را گوش می کردم من یاد آن مثالی افتادم که شما گفتید: مشکلاتی که پیش می آید مثل یک توپی است که درون گوی می اندازیم من دقیقاً این اتفاق برایم افتاد. یک مشکلی برایم پیش آمد آن قدر حالم بد شد که گفتم من بدبخت ترین آدم هستم، بعد کمی که از این موضوع گذشت من به حکمت آن پی بردم و پیشرفت کردم.

همسفر لیلا( راهنمای لژیون): تعادل این نیست که تو اصلاً عصبانی و خشمگین نشوی و اصلاً هیچ اتفاقی برایت نیفتد؛ یا اتفاق ناخوشایندی برای تو رخ داد، خیلی ریلکس بنشینی و بگویی حالم خیلی خوب است! آرامش دارم!

نه این طوری نیست...!

آقای امین می گوید: تعادل یعنی اینکه تو از آن نقطه آرامش خارج می شوی مثل آن توپی که در یک بشقاب است و خارج می شود و می چرخد دور خودش و دوباره به نقطه خودش بر می گردد، تعادل هم همین طور است؛ از آن نقطه آرامش خودت خارج می شوی و دوباره بر می گردی سر جای خودت.

یعنی یک نفر می تواند من را عصبانی و ناراحت کند من از آن نقطه خارج می شوم و بر می گردم دوباره سرجای خودم. ولی بعضی ها به خودشان سخت می گیرند و می گویند نه، من باید آرامش را حفظ کنم و بعد از خودت توقع پیدا می کنی و بعد یک مرتبه یک جایی خراب می کنی. باید توقع تان از خودتان در حدی باشد که بتوانید انجامش دهید؛ یک وقت هایی از خودمان توقع کار هایی را داریم که نمی توانیم از پس آن بر آییم ، برای همین عزت نفس شما پایین می آید. پس خودتان کارهای کوچکی را انجام دهید و به خودتان پاداش دهید

همسفر عزت: این جا که می گوید نیروهای منفی جزو بافت زندگی ما هستند. من قبل از این که وارد کنگره شوم شب تا صبح بیدار بودم و گریه می کردم و می گفتم چرا این قدر حال مسافر من باید خراب باشد، بعد که این سی دی را گوش کردم خیلی آرام شدم. 
در این سی دی می گوید اضداد باید باشد، تا بدی نباشد خوبی نیست
.

همسفر مریم: مشکلات یا مسائلی که در زندگی ما به وجود می آید و تاریکی هایی که برایمان به وجود می آید را خودمان خلق کرده ایم یا خداوند به ما داده است؟ 

همسفر لیلا (راهنمای لژیون): در سی دی حفره سیاه آقای مهندس می گویند زندگی ما مثل یک کاغذ سفید است که چیزی روی آن کشیده نشده است‌. خداوند یک سری نقطه های سیاه روی این صفحه ی نقاشی سفید می گذارد این نقطه سیاه ممکن است (تقدیر، نامه ی پیشین یا خواسته ی خداوند ) باشد.

حالا ما یک نقطه سیاه داریم، از این به بعد قلمو را می دهد دست تو و تو باید با این نقطه یک نقاشی بکشی. جمله ای هست که می گوید: غم بزرگ می تواند انسان را به بالاترین نقطه برساند، یا پایین ترین نقطه برساند.

خداوند این قلمو را داده دست تو و تو می توانی خوب نقاشی کنی آسمان زیبا و درخت و دریا و همه ی چیزهای زیبا را بکشی یا می توانی بزنی و کامل صفحه را خط خطی و سیاه کنی. یک سری از مسائلی که در زندگی ما به وجود می آید دست ما نیست، ما آن را به وجود نیاوردیم، دست خداوند است، حالا خواست اوست، تقدیر ماست یا هر چیز دیگر، خیلی در بهر این چیزها نباید برویم؛ آن نقطه را او می گذارد و این که تو چه کار می کنی این دست تو است.

و یک نکته دیگر؛ خداوند در یکی از آیه های کلام الله می گوید: مصیبتی به شما نمی رسد مگر اینکه از طرف خودتان باشد؛ یعنی این خود شما هستید که مسائل و مشکلات را برای خودتان به وجود می آورید و این موضوع کاملاً درست است؛ چون از طرف خداوند هیچ شری به ما نمی رسد. اگر چیزی در زندگی من وجود دارد که به شخصیت من، صور پنهان و آشکار من دارد آسیب می رساند چیزی است که خودم برای خودم درست کرده ام، خودم رفتم سراغش و خودم هم باید درستش کنم.

حالا تفاوتش چیست؟یک مشکلاتی برایم به وجود آمده، از کجا بفهمم این مشکل را خودم به وجود آورده ام یا خداوند به وجود آورده است؟ این دو تفاوت هایی باهم دارد.

یکی این که مشکلی که من با دست خودم درستش کرده ام من را می سوزاند و خاکستر می کند؛ مثل اینکه تا قبل از این می گفتید من می سوزم و می سازم و قربانی شده ام و زندگی همین است، من را می سوزاند و خاکستر می کند؛ اما مشکلی که خداوند به من می دهد من را به ارتقاء‌‌‌ می رساند؛ یعنی می توانم راه را از دل آن پیدا می کنم و در آن رشد کنم و به جای این که بشینم و خاکستر شوم ساخته شده و رشد کنم.

این چیزی است که خداوند به تو داده، هدفش هم ارتقاء تو بوده است. اما اگر می بینی داری می سوزی و بی هدف داری زندگی می کنی، به عقب داری برمی گردی، بدان آن را خودت بادست های خودت ایجاد کرده ای؛ مشکلاتی که از طرف خودمان ایجاد می شود حال خرابی خیلی بدی دارد؛ اما آنچه خداوند به ما می دهد ممکن است حالمان بد شود، ولی ته آن یک حال خوشی و یک آرامشی است که می دانی این موضوع از طرف خداوند است.

از آن گذشته خداوند وقتی دردی می دهد درمانش را هم می دهد.

آقای امین می گویند هرچه برای ما اتفاق می افتد یا آموزش است یا مجازات؛ اما در هر دو صورت قرار است ما به ارتقاء برسیم.

هر مشکلی که در زندگیمان برایمان به وجود می آید با عقل خود می توانیم تشخیص دهیم‌ که من خودم با دستم خودم آن را درست کرده ام یا خداوند به من داده است! حتی اگر دانش و آگاهی نداشته باشی با عقل خودت می توانی متوجه شوی؛  بعد از این که متوجه شدی باید راه حل اش راپیدا کنی و شروع به حل آن کنی.

در دو صورت باید تلاش کرد تا از تاریکی خارج شویم. نمی توانی بگویی خداوند به من داده من می مانم در این تاریکی ، خدا داده که راه خروج را پیدا کنی، پس حرکت کن و نتیجه را به خداوند واگذار کن.

وقتی که نگاه می کنیم می بینیم که مشکلات اکثرش دست خودمان است و خودمان آن ها را به وجود آورده ایم‌؛ اما خداوند باز با وجود تمام این ها در کنار ما هست، راه را به ما نشان می دهد و با نشانه هایش به ما کمک ‌می کند.

در آخر لژیون با دعای همسفران به پایان رسید.

نویسنده: همسفر اعظم ع

تصویر گر: فاطمه همسفر محمد




طبقه بندی: گزارشات لژیون، 
[ 1398/07/11 ] [ 09:14 ق.ظ ] [ همسفر لیلا (راهنمای لژیون) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی که خسته از دنیای تاریک و ظلمانی اعتیاد، و با پیمودن راه های دشوار و پر از خطر، با پاهای خسته و ناتوان، به "اینجا" می رسی، بدان که اینجا سرزمین عشق است. سرزمین نور و امید.
ܓ✿اینجا کنگره ی 60 است...ܓ✿
در این سرزمین تو را همسفر می خوانند و همراه غرق شده در تاریکی اعتیادت را مسافر.
هر چند هر دو مسافرید! مسافرانی به مقصد عشق...
هر روز این سفر عینِ خوشبختی ست...
هر روزش فهمیدن و بزرگ شدن است، هر لحظه اش امید است و شوق..
و تو با هر قدم می رسی، با هر تپش قلبت اوج می گیری...
اینجا یاد می گیری از کنار تمام آدم هایی که برایت از محال بودن خواسته هایت می گویند بگذری و به حرمت تمام چشم هایی که منتظر رسیدنت هستند تلاش کنی.
مدال زیبای رسیدن تنها سهم توست.
افتخار فتح این قله، تنها باید نصیب دست های خسته ی تو شوند.
گرما و سرما، باد و باران، برف و تگرگ، طوفان و گرباد، هر چه باشد، نمی تواند مانع تو که کفش های آهنینت را به پا کرده ای و راهی سفر شده ای باشد...!
و این جاده میزبان قدم های توست...
حالا که عزم رفتن کرده ای، چشمانت را ببند و تمام روزهای سخت را دوره کن، تمام روزهایی که حق تو خندیدن بود و سهم چشمانت اشک شد!
تمام شب هایی که آسوده به صبح نرسید...!
تمام شادی هایی که بدهکار این قلب مهربانی!
حالا تو ماندی و گام هایی به استواری یک کوه و قلبی مملو از امید و عشقی پر رنگ تر از هر روز.
مسافر سرزمین آرزوها، تو فقط برو!
ببین که پشت سرت تمام آبی آسمان را ریختم..!
دلت آرام...
یکی اینجا به تو قول داده...
قول داده که تمام خستگی هایت را جبران می کند...
پس فراموش نکن که وعده ی او، هرگز دروغ نیست...
اینجا سرزمین آرزوهاست...
اینجا کنگره ی 60 است...
و این وبلاگ متعلق به لژیون همسفر لیلا، در شعبه ی امین گلی خمینی شهر اصفهان است.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فال تاروت سه کارتی | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی | sales رپورتاژ
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو